روزهاگذشت تااینکه تابستون دایی و زن دایی اومدن خونمون وبه اصرار زیاد شب موندن منم مثل همیشه محو باسن بی نظیرش.شب شدو موقع خواب مردا یه اتاق زنا یه اتاق دیگه.منم تو فکر این بودم که وقتی همه خوابن برم سراغش براهمین تا2خوابم نبرد.وقتی دیدم همه خوابم یواش وارد اتاق خانوما شدم.وایییییییییییی مریم جون به پهلو خوابیده بود وکونش به طرف من بود ولی پتو روش بود.یواش یواش رفتم پشتش قلبم تندتند میزد کیرم سنگ شده بود دراوج اضطراب بودم یواش دستمو بردم زیر پتو وخیلی آروم گذاشتم رو کونش.جون جون جون خیلی نرم بود به آرزوی دیرنم رسیده بودم.یواش دستمو فشار میدادم خیلی بااحتیاط آه ه ه ه ه ه چه حالی داشت وای خدای من… همون طور که کونشو میمالیدم شروع کردم به جلق زدن وایییییییییق خدا اوج لذت رو داشتم احساس میکردم اون کون قلمبه وپهن ونرم روباکف دست میمالیدم وایییییییییییییی.داشت آبم میومد یه فکر شیطانی به سرم زد کیرمو درآوردم و کل آبمو ریختم رو کون نرمش دیگه آروم شده بودم.وقتی بلند شدم دیدم حجم خبلی خیلی خیلی زیادی آب منی رو کونشه احساس بدی بهم دست داد احساس گناه!! حالم بدشد رفتم تو جام وبه کارم فکرکردم واحساس پشیمونی کردم.صبح بیدار شدم دیم مریم شلوارشو عوض کرده.ازاتاقم بیرون نرفتم تاوقتی که اونارفتن.ازاون روز دیگه روم نشد برم خونشون.احساس گناه میکنم پشیمونم.یه نصیحت به بچه های جلقنده بکن تو:دور فک فامیلو،خط بکشید. درضمن خودمو معرفی نکردم چون فکرکردم اینطوری بهتر باشه. تابعد بچه ها…
نوشته: شهوت پرست
14 پاسخ به “دستمالی کردن زن دایی وپشیمانی”
زیاد خودت رو نگران نکن.مطمئن باش اون هم خواب نبوده و احتمال خیلی زیاد یکی از فانتزی های سکسی اون هستی.اتفاقا باهاش مراوده کن شاید فرجی شد…
agha kos kardaniye bokonesh ba khiyale rahatzan daei namus hesab nemishe
جمله ی جالبیه، یادم باشه اینو بنویسم بزنم پشت سرم تو محل کارم
عکس کون زنم …هرکی خوشش اومد یه لیس بزنه
پس نظر من کوشش
چرا همیشه تو داستانهای بکن تو کسی که خوابه و باهاش ور میرن اصلا از خواب بیدار نمیشه؟dash1زنداییت صبح که از خواب پا شد نگفت آب منی از کجا ریخته رو کونش؟
ببÛÙ Ø¢Ø¯Ù ØªÙ Ø§ÙØ¬ Ø´ÙÙØª ÚÛ Ú©Ø§Ø±Ø§ Ù ÛÚ©ÙÙí ½í¸
چقد خنگین شما کسخلا ، مرتیکه دیوث چاقال پفیوس عن کلهکونی کیرم دهنت ، انتر ، زن دایی جقیت با خودش شلوار اضافه آورده بود ؟اون یکیرو لابد داده مامان کوندت بشورتش واسش یا همینجوری گرفته دستش مشما خواسته از مامانت بش گفته وای کبری خانم صبح پاشدم پسرت آبشو ریخته رو شلوارمبرو پجه برو اینقده جق زدی چشات کم سو شده
جون خاستی بگو خودم جرش بدم پس ام بزار
اصن نظر نمیدم
ae
اچار شلاقی بره تو اون کونه خودت و اون زنداییت…اخه کس کش اون زن داییت انقدر حشری بود که نفهمید تو بهش جسبوندی.
بد بخت میکردیش . اگه ناراضی بود که دهنتو سرویس میکرد بی عرضه
مانی کیر طلا ! تو کونتم میذاشت اینقدر عصبی نمیشدی ! داغدارتم