خاله بازی هام

سلام دوستای عزیز
والا این داستانی که می‌خوام براتون تعریف کنم بیشتر یه خاطره کوچولو از دوران کودکی منه…! 😁
از اون دوران که بخوایم بهتون بگیم این بود که من تازه با کلمه جق آشنا شده بودم،تفاوت دختر و پسر رو تازه درک کرده بودم، یه سری داستان‌ها می‌شنیدم در مورد اینکه چیزی به اسم سکس هم وجود داره !
اما موضوع اصلی داستان من از اونجایی شروع شد که یه همسایه داشتیم که اون دو تا دختره کوچکتر از ما داشتن فکر کنم اون موقع هنوز مدرسه نرفته بودن یا اول ابتدایی بودن. این دو تا دختر با مامانشون همیشه خونه ما رفت و آمد داشتن یا اینکه توی کوچه با همدیگه بازی می‌کردیم.
توی این رفت و آمدها عموم که خیلی تاثیرگذار بود توی شکل‌گیری داستان ما، آروم آروم رفت روی مخ من…
شاید پیش خودتون فکر کنید که اومده کون مونمون گذاشته ولی کاملاً اشتباه می‌کنید اون کون ما نذاشته، بلکه ما را در راه رسیدن به کون دختر همسایه یاری کرد.
من به عنوان یه بچه کوچیک راهنمایی توی خیال خودم بودم دزدکی تو حموم جق رو می‌زدم، به فکر خاله بازیم بودم، بعضی وقتا هم یه قل دوقلی شاید با تخممون بازی می‌کردیم… والا به خدا… .
این دوتا بچه کوچولویی که براتون می‌خوام در موردشون صحبت کنم خیلی بچه‌های شیطونی بودن، اینقدر شیطنت می‌کردن که حد نداشت.
خلاصه ما خاله بازیمون با این بچه‌ها از همون دوران طفولیت خیلی کوچولو شروع شد، و عموم آروم آروم تو شکل دادن به این خاله بازی بهمون کمک کرد.
یه دو روزی عموم خونمون بود که این دو تا بچه رو دید، والا کاری با بچه کوچیکه نداشت گفت نه اون به تو نمی‌خوره این بزرگه رو برو باهاش بازی کن.
بعد قشنگ منو راهنمایی کرد گفت ببرش تو اون اتاق درو نبند ( فکر کنم عمو فتیش بچه داشته احتمالاً یا احتمال زیاد بچه باز بوده وگرنه دلیلی نداشت بگه درو نبند) و بغلش کن تا بهت بگم بعدش چیکار کنی.
منم رفت بردمش توی اتاق این بچه رو بغل کردم بعد ماچش کردم و اینکه هی تو بغلم بود تا اینکه عموم صدام کرد گفتش بسه دیگه الان وقتشه که شروع کنی به مالش دادنشو دستتو بکشی رو کونش…
منم مثل یه بچه حرف گوش کن اصلاً نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم رفتم خیلی ناشیانه توی اتاق دوباره بغلش کردم و شروع کردم به ناز کردنش و آروم آروم دستمو بردم روی کونش.
بنده خدا این دختره هم هیچی نمی‌دونست و هی همراهی می‌کرد باهام.
اون روز همینجوری با بازی بازی رد شد و عموم دیگه کاریم نداشت. ولی خیلی به من خوش اومده بود و انگاری به اون دخترم حال داده بود، بعد اینکه عمو رفتش خون خودشون، دیگه من و اون دختر دم به دقیقه تنها می‌شدیم هی مدام دستم رو کونش بود
تا اینکه تو سری بعدی که عمو رو دیدم گفتش دیگه الان وقتش رسیده شلوارشو بکشی پایین کیرتو بزاری لاپاش!
منم یه کیرو دول موشی داشتم که فقط باهاش جق زده بودم نمی‌دونستم که دقیقاً تهش می‌خواد چی بشه که با راهنمایی‌های عموی بزرگوار به این نتیجه رسیدم که نباید توی کس این نگون بخت بزارم.
اون روز دوباره همون روال رفتم توی اتاق با این دختر بوس و بغل و ماچ و مالش کون … 🤷🏻
یه متکا گذاشته بودیم رو زمین و روی اون متکا سرمونو گذاشته بودیم و با همدیگه لب بازی می‌کردیم، من آروم آروم ماچش می‌کردم و کمر و باسنشو می‌مالیدم، تا اینکه تصمیم گرفتم و تونستم خودمو متقاعد کنم که برش گردونم و همین کارم کردم.
این بنده خدا رو دراز کردم دمر خوابیده بود و من روی رون پاش نشسته بودم و شلوارکشو کشیدم پایین!
برای اولین بار توی زندگیم کون یه آدم دیگرو از این فاصله نزدیک داشتم نگاه می‌کردم و خیلی برام تازگی داشت. حالا منم مثل اسکلا بدون اینکه شلوار خودمو در بیارم خوابیدم روش فکر کردم سکس همینه …
عموم که داشت این صحنه‌ها رو نگاه می‌کرد یهویی گفت بچه بیا اینور کارت دارم من که می‌دونستم قضیه از چه قراره عین خیالم نبود رفتم ببینم چی میگه ، ولی اون دختر پشماش ریخته بود و خودشو سریع جمع و جور کرده بود من انصافاً برگشتم خودم تعجب کردم این چطور تونسته این قضیه رو درک کنه که باید خودشو جمع و جور کنه.
( شاید پیش خودتون فکر کنید که پدر و مادر من تو این صحنه‌ها کجا بودن که من و عموم و اون دختر توی خونه تنها بودیم و چرا عمو کون ما دوتا نذاشته ولی باید بگم اون موقع‌ها هنوز سمت ما حرمت فامیلی مونده بود و پدر و مادر منم دنبال کار و زندگی خودشون بودن یعنی مامانم دنبال کارای خونه توی حیاط و خرید و این چیزا و بابام سر کار)
خلاصه براتون بگم که عموم منو کشید برد بیرون گفتش کسخل شلوار خودتم در بیار کیرتو تف بزن بذار لای کونش
منم گفتم چشم الان میرم می‌ذارم
و رفتم توی اتاق، دیدم این دختر لباساشو مرتب کرده و رفته یه گوشه، تا بهش گفتم بیا اینجا سریع اومد تو بغلم و منم شروع کردم به ماچ کردنش…
دوباره خوابوندمش روی بالشت شلوارشو کشیدم پایین کیر خودمم درآوردم یه تف زدم سر کیرم و گذاشتم لای کون این دختر انصافاً یه حالی بهم می‌داد که نگوووو ( من دارم لای کوووون میذاااارم … خاک تو سرتووووون … من چه حاااااالی می‌کنم … )
منم تا حالا یه چنین چیزی ندیده بودم خیلی خوشمون اومد خلاصه اون روز گذشت و رفت. عموی ما هم به خواسته‌اش رسید ولی داستان منو اون دختر تموم نمی‌شد.
همیشه یا مامان دختر خونه ما بود یا مامان من خونه اون دختره و ما هم همیشه دنبال خاله بازی خودمون به خیال اینکه ما بچه‌ایم کسی کارمون نداشت و خیلی راحت ای خلوت و دور از چشم می‌رفتیم. توی همین مراحل بود که من برای اولین بار با سوراخ کونش خیلی ناخودآگاه آشنا شدم یه بار که صبح اومده بود خونمون و تنها شده بودیم کامل لختش کردم این دختر اینقدر یاد گرفته بود که برام قشنگ قمبل می‌کرد، منم هر بار سر کیرمو تف می‌زدم و می‌ذاشتم لای کون این دختره ولی این بار با من همراهی بیشتری داشت و کونشو برام هی بالا می‌داد
توی همین گیر و دار من کیرمو بیشتر فشار دادم و فکر کردم که داره میره لاش ولی میرفت توش … !
شایدم یه مقداریش رفته بود توش چون دور کیرم فشرده می‌شد
بهم تا یه حدی حال می‌داد ولی برای اولین بار برام خیلی زیادی بود 😐 .
اونجا حس بدی پیدا کردم یکم همینجوری بازی بازی کردیم و بعدش رفتیم .
لامصب این دختر کوچولو هم هیچی نمی‌گفت به کسی و فقط همراهی می‌کرد و توی اون سن کم علاقه خاصی به کیر پیدا کرده بود، هر چند ما هم کیر زیادی برای ارائه نداشتیم ولی از هیچی براش بهتر بود
که بعدها شنیدم آره با قدرهای زیادی روی تشک رفته و کشتی گرفته که دیگه دست ما از او کوتاه و او در بلندی‌ها پرواز می‌کرد
اما اون روز که کیرم رفته بود تو کونش واقعاً روز بدی داشتم و نتونستم ناهار بخورم که چند لقمه‌ای رو به زور به خوردم دادن و همونجوری منو فرستادن مدرسه که توی راهم دو بار بالا آوردم هر بار که یاد اون صحنه می‌افتادم حالم به هم می‌خورد.
چون بچه بودم نمی‌دونستم که این سکس انقدر کثیفه!!! و بهمم کسی نگفته بود، اونجا که انجام دادم فهمیدم چه گوهیه. ولی بعدها کل فتیش من کون شد 😈.
خلاصه این داستانو گفتم که بدانید و آگاه باشید چه بازیهایی در دوران طفولیت از خاله بازی و از فامیل‌های و آشنایان دیوث آغاز می‌شود و مواظب بچه‌های خود باشید با تشکر 😎

نوشته: یه روح مزاحم

بازدید 9,858

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “خاله بازی هام”

  1. کسخل شاسکول عموت تو رو با دختر بچه سرگرم میکرده می‌رفته تو اطاق کون مامانت میزاشته تو احمق هم دور از کون دادن مامانت فکر کون کونک بازی خودت بودی ، احتمالا خودتم بچه عموت هستی

  2. منم تو دوران بچگی دخترای همسایه و دخترخاله ها و دختر عمه ها رو لخت کردم و دکتر بازی کردم. جالب اینجاست که با وجود اینکه سکس ندیده بودم کوسشونو میلیسیدم. حتی یادمه داشتم کوس دختر همسایه رو میلیسیدم داداشش هم که همسن بودیم هم داشت با تعجب نگاه میکرد. 🤣🤣💦💦💦💦👅👅👅👅👅الانم که تو سکس بغیر از سکس طولانی و هات لیسیدن کوس و کون دوس دخترام روانیم میکنه 🩷🩷🩷👅👅👅👅💦💦💦💦

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید