حقارت شیوا حقیر (۱)

سلام وقت بخیر
داستان مربوط به یکی از همکار ها و دوستای پارتنرم میشه
این شیوا خانم کلا علاقه به لاس زدن با پارتنر بقیه داشت و چه توی جمع و توی فضای مجازی سعی میکرد پارتنر بقیه رو بر بزنه
از شیوا بخوام بگم قد حدود 165 وزن 58 ، سینه 75 کاپ سی ، کون تاقچه روش میشه گلدون گذاشت . کلا این این کون به این بدن نمی‌خورد از بس گنده و تپل بود.
من و پارتنرم چندسالی هست باهمیم و هر اتفاقی بیوفته با هم در میون میذاریم و در نتیجه شیوا رو خوب میشناختم و اونم منو حدودی می شناخت و چند بار توی مهمونی هامون دعوتش کرده بودیم.
زیاد سعی کرده بود سمت من بیاد ولی خب قاعدتا راه نمیدادم و پارتنرم در جریان هول بازیای شیوا بود.
تا اینکه سرکار سر یه موضوعی با پارتنر من بحثش میشه و پارتنرم میگه میخوام ازش یه آتو خفن داشته باشم و دهنشو سرویس کنم و با هماهنگی پارتنرم من شروع میکنم به پا دادن به شیوا کم کم.
مهربون تر شدن توی چت ها و گاهی زیر چشمی نگاه کردن و خندیدن توی جمع ها بهش و…
که پارتنرم در جریان تک تک موضوعات بود.
مثلا یه بار ویلا گرفتیم 10-15 نفری میشدیم ، پارتنرم تو بغلم بود لب استخر و شیوا توی آب و داشتم تو گوش پارتنرم میگفتم این جنده رو جوری بکنم و فیلمشو برات بیارم ک حال کنی و همزمان داشتم به شیوا نگاه میکردم و لبخند میزدم و اون فکر میکرد خنده برای پا دادن ب اونه.
پارتنرم و بقیه دخترا تو اب بودن و من لب استخر نشسته بودم و ب بهونه های مختلف مثل شنا کردن و اب بازی با بچه ها زیاد نیومد سمتم تا جایی ک یکی دوبار خودشو به پام مالید و رفت.
شبم ک طبق معمولا مشغول مشروب خوردن بودیم یه سمت میز من ساقی شدم یه سمت دیگه یکی از پسرا و یه سمت دیگه یکی دیگه
من برای خودمو و پارتنرم و شیوا و یکی از دوستاشون میریختم و طبق برنامه قبلی ک با پارتنرم داشتم تا 3 پیک پا ب پای بچه ها رفتیم از پیک 3 ب بعد برای خودمون رو وقتی اونا میرفتن بالا میریختیم زمین.
اینقدر پیش رفتیم ک تقریبا همه مست شدن و یا در حال رقصیدن بودن یا لای هم لم داده بودن.
شیوا انقدر مست بود ک نمیتونست تکون بخوره ، سرش تو گوشی بود ک دیدم پیام برام اومد از طرفش
نوشته بود : بدنت چقدر خوب شده نسبت ب قبل 🫣
( به پارتنرم از قبل گفته بودم بیاد تو اکانتم تا تابلو نباشه و راحت بخونه پیام هارو )
نوشتم اره اتفاقا فلانی(پارتنرم) خیلی راضیه و همزمان روی سینه و شکم و بازو هام دست کشید پارتنرم و شیوا رو دیدم ک با حرص نگاه میکنه و لباشو گاز میگیره.
نوشت : چه فایده کلا ۳۰ ثانیه میشه ازش لذت برد🙄
اموجی خنده فرستادم و گفتم شما کلا ۳۰ ثانیه طاقت میاری؟ ۲۹:۳۰ بقیه‌ش چی؟
گفت تا ۹:۳۰ هم من راضیم ولی همه پسرا لب و دهنن😌
اینجا بود ک چراغ سبز رو از پارتنرم گرفتم و دم گوشم گفت نمیخوام بکنیش حتی اگه بردیش اتاق فیلم و ویس میخوام ازش تو گوشش گفتم خیالت راحت عزیزم و از رو پام پاشد و تا خواست بره ، بهش گفتم گوشیتو بذار بمونه ، باهاش صدا ضبط کنم و با گوشی خودم فیلم و عکس ، خندید و یه لاشی کش دار بهم گفت و گوشیشو جا گذاشت و رفت پیش بقیه
حالا فاصله بین من و شیوا ۲ تا صندلی بود.
تو استخر ک خودشو ب پام مالید حس کردم یکم فوت فتیش باشه چون هربار چشاش خمار تر شده بود و گفتم بذار تست کنم.
پامو دراز کردم رو صندلی سمت شیوا ک تا کف پاهامو دید چشاش قفل شد اونجا و ناخودآگاه لب گاز گرفت ک فهمیدم حدسم درسته.
در جواب پیامش نوشتم ۹:۳۰ ثانیه که برای جا باز کردنه مهم بعدشه ک صداتو بتونی کنترل کنی.
همزمان پامو رو پام انداختم و آروم تکون میدادم ک چشاش با انگشتای پام تکون میخورد
پیام رو دید گفت میتونی تست کنی ببینی صدام کنترل میشه یا نه.
گفتم کجا تستت کنم؟
گفت یکی از اتاق ها
گفتم بد نیست ولی بچه ها چی؟
گفت نمیدونی اینا مست میشن دیگه جمع نمیشن؟!
گفتم اوکی برو اتاق رو اماده کن تا بیام.
اموجی 😍🫣🕳️🍑 فرستاد و گفت برات چشمممم برات سورپرایز دارم
نوشتم ببینم و تعریف کنم.
رفت و گفت کدوم اتاقه و راه افتادم سمت ویلا.
رفتم پیش پارتنرم قبلش در گوشش گفتم شیوا جون فلان اتاق منتظره تونستی بپیچون بیا از لای در ببین ، دستمو چنگ زد و گفت نمیکنیشا؟؟؟
گفتم بچه شدی؟! زوده هنوز ، جفتمون خندیدیم و من رفتم سمت اتاق.
گوشی پارتنرم رو برداشتم ویس رکورد رو فعال کردم گذاشتم تو جیب شلوارکم و زیپ جیب رو بستم.
وارد اتاق شدم دیدم بدون سوتین کف اتاق نشسته تا در باز شد زبونشو دراورد و از نوک زبونش تف اویزون.
بهش گفتم معلومه بدجور داری له له میزنیااا؟!
گفت چند ساله منتظرشم
گفتم حیف نیست یه عکس خوب ازت نگیرم یادگاری؟!
گفت صورتم نیوفته.

گفتم حالا یه دونه با صورت قشنگت داشته باشم ک منتظر جواب نموندم و شروع کردم به فیلم گرفتن و حین فیلم عکس گرفتن
گفتم حالا بدون صورت چجوری بگیریم؟!!؟
گفت دستمو میذارم رو صورتم بگیر ک گفتم نه قشنگ نیست
بی مقدمه کف پامو رو صورتش چسبوندم و زبونش چسبید ب پاشنه پام و پشت سرش لب تشک تخت و رسما داشتم صورتشو له میکردم زیر پام ک صدای باز شدن در رو شنیدم فهمیدم پارتنرم داره نگاه میکنه
دو دستی مچ پامو گرفت و مثل گشنه ها شروع کرد به لیسیدن از پاشنه تا انگشتام و لاشون ، تموم صورتش تفی و آرایشش پخش ، صحنه جالبی بود ، تف از چونه تا گلو و سینه و شکمش آویزان بود و تو دنیای خودش بود ،من همچنان فیلم می‌گرفتم و عکس ، تف مینداختم رو صورتش و وحشی تر میشد و با ولع بیشتر میخورد کف پا موهامو با موهاش خشک کردم و از موهاش گرفتم انداختمش رو تخت ب شکم خوابید ، به پارتنرم اشاره کردم بیاد داخل اروم ، گوشیو دادم بهش و اون فیلم و عکس می‌گرفت و من پامو گذاشتم رو صورتش ک تقریبا دیدش از بین رفت چون موهاشم تو صورتش ریخته بود و تفی بودن.
دامن کوتاهشو زدم بالا در حالت قمبل بود ، زیر شرتش برآمدگی دیدم و فهمیدم پلاگ گذاشته.
شرتشو جررر دادم تو پاش ک لرزید و ارضا شد بهش گفتم کونی خانم رو نکرده بودی انقدر هول و حقیری
نفس نفس میزد و همچنان بدنش میلرزید گاهی گفت برای تو هرکاری میکنم فقط یه بار حست کنم تو خودم فلانی(پارتنرم) لیاقت تورو نداره.
که شروع کردم ب اسپنک کردنش ، (صدای آهنگ زیاد بود و ماهم طبقه دوم ، میکشتمش هم کسی نمیفهمید 😂) بهش گفتم میشماری تا به ۳۰ تا برسه هر یه دونه شمرده نشه از اول شروع میکنم
حدود ۵۰ تا اسپنک زدم بهش و مولتی ارگاسم میشد و اسپنک آخر رو زدم و پلاگو از کونش کشیدم بیرون چنان محکم گوزید ک صداش کل اتاقو گرفت.
ب پهلو داشت میوفتاد ک کمرشو گرفتم ، سوراخش سایز پلاگ باز بود ، تف انداختم ته سوراخش و باز پلاگو تو کونش کردم و با پلاگ تو کونش تلمبه میزدم ناله میکرد و التماس برای سکس ک توروخدا بکن توروخدا کیرتو بکن توم منه مادرجنده رو از کون بکن از کص بکن بشاش روم فقط منو بکن و اشک میریخت و با هق هق می‌گفت.
پلاگو از کون به کصش و از کص به کونش جابجا میکردم تا میومد ارضاشه دست نگه میداشتم چندبار این کارو کردم ک بار اخر گفت هر کاری بگی میکنم فقط بذار ارضا شم
پامو رو صورتش فشار دادم و گفتم خفه شو جنده وقتی دنبال پارتنر بقیه هستی باید ب اینجاشم فکر کنی هول کونی گوزو.
تف انداختم تو سوراخ کونش و پارتنرم دوربین رو اورد قشنگ سوراخش باز باز بود بدون چروک ، ک یهو محکم گوزید شیوا.
به پارتنرم اشاره کردم بره و دوربین رو گرفتم شیوا رو به کمر خوابوندم ارایشش کلا تو صورتش پخش اشک و تف قاطی ازش فیلم و عکس گرفتم باز و ادامه دادم
گفتم پاهاتو بالا بگیر حرومزاده حقیر ، فکر کرد میخوام بکنمش با ذوق داد بالا ، کف پامو رو صورتش گذاشتم باز با پلاگ گاییدمش تا خواست ارضا بشه نگهش داشتم .
چند بار تکرار شد این موضوع و آخر سر گفتم داگی بشه ، داگی شد سر کیرمو کردم تو سوراخش از خوشی لا ب لای اشکاش صدا خندش بلند شد ، چند ثانیه نگه داشتم سرشو تو کونش یهو با فشار شاشیدم تو کونش
تا قطره اخر
تموم ک شد پلاگو کردم تو کونش و از موهاش گرفتم سر کیرمو با لباش تمیز کردم و عکس اخرو ازش گرفتم هاج و واج نگاهم میکرد.
فیلم و قطع کردم و بدون حرفی از اتاق زدم بیرون رفتم دستشویی یه اب به پا و دست و کیرم زدم و رفتم پیش پارتنرم و گفتم انجام شد عزیزم و صدای خنده قشنگش بلند شد.
چند دقیقه بعد شیوا با موهای خیس و حموم کرده اومد تو جمع ولی منو نگاه نمی‌کرد یا با اخم.
بعد یه هفته پیام داد از تست راضی بودی؟🫣

فیلم و عکساشو هنوز داریم و این شد شروع بردگی شیوا برای ما

دوست داشتید ادامه ماجرای شیوا و رفتنش زیر پای پارتنرم رو براتون میگم.
ارادت🙋🏻

نوشته: OldRingleader

ادامه…

بازدید 9,861

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

14 پاسخ به “حقارت شیوا حقیر (۱)”

  1. متاسفم برای بک انسان که اشرف مخلوقاته و اینچنین‌ رفتارهای زشتو وقیحانه رو باهم انجام میدن و از همه افتضاح تر …بهش افتخار هم‌می کنن…ادامه به داستان ندی محترمانه تر هست

  2. چقدر با لیاقت و با ارزش هستید که حس سگ و بردگی بهتون پیدا کرده.واقعا چه داستان چه واقعیت کل وجودم تحقیر شد.مرسی عالی بود

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید