عصر اومد جلوی دانشگاه یه پسری هم باهاش بود که آورده بود با پریسا دوست بشه…سوار که شدیم اصرار میکردن تا باهاشون بریم خونه تا کمی سوغاتی بهمون بده…من راضی نمیشدم اما پریسا میگفت باید بیای میترسی بخوریمت…خلاصه رفتیم یه خونۀ زیبا تو شمال تهران…من هم طبق عادت خانوادگی که زیاد مذهبی نیستیم روسری و مانتوم رو تنم نکردم اما پیرهن پوشیده تنم بود…پریسا با اون پسری که اولین بار بود میدیدش رفتن تو اتاق تا کمی حرف بزنن و با هم آشنا بشن و من و امیر هم تو پذیرایی مشروب میخوردیم…موبایل پریسا رو میز کناری من زنگ خورد رفتم که بهش بدم …با عجله رفتم سمت اتاق و گفتم پریسا ببین مامانته//که یهو از چیزی که دیدم خشکم زد…این اولین بار بود که همچین چیزی میدیدم…یه کیر گنده تو دهن پریسا بود…سریع اومدم بیرون که امیر دستم رو گرفت و برد رو کاناپه…دستمو یواش یواش میمالوند و میگفت عزیزم نترس فقط یه کم مستی همین…گفت دوست داری سیگار بکشی و داشتم منو من میکردم که برام روشنش کرد و داد دستم…سیگاره حالمو عوض کرده بود،گفت ببین عزیزم تا حالا کردن ندیدی من برات یه فیلم میذارم و میرم تو اتاق وقتی دیدیش میفهمی کردن چیه…بعد یه سی دی گذاشت و چراغارو خاموش کرد و رفت تو اتاق…منم داشتم فیلم سوپر میدیدم و حشرم مید بالا…یه دستم رو گذاشتم رو سینم و یه دستمم رو کوسم و یواشکی مشغوله خود ارضایی شدم…نوک سینه هام سیخ شده بود و شرتم خیس بود…کوسمو تو مشتم میچلوندم که امیر از پشت سرم گفت نازنین اجازه بده کمکت کنم …اومد رو کاناپه کنارم و ازم لب گرفت و دکمه هامو باز کرد…سینه هام رو از روی کرست میمکید و میمالوند داشتم دیوونه میشدم…کرستو پاره کرد و سینه هام افتاد بیرون…امیر داد زد چه پستونی داری و میخوردش و میمالوند منم آه آهم در اومده بود …پاهامو داد بالا و شلوارم رو کشید پایین…من یه جسم ضعیف تو دستای سخت و مردونش بودم…شورتمو پاره کردو داد زد چه چاکی بعدروی میز دولا نگهم داشت گفت نازی عجب کوسه نازی داری و همش کوسم رو از پشت میلیسیدو انگشت میکرد تو کونم…انداختم رو فرش و کیرشو در اورد و مالید لای پستونم و لای کوسم…بعد کردش تو دهنم…منم میخوردمش…بعد به کوسم سیلی زد و یه تف انداخت روش و کیرشو فشار داد تو منم که مست بودم پرده ام رو زد…یه حجم کوشت وارد بدنم شد تمام کوسم غرق لذت شد…امیرم نامردی نکرد و تا دستۀ کیرشو میزد تو…خون ریخت رو فرش…اینقدر آهو ناله کردم که پریسا و دوستش اومده بودن از لای در نگاه میکردن…پریسا اومد وقتی امیر تلنبه میزد کوسشو گذاشت رو صورتم گفت بخور…کوسشو میلیسیدم و امیر تلنبه میزد و دوست پریسا هم پاهای من رو باز نگه داشته بود و رونمو میمالوند…آبم پاشید بیرون و ارضا شدم…امیرم یه داد زد و خیسی و داغی آبشو تو کسم احساس کردم،از لای پام رفت کنار و بعد دوست پریسا شروع کرد به گاییدن کوس تنگم…پریسا هم با سینه هام ور میرفت…وقتی همشون آب پاشیم کردن و کوس و کونمو جر دادن ازم چند تا عکس گرفتن و گفتن فردا که اثر این موادی که به خوردت دادیم رفت اگر بیای این طرفا عکساتو میدم به حراست دانشگاه…باورم نمیشد من اون روز کوس داده بودم برای اولین بار به صورت گروهی…
نوشته: نازنین
43 پاسخ به “خاطرۀ اولین کوس دادن من”
مقوا بودبه دوست پسرت ندادی راحت رفتی به یارو دادی؟بخداماجقی نیستیمجقی ها هم میفهمن توهمه یه پسره جقیه
چه با افتخار هم میگه جرم دادن ماشالا به شما جنده خانومالان چنتا بچه داری بعده این همه اب پاشی
خاك تو اون سرت كنم
متاسفانهبازهمچرت وپرتی بیش نبودمزخرف بووددد
پسرجون نيازي به اين چرت پرتها نبود صادقانه مشكلت ميگفتي دوستان هم بادل جون برات كيرحواله ميكردن لطفأ بعدازاين اول داستان بنويس نيازمندياري كيرتان هستم
كسخل شانس اوردى كوس دادى ميدونى اگه كس ميدادى چى ميشد!
ترجیح دادم نظرات رو بخونم بعد از خوندن هفت هشت خط.
ای لاشی ابنه ای
اگر میریدی بهتر نبود بچه چونی جلقوز
بجای مغزت کست نوشته بوددختره کونیه بی مغز
ریق زدی بچه کونیداستان درستش اینه:یه روز داشتی از مدرسه میومدی خونه، توی راه یه ماشین جلو پات واستاد. به زور سوارت کردن و بردنت یه جای خلوت و حسابی گاییدنت. بعدم ازت کلی عکس و فیلم گرفتن و گفتن اگه حرفی بزنی عکس و فیلماتو تو شبکه های اجتماعی پخش میکنیم که دنیا بفهمه کونی هستی.تو هم عقده ای شدی و اومدی اینجا کسشعرسرایی کردی.
مزخرف بود باور نکرم حیف که خوندمش
خیلی کس خول بودی ها… 😀 😀
اخيش به همين راحتي دادي . واسه چي يكي به ما نميده!
خاک بر سرت.میدونی چه بلایی به زندگی ایندت اوردی؟؟؟دیوونه عاشق پسر پولدار شدی که خونش تو شمال تهرانه.خونه 500 متری داره؟؟؟گول خوردی که اونم سو استفاده کنه؟؟؟جنده سگی.
جندههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه :*
Koonkeshe bache jaghi,tabloe pesari,man nemidoonam in dokhtaraye dastana vagheian ya dokhtaraye atrafe ma,har dokhtari ke behesh pishnahade mashroob dadam ghabool nakardan,hala inja mashala dokhtara dast ma ro too mashroob khordan bastan
کس کج بیخاصیت ،اگه واقعا دختری پس کیرم تو کس جندت،اگه پسری پس کیرم تو کون خواهر جندت ، اگر هم خواهر نداری ننتو گاییدم با این داستانت.
برو خودت خری ندادی خوب دادی برم با با این کس شعرات
واقعا کس گفتی اخه کست به کیرم اخه کیرم به کست اخه کست به کیرم اخه کیرم به کست اخه…چرا کس میگی دختر نیستی که هیچ یه پسر جلقی بیش نیستی کونی پس کس خواهرت به کیرم ای هرچی تخم تو جلد یک کتاب مهندس گل پسر هست تو کونت البته اگه اجازه بده
الان من و سران عدم تعهد تو کوس مامانتیم.
اين داستان بود؟!يا خاطره؟،شايدم آرزوي يه دختره عقده اي؟كه از اينكه به پيشنهاد سكس دوست پسرش جواب رد داده پشيمونه! داستانت تا يه جايي با واقعيت پيش ميرفت،اما نميدونم چرا ازمسير حقيقت خارجش كردي؟شايد خواستي براي جذاب كردن داستانت پياز داغشو زياد كني،وگرنه همه ما ميدونيم كه اين جور رابطه ها يه مدت طول ميكشه كه تبديل به سكس بشه،دروغ به اين آشكاري،توهين به شعور خوانندست! واما يه توصيه دوستانه:هيچ وقت واسه سكس،دنبال توجيه يا بهانه هاي الكي نباش.سكس جزء نيازهاي هر انسانيه،و دليل وبهانه نميخاد!
حالم بهم خورد.عقده ای،مطمئنی بار اولت بوده؟!!!حالا ازاین حرفابگذریم.بچه پسربود یادختر؟ !0باباش امیربودیادوست امیر؟ هر2؟نامشخص؟
تو ماشین کلی رقصیدید؟؟؟؟؟!!!
ببین ریدی آبم قطعه اه اه برو بیرون:D
گل گفتی آی گل گفتیحیف که خیلی کس شعر گفتییه عده الان دارن بارفیکس می زننبا کس شعری که یو گفتی
اینجا معرکه اس چون تنها جاییه که یه مادر قحبه میاد کس و شر میگه میشه از ته دل بهش گفت:برج میلاد تو کونت تا از دهنت بزنه بیرون جنده،کس خله توهمی
خيلي تابلو تخيلي بود, البته اينو بگم صرف تخيلي بودن يه داستان بهيچوجه ايراد شمرده نميشه واتفاقا بزرگترين نويسنده ها اونايي بودن وهستن كه از قويترين قدرت تخيلات برخوردار باشن ,اما آنچه كه ايراد شمرده ميشه اينه كه ازتخيلت بطور ناشيانه و بابيدقتي استفاده كرده باشي و داستانت پراز سوتيهاي آشكارريزودرشت باشه_
ضمنا” اگه اينهمه آب دول رو روي سنگ آهك همكه بريزي سر همين برج! دوجفت بچه دوقلو ميداد بيرون _اين چيزارو كه ديگه بايد بدوني آي شلوغ!
افرین پسر خوبحالا برو جیش بوس لالا !!!
آقا من نمی دونم چرا از خط سوم چهارم به بعد کلمه ها داد می زدند مارو یه پسر تایپ کرده
مرسی کلی خندیدم . می گم یه فکری واسه این بچه جلقی ها بکنید مثل اینکه عوارض جلق زیاد شده دیگه واسه عقده ی دختر نکردن جلق نمی زنن جدیدا واسه عقده ی دختر نشدن جلق می زنن. عجیبه ادم چه چیزایی می بینه
کیرم تو کونت جلقیه کیری
کیرتومغزت کس مغز توروچه به داستان نوشتن
مشه گفت دسته جنده رو از پشت بستی!!!احتمالا وقتی داشتی این چرت و پرتای تخیلی و مینوشتی پریود نبودی؟
داستان مزخرفو دو روز پیش خوندم ولی نخاستم چیزی بگم ، اما بعدش دیدم خدایی اگه به توی نفهم نفهمونیم که خر خودتی احتمالا هم از نوع دو طبقه سوپر به مابقیه خرهاییکه تاحالا سعی شده فهمونده بشه یکجورایی نامردیه .کاردستی (کاردستی بودنت از تمام شر و وری که نوشتی تابلو معلومه) به هزارو یک دلیل معلومه که یه پسر اوبنه ایه اشولاشی که دیگه اینقدرگشاد شدی کسی نمیکنتت و قصدت اینکه بعنوان دختر بتونی لااقل ازراه دور برای خودت کیر دست و پا کنی کاردستی ، خره : دختر شب زفافش بخاطر بکارتش احساس لذت نمیکنه و خیلیهاشونم بخاطر بلد نبودن برخورد شوهراشون بعدها توی رفتارهای سکسیشون مشکل پیدا میکنن ، بعد تو دختر بودی به راحتی رفتی کس دادی اونم به دو نفر کلی هم لذت بردی؟؟؟!!! مادر دروغگورو …فقط میتونم بگم قتعا بابات توی طویله بارت گذاشته اونم موقعیکه خر نرتون داشته با مادش حال میکرده .
چه راحت!((من مست بودم پردمو زد خونش ریخت رو فرش .این آبشو ریخت تو کسم.بعد نوبت اون یکی دوستش شد .بعدم ازم عکس گرفتن))یا خیلی کسخلی یا …
کیری این چه کسوشعریه که نوشتی؟
کس نخوری یه چیزی میشی!
بروبده
سلام باور کردنش سخته، من که باور نکردم داستانتو… اما قلم نوشتنت خوب بود، لایک زدم
و باز هم اسطوره ذهن یک ملجوووق
اولا اینقدر خون نمیاد که بپاشه رو فرش مگه سر خروس میبرن بعدم کیر رفت تو کوس اصلا درد نداشت؟اگه به همین راحتی رفته حتما پرده ای نبوده واحتمالا قبلا جای دیگه دادی پارش کردن تو این داستان نبوده،ولی بیشتر به خاطرات ساختگی یه پسر جقی میخوره که تو خیالات خودش برای جق زدن این داستان رو ساخته