دلم میخواد باهاش سکس کنم ولی نمیتونم خیانت کنم!

سلام دوستان
امیدوارم حال دل و زیر دل همتون خوب باشه

دلم میخواد باهاش سکس کنم ولی نمیتونم خیانت کنم !
این جمله ای بود که از همسرم الهه شنیدم . وقتی که فکر میکرد من توی اتاق خوابم و آروم داشت تلفنی صحبت میکرد .
از وسط راهرو برگشتم توی اتاق و روی تخت دراز کشیدم. واقعیت فانتزی سکس همسرم با یه غریبه همیشه تو ذهنم بود ولی وقتی به واقعیت نزدیک میشه یکم حسش فرق میکنه . این دوستانی که داستان مینویسن دوستم رو آوردم و زنم رو کرد و … نمیگم همش ولی بالای 95 درصدش فقط به لحظه سکسش فکر کردن . چه برسه بخوان عملیش کنن
اینکه زنت جلوی خودت سکس کنه شاید برای یه سری افراد مثل خود من جذاب باشه ولی فقط همون تایم سکس برات جذابه و وقتی فکر میکنی بعدش چه داستان هایی ممکنه توی زندگی واقعیت بیفته پشیمونت میکنه . ولی خب در حد فانتزی میتونه برای ذهنت و موقع سکس جذاب باشه .
دلم میخواست ببینم این کیه که الهه دوست داره باهاش سکس کنه و اینکه تهش میگفت نمیخوام خیانت کنم ته دلم رو قرص میکرد . واقعیت خود ما هم روی خیلی آدم ها ممکنه حس داشته باشیم و نمیتونه این چیزی باشه که خیلی عجیب باشه .
چند دقیقه ای که گذشت دیدم صدای در اومد و فهمیدم که الهه رفته دستشویی . سریع اومدم گوشیش رو نگاه کردم و دیدم مریم یکی از دوستانش بوده که باهاش صحبت میکرده . مریم دختری بود که بهش نمیخورد دختر بدی باشه و چند وقتی بود که طلاق گرفته بود و خونه مادرش زندگی میکرد و با ما رفت و آمد داشت . با هم صمیمی بودیم و باید از طریق مریم میفهمیدم اون طرف کیه …
فردای اون روز رفتم فروشگاهی که مریم لباس زنونه فروشی داره و رفتم داخل . تا من رو دید با خنده و تعجب پرسید اینجا چکار میکنی ؟ گفتم هیچی . رد میشدم از این جا گفتم بیام ببینمت. انگار خودش متوجه شده بود یه چیزیم هست و سوال کرد چیزی شده !؟ گفتم مریم یه چیزی بپرسم راستش رو میگی ؟ گفت بپرس . گفتم اون کیه که الهه دوست داره باهاش سکس کنه ؟! یهو جا خورد و گفت یعنی چی ؟ این حرفا چیه میزنی ؟ گفتم بابا نمیخواد سختش کنی . من مشکلی ندارم چون میدونم الهه دنبال این داستانا نیست ولی برام سواله . دیروز حرفاتون رو شنیدم . دیگه متوجه شد راه فرار نداره گفت اصلا اونطوری که فکر میکنی نیست . یه پسره ست توی محل کار الهه . حرف ما هم در حد شوخی بود . مثل حرفایی که شما آقایون هم بهم میزنین .
گفتم باهم رابطه دارن ؟ چیزی بینشون هست ؟ تو رو من خیلی قبول دارم و میدونم بهم دروغ نمیگی . اگر چیزی هست بهم بگو . نامردیه چیزی باشه و من ندونم . گفت تو رو خدا بین خودمون بمونه . اینا تو محیط کار یه کارایی با هم کردن ! ولی به خونه رفتن نرسیده . گفتم یعنی چی ؟ گفت الهه گفته یه جا تنها باهاش بوده و پسره کلی مالیدش و بیشتر که خواسته جلو بره الهه پشیمون شده و نذاشته . الان هم باهاش حرف نمیزنه . ولی خب انگار دلش میخواسته و نشده دیگه . تو هم دیگه بهش فکر نکن . تموم شده .
گفتم نه وقتی هنوز هم دوست داره باهاش سکس کنه یعنی تموم نشده . یکم توی خودم بودم که باز سوال کرد میخوای چیکار کنی ؟ گفتم یه چیزی بگم نمیخندی ؟ من بدم نمیاد انجامش بده ولی نه اینجوری .
با تعجب نگاهم کرد و گفت مشکلی نداری یعنی ؟!
گفتم خیلی شاید دارم جلو میرم باهات و زشته جلوت این حرفا رو بزنم . ولش کن درست نیست .
گفت نه ، یعنی فانتزیت اینه الهه با کس دیگه ای سکس کنه ؟ سرم رو انداختم پایین . راستش خجالت میکشیدم برای اولین بار این حسم رو اونم با یه خانوم در میون میذارم .
یکم سکوت کرد و گفت دلت میخواد بدون اینکه بفهمه صحنه سکس شون رو ببینی ؟ من میتونم کمکت کنم ؟
گفتم شوخی میکنی ؟چرا باید این کار رو کنی ؟
با خنده گفت فانتزیه دیگه . اون دلش میخواد تو هم دلت میخواد یکی این وسط میتونه کمک کنه انجام بشه . اونم منم . هم به دوستم کمک کردم کارش رو بکنه هم به تو .
کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد که حس کردم مریم متوجه شده و گفت تا تو یکم بشینی و استراحت کنی من برم از مغازه بغل برات یه چیزی بگیرم فشارت نیفته !! خیلی انگار تحت فشاری !!
خندیدم و گفتم باشه . رفت و با دوتا آبمیوه و کیک اومد و انگار یکم روش باز شده باشه پرسید میخوای برات یه جوری فیلمش رو بگیرم ببینی ؟
یه حسی اونجا داشتم واقعیت . هم داشتم به اون فانتزی خودم فکر میکردم هم از اینکه دارم با مریم در مورد سکس صحبت میکنم حشری شده بودم . بهش گفتم تو فانتزی ای نداری ؟ گفت چقدر رو داری تو ؟! پررو شدیا !
گفتم نه جدی ؟ دوست دارم منم کمکت کنم. توی ذهنم دوست داشتم بگه پاشو بریم خونه باهم سکس کنیم .
گفت دارم تو نمیتونی کمکی کنی !
گفتم خوب چیه ؟ گفت دلم میخواد برم تایلند این جاهایی هست که با ماساژ ارضا میکنن . دوست دارم برم اونجا یه بار و حسابی … که دیگه ادامه نداد .
یکم ترسم ریخته بود و باهاش راحت تر شده بودم و به اینی که جلوم نشسته و نقد تر بود فکر میکردم . با خنده و یواش گفتم میخوای خودم ماساژ یاد بگیرم !؟
دیدم سرش رو انداخت پایین و گفت بابا تو خیلی بیشعوری . من میخوام کمکت کنم تو میخوای منو …
گفتم خب خودت میگی ماساژ میخوام، منم میتونم ماساژ بدم کاری نداره که . تازه اصلش هم ماساژه نیست چیز دیگست !! دیدم داره از خجالت آب میشه و لپاش قرمز شده . گفتم فانتزیه دیگه . مگه من ندارم تو هم داری . بیا با هم هر دو تاش رو انجام بدیم.
دیگه برام مشخص شده بود که میتونم مریم رو یه کارایی باهاش کنم . گفت حالا بذار فکر میکنم بهش ولی اول بذار فیلم الهه رو با پسره بگیرم برات بفرستم به آرزوت برسی . گفتم پاشو مغازه رو ببند بریم یه جا کارت دارم . گفت کجا ؟ گفتم پاشو دیگه تا داغه !
مغازه رو بست و با ماشین رفتم سمت خونه . نزدیکای ظهر بود و خیالم راحت بود الهه تا عصر نمیاد . البته که چه خیال راحتی ! همون جایی بود که اون پسره هم بود ! و توی دلم میگفتم نکنه اونام الان مرخصی گرفتن و … هی مغزم رو متمرکز میکردم روی سکس با مریم . رفتیم داخل و بدون هیچ مخالفتی دیدم دنبالم اومد داخل . در رو قفل کردم و دیدم داره لباس های بیرونیش رو در میاره . با خنده گفتم روغن ماساژ یادمون رفت !
اصلا جوابم رو نداد و فقط ریز ریز میخندید . آروم از پشت بغلش کردم و گفتم چقدر خوب شد که الهه می خواست باهاش سکس کنه ! اگر این داستان نبود الان تو هم اینجا نبودی …
برگشت و سرش رو گذاشت روی سینم و گفت دلم میخواد تو بغلت بخوابم . دیدم مریم از من داغ تر شده و دیگه اونم نمیتونه تحمل کنه . دستش رو گرفتم و بردم سمت اتاق خواب . لباس هاش رو از تنش درآوردم و با یه شورت رفت روی تخت خوابید . لخت شدم و رفتم کنارش خوابیدم . با دستم روی شکمش می مالیدم و با انگشت هام بالا و پایین میکردم . از پایین ناف تا زیر سینه هاش رژه میرفتم با انگشت هام . دیدم چشامو بسته و با ریز ریز ناله کردنش میگه برو جلو تر . برو جلوتر
دستم رو از زیر شورتش بردم داخل و آروم آروم مالیدم . اول با یه انگشت و بعد با دو تا انگشت دستم رو سر می دادم تو و در میاوردم . خیس شده بود و داغ. آماده آماده …
همون جوری که چشاش بسته بود با خنده گفت فقط دست داری ؟! گفتم چی دوست داری جای دستم باشه ؟ جواب نمیداد و فقط در گوشش حرف میزدم و حشری ترش میکردم . شورتش رو درآوردم و دیدم نشست روی تخت و کیرم رو گرفت دستش و شروع کرد ساک زدن . انقدر خوب میخورد که انگار چند ساله دوست داشته بهش برسه و اونم به آرزوش رسیده .بهش با خنده گفتم آروم بابا بذار یه چیزیش هم واسه بقیه کار بمونه .
چند دقیقه کیرم رو توی دهنش گرفت و آروم آروم لیس میزد . دیدم خودش خوابید . یعنی دیگه وقتشه ، شروع کن . روی شکم خوابوندمش و بالشت رو گذاشتم زیر شکمش و کیرم رو آروم آروم دادم تو کسش . فقط ملافه تخت رو چنگ میزد و صورتش رو چسبونده بود به تخت . تلمبه هام رو محکم تر کردم و موهاش رو توی دستم گرفته بودم و می کشیدم سمت خودم که سرش رو با درد موهاش بیاره بالا . هر کاری میخواستم میکرد و اون لحظه فقط کیر من بود که فرمان میداد . به روی کمر خوابوندمش و خوابیدم روش . با دستاش کیرم رو گرفت و گذاشت روی سوراخ و منم آروم آروم تلمبه میزدم و لباش رو میخوردم . یه دفعه بعد از یه سکوت طولانی دیدم آروم در گوشم گفت الهه رو هم همین جوری میکنه ! جندش میشه ! جندش میشه ! کیرش تا ته میره توی کس الهه ! الهه جندش میشه ! کیف میکردم باهام حرف میزد. بهش تو همون حالت گفتم تو هم جنده خودمی ! تو هم دیگه جنده من شدی ! دیگه نمیتونستم کنترل کنم و کیرم رو در آوردم و سریع اومدم بالای صورتش و آبم رو پخش کردم روی تمام صورتش . چشماش رو بسته بود دهنش رو باز کرده بود . آروم کیرم رو روی لباش و زبونش می مالیدم و قطره قطره مزه ش رو تست میکرد . انگار خوشش اومد و با دست قطره های آب کیرم رو از صورتش جمع میکرد و میمالید روی زبونش . با دست کسش رو میمالیدم و باهاش حرف میزدم تا دیدم یک دقیقه بعد اون بدنش که سفت کرده بود و فشار میداد آروم شد و خودش رو انداخت روی تخت. کنارش خوابیدم و دستم رو گذاشتم روی شکمش . انگار دل بسته ش شده بودم و موهاش و بدنش رو نوازش میکردم . حس بعد از ارضا شدنم فرق میکرد و از دست الهه خیلی ناراحت بودم . بهش فکر میکردم دلم نمیخواست دیگه حتی ببینمش چه برسه به اینکه بخوام سکس کردنش با اون پسره رو نگاه کنم .
مریم با خنده گفت کی بریم فیلم بگیریم ؟!
گفتم الان دیگه نمیخوام بهش حتی فکر کنم. الان دوست دارم فقط به تو نگاه کنم ، تو رو هم نمیخوام با کسی شریک شم …

نوشته: خود خودم

بازدید 19,650

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

20 پاسخ به “دلم میخواد باهاش سکس کنم ولی نمیتونم خیانت کنم!”

  1. از اینکه رو ابرا نبودی لایک میکنم. از اینکه وای چی میدیدم ننوشتی لایک میکنم. از اینکه سایز ننوشتی لایک میکنم. متشکرم ازت

  2. دوست عزیز توصیه های خوبی کردی اما یه چیز روبدون،وقتی مریم از عشقبازی الهه و همکارش اطلاع داره وبه تو پیشنهاد کرده که از سکس خانمت با بکنش فیلم ویا صحنه های واقعی نشونت بده مطمعن باش الهه هیچگونه خط قرمزی نداره و داره از دوست همکارش لذت میبره،نوع برخورد مریم هم بانو نشان از این داره که خیلی قبل تر خانمت از حس بیغیرتی تو اطلاع داره وبا همکاری مریم سعی در ورود تو به این نوع سکس داره.اطمینان کامل داشته باش که دفعات بعد مجبوری خودت همراهیش کنی وحتی اگر بهت بگه باید یه جورایی به بکنش سرویس بدی.پیشاپیش ورود قدرتمندی رو برات آرزو میکنم.یادت باشه از ساک زدنت برای بکن خانمت هم بنویسی

  3. بعد که سکس تموم شد مریم گفت حالا که خیانت کردی نمیتونی به الهه گیر بدیواقعیتش اینه که من و اله هردومون بیزنس کاریم و با سکسمون این مغازه رو گرفتیم و شریکیم

  4. از نصف به پایین داستان انگار که داری یه فیلم سوپر رو روی کاغذ توضیح میدی . هیچ هیجانی نداشت. واقعا بعضی از داستان های اینجا اینقدر خوبه نگارشش که خون توی بدنت یخ میزنه . البته از هر ۵۰۰ تا داستان اینطوریه

  5. وای ب روزی که،یکی از چشم های آدم بیوفته.دیگه هیچ چیز مثل قبل نمیشه.خوب نوشتی ولی میتونستی خلاقیت بیشتری به خرج بدی تو موارد سکسی داستان

  6. اره به این‌راحتی رفتی باهاش حرف زدی و بعد کردیش خوب معلومه همون موقع که تو میکردیش زنت زیر اون پسره کس و کون میدادچیزی که عوض داره گله نداره

  7. همینجوری باید از یه خیانتکار انتقام گرفت،اول بهش خیانت کرد بعدم بهش بیتفاوت بود.تخمتم حسابش نکنی، خیلی کیف میده

  8. وقتی دوست زنت بهت میگه مرده مالیدش یعنی تا حالا 100 بار کیرش توی کص زنت بوده عزیزم. ما زنا رازهامون رو به این راحتی به شما نمی‌گیم 😏

  9. من چی بگم اخه من اینهمه سال المان بودم واسه اون فرهنگ خداشاهده قفل بود این حرکتا بعد ما نفهمیدیم خاورمیانه کی چنین فرهنگ فیتش یا به المان فایتیخ رو درخودشون جوری حل کردن که الان بازترین کشورها از منظر جنسی حسرت ما ایرانی ها رو میخوردن داداش گلم درجوامع مردسالار و با نهادینه شده مذهب و سنت چنین اعمالی به فروپاشی خانواده میرسه اصلا بانوان ایرانی خیلی ها گرایشات مرد سالار دارن که از پدرانشون به ارث بردن بکشیشون نمیتونن یا شهوت غلبه کنه برعقلش انجام بدهد بعد از افسردگی روانی خواهد شد بابا کمتر تفت بدین یک سخن علمی بفرما بله اگر شما معتاد مازوخیسم وبیماریهای اختلال شخصیت داشته باشید رویاشو من باور میکنم ولی هیچ وقت نمیتونی در عمل چنین کاری انجام دهی من نظرمو گفتم شایدم تازه برگشتم واینهمه سال درس نمیخوندم علف میخوردم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید