یک روز اورا به دفتر خواستم وگفتم دوستی در صندوق قرض الحسنه دارم ولی متاسفانه بعید می دونم برای کسی کاری بکند.همین حرف باعث پیله کردن او به من شد.گفتم من به یک شرط اقدام می کنم.اگر موفق به دریافت فرم درخواست شویم یعنی 50درصد کار انجام شده است که من حقم را میخواهم . گفت می دونم میخوای بکنی به شرطی که کسی نفهمه.گفتم وقتی فرم پر شده را تحویل دادم و رفتی توی نوبت هم دور بعدی را می کنم . گفت قبوله.روز بعد به یکی از دوستانم گفتم یک فرم درخواست وام می خواهم که مفاد آن را یادداشت کنم.برایم گرفت و فرستاد.پس از اینکه با اصغر به دقت پر کردیم مثل بعضی شبها در کارگاه ماندیم و ساعت یک بامداد برای خوابیدن به دفتر من رفتیم.جای من روی زمین پهن بود و اصغر با من به زیر پتو آمد. به پهلو خوابیدیم و با دست چپم دگمه و زیپ شلوار لی را پایین کشیدم.از کیر شق شده او فهمیدم که حسابی تحریک شده. اول شلوار و بعد شورتشو با کمک خودش در آوردم.در گوشش گفتم زانوهاتو بچسبون به شکمت . بعد سوراخشو حسابی با وازلین چرب کردم و شلوار خودمو در آوردم.کیر من 15 سانت ولی کمی کلفته . با انگشت شروع به بازی کردن با سوراخ اصغر کردم.کمی برگشت و گفت فقط آروم. گفتم بلدم خیالت راحت باشه .
کیرم را چرب کردم و روی چربی وازلین هم تف زیادی مالیدم.سر کیرمو گذاشتم در کونش و گفتم تو فقط خودتو شل کن.بعد خیلی آروم سنگینی بدنم رو بطرفش هل دادم. بدون اینکه عجله کنم حس میکردم که کیرم میلیمتر میلیمتر داره جلو میره . انقدری که ماهیچه حلقه اش افتاد دور کلاهک کیرم. دستشو به علامت ایست گذاشت رو زانوم. کمی صبر کردم گفتم دردش کم شد بهم بگو. 30 ثانیه ای صبر کردم گفت یواش بکن.کمی فشار دادم بعد کشیدم بیرون سرش تف زدم کمی تف در کون اصغر هم زدم . دوباره گذاشتم درش و هیکلم را دادم جلو. به آرومی رو به جلو می رفت. تا وسطای کیرم رفته بود که دستشو دوباره گذاشت رو کیرم ولی دیگه واسه توجه دیر شده بود. و من تا تهش فرو کردم. کمی صبر کردمو شروع کردم به عقب و جلو کردن .عجیب تنگ بود این کون. هرچی سرعت تلنبه زدنم زیادتر می شد کیفم هم زیادتر میشد . دیدم اصغر با دستش دنبال دست من میگرده و وقتی اونو گرفت گذاشت روی کیرش و من شروع کردم به مالیدنش. چیزی طول نکشید که آبش فواره زد تو دست منو پتو و تشک. یهو دیدم همه جونم داره بسمت کیرم میره. کیرشو ول کردم و ساعدمو روشکمش فشار دادم کیرمو هم تا خایه تو کونش چپوندم که آبم فواره زذ اون تو. قطره آخر که ازم خارج شد کشیدم بیرونو ولو شدم. بعد طبق قرارمون یکبار و با دبه ای که کردم یکبار دیگر هم این کون تنگ ناز رو تپوندم که بعدا براتون میگم. من خداوکیلی ادعای نویسندگی ندارم. این تجربه د شخصی به اضافه کمی شاخ و برگ افزودنی بود. پس لطفا فحش ندید. ممنونم.
نوشته: کونکن مظلوم
8 پاسخ به “خیاط در کوزه”
اگه بدونی چقدر دوست دارم فحشت بدم ولی حیف نمیشه ارزش نداره vip رو به خاطر یه آدم احمق از دست بدم فقط امیدوارم یکی همین ککارو با سرت کنه که دل من خنک بشهبعدش این غزعبلاتت چه ربطی به کوزه داشت ؟؟؟ ها ؟؟؟
حالم به هم خورد. تو که زن داری خوب برو زنتو بکن. روانی هستی.
فقط چون گفتی فحش ندید فحش نمیدمچاقال بچه کونی ریدم دهنت، به ناحق کون بچه ی مردم میذاری کیفم میکنیبچه ازت کمک خواسته کونش میذاری،هیچ از خونت وقتی داشتی میکردی خبر داری که کی اومد خونتون و چه اتفاقی افتاد، از زنت بپرسی بهت میگهحالا یه سری از این کونی های سایت بیان بگن اینجا سایت سکسی و گوه زیادی بخورنناموسشو گاییدم اونی که توی داستانای قبلی بعد من نظر دادن و به بالایی ها توهین کردن(از با عشقا و قدیمی های سایت بابت فحش هام معذرت میخوام)
بازم کیر دهنتون با این کس شعرا که می نویسید
agar khasti yeki zaneto bekone pm bede
واقعا کهالاغ زن داریخب رنتو بکن
تا نامردا و بیشرفهایی مثه تو باشن دیگه به دشمن نیازی نیست خاک بر سرت که با افتخار هم نوشتیش
چه کتابی نوشتی خخخخ.