خاطرات ماندگار محمد

سلام به بکن تو های عزیز این داستان گیه اگه دوست دارین بخونین
قبلا این داستانو گذاشتم ولی نشد ادامشو بگم دوباره بارگذاری کردم که بتونم بقیشو بگم چون یاد خاطرات قدیم به خودم حس خوبی میده دوست داشتم شما هم لذت ببرین
این خاطره مربوط میشه به چندین سال پیش که ۱۷ سالم بود و برام اتفاق افتاد کلی خودم کیف کردم گفتم شما هم حالشو ببرین .
برگردیم به دوره ۱۷ سالگی
من محمدم سفید پوست و یکم تپل و قد و هیکلم بزرگتر بود از هم سنام تو اون دوره ولی چاق نبودم تو صورتم یه مقدار جوشهای قرمز بود که چون سفید بودم بیشتر به چش میومد . بدنم کلا بی مو بود فقط ساق پاهام یکم مو داشت و دور کیرم خیلی کم ،بقیه بدن کوسه 😁
کونم و سینه هام یه کم بزرگتر از حد معمول بود کلا خیلی کردنی بودم بنظرم ولی چون درشت هیکل بودم کلا کسی تو مدرسه نمی تونست بگیره روم یا اذیت کنه ولی همیشه با پسر عمو و پسر عمه هام که هم سن بودیم وقتی موقعیت گیر میاوردیم از بچگی از دکتر بازی بگیر تا دستمالی و لاپایی دریغ نمی کردیم از هم ولی هیچ کدوم این کارا کون دادن حساب نمی شد و ماهم با همین مدل کیف میکردیم. بریم سر اصل داستان من یه داداش داشتم که ۸ سال از من بزرگتر بود و یه پسر عمه که همسن داداشم بود و دوستاشون که خیلی با هم بودن و من همیشه دوست داشتم با اینا باشم و داداشم منو میپیچوند و نمیزاشت برم تو جمعشون با هم موتور سواری میکردن فیلم میدیدن دختر بازی میکردن و کلی عشق حال به بنظر من البته. خانواده عمه من شمال زندگی میکردن و پسر عمم که اسمش حامد بود که همسن داداشمه اومده بود شهرستان ما تا یه کاسبی راه بندازه و خونه مادر بزرگش که چند سال پیش فوت کرده بود زندگی میکرد که مکان عشق و حال داداشم و دوستاشون شده بود . تا اینکه داداشم بعد کلی غیبت از سربازی مجبور شد بره خدمت مقدس سربازی، یه روز که من و دوستام از مدرسه فرار کرده بودیم تو خیابون اتفاقی حامد پسر عمه رو دیدم با موتور رد شد تا منو دید و ایستاد و گفت خوب چش داداشتو دور دیدی تو خیابونا پلاسی منم گفتم که نه معلممون نبوده و از این کسشعرا گفت پس بشین که ببرمت خونتون منم دیگه دیدم چاره ایی نیست و سوار شدم تو راه بهش گفتم خونه نمیرم باز مامانم گیر میده که چطوری زودتر تعطیل شدین و این حرفا یه هو حامد گفت خوب بریم خونه من یه فیلم ببینیم منم تنهام بعدشم برو خونه منم که از خدا خواسته قبول کردم . از حامد بگم براتون که یه پسر ۲۶ ساله سبزه یکم از من قدش بلندتر و تقریبا لاغر . خلاصه ما رسیدیم خونه مادر بزرگ حامد که تو حالش کرسی داشت و یه تلویزیون ۲۱ اینچ رنگی و وی سی دی که تازه اومده بود به بازار و بساط قلیونو سیگار و… و کلا خونه مجردی . تا رسیدیم خونه حامد لباساشو در اورد و با شرتو رکابی نشست بمنم گفت در بیار لباساتو و راحت باش که من گفتم خوبه همینجوری ، یه چند دقیقه ای گذشت و حامد گفت فیلم چی دوست داری بزارم برات که گفتم هر چی خودت دوست داری اون موقع شو موزیک خیلی جالب و جذاب بود چون کم دیده بودیم یکی گذاشتو ما هم دوتایی کنار هم دراز کشیدیم به تماشا کردن چندتا خانوم داشتن می خوندن و میرقصیدن یه هو حامد برگشت گفت خوب رفتی تو نخ زنه حتما راستم کردی براش و یه دفعه کیرمو گرفت و یه فشار داد و زد زیر خنده ،منم گفتم نه بابا چیه مگه ،گفت عه پس بزار یه فیلم بزارم که قشنگ راست کنی بلند شد و سی دی رو عوض کردو یه فیلم سوپر گذاشت 😳منو میگی کف کرده بودم گفت خوب حالا میتونی راست نکن ،پاهامو جمع کرده بودم که ضایع نشه ولی قشنگ راست کرده بودم یه ربعی گذشت دوباره یهو کیرمو گرفت ولی این سری راست راست بود ،گفت دیدی گفتم دوباره زد زیر خنده منم خجالت می کشیدم 😓گفتم نکن دیگه گفت بد نیست که منم راست کردم یهو کیرشو از شرتش در اورد گفت ببین ، وای چی می دیدم کیر بزرگ و کلفت پر رگ و خدایش خوش فرم برعکس کیر من که سفید و کوچیک بود ، گفت تو هم در بیار ببینم خجالت نکش ما همه اینجا کیر همو دیدیم منم از خجالت و هیجان قرمز شده بودم و عرق کرده بودم ،گفتم نه دیگه گفت در بیار دیگه و شروع کرد دکمه شلوارمو باز کردن انگاری قفل شده بودم دستشو گرفته بودم ولی زور نمیزدم شلوارمو یکم کشید پاین و کیر منم که از خجالت یکم خوابیده بود افتاد بیرون گفت چه خوشکله و خوردنی و زد زیر خنده منم هی خودمو میپوشوندم ولی کیر اون همون جوری سفت و ایستاده بود ، دستشو آورد جلو و کیر منو گرفت منم خوشم اومده بود از این اتفاقا ولی خودمو هی عقب می کشیدم مثلا ،گفت میخوای تو هم مال منو بگیر هم فیلم ببینیم هم حال کنیم ، دسته منو گرفتو گذاشت رو کیره کلفت و داغش خودشم شروع کرد بالا پایین کردن کیر من کم کم منم داشتم میمالیدم کیرشو و فیلم میدیدیم که دیدم دستشو آورد و شروع کرد باز کردن دکمه های پیرهنم منم زیرش هیچی نداشتم ،داشتیم تلویزیون نیگاه میکردیم و اون داشت دست میکشید رو سینم ،یهو خم شد و سر سینمو کرد تو دهنش 🤤نمیدونین چه حالیه سفیدی چشام اومده بود بالا دیگه هیچی دست من نبود فقط منتظر بودم حرکت بعدی چیه و مثل یه برده ساکت و اروم بودم فقط آروم می گفتم داری چیکار میکنی حامد نکن حامد ولی اونم فهمیده بود که من از دست رفتم😁
پیرهنمو کلا در اورد و شروع کرد به خوردن سینه هام گردنم گوشم لبام شیکمم و هی جون جون میکرد تمام بدنمو لیس میزدو مک میزد قرمز شده بود سینهام ،اومد پایین و یهو کیرمو کرد تو دهنش شروع کرد ساک زدن منم هی می گفتم نکن نکن سرشو آورد بالا گفت وای که تو نمیدونی کیر خایه تو از کس دوست دخترم خوشمزه تره ،گفت تو پاشو یکم مال منو بخور ببین چه مزه اییه گفتم نه من بدم میاد گفت امتحان کن حال میده منم همون جور که کیرش دستم بود خم شدم و یکم سر کیرشو لیس زدم که شور بود گفتم نه نمیتونم و دراز کشیدم دوباره اسرار کرد گفت ببین منم خوردم برات و سر منو هول داد سمت کیرش دوباره یکم لیس زدمو سرشو کردم دهنم چند بار عقب جلو کردم عوق زدم و گفتم نمیتونم بدم میاد، حامد دوباره دست کرد تو شلوارم و این بار با شرت از پام در اورد ،منم مثلا خواستم اعتراض کنم که خم شد دوباره سینمو کرد تو دهنش ،دوباره قفل شدم یکم خورد یهو اومد روم و کیرش که مثل سنگ شده بود از روبه رو کرد لای پام زیر تخمام که از استرس و هیجان خیس عرق بود و شروع کرد خوردن گوشم و لبم ، حالا جفتمون لخت لخت بودیم .دم گوشم میگفت همیشه به این موقعیت فکر میکردم ولی چون داداشت بود نمیشد ، گفت پاشو بریم جای کرسی اونجا گرم و نرمه ، منم شده بودم مثل یه برده اصلا حتی قدرت نظر دادن یا اعتراض نداشتم ،البته یه حال خوبی داشتم که تا حالا تجربه نکردم ، تا بلند شدم تازه کونمو دید 😳که هم سفید بود هم بی مو هم گوشتی ،نشست پشت سرمو یه جوووووون بلند گفت و لپای کونمو گرفتو با فشار میمالید ،سرشو آورد پایین و یه لیس زد لای کونم و سوراخم که همونجا میخواست آبم بیاد گفت تو تا حالا کجا بودی خاک بر سر من کنن😁
قشنگ دیونه شده بود و مست مست
رفتیم سمت کرسی و من به پهلو روم به کرسی رفتم زیر لحاف که زیرشم داغ بود حامدم اومد بغلم از پهلو دراز کشید و شروع کرد مالیدن کونم چنگ میزد ناز میکرد فشار میداد
از لای پام دستشو میبرد تخمامو میمالید
سوراخمو ناز میکرد همزمانم هی پشتمو گردنمو میبوسید و میخورد
بهم گفت تا حالا کون دادی ؟منم گفتم نه بابا فقط چند بار با فلانی و فلانی در حد لاپایی ،اونم گفت عیب نداره امروز خیلی کار داریم یه کاری میکنم که بشی زن خودم برای همیشه و شروع کرد گردنم خوردن ،کم کم دیدم کیرشو کرد لای پام و شروع کرد عقب جلو کردن ،چون کیرش بزرگ بود میخورد زیر تخمام که اگه تجربشو داشتین میدونین انگار از این لذت بهتر تو دنیا نیست ، بلند شد از لبه تاقچه یه کرم برداشت و زد به انگشتش و شروع کرد مالیدن در سوراخ کونم و هی دور میدادو سر انگشتشو میکرد تو کونم ،اولش حال میداد ولی وقتی بیشتر کرد توم سوزو درد شروع شد ولی قابل تحمل بود و حال میداد یکم ،کم کم کرد دو انگشت سوز بدی داشت می گفتم نکن درد داره دیگه نمیتونم ،میگفت خوب میشه یکم تحمل کن ، کم کم سر کیرشو کرمی کرد و گذاشت در سوراخ کونم و میمالید رو سوراخم و یکم فشار داد ولی کیرش کلفت بود ونمیرفت توم ،منم هی می گفتم نکن دیگه بزار همون لای پام ،اونم هی اسرار داشت که تحمل کن وقتی بره تو تازه می فهمی چقدر خوبه کون دادن، کم کم هی عقب جلو میکردو نگه میداشت تا من یه اخ می گفتم دستشو میزاشت رو کیرم و شروع میکرد جرق زدن برام و من از درد یادم میرفت و یکم میکرد تو ، با دستم شکمش و فشار میدادم که خیلی نکنه تو کونم یا یه دفه فشار نده چون واقعا درد داشت باز اون کیرمو میمالیدو همونجا نگه میداشت ،کله کیرم از شهوت و لذت قرمز شده بود ،گفتم میمالی الان ابم میادا،گفت نه نه نیاد هر وقت خواست بیاد بگو ول کنم ، قشنگ بلد بود کارشو، دوباره شروع کرد عقب جلو کردن دستم بردم دور کیرش دیدم ای وای تا نصفه تو کونمه 🫣باورم نمیشد ،گفت دیدی بازت کردم ،شروع کرد سرعتشو بیشتر کردن و از جلو کیر منو می مالید یه ان دیدم الان ابم میاد گفتم الان میاد دستشو ول کرد و شروع کرد به کردن من تمام بدنم عرق کرده بود ،یه چند دقیقه که کرد یه فشار داد که چشام سیاهی رفت و میخواستم در برم منو محکم بغل کردو ابشو با تمام فشار خالی کرد تو کونم ،قشنگ پمپ کردنشو تو کونم حس میکردم بعد که خالی کرد کیرشو از کونم کشید بیرون و گفت به کیرت دست نزن اگه ابت بیاد دیگه حال نمیکنی ،من برم دستشویی بیام دو باره میخوام بکنمت ،من از تو سیر نمیشم با یک بار کردن ،پاشد رفت منم دیدم کیرم کبوده از شقی دست به کونم میزنم خیس آبو کرمه و انگشتم راحت میره توش ،دلم میخواست آبم بیاد ولی وایسادم ببینم چی میشه با اینکه هم درد داشت و اذیت شدم حالم داشت
یه چند دقیقه بعد دیدم حامد برگشت یکم کیرش شل شده داره خرما میخوره ،نشست رو کرسی یه سیگار روشن کرد و بمن نگاه میکرد و گفت عجب کونی هستی تو پسر خیلی حال کردم ، تو هم دوست داشتی ؟ گفتم خیلی درد داشت ، گفت اولشه عادت میکنی بعد بیشتر از من تو حال میکنی
اومد دوباره کنارم دراز کشید یکم از شقی منم کم شده بود گفتم برم دستشویی یه جوریم ،گفت نه بزار ابم توش بمونه راحتر میره توش ،دوباره شروع کرد خوردن گردنم و سینهام و دوباره من رفتم اون دنیا ،دستمو بردم پایین شروع کردم مالیدن کیرش دیدم داره سفت میشه گفت تو رو خدا یکم بخور که زود بلند شه میخوام بکنمت ،حسابی شستمش بعد منم برات میخورم تا ارضا شی ، منم خم شدم یکم سر کیرشو کردم دهنم عقب جلو کردم داشت سفت میشد دوباره اهش در اومده بود دوباره اوق زدم گفتم نمیتونم ،گفت باشه بخواب این سری تا تخمام میخوام بکنم تو کونت 😰گفتم نه تو رو خدا گفت بخواب، دوباره با همون پوزیشن قبلی خوابید کنارم و کیرشو کرم زد و کرد سرشو تو کونم یه سوز بدی داره لامصب که نگم براتون ،اومدم خودمو بکشم جلو جا نبود فرار کنم کرسی بود ،دوباره دستشو اورد و کیرمو گرفت و همزمان گوشمو میخوردو گاز می گرفت و لیس میزد و کیرشو که پر بود از کرم و آب قبلش تو کونم عقب جلو میکرد ، صدای قلوچ قلوچ میکرد ،دستمو بزور بردم بینمون که نتونه فشار بده ولی فایده نداشت من حریفش نبودم ، منو برگردوند رو شکم و آمد روم و من زیرش بودم و کلا در اختیارش و داشت میکرد ،من دو دستمو بردم بین خودمون که جلوشو بگیرم ولی بی فایده بود وحشی شده بود ،کیرم خوابیده بود از درد شدید ،جوری منو میکرد که تخماش میخورد در کونم شالاپ شالاپ ،داشت گریم میگرفت میخواستم در برم از زیرش ،خم شد روم گوشمو لیس میزد میگفت الان تمومه خوشکلم الان تمومه عزیزم قربون کون نازت برم ، بادندونش گوشمو گرفته بودو محکم میکرد، کونم بی حس شده بود نمیدونم دردش کمتر شده بود یا فلج شده بودم 🤭دستمو بردم پشت کونم و در حال کردن کیرشو گرفتم ،تا ته ناکس میکرد تو کونم ،دوباره کیرم بلند شد بود و از بس مالیده شد به زمین با تمام فشار ابم زیرم خالی شد یه لرز شدید کردمو یک لیوان آب رفت ازم ،چون چفت کردم خودمو حامدم یه نعره بلند کشید خوابید روم و دو باره پمپاژ اب کیرش تو کونم یه چند دقیقه روم بودو نفس نفس میزد و افتاد کنارم ،داشتیم هلاک میشدیم جفتمون مخصوصا حامد ، بلند شدم تمام بدنم مخصوصا کمر به پایینم درد میکرد،رفتم دستشویی از کونم اب منی و اب قاطی با خون و کرم میریخت ،سوراخ کونم گود شده بودو گشاد ،اومدم بیرون گفتم دهنت سرویس حامد پارم کردی خونی شدم !گفت طبیعیه مویرگ خوب میشه ، بعدشم مال خودمه تازه پیداش کردم دوست داشتم پارش کنم ،داشت دیرم میشد لباس پوشیدم اومد بوسم کرد گفت ببخشید اذیتت کردم دست خودم نبود از بس خوبی تو ، سری بعد جبران میکنم ، منم خداحافظی کردمو کج کج رفتم خونه با کون گشاد😁
تا اینجای داستانو قبلا براتون گفته بودم و میخوام ادامشو براتون بگم که تجربه ثابت کرده نباید با بزرگتر از خودت بگردی
خلاصه کنم این قسمتو و داستان جدیدو بگم
ما شده بودیم کونی این آقا یک روز درمیون به هر بهونه ایی یا من میرفتم اونجا یا اون میومد دنبالم می رفتیم خونه و حسابی منو میکرد
هر سری هم اول درد داشتو بعد آروم میشه حال میکردم
جوری شده بودم که کیرم بدون اینکه راست بشه یا دست بزنم بهش ابش میومدو ارضا میشدم ، کس کش هم میخندید میگفت جنده شدی اوبی شدی منم ناراحت میشدم و میگفتم کس شعر نگو و همش قسمش میدادم که کسی نفهمه از دوستاتون ابروم میره ، اونم میگفت مگه احمقم ابروی خودمم میره ، منم با این حرفا خیالم راحت میشد
بعضی وقتا هم که داداشم میومد مرخصی برنامه تعطیل بود ده روز تا وقتی میرفت
وسط دوستای اینا یه پسره نچسب زشتی بود به اسم کمال قد بلند و هیکلی یکی دوبار تو خیابون همو دیدیم شوخیای کسشعر میکرد منم شک میکردم میگفتم نکنه بو برده ، باز خودمو قانع میکردم میگفتم نه بابا مگه خره بگه
خلاصه گذشت و یک چند روز خانواده رفتن مسافرت و‌من بخاطر مدرسه موندم
حامد دیدمو گفتم که اینا رفتن و تنهام ، گفت ایول پس میتونیم شب با هم باشیم گفتم اره
گفت اتفاقا امشب برنامه عرق خوریه بیا دور هم حال میده، گفتم باکی گفت معلوم نیست احتمالا کمال
گفتم نه بابا تابلوعه
گفت تابلو چیه بالاخره تو هم کم کم باید بیای تو جمع ، عرقم که دوست داشتی بخوری ، من خرم که عش لاتی و پریدن با بزرگترا گفتم باشه ، فقط گفتم امشب یه وقت فکر کردن نکنی تابلوعه ، میگه نه بابا خیالت راحت
شب شدو من رفتم خونه پیش اینا دیدم بساط چیندنو مشروب و قلیون و مزه پزه ،این کمال نچسب هم هست داره قلیون میکشه
تا منو دید خیلی گرم احوال پرسی کرد گفت خوش اومدی به جمع ما ، عرق خوردی تا حالا ؟ گفتم نه یکی دو بار یکم مزه کردم خوشم نیومده
گفت امشب از این بخوری خوشت میاد خودم گرفتم
خلاصه شروع کردن پیک ریختن
منم قاطی با نوشابه آبمیوه دو سه تا با اینا خوردمو کلم داغ شده بود ، حامد میگفت دیدی لبات بی حس شد دیگه نخوری
منم برای اینکه کم نیارم میگفتم فعلا که خوبم ولی داغ شده بودم، یکی دو تا دیگه خوردم قشنگ کلم رو هوا بود ولی خراب نبودم ، یه حس خوب با حال
حامد رفت سمت تلفونو با دوست دخترش حرف میزد منم لابه لا قلیون میکشید و گوش میدادم که داشت برنامه میریخت بره ببینتش
قطع کرد و اومد اینور یه پیک رفت بالا و گفت تا شما یه قلیون بکشینو دو تا پیک بخورین من برم پیش دوست دخترمو بیام
بلند شد لباس پوشید منم با نگاه بهش میگفتم که منو با این تنها نزار
اونم تحویل نگرفتو گفت من یه ساعته بر میگردمو رفت
من موندمو کمال
یه پیک دیگه ریخت و گفت بخور منم گفتم بسه
گفت بخور من حواسم بهت هست هیچیت نمیشه
منم سلامتی گفتم و رفتم بالا ، مستیم بیشتر شد
با رکابی و شلوار لی نشسته بود بلند شد گفت تو گرمت نیست ؟ منم گفتم نه خوبه اوکیه
گفت ولی من گرممه
بپاشد شلوارشو دراورد آویزون کرد با یه شورت هفتی رفت از تو یخچال آب بیاره
وقتی برگشت میگه کون مارو دید میزنی راست نکنی و زد زیر خنده
هم از این کمال خوشم نمیومد هم رودربایسی داشتم گفتم نه بابا چه حرفیه ، یه دفعه میگه ولی تو اگه جلوی من با شرت راه بری من برات راست میکنم
منو بگی یه لحظه هنگ کردم نفهمیدم چی شد گفتم چی ؟
میگه من وقتی کونتو میبینم راست میکنم
منم انگار که نشنیدم گفتم حامد که رفت معلوم نیست کی بیاد من میرم ، بلند شدم برم دستمو گرفت گفت فکر کردی نمیدونم با حامد چیکار میکنی ؟😰
چند بار دیدم سوار موتوری اوردن خونه منم از دیوار اومدم تو از پنجره یواشکی دید زدم
آب یخ ریختن روم انگار شل شدم تته پته میکردم
کمال میگه یا منم باید بکنمت یا به داداشت میگم
من که ریده بودم به خودم زدم زیر گریه و گفتم نه تو رو خدا نگی به کسی بدبخت میشم و از این حرفا هرکاری میگی میکنم برات
میگه پس مثل بچه آدم بیا اینجا بشین
منم رفتم کنارش نشستمو شروع کرد نوازش کردن من
که بین خودمون میمونه نگران نباش و همزمان داشت کمرمو بالای کونمو میمالید
دستمو گرفتو‌گذاشت رو‌کیرش از رو شورت شروع کرد بالا پایین کردن کیرش خواب بود
همزمان خم شد و شروع کرد گردنمو خوردن و سینمو مالیدن
میگفت کیرم‌و بمال منم میمالیدم
بلند شد وایساد بالا سرم تی شرتمو از تنم درآورد
میگه جون چه سفیدی از دور دیده نمیشد
کیرش داشت راست میشد ، شرتشو کشید پایین کیرش افتاد بیرون 😱 من فکر میکردم کیر حامد بزرگه
کلفتو دراز واقعا ترسناک مثل قیافه خودش
میگه بخور ، میگم نمیتونم ، میگه گوه نخور بچه کونی فکر کردی ندیدم چطور ساک میزنی
منم دیدم این اصلا مثل حامد نیست
اصلا حسی نداشتم واقعا ،شروع کردم لیس زدن کیرش، میمالید رو صورتمو لبام ، گفت دهنتو باز کن ، باز کردم ولی بزور میرفت تو دهنم ، یکم عقب جلو کرد دندونام میخورد ب کیرش می گفت کونی دندون نزن ، تفام از بغل دهنم اومده بود بیرون
واقعا نمیتونستم گفتم نمیتونم
دستمو گرفت بلندم کرد خم شد سینمو کرد دهنش از پشتم کونمو میمالید از رو شلوار
دستشو کرد تو شلوارمو کونمو میمالید
دکمه شلوارمو باز کرد و شلوارمو کشید پایین
منو خوابوند رو زمینو اومد بغلم دراز کشید ، جفتمون لخت لخت رو به هم ،کیرشو گذاشته بود لای پام و لبامو میخورد ، واقعا بدم میومد ازش ، کیرش واقعا بزرگ بود
منو از شیکم خوابوند و رفت روی پام نشست و شروع کرد مالیدن کونم ، لای کونمو باز کرده بود و میگفت عجب کونی عجب سوراخی ، خم شد یه تف انداخت رو سوراخمو سر کیرشو گذاشت رو سوراخم یکم مالید، بعد اومد شروع کرد به فشار دادن ولی واقعا سایز کیر اون برای من زیاد بود
البته که منم خودمو شل نگرفته بودم ، یکم بکی نگی حس میومد باز یه حرفی میزد حسم میرفت و همراهی نمیکردم
خلاصه دید نمیره تو شروع کرد لاپایی زدن
نمیدونم چون مست بود ابش نمیومد یک رب با سرعت لاپایی میکرد ، یا درمی آورد میمالید در سوراخم دوباره لاپایی ، قشنگ لای پام میسوخت ، دوباره گذاشت لای کونم و رو سوراخم و با فشار عقب جلو میکرد معلوم بود داره میشه
لابه لا میگفت جون چه کونی کردم دمت گرم حامد عجب چیزی دادی بهم !!!
یه هم دوهزاریم افتاد که بععععله هماهنگ شده بوده که اینم منو بکنه
تو همین فکرا بودم که کیرشو رو سوراخم فشار داد و آبش داغ داغ رفت تو کونم
بلند شد رفت دستشویی که ته حیاط بود منم سریع لباس پوشیدمو از خونه فرار کردم
بعد اون روز چند بار هی حامد اومد سر راهم و من بی محلی میکردم یا میگفتم کار دارم ، یه بار بهش گفتم تو این کارو کردی زیر بار نرفت و گفت دهن کمالو سرویس میکنم ولی فرداش دیدم با هم سوار موتور رو دور میزنن
من دیگه نرفتم سمتشون تا بعد چند ماهم داداشم برگشت و کلا همه چی جمع شد
ولی دوره ایی که با حامد بودم واقعا با حال بود واقعا به معنای واقعی از دادن لذت میبردم
حیف که تموم شد و سالهاست که این تجربه رو نداشتم
ببخشید اگر طولانی شد

نوشته: پوووکر

بازدید 2,015

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

یک پاسخ به “خاطرات ماندگار محمد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید