دلاک حمام

حدودا کلاس دوم راهنمایی بودم سال ۱۳۶۹ که تو خونه ها حموم نبود منم از سکس چیزی حالی نمیشدم و برای حموم تا کلاس پنجم ابتدایی با مادرم به حموم زنانه میرفتم ولی از اول راهنمایی دیگه نزاشتن و مامانم پول می‌داد خودم به حموم مردانه میرفتم که کیسه کش حموم یه مرد مسن حدودا ۶۰ساله بود و همیشه منو میدید لپ منو میکشید یه روز رفتم از پله ها بالا که برم داخل نمره خصوصی که اون کیسه کش اسمش عمو محرم بود گفت میخوای کمرت رو لیف بزنم منم نمی‌دونستم لیف بزنن پول میگیرن چون تابحال لیف نزده بودن گفتم باشه بهم گفت برو اول دوش بگیر بعداً سرتو با شامپو بشور بعد که شستی منو صدا کن منم رفتم دوش گرفتم بعد صداش کردم دیدم با یه لنگ قرمز و یه سطل و لیف اومد و بهم گفت روی سکو دراز بکش منم دراز کشیدم اصلا تو باغ این کارها نبودم و کمرم رو لیف زد بعد شورتم رو کمی پایین کشید باسنم رو لیف زد منم یه بچه راهنمایی تپل و سفید بودم بعد با صابون که دستش رو کف کرد و بدون لیف وسط باسنم رو صابون زد من اولین بار یه جوری شدم بعد بلندم کرد سر و صورتم رو لیف زد بعد یه لحظه ازش پرسیدم عمو چرا لنگ می بندید گفت رسم اینه گفتم چطوری می بندید گفتم بزار لیف بکشم برات می‌بندم من سوال پرسیدم این گفت می‌بندم بعد بهم گفت پشتت به من باشه من لنگ رو باز کنم نگاه نکن چون شورت ندارم منم نگاه نکردم بعد به گفت شورتت رو دربیار منم درآوردم لنگ رو آورد جای بدن من دیدم یه چیز گوشتی سفت به پشتم میخوره یه لحظه نگاه کردم تا بحال کیر آدم بزرگ ندیده بودم خیلی تعجب کردم چرا اینقدر بزرگه ،بعد لنگ رو که برام می‌بست همش صورتم رو می‌بوسید و می‌گفت خیلی دوستت دارم منم نمی‌دونستم این چی میگه و کم کم می‌دیدم محکم فشارم میده بعد دستش رو برد به کیر من که خیلی کوچولو بود باهاش بازی کرد من یه جورایی شده بودم بعد گقت میخوای مال تو هم اینقدر بزرگ بشه گفتم بله گفت روی سکو بخواب یادت بدم منم خوابیدم اول گفت کیرت رو میخورم یاد بگیر یه کمی حدودا دو دقیقه کیرم رو تو دهانش کرد و برام ساک زد داشتم کیف میکردم بعد گقت نوبت تو هست بیا بخور منم بلد نبودم یعنی داخل دهنم نمی‌رفت مردک دیوانه داشت میشد بهم گفت بزار من ال تورو بخورم گفتم باشه همش می‌گفت به کسی نگی مارو میکشن گفتم باشه گقت همیشه بیا منو ببین بعد برو حموم گفتم باشه بعد که کیرم رو میخورد انگشتش رو آروم آروم تو سوراخ کونم میکرد با اینکه اولین بارم بود خیلی درد نکرد کمی که انگشتش رو کامل کرد سوراخم کمی درد کرد گفت باید عادت کنی این کیر من باید بره داخلش بخدا دروغ نمیگم من داشت بهم خوش میومد گفت سریع برگرد منم تا برگشتم با دستش با کیرم بازی کرد خیلی حال میداد یه کمی تف انداخت سوراخم خودش داشت پاهاش می‌لرزید کیر به اون بزرگی رو یهو که گذاشت من فکر کردم با سیخ سوزوندن دردم گرفت نزاشت تکان بخورم محکم با کیرم بازی میکرد دو دقیقه بعد محکم‌لرزید و یه چیزی ریخت کونم بعد که آبش اومد کیرش رو درآورد دیدیم سوراخم پاره شده بهم التماس میکرد به کسی نگو فقط رفتی خونه همش به سوراخ کونت روغن نباتی بزن زود خوب بشه منم روز بد نبیند رفتم دستشویی دیدم مدفوع اومد جیغ میزدم مامانم اومد چی شده که فهمید گقت کی اینکار رو کرده باهات منم میترسیدم آخر سر گفتم چون یکساله بودم پدرم فوت کرده بود مامانم قیم من بود مامانم رفت چادر سر کرد رفت و عصر بود اومد گفتش که به کسی نگی دیگه ابرومون می‌ره منم نگفتم تا اینکه ده روز دیگه میخواسم برم حموم گفت دیگه نزار اون آقا بیاد نمره ات گفتم باشه ولی تا دیدمش دلم ریخت گفتم بازم لیف میزنی گفت برو میام دیگه اینبار گفت چرا به مامانت گفتی مگه نگفته بودم؟گفتم درد داشتم گفت اشکال نداره ولی بعیر مامانت به کسی نگو که بعداًز دو سال فهمیدم مامانم صیغه اش شده

نوشته: امید

بازدید 7,660

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

12 پاسخ به “دلاک حمام”

  1. مامانت سوراخت رو دیده ، تازه فهمیده طرف چه کیری دارهفکر کردم رفته مادر دلاک رو بگاد ، نگو رفته ازش قول گرفته یا منم بازی یا بازی خراب

  2. کلاس دوم راهنمایی زیر یه کیر ۶۰ رفتی نگفتی الان چه کاره ایی ؟ هنور شغل شریف تو داری ؟ . آثار دعای پیر مرد دلاک رو تو زندگی تو دیدی ؟

  3. خود مادرش به بهونه حموم میرفته،تا اون مرد چیز درشتو ببینه. این پسرک هم توی باغ نبوده😂لیف کش اول کون پسره میزاشته بعدم نوبت مادره بوده

  4. وای وای خدا کون دادن یه پسر ککم سن تپل و گوشتی و سفید و بی مو بع مرد پشمالوی کچل و سن بالا فانتزی همیشگی منه.اووف یادش میافتم که تخمهای پشمالوشو با تلمبه هاش میکوبه دم سوراخ صورتی پسرک و اون با لذت شدید زیر کیر سیاه و پشمالو مرد آبش میپاشه ببرون بطرز وحشتناکی حشری میشم

  5. سلام اقا سعید اینجا چه میکنیاز داستانت فهمیدم سعید هستی و اتفاق هم تو حموم منصوری مشهد برات افتادهولی به برکت کیر دلاک و اشنایی با اقا تو حموم، هم برای مادرت برکت داشت ، هم خودت شدی حاج سعیدطوسی قاری بیت عظما

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید