چیزی که میخوام بگم داستان سکسی تخیلی نیست،میخوام راهنماییم کنین ،میخوام ازتون راهنمایی بگیرم و پیشنهاد هاتونو بشنوم
من یه خاله دارم که ۴۱ سالشه و از ابتدا مجرد بوده،بدن سفید و خیلی خوبی داره ،کون گنده و رون چاق اما شکم و پهلوی باریک ،سینه های خوشگل و سفید ،خالم با ما زندگی میکنه تو خونه تنها مرد خونه منم و برادرم ک ۸ سال کوچکتر از منه، پدرم از مادرم جدا شده خیلی سال پیش،
خالم تو خونه لباسایی خیلی ازاد میپوشه،ممه هاش از بالا معلومه،گاهی شلوار تنگ که میپوشه کس تپلشو میشه راحت تصور کرد،یا گاهی ساپورت بدن نمای نازک میپوشه که بدنشو میشه از زیر ساپورتش دید مخصوصا کون سفید و قلمبش،قدشم از ۱۶۰ بیشتر نیست ،دوست داره ازادانه لباش بپوشه اما مادرم بخاطر داش کوچیکم و چون تو سن بلوغه بهش تذکر میده از من خیالش راحته
✅️دوستان کسشر نمیگما فقط حوصله ندارم مو به مو خاطره رو تعریف کنم تا باور پذیر باشه براتون ، قسمت های غیرضروری رو خلاصه میکنم،
اصل داستان: به من یکی دوباری که خونمون کسی نبود فقط دونفرمون بودیم اسرار کرد فیلم ترسناک بزارم و پیش هم بخوابیم ، من معمولا از اینکه پیش هم بخوابیم طفره میرفتم،
اما اخیرا شب که میخاست بخوابه رفتم بقلش کردم،بازوی سفیدشو صورتشو ماچو بوسه کردم، شب بخیر گفتم نه به قصد خاصی همینجوری واقعا خیلی عادی ،خاله بالاخره مجرده گفتم کمبود محبت نگیره یا فکر نکنه نا دوستش نداریم ، اصرار کرد که بالش پتومو بردارم بیام پیشش بخابم منم ایندفعه تفره نرفتم،بالش پتو هم برنداشتم همونجوری که خالمو بقل کرده بودم خالم پتو رو انداخت روم منم سفت بغلش کردم ،هوا سرد باشه پتو سرد باشه دیدی یه حس خوبی میده ،صورتمو از روی بالش اوردم پاین تر چون سختم شده بود نفس کشیدن سخت شد برام ضربان قلبم بیشتر شد سرمو اوردم زیر بالش و سرمو چسبوندم بین گردن و سینش صورتم خورد به اون قسمت از ممه هایه بیرون زده از لباسش،ممه ها سر جاشون بودنا منظورم اون قسمتیه که سوتین نمی پوشونه ،خب من صورتشو ،بازوشو بوس کرده بودم گردنشو و بالای ممشم اونجایی ک بالای سوتینه بوس کردم الان من میگم شما باور نمیکنید یا خیال پردازییایی سکسی میکنید اونجوریم که شما فکر میکنید فیلم سکسی بازی نمیکردیم،خیلی عادی من که اصلا تو فکرای سکسی نبودم، یه چن دیقه بعد که اروم گرفتم ،خالم که بقل کرده بود منو دستشو روی کمرم بین دوتا کتفام کشید و نوازش میکرد،اینجا یکم شک کردم که خاله هم خیلی بدش نمیاد دستمالی بشه و حس خجالتی نداشت ،چون من خیلی ماچو بوسش نمیکردم که براش عادی باشه خلاصه خالم از روی لباس در حد یک دیقه کمرمو ماساژ داد(نوازش کرد) اینو بگم من فقط قصد داشتم یه ساعت بغلش باشم تا احساس کمبود محبت نکنه بعدش پاشم برم اتاق خودم بخابم،اما دیگه چشام سنگین شد و کون گشادم یاری نمیکرد پاشم برم،خالمم همین طوری که نوازشم میکرد دستشو از جای استین کرد تو لباسم یه جوری شدم،داشتم تحریک میشدم،خاله دید دستش دیگه خیلی مانورو نداره دستشو از استینم دراورد از زیر پیراهن دست برد بالای کمرم دیگه سنگینی چشام برطرف شد خابم تقریبا پرید،من اصلا دوس ندارم خانواده یا کسی بدن منو ببینه چه برسه دست بزنه،خالم کلی نوازش داد کمرمو و منم بدم نمیومد منم گفتم یکم از فرصت استفاده کنم،پس منم همونطوری که منو نوازش میداد شروع کردم نوازش دادن البته از روی لباس و خیلی ملایم تر،ساعت ۱۲ شب بود خسته بودما،یکم نوازش دادم گفت من نه من قلقلکم میگیره،بی حس میشم،یه جوری میشم ،اینجا بود که دوهزاریم افتاد خانوم با این حرکت تحریک میشه،یکم دیگه نازش کردم دیدم داره صدای خنده ازش بلند میشه دیگه ادامه ندادم نمیخواستم کسی شک کنه ،بگن چه خبره،همونجا تو اتاق بغل خاله خوابم برد دیگه چیزی نفهمیدم خاله با من چیکار کرد یا نکرد
،فک کنم دو ساعته خوابم برد ، من عادت دارم نصف شب بلند شم آب بخورم،شاش کنم،یا حتی برم سر یخچال دَلگی،از خواب پاشدم اما جایی دیگه نرفتم یه راست رفتم تو اتاق خودم خوابیدم،
❌️اینجا داستان تموم شد،حالا سوال اینجاست به نظرتون خاله دلش میخواد؟
❌️اخه خیلی شیطونی نمیکنه
❌️البته هر موقعم سمتش بری شاکی نمیشه
❌️نمیدونم؟ شب بازم برم پیشش بخوابم این دفعه بیشتر دستمالی کنه منو؟
❌️من خیلی جدی گرفتم؟
❌️یا اروم اروم پیش برم
❌️من اصن دوس ندارم کار به سکس برسه،گرایشم به پسرای فمبوی و تمیزو سکیسیه
❌️نهایتا ی کصلیسی مشتی بزنم
❌️البته تهش بدم نمیشه ،رابطه مثل شوگر میشه دیگه نه؟
✅️والا نمیدونم تجربشو نداشتم،شما پیشنهاد انتقاد مشاوره بدید ماشالا شما پشه ماده رو رو هوا حامله میکنین
اگر درست حسابی کمک کردید ادامه میدم ببینیم چی میشه

نوشته: ORCA
9 پاسخ به “خالهی حشری مجرد (۱)”
باید خالتوبکنم تا بتونمنظر بدم، شمارشو توی خصوصی برای عمو مملی بفرست،تا بکنمش وبتونمکمکت کنم عزیز،
نمیخوام فکر بد کنیانمیخوام فکر کنی داستان سکسیه هاخاله ات جنده است خبر نداری
نه نکن بچه جان خاله آت حامله میشه بعد یک برادر تخم حرام پس میندازه برات.بهتره بگی کدوم شهری تا دوستان که نزدیکم بیان زحمتش بکشن
ب هر جهت خاله شما هم انسانه و احساسات داره خیلی وقته کسی بغلش نکرده و طبیعه دلش بخاد بنظرم بهش نزدیک شو تو هم ی حال حسابی بهش بده در بغل و بوس نوازش.برای تو هم تجربه میشه و این بنده خدا هم ب نوایی میرسه ثواب داره.خوش بحالت.ازین موقعیتا گیر نمیاد بعدن حسرتشو میخوری
جواب تو هم اینجاست :
چرا فک کردی برا ما اهمیتی داره خالتو بکنی یا نه؟علی الحساب گلنارو بغل کن تا ببینی چی پیش میاد.خدا رو چه دیدی شاید ما زودتر از تو کردیمش.
شیطون رو لعنت کن از این فکرها بیا بیرون باور کن داستانهای سکس با محارم که تو این سایت میذارن همش ساخته پرداخته ذهن گردانندگان این سایته که هدفشون هم معلومه چیه
🍑پس تکلیفم،چیشد؟
با همین فرمون برو جلوهر شب نهولی بروکم کم پیش بروبرای منم همینطور آروم پیش رفت تا در نهایت شد