خاطرات من با زوج نروژی

من در نروژ زندگی میکنم و سال‌های طولانی هست اینجام.دیدم بیان یه سری از خاطره ها میتونه هم برای شما و هم برای خودم جالب باشه.
ببینم اگه براتون جالب بود ، خاطرات دیگه را هم تعریف میکنم.
‌یک روز اتفاقی در یک مهمانی سال نو با آقایی نروژی که مسن آشنا شدم. صحبت‌های معمولی کم کم رسید به اینکه شرایط برای همجنس‌گرایان چگونه هست در ایران. منم گفتم سخت اما زندگی در گذران هست.
بی‌پرده بهش گفتم شما همجنسگرا هستید، گفت نه من با هر دو جنسیت لذت می برم و از من پرسید که من چگونه هستم گفتم منم همینطور.
گفت من متاهل هستم و اگه مایلی بریم خونه ما. منم از خدا خواسته گفتم اوکی بریم.
فکر میکردم که الان منو میبره خونش تنها هستیم ولی وقتی رسیدیم به ویلای زیبا و لوکس اون و وارد شدیم دیدم خانمش در را باز کرد.
کمی خجالت زده شدم و وارد خانه شدیم.
خانمه گفت قهوه میخوریم و ما مشتاقانه گفتم بله.
رفت و برامون قهوه آورد و آقاهه که اسمش آندرش بود گفت حالا وقت معرفی به همدیگر هست.
سپس به خانمش گفت ایشون رو من در مهمونی دیدم و ازش خوشم اومده و دعوتش کردم خونه برای سکس!
منو میگی همینطور وارد موندم…
چقدر راحت گفت موضوع را ..
بعد گفت که خودش پروفسور روانشناس هست و خانمش مدیر یک شرکت بزرگ خصوصی. آندرش حدود ۶۸ ساله بود و آنیتا حدود ۵۷ و من ۳۳ ساله. منم گفتم که یه دانشجو هستم و تنها زندگی میکنم.
آندرش گفت من و خانمم دوست داریم سکس سه نفره ولی بزار آنیتا(خانمش) خودش بگه اون چی دوست داره.
آنیتا به ما نگاهی کرد و گفت، من دوست دارم که سکس دو مرد رو ببینم و خودمم به اونا ملحق بشم و دوست دارم با دیلدو شما رو بکنم…
من دیگه واقعا گیج اما خوشحال شده بودم.
سپس پرسید موافقید ؟
آندرش گفت من که میدونی موافقم و به من نگاه کردن . منم با کمی خجالت گفتم بعله..
سپس آندرش گفت پسر خجالت نکش بیا بشین رو پاهایم.
من راستش سکس با مرد مسن رو بیشتر دوست دارم البته مردهای اروپایی واقعا مسن هایشان هنوز هیکل قشنگ و قوی دارن و آنیتا که دیگه نگو.
یک خانم ۱۷۸ سانتی با سینه های ۸۵ درشت و سفت و بدنی سفید و نرم .
خود آندرش هم ۱۸۲ سانتی با بدنی قوی مثل ۴۰ ساله ها بود.
منم با کمی خجالت رفتن و رو پاهای آندرش نشستم و آنیتا لیوان قهوه به دست ما رو تماشا می‌کرد.
آندرش شروع کرد به نوازش کردن بازوهای من و دست می‌کشید رو بدنم منم از خجالت جهت حضور آنیتا کمی خجالت زده بودم.
آندرش کم کم دستش رو آورد روی کیر من و گفتم ببینیم چی داری اون تو..
قسمت دوم اگه مایل بودید براتون می‌نویسم، فقط کامنت بزارید تا بدونم. مهمتر اینکه ضرورتی به الکی نوشتن ندارم و خاطراتم واقعی هست.

نوشته: نسیم

بازدید 9,478

0 پاسخ به “خاطرات من با زوج نروژی”

  1. این داستانها که اولش چرت و پرت مینویسه بعد گرو کشی میکنه که لایک کنید تا بقیه اش رو بنویسم رو همشو یکنفره مینویسه دیسلایک

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...