سلام به همه دوستان عزیز
من فرهادم. 33 سالمه. قدم 181 و وزنم 85 و پوستم سفید. داستانی رو که میخوام براتون بگم بر میگرده به حدوده 6 سال پیش.
من یه خواهر دارم به اسم فتانه که 1 سال و نیم از من کوچیکتره. خواهرم خیلی زیباست. قدش حدودا 170 وزنش رو نمیدونم اما پوست خیلی سفیدی داره. سینه هاش هم درشته. ما همیشه تو خونه خیلی راحت میگشتیم. من همین یه خواهرو دارم. مادر و پدرم هم هر دو شاغلن. چند بار وقتی خواب بود باسنشو مالیده بودم. از هر فرصت کوچیکی هم واسه دید زدنش استفاده میکردم.
داستان بر میگرده به یه شب رفتم تو اتاقش یه سی دی بردارم دیدم رو تختش خوابه یه تاپ تنشه که سینه های توپولیش خودنمایی میکنه. رفتم بالای سرش و آروم دست زدم به سینش. وااااای که چه حالی میداد. سینه های گرد و خوش فرم خواهرمو دست میزدم. حس کردم بیداره اما هیچی نمیگه. دیگه روم بیشتر شد دستمو بردم تو تاپش دیدم سوتین ناره. همین جور داشتم میمالیدمش. نوکه سینشو گرفته بودم جوری که سدامو بشنوه میگفتم جووووون کی میشه بخورم این سینه مرمریو! از سدای یه ماشین سنگین که از خیابون رد میشد یه دفه به خودش لرزید و چشاشو باز کرد و با غرغر گفت وای خستم میخوام بخوابم. دستمو کشید بیرون و روشو برگردوند. فوری پریدم تو اتاقم و زیر پتو کیرمو میمالیدم. دیگه روم باز شده بود. فردا صبح زود رفتم در مغازه و ظهر رفتم باشگاه. از باشگاه اومدم خونه. نابستون بود و هوا گرم. خواستم برم حموم دیدم خواهرم حمومه. بعد از یه ربع اومد با حوله رفت تو اتاقش. بلند سلام کردم گفتم میرم حموم. رفتم زیر دوش دیدم صابون نیست. داد زدم فتانه صابون نیست. اومد لای در بهم داد. دیدم با سوتین و شورته. تا حالا اینجوری جلوی من نگشته بود. یه دفه شق کردم منم پرو درو تا آخر باز کردم ازش گرفتم. اونم خیلی خونسرد یه نگاه به کیرم کرد و هیچی نگفت و رفت. نفهمیدم چطوری خودم شستم فوری با حوله اومدم بیرون رفتم تو اتاقش دیدم با سوتین و شورت نشسته جلوی آیینه داره آرایش میکنه. دیدن اون بدن سفید و خط سینش بدجور حشریم کرد. خیلی ریلکس برخورد میکرد. بهش گفتم هوا گرمه ها! تو هم که راحتی. گفت از تو که راحت تر نیستم همین جوری درو باز میکنی همه چیتو به رخ ما میکشی. مونده بودم چی بگم گفتم خوب من و تو که این حرفا رو نداریم خودتم با شورت و سوتین نشستی جلوی من. گفت اگه با هم این حرفا رو نداریم پس چرا انقدر حولتو سفت بستی اون بد بخت داره خفه میشه. داشتم شاخ در میاوردم. این فائزست؟! به خودم اومدم و خیلی پر رو گفتم باشه الان حولمو باز میکنم. تا بند حوله رو باز کردم کیرم عین فنر پرید بیرون. رفتم جلو گفتم ببینش. همین جوری بی حرکت داشت نگاه میکرد. منم از فرصت استفاده کردم دستمو کردو تو سوتینش. واااای که چه حالی میداد. فتانه هم کیرمو گرفت میمالید. بهش گفتم بریم رو تخت. سوتینشو باز کردم. جالب اینجاست که هیچی نمیگفت. خوایبدم روش. شروع به خوردن سینش کردم. دو دستی سینشو میمالیدم و محکم میخوردم. میگفتم جووووووووون سینت مزه عسل میده. شبا به سینت عسل میمالی؟ فتانه عین کر و لالها فقط خودشو در اختیارم گذاشته بود و لذت میبرد. دستمو بردم سمت شورتش دستمو گرفت. منم گفتم تو رو خدا یه کم فقط میمالمش. اما باز نذاشت. منم دیدم این فرصت غنیمته به زور شورتشو در آوردم. وااااااااااااااای یه کس خوشگل و تپلی داشت! شروع کردم به لیسیدن کسش. آخ که چه حالی میداد. چوچولشو میک میزدم. به مدل های مختلف کسشو خوردم. بعد دمرو خوابوندمش با دستم لای باسنشو باز کردم سوراخ باسنشو لیس میزدم. حس میکردم خوردن باسنش بیشتر بهم حال میده. بهش گفتم کیرمو میخوری؟ با سر گفت نه. منم اصرار نکردم. همون جور که دمرو خوابیده بود کیرمو گذاشتم لای رونای توپولش و لا پایی کردم تا ارضا شدم. بعد کسشو خوردم براش تا اونم به ارگاسم رسید. وقتی ارگاسم شد گفت بسه دیگه پاشو.
بههش گفتم چطور بود؟ گفت عالی بود اما دیگه نمیخوام تکرار کنیم. منم قبول کردم. الان 6 سال از اون جریان میگذره و ما دیگه سمت هم نرفتیم. خصوصا که الان 2 ماهی میشه نامزد کرده.
امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه. ببخشید اگه بد نوشتم اما اتفاق کاملا واقعی بود که برام رخ داده بود. ممنون.
من فرهادم. 33 سالمه. قدم 181 و وزنم 85 و پوستم سفید. داستانی رو که میخوام براتون بگم بر میگرده به حدوده 6 سال پیش.
من یه خواهر دارم به اسم فتانه که 1 سال و نیم از من کوچیکتره. خواهرم خیلی زیباست. قدش حدودا 170 وزنش رو نمیدونم اما پوست خیلی سفیدی داره. سینه هاش هم درشته. ما همیشه تو خونه خیلی راحت میگشتیم. من همین یه خواهرو دارم. مادر و پدرم هم هر دو شاغلن. چند بار وقتی خواب بود باسنشو مالیده بودم. از هر فرصت کوچیکی هم واسه دید زدنش استفاده میکردم.
داستان بر میگرده به یه شب رفتم تو اتاقش یه سی دی بردارم دیدم رو تختش خوابه یه تاپ تنشه که سینه های توپولیش خودنمایی میکنه. رفتم بالای سرش و آروم دست زدم به سینش. وااااای که چه حالی میداد. سینه های گرد و خوش فرم خواهرمو دست میزدم. حس کردم بیداره اما هیچی نمیگه. دیگه روم بیشتر شد دستمو بردم تو تاپش دیدم سوتین ناره. همین جور داشتم میمالیدمش. نوکه سینشو گرفته بودم جوری که سدامو بشنوه میگفتم جووووون کی میشه بخورم این سینه مرمریو! از سدای یه ماشین سنگین که از خیابون رد میشد یه دفه به خودش لرزید و چشاشو باز کرد و با غرغر گفت وای خستم میخوام بخوابم. دستمو کشید بیرون و روشو برگردوند. فوری پریدم تو اتاقم و زیر پتو کیرمو میمالیدم. دیگه روم باز شده بود. فردا صبح زود رفتم در مغازه و ظهر رفتم باشگاه. از باشگاه اومدم خونه. نابستون بود و هوا گرم. خواستم برم حموم دیدم خواهرم حمومه. بعد از یه ربع اومد با حوله رفت تو اتاقش. بلند سلام کردم گفتم میرم حموم. رفتم زیر دوش دیدم صابون نیست. داد زدم فتانه صابون نیست. اومد لای در بهم داد. دیدم با سوتین و شورته. تا حالا اینجوری جلوی من نگشته بود. یه دفه شق کردم منم پرو درو تا آخر باز کردم ازش گرفتم. اونم خیلی خونسرد یه نگاه به کیرم کرد و هیچی نگفت و رفت. نفهمیدم چطوری خودم شستم فوری با حوله اومدم بیرون رفتم تو اتاقش دیدم با سوتین و شورت نشسته جلوی آیینه داره آرایش میکنه. دیدن اون بدن سفید و خط سینش بدجور حشریم کرد. خیلی ریلکس برخورد میکرد. بهش گفتم هوا گرمه ها! تو هم که راحتی. گفت از تو که راحت تر نیستم همین جوری درو باز میکنی همه چیتو به رخ ما میکشی. مونده بودم چی بگم گفتم خوب من و تو که این حرفا رو نداریم خودتم با شورت و سوتین نشستی جلوی من. گفت اگه با هم این حرفا رو نداریم پس چرا انقدر حولتو سفت بستی اون بد بخت داره خفه میشه. داشتم شاخ در میاوردم. این فائزست؟! به خودم اومدم و خیلی پر رو گفتم باشه الان حولمو باز میکنم. تا بند حوله رو باز کردم کیرم عین فنر پرید بیرون. رفتم جلو گفتم ببینش. همین جوری بی حرکت داشت نگاه میکرد. منم از فرصت استفاده کردم دستمو کردو تو سوتینش. واااای که چه حالی میداد. فتانه هم کیرمو گرفت میمالید. بهش گفتم بریم رو تخت. سوتینشو باز کردم. جالب اینجاست که هیچی نمیگفت. خوایبدم روش. شروع به خوردن سینش کردم. دو دستی سینشو میمالیدم و محکم میخوردم. میگفتم جووووووووون سینت مزه عسل میده. شبا به سینت عسل میمالی؟ فتانه عین کر و لالها فقط خودشو در اختیارم گذاشته بود و لذت میبرد. دستمو بردم سمت شورتش دستمو گرفت. منم گفتم تو رو خدا یه کم فقط میمالمش. اما باز نذاشت. منم دیدم این فرصت غنیمته به زور شورتشو در آوردم. وااااااااااااااای یه کس خوشگل و تپلی داشت! شروع کردم به لیسیدن کسش. آخ که چه حالی میداد. چوچولشو میک میزدم. به مدل های مختلف کسشو خوردم. بعد دمرو خوابوندمش با دستم لای باسنشو باز کردم سوراخ باسنشو لیس میزدم. حس میکردم خوردن باسنش بیشتر بهم حال میده. بهش گفتم کیرمو میخوری؟ با سر گفت نه. منم اصرار نکردم. همون جور که دمرو خوابیده بود کیرمو گذاشتم لای رونای توپولش و لا پایی کردم تا ارضا شدم. بعد کسشو خوردم براش تا اونم به ارگاسم رسید. وقتی ارگاسم شد گفت بسه دیگه پاشو.
بههش گفتم چطور بود؟ گفت عالی بود اما دیگه نمیخوام تکرار کنیم. منم قبول کردم. الان 6 سال از اون جریان میگذره و ما دیگه سمت هم نرفتیم. خصوصا که الان 2 ماهی میشه نامزد کرده.
امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه. ببخشید اگه بد نوشتم اما اتفاق کاملا واقعی بود که برام رخ داده بود. ممنون.
نوشته: فرهاد
44 پاسخ به “خواهرم فتانه”
ازاینکه فتانه رافایزه اسم بردی معلومه که راسته جون عمه ات !چلغوز
Ta unja k taqeere esm dad be fae’ze dg nakhundam…cherte mahz bud…chert
Jalge boro jalgto bazan ba kahrt fakr nakon
فرهاد 33 ساله؟ ای گوساله
حتی 1% هم باور نکردمداستانت بطرز حیرت اوری مزخرف بود فکر کنم در صدر جدول داستانها قرار بگیره البته از نظر مزخرف بودنبرو جلقتو بزن لازم نیست بیای اینجا داستان برینــــــــــــــــــــــیبزن به کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوچه
تخمی بود دیگه ننویس . . . . . . . . . .کوس کش چقدر بگیم سکس با محارم ننویسید. مگه شما غیرت و شرف ندارید؟ کون کش هنوز اسم خواهرتو نمیدونی چیه؟ یک جوری نوشتی که ما تو خونه خیلی راحتیم انگار ما تو خونه ناراحتیم. بچه کونی آدم به خواهرش نظر داره؟ کون کش من خواهرم حتی سهوا جلوی من لخت باشه باز هم تحریک نمیشم تو چطوری راست کردی و رفتی پستوناشو مالوندی؟ کیرم تو مغز کثیفت. داستانت که دروغ بود ولی افکارت راسته یعنی خیلی بیشرفی. شغل جاکشی و کوسکشی و دیوثی برازنده وجودته. کیرم تو ماتحتت دیگه ننویس. سکس با محارم ننویس. جلقو دیگه ننویس.
kiram to mokhet tabloe khali bandi bood fkr konam yeki dg khaharesho injori karde in dastanesho neveshte
لــــطفا دیگه ننویس !خـــــیلی خیلی مسخره بود جناب فرهاد خــــاندرضمن …!صــــدا ! نــه سدااملا تم که زیر صفره !یه سوال ؟!؟!؟!؟ببینم این وسط تو و فتانه نقش اصلی بودید !بعد اونوقت این فایزه چیکاره بود ؟مثل هـــــاپو دروغـــگـــــــــفتـــــــی !
باز ما خواستیم با ادب باشیم مگه میزارن :-Dآخه عوضی جا کشآخه کیر توی اون ناموس نداشته اتآخه احمق جونتو فکر میکنی خ اهر مادر ما تو خونه با چادر میگردن کس کش؟؟؟هر کی باشه تو خونه خودش راحته ولی همه مثل تو فکرشون منحرف نیست جا کش عوضیتورو باید پوستت رو غلفتی بکنن پرش کاه بریزن بعد بجای مترکس بزارنت سر جالیزهرچند که لیاقت همونم نداریعوضیا اینقد سکس با محارم ننویسیدسکسایی که بوی گند افکار مزخرفتون رو میده.کیر خر تو کونتکیر سگ تو حلقتکیر مورچه خوار تو دماغت (بچه ها جاش میشه؟؟)کیر کوسه ای که لقاح داخلی انجام میده تو کونتیه کروکدیل با طعمه اش تو کونتیه اسب آبی با کیرش تو کونتنگاه فحش ناموسی بهت نمیدم چون تابلویه که اون بدبختا گناه ندارن.نکنین این کارا رواینقد بیخودی سکس با محارم رو ترویج ندین عوضی ها
هیکلی که تو اول داستانت گفتی داری اگر من داشتم هر روز میرفتم راهها رو میبستم و باج سبیل میگرفتم , اونوقت توی کون کش اومدی با اون هیکلت , کردن خواهرت رو تعریف میکنی , خیلی احمقی !!
باز یه منحرف دیگه.
حالا خواهرت فتانه یا فائزه. من کاری به راست و دورغیش ندارم ولی اشتباه تایپیت تابلو بود
خیلی راستانت کس شعر بود مختو گاییدم با این داستان نوشتنت
واي مگه ميزارن ماساكت بشينيم_ببين آدمين ميخواستم ساكت باشم ولي داري دهنه منوبازميكني آخه كسكش آخه لاشي آخه مادرجنده آخه خواهرجنده اي كسكش بي غيرت اي حرومزادهديگه اين داستانارونزار اينجا تاخشكخشك نكردمت_آخه اعصابه آدمو ميرينيدا كدوم كسكش بي غيرتي وجدانش قبول ميكنهكه واي واي خدابا خواهرش سكس كنه.كسكش كوني تابلوبود كه داري مثلسك دله دروغ ميگيبرو بروگمشو تا خواهر مادرتوجلوي چشمانت نكردماين آخرين اخطارم بهتبود آدمين حواست به خودت باشهتا خاندانتو دوباره به فحش نكشم
واقعا اینجا کجاست ؟کدوم دیار هستش ایا تو این دنیا جایی هست که توش این اتفاقات بیفته.حالامیفهمم فیلتر چه چیز خوبیه اگه همه به این مطالب دسترسی داشته باشن یکساله معلوم نیس به کجا میرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسی اینجا جلو گیری نمیکنه این یکی عکس …زنش رو میذاره اون یکی خواهرش رو میکنه و آن دگر از دیوار همسایه بالا میره .من نیم در خور این مهمانیگند و مردار ترا ارزانی…
نویسنده کس کشمگه نگفتم دیگه از سکس با محارم ننویسید امیدوارم زنت جنده بشه هههههههههههههههههههههه هر چند که برای حرومزاده هایی مثل تو باعث خوشحالی هم میشه مادر قحبه دیگه ننویسعصای اقا تو کونت
کس مخ
واقعا که کوس مغزی دستت درد نکنه
خواهرت فتانس يافائزه؟!اولاخاکبرسرت بااون ذهنتومخت.دوما سدا ياصدا؟تو33سالته نه؟!ريدم توسوادت.البته باعرض معذرت.تشخيص واقعي بودن ياالکي بودنشم بابچه ها.
چی بگم پدرش خاک بر سرش شده پسرش دامادش شده…یه جورایی…واقعیشو شنیدم…تصورشم سخته
میگن ادم دروغگو کم حافظس فتانه Or فائزه؟!
:bigsmile: benevis Farhad joon, benevisbe harfe enhayi ham ke miyand enja dastanetoo az avval ta akharesh mikhoonand , halesho mibarand bad miyad tripe marefat va vojdan var midarand ham mahal nazarkoone lagheshoonkhodeshoon jor beshe az madareshoonam darigh nemikonand
ميگم لازم نبود داستان بنويسي تا بهت فحش بديم ، يه تاپيك ميزدي مستقيما بهت فحش ميداديم ديگه، راضي به زحمت نبوديم…
ayyyyy DODOLAM to halget jar keshe khARKOSSSSE CHERA KOS SHER NEVESHTI PEDAR KONI JAGI,KHARETOOOO MAN YANI dr.amir Agazade GAEEEEDAM,KONKESHE DAYYYOS SEX BA MAHAREM NANEVIS KIRAM DAHANE ADMIN KE EJAZE MIDE IN KOSKESHA SEX BA MAHAREM BEZARAN INJA ,BISHArafa YEKAM GEYRAT DASHTE BASHIN …AKHE SEXXXXX BE CHE BAHA???
kiram dahanet admin khahar kosde, dayus sexe MAHAREM ro unja nazar.gayide shodim inghad goftim bikhiale khaharo madaratun beshin.va dar akhar kire kaftar tu kose faeze o fatane
با تمام وجودم ميگم داد ميزنم كيرررررررررم دهننننننتتتتتتتتتتتتتتكيرررررم تو وجوددتتتتتتت پست فطرت لايق ليسيدن كون عمر كس كپك زده ي كوني سرتاپااني لاشي كس مايتابه ي كون گلابي اين چه گهيه كه جرعت ميكني تو روياهاي جلق پردازانت بخوري كثيف بي شرف گناه خواهرت چيه كه همچين چيزي راجعبش مينويسي خواهشا ديگه نه با اسم ارژنگ نه با اسم هر كونپاره ي ديگه اي داستان ننويس و اوقات ملتو رنگ غيرتت نكن برو كون بده ولي سكس با محارم ننويسالهي همچين بكننت كه كونت دوشقه شه الهي دولتو ببرن با مايتعلق بهش به خوردت بدن مطمئن بشن خوب جوييديشافتخارم ميكنه كون تغار
کيرم تودهنه هرکي که اين کس شعروتأييدکنه وخوشش بياد.فک کنم اوني که بايدمنظورموميگرفت گرفت مگه اينکه کسخل باشه نگيره.البته بچه هادمشون گرم ميفهمن جزيکي
داستانت خوب شروع شد ولی ریدی وسطش. اسمش داستان سکسیه نه خاطره ی مستند. اگه خاطره هم هست وقتی می بینی به اندازه ی کافی بکن تو نیس عوضش کن آب و تابش بده. داستان سکسی مثل فیلم پورنو ه. کلی فن باید بزنی که خواننده تحریک بشه . راست و دروغش مهم نیس اسمش داستانه نه خاطره. سعی کن مفصل ترو بکن تو تر بنویسی
age doroghe ke boro jalgh bezan age raste ke boro bazam jalgh bezan faghat sare rahet chanta kire ke behet havale mishe
فقط محض ثواب اخروی والا من اهل فحش نیستم کیرخرسیاه ارمنی ازپهنا توی کونت با این افکارت ریخو
کیرم تو داستانتخر اینو باور نمیکنه
نکنه واقعا میخواستی اون بره ترتیب آبجیشو بده و بیاد برات تعریف کنه؟همینجوری با داستانش دوبار جلق زدی اونوقت دری وری بارش میکنی؟
agha nafari 10toman bezarim roham bedim en 1 kos bokone ko dg bakhaharesh en karo nakone akhe aiande en keshvar gharar adast en jae beshevona sakht
ano0!kos maghz kho la aghal esmo hefz kon jaghi! 🙂
خاک بر سر جفتتون
کیر نهنگ سفید تو کونت کونده چاقال مادر به خطا اول اسم خارتو یاد بکیر بد بکنش بی ناموس کیر علی دایی تو کونت کیر همه بچه ها بکن تو تو کونت
خواهشن کوس ننویسی کونیه محارم چیه اخه
عالی بود چون کیرم بلند شد مرسی
اگر کسی با خواهرش بوده باشه دقیق میفهمه همش دروغ گفتی
پست اشغال
آخرش فائزه بود یا فتانه؟ ?
فائزه کیمدی کس معز جلغوز
چه خواهر مغروری داری !!!
از بروجرد بی هست بیاد تل xxgghh