دلم می خواست دادم

با سلام خدمت دوستان داستان از جایی شروع میشه من پسری بودم که تو محل همه بهم اعتماد داشتند وفور کار بد از طرف من به ذهن کسی نمی رسید من خدایش نمی کردم تو سن 17سالگی بود که داشتیم سر کوچه از فوتبال و این جور کسشر ها حرف میزدیم یکی از بچه ها که باباش مذهبی بود برعکس خودش هی می گفت بریم ورزشگاه بازی ببینیم وووو…خونه اونا کسی نبود بچه ها داشتن فوتبال بازی می کردن توپشتون افتاد تو خونه اینا رفت آورد تا رفت آورد دوستان رفتن و فقط منو اون موندیم دوباره افتاد من گفتم من میرم یه دستشویی هم تو حیاط میرم توپ انداختم واسه بچه ها و رفتم سمت دستشویی. هوا گرگ میش بود دستشویی پشت خونه تو حیاط خلوت بود در وا کردم رفتم تو سر پا شاشیدم
داشتم کیرمو تکون تکون می دادم که یه دفعه یکی از پشت بغلم کرد ترسیدم تا برگشتم دیدم رفیقمه گفتم کونی مرض داری مگه حرفی نزد با دستش کیرمو ماساژ می داد تو سه ثانیه راست کردم شرتم تا زانو پایین بود از پشت می مالید با کیرم اروم بازی می کرد تا اومدم به خودم بیام شل شده بودم دیگه انگشتانش تو سوراخ کونم بود یه تف خیلی لزجی زد به انگشتش که یه دفعه انگشتش تا عمق وجودم حس کردم دست خودم نبود شهوت نمی زاشت تکون بخورم خودم خم شدم دو سال از من کوچکتر بود ولی هیکلش از من درشتر بود
سر کیرش واقعا درشت بود تف مالی کرد گذاشت در سوراخ دو سه باری زور زد نرفت تو سوزش داشتم خودمو شل کردم با دو دستش لمپر ها باز کرد سر کیرمو میزون گذاشت کلفتیش حس می کردم با یه فشار سرش تو رفت سوزشم خوابید درد جاشو گرفت وایساد چند ثانیه وایساد بعد همشون جا کرد داشت تلمبه میزد که زبونش وا شد که 6ماه تو کف منه می خواسته پیشنهاد بده و عاشق کونم بوده خیلی دوست داشته دستان به دیوار دستشویی سفر کرد تلمبه های اون تا مغز وجودم میومدم خوشحال بودم انصافاً دیگه داشتم حال می کردم بکن بکنم بلند شده بود و اونم حشری تر هر لحظه که کیرش میومدتا ته لذتی وصف نشدنی داشت . وایسادم از پشت بغلم کرد و گردنم و می خورد گرمی ابشوو تو کونم حس کردم یه آهی کشید از ته وجود یه لرزشی خورد که با لرزش اون منم آبم اومد نمی دونم چرا ولی دادم بهش پشیمونم نیستم که تا الانم هنوز باهاش هستم یه دوساله که بهش می دم خوبم می کنه دمش گرم منم تک پر اونم کونی هستم ولی فقط واسه یه نفر امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: پژمان

بازدید 19,757

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “دلم می خواست دادم”

  1. سعی کنید هوشیار باشید, چرا که همیشه به دنبال یه توپ پسر بچه ایی خواهد آمد.خیلی ها از همین زمین های خاکی و توپ پلاستیکی شروع کردند.

  2. یاد آن روزی که کونی داشتیاین چنین کون نبودی آبرویی داشتیای که بینی پژمان را با پشت خماین پژمان را نبین ما یک هلویی داشتیم

  3. با وجود این که خودم گی هستم و با داستانای گی هم حال میکنم ،اما این داستان اصلا جالب نبود ،خیلی با عجله و کوتاه نوشته شده و آنچنان توصیف سکسی و تحریک کننده ای نداره ،انگار به صورت یه انشا نوشته شده که فقط باید بیشتر از 10 خط بشه و همین که نویسنده به مرز 10 خط رسید ،سر و ته داستان رو به هم آورده و وارد جزییات نشده .اما از نظر نگارشی و نداشتن غلط املایی خوب بود و ایرادی نمیشه بهش گرفت.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید