تا اینكه سر یه موضوع قرارداد مالی از دست شوهرش خیلی عصبانی بود و چون منو تو این مسائل قبول داشت مدتی با من روزی چندبار تلفنی صحبت میكرد و از یه جایی به بعد بیشتر جنس صحبتهامون درددل شده بود تا اصل موضوع. روانشناسی بهم اجازه میداد تحلیلش كنم. مثل خیلی از مشكلات زوج ها، ریشه مشكل اونها هم تو رابطشون سكس ناموفق بود. قطعا نمیتونستم خیلی صریح بهش در اینباره بگم اما گاهی اشاراتی میكردم. اونم كه فكر میكرد من حق دارم و یكی پیدا شده دست روی اصل مطلب گذاشته ، هربار عطشش برای صحبت با من بیشتر میشد. منم بیشتر و بیشتر مجذوبش میشدم.
یه بار كه بعداز تعطیلی از كارمون با هم تو یه كافه قرار گذاشته بودیم تا كمی اختلاط كنیم موقع برگشت دستشو گرفتم و كنار لبشو بوسیدم. مزه شیرینی میداد. هنوز دیوونه سفیدی تن داغش بودم. تو تصوراتم بدن لخت و نرمشو تصور میكردم. از خط سینه هاش میشد فهمید كه چه جادویی زیر لباسش قایم كرده. اوج ماجرا اما انجابود كه برای ثبت نام تو لاتاری كه گفته بود من براش انجام بدم عكس لازم داشتم. اونم یه عكس معمولی باحجاب برام فرستاد. به كنایه بهش گفتم میتونستی یه عكس جذابتر بفرست!
گفتم بهش بیا خودم ازت ی عكس بهتر بندازم. خریدن دوربین عكاسی جدیدم بهانه خوبی بود. البته اونموقع پیشنهادم این نبود كه تنها بیا خونمون چون جوابش كاملا معلوم بود. اما چون روزهای اخر ثبت نام بود ی روز زنگ زد و گفت امروز هستید بیام؟ منم نگفتم كه خواهرت نیست . اخه خانمم رفته بود یه مسافرت دو روزه . بالاخره آمد. منم از قبل داشتم سناریوهای مختلف رو پیش بینی میكردم.
من زود راست میكنم. ترسم این بود نكنه آبروم بره قبل از اینكه وارد فاز سكس بشیم. شایدم هیچ وقت نشیم! وقتی وارد شد و فهمید خانمم نیست واكنش جدی نشون نداد، فكر كنم خودش هم انگار میدانست. ازش خواستم آماده بشه تا من دوربینمو آماده كنم. رفتم تو اتاق كه دوربینو بیارم وقتی برگشتم با یه لباس مشكی سكسی آماده بود. تضاد مشكی و پوست سفیدش دیوانه كننده بود. چندتا عكس ازش انداختم و در این مدت خوب وراندازش كردم. خیلی به یه سكس كامل و واقعی امید نداشتم. اما با خودم گفتم یا میشه یا نمیشه، یه كم ارزش ریسك رو داره. تو تمام این مدت هم كیرمو به زور تو شورتم فیكس میكردم كه شق شدگی
ش معلوم نشه. اما بعدش عمدا كاری كردم كه اونم بفهمه و منتظر واكنش اون باشم. وقتی منو تو اون وضع دید یه كم سرخ شد. با پررویی اما كنارش نشستم تا فرصت فكر كردن نداشته باشه. یه كم گرم صحبت شدیم و از اوضاعش جویا شدم. كم كم دستش رو كه تو دستم بود شروع كردم به بوسیدن و بعد بازوهای لختشو
از همیشه بهش نزدیكتر شده بودم. دخترها بیشتر از هرچیز از صدای مردا تحریك میشن منم تو این كار استاد بودم. تمام مخ زنی هام به این شیوه بود. چنان ارتعاش رادیویی به صدام میدادم كه بیا و ببین.
سرش رو روی سینم گذاشتم. احتمالا از انجا كیر نیمه شق منو میدید. با نوازش موهاش رفتم سراغ گردن خوشبوش. تا میشد بوسیدمش. همه چیز داشت خوب پیش میرفت، وقتی صورتشو نگاه كردم دیدم چشماشو بسته و انگار خودش و اون لحظه رو تقدیم من كرده. منم دیگه زیاده گویی نكردم و دست انداختم توی سینه های نسبتا كوچكش. از نوكش معلوم بود كه داره لذت میبره. اما كامل لخت كردنش منو میترسوند. روی مبل ملحفه كوچكی بود كه انداختم رومون . شنیده بودم برای بار اول لخت شدن زیر پتو یا چیزی شبیه اون راحت تره.
كامل خوابوندمش و بولوزش رو دراوردم و بعدهم سوتین سبز رنگش. وقتی نوك سینه هاش بهم میخورد، لذتی از این بیشتر برایم متصور نبود. رفتم سراغ خوردن یكی یكیشون. مزه و بوی فوق العاده ای داشت. اول خودمو كامل لخت كردم و بعدشم عشق جدیدم رو. كسش چیزی نبود كه بخواهم زیر ملحفه بكنمش. میخواستم ببینم چقدر شبیه تصوراتمه. ملحفه رو بالا دادم. چیزی كه میدیدم فقط مشابهش رو توی عكس و فیلم های پورن دیده بودم. كس سفید، با جوشهای ریز صورتی و كاملا خیس. یه ذره با دستم تابش دادم و رفتم سراغ لیسدنش. یه كم بوش برام جدید بود اما وقتی میفهمیدم داره لذت میبره منم انگیزه میگرفتم. انقدر اد
امه دادم كه خودش دیگه دست برد سمت كیرم و كیرمو هل داد تو كس مهربون و نرمش. سر كیرمو اروم گذاشتم روی كس داغ و پرمحبتش و تا ته فرو كردم. نرم میرفت و میومد. صورتش كاملا سرخ و پرحرارت بود. چند دقیقه ای بیشتر نتونستم تلمبه بزنم و آبم رو ریختم رو نافش. چند دقیقه ای كنار هم خوابیدیم و ادامه ارتعاش صدا!
فقط بار اول برامون سخت بود، حالا دیگه برام ساك هم میزنه و اگه فرصت بشه چند راه باهم میریم. بهترین قسمتش سكس های كوتاهیه كه تا تنها میشیم داریم. خواهرزن چیز دیگری است، تجربه كنید، زندگی كوتاه است!
نوشته: ورانداز
26 پاسخ به “خواهرزن و لاتاری”
انگار اول شدم فحشا با نفرات بعدی
تار های صوتی بانو الکسیس موقع ارضا شدن توی کونت تا کلاس کیری نگذاری!اتفاقا زنت به بهانه سفر داشت با باجناقت سکس میکرد خبر نداشتی!
تو داشتي كس ليس ميكردي با دستش چطوري كيرت كرد توش مگه كيرت تو صورتت اخرش كه داشتي جق ميزدي زود اومد داستانم زود تموم كردي مجلوق
فکرکنم کیرت رو پیشونیت بوده
ارتعاشات رادیویی به صدات میدادی؟ توکونت ایستگاه زمینی پخش ماهواری ای داشتی ایا؟؟ دکل ایستگاه رادیویی با دیش هاش یکجا تو… ?
احمق جان دامادتونم همین میگفت
کم جق بزنکمتر شعر بگو
کص مهربون و پر محبتش؟؟؟!!!چیزهای جدید یاد میگیریم
بچه ها یه سوال یه داستان فرستادم چقد طول میکشه بیاد توی لیست
امواج رادیویی صدات روی کدوم موج سوار بود FM یا MW روی چه فرکانسی حتما ال امبیش هم تو کونت ارتاعش کرده
به نظرت میشه یه خواهر ندونه خواهرش رفته مسافرت!؟ زنت با کی رفته مسافرت شیطون هااااا!!! بگو اونم بیاد تعریف کنه رادیو اون کیه
با این حسابی که من میبینم اصلا نباید با دختری رو گرفت که از قبل دوماد دارند چون قبلا دومادشون ترتیبشو دادهاینو بخاطر داستانهای اینجا نمیگم کلا محیط واقعی هم همینطوره
منم شرایطی مشابه تو دارم اما راه نمیده
بله! یک نگاه علمی روانشناسانه به خواهر زن!بجای تحلیل روانشناسانه دیگران حواست به زندگیت باشه که قراره بزودی از هم بپاشه.بازم صد رحمت به ما مجردها
((مقید))بودن چیز دیگریست،تجربه کن بی اخلاق،زندگی کوتاهه،خوک صفت.
خب کس با محبت ندیده بودیم که دیدیم ، تو کف خواهرزنت رفتی نگو خانمت تو کف شوهر خواهرش بوده مسافرتم نبودم رفته بود مشکلات مالی شوهر خواهرش و حل کنه ، دونا باش آقای زرنگ دست بالای دست بسیار است .
کس مهربون؟؟؟؟ساقیتو عوض کن به نظر من
عکسایی که ما میبینیم اما جوش صورتی ندارنا.کس مغز یکم بیشتر رو ارتعاشات رادیوییت کار کن خواهر خودتم میکنی کس کش.برو پایین بقیته دوستان مادرتو میگایین???
از وقتی به برادرزادهم گفتم چطوری به دنیا اومده از باباش متنفر شده.
داستانک قشنگی بود.حالا من که خواهر زن ندارم چکنم.زن بابای خانوممو میتونم بکنم…ممنون میشم راهنماییم کنید…
مسیحی۰جان باهات موافقم.
چون کسش مهربون و نرم بوده دلیل نمیشه عمو کاندومی رو شاف نکنی. عمو تا منتها الیه خایه تو کونت
به من لایک بدید گناه دارم 😢
کس مهربونش یعنی چی؟؟
قلم بسیار عالی و از زبان اول شخص صحبت کردنت داستان رو بسیار جذاب کرده بود آرزوی موفقیت دارم برات. ? ? ?
اول داستانت کیری و حروم زادگی بود ازکجا شایدزنت رفته بود مسافرت شاید با شوهر خواهر زنت رفته بود بهش لاشی دیگه این مزخرفاتو تحویل مردم نده که باعث پاشیدن زندکی مردم باشی آبجی کونی