حس میکنم آبش هنوز تو کونمه

_سکس یا هم خواب شدن اتفاقی که یک روزی برای هر آدمی اتفاق می افته
اما تجاوز تنها چیزیه که آدم رو ازش دور میکنه.
آخرای سال ۴۰۳ بود و مغازه دار ها هم تایم کاری شون بیشتر شده بود تا بلکه فروش بیشتری داشته باشن ، ساعت از ۱۲ شب گذشته بود و با رفتن آخرین مشتری کم کم وسایل رو جمع کردم تا مغازه رو ببندم.
آقای مرادی صاحب مغازه هم چند روزی بود که سرما خورده بود و امروز خونه نشین شده بود.
برای همین امشب باید تنها برمیگشتم،
هنوز چند قدم از مغازه دور نشده بودم که متوجه شدم گوشیم شارژ برقی نداره و با روشن کردن نت برای گرفتن اسنپ خاموش شد!
برای همین به ناچار از کنار خیابان آهسته راه میرفتم تا تاکسی بگیرم و برگردم.
حدود ۱۰ دقیقه از پیاده رویم نگذشته بود که یک ماشین پارس مشکی کنار پام ترمز زد و شیشه های نیمه دودی شو داد پایین و به سمتم نگاه کرد.
راننده یک مرد ۴۰ الی ۴۵ ساله بود با ریش و سبیل کاملا مشکی یک پیراهن سورمه ای هم پوشیده بود که آستین هاش رو بالا زده بود.
بهم نگاهی انداخت و گفت : میخواین برسونم تون ؟
سرم رو به نشونه مخالفت تکون دادم و گفتم : ن ممنون.
اما راننده قانع نشده بود و این بار گفت : برای رضای خدا که نمیخوام برسونمت شب ها مسافرکشی میکنم ، اینو میگم که فکر بد نکنی .
با این حرفش که گفت مسافرکش هست و هزینه دریافت میکنه قبول کردم و سوار ماشینش شدم ،
فضای داخل ماشین تاریک بود و خیلی تمیز ، نگاهی به راننده انداختم ، هیکلش دو برابر من بود تو دلم کمی ترسیده بودم ولی برای ترس کار از کار گذشته بود و باید تا رسیدن باهاش هم مسیر میبودم .
به بیرون خیره شده بودم ، شهر توی خواب فرو رفته بود و هیچ صدایی نمی شد بشنوی.هنوز مسیر زیادی طی نشده بود که راننده دستش رو روی پام گذاشت و شروع کرد به نوازش پام ، سریع به خودم اومدم و پام رو کنار کشیدم ، به سمتش چرخیدم و گفتم چیکار میکنی ؟
نگاهی بهم کرد و گفت : سردت نیست ؟ شلوارت زیادی کوتاه و ساق پاهات کلا زده بیرون ، داشتم جنس شلوار تو نگاه میکردم.
_با اخم بهش نگاه کردم و گفتم : ن خیر سردم نیست .
اونم در جواب گفتش : پشم هم نداری که گرم نگهت داره ، همه جای بدنت اینقدر تمیزه ؟
_با این حرفش صدام رو بالا بردم و گفتم نگه دار میخوام پیاده بشم ، اما اون یه لبخند روی لب هاش داشت و به مسیرش ادامه داد،
از کارش عصبانی شده بودم و صدام رو بیشتر بالا بردم ، با این کارم انگار عصبانی شد و دستش رو بالا آورد و با پشت دست زد توی صورتم .
ضربه اش به قدری شدید بود که پایین چشم سمت راستم خون شد ، از ترس دستم روی صورتم بود و با دیدن خون توی دست هام لرزه به تنم افتاده بود،
دوباره دستش رو بالا آورد و یه دستمال به سمت پرت کرد و گفت : کونی تو باید از خدات باشه امشب برام بخوری!!
دلیل اینطور لباس پوشیدنت چیه ؟ دلیل اینکه پشم رو بدنت نمیزاری و میدی شون بیرون چیه ؟ خب تو کونی که این کار ها رو میکنی.
_بعد دوباره دستش رو گذاشت روی پام و شروع کرد به بازی کردن با پاهام.
اینقدر ترسیده بودم که دستم رو سمت در ماشین بردم و گفتم اگه نگه نداری خودم رو میندازم پایین.
بهم نگاهی کرد و به سمتم خم شد و خودش در ماشین رو باز کرد بهم گفت گمشو بپر پایین !!
_واقعا نمیدونستم چیکار کنم در ماشین رو بستم و به سمت بیرون خواستم داد بزنم و کمک بخوام که دستش رو توی موهام برد و گفت : از سر و صدا خوشم نمیاد نبینم داد بزنی .
مسیر ماشین تغییر کرده بود و به سمت خارج از شهر حرکت می‌کرد، صورتم درد میکرد و لرزش بدنم کم نمیشد ، مغزم کاملا قفل شده بود .
یکی از دست هاش روی فرمون بود و اون یکیش روی پام ،مدام بهم فحش میداد و بهم میگفت کونی !!
بالاخره توی یک بیابونی خارج از شهر نگه داشت و از ماشین پیاده شد .
به سمت در شاگرد ماشین اومد و در رو باز کرد ، دست انداخت داخل مو هام و من و کشید سمت خودش ،سرم رو بین پاهاش فشار میداد ،ازش خواهش میکردم که بزاره برم اما توجه ای نمی‌کرد آخر خودش هم مثل اینکه خسته شده بود از مقاومت های من بهم نگاه کرد و گفت : اگه تونستی حدس بزنی سایز کیرم رو میزارم بری اما اگه نتونستی باید شبی جنده من باشی و هر کاری خواستم باهات میکنم سه تا انتخاب هم میتونی داشته باشی .
_بهش نگاهی کردم و با خودم گفتم امکانش هست که این مرد یه بیمار روانی باشه ؟ اگه فردا خواستم پیداش کنم و پیگیر کارش بشم باید برم به تیمارستان های شهر سر بزنم و ببینم بیمار فراری دارن یا ن آخه این چه سوال مزخرفی بود که می‌خواست جوابش رو بدم!!
اما خب چاره دیگه ای هم نداشتم بهم گفتش که تا تموم شدن سیگارم فرصت فکر کردن دارم ، اگه سایزش رو زیر ۲۰ و بالا ۵ سانت در نظر بگیرم اونوقت ۱۵ تا عدد میتونم بگم اما با توجه به فشاری که منو بین پاهاش میداد میتونم حدس بزنم باید بالای ۱۰ سانت باشه
یعنی گفتم ۱۰ و ۱۵ و ۲۰ خوبه یا ن ؟ بالاخره سیگار کشیدنش تمام شد و به سمتم اومد بهش گفتم که : ۱۰ و ۱۴ و ۱۸ سانت ؟
لبخندی زد و گفت ببین بهت گفتم که اگه درست بگی ولت میکنم ، یه لحظه خوشحال شدم و گفتم درست گفتم ؟ که در جواب گفتش نوچ !!
فقط گفتم اگه درست میگفتی حالا هم چون اشتباه گفتی امشب جنده منی .
سایز منو دست کم گرفتی امشب یه کیر ۲۲ سانتی میخوری !
آب دهنم رو قورت دادم نمیدونستم که چی بگم خودش اومد سمتم و کمربندشو باز کردم و شورت با شلوارش رو یکجا داد پایین، یک کیر ۲۲ سانتی سیاه با کمی مو دو رو برش افتاد بیرون برم گردوند و توی ماشین منو خوابوند ، فقط سرم بیرون بود ،
با دستاش سرم رو گرفت و کیرش رو به زور تا آخر کرد تو دهنم خودش هم به حالت ۶۹ داخل ماشین اومد و شروع کرد به درآوردن شلوارم ،کیرش انقدر بزرگ بود که باعث می‌شد نتونم نفس بکشم ، دست و پا میزدم اما نمیتونستم از روم بلندش کنم ، حس میکردم که دارم خفه میشم چشمام سیاهی می‌رفت، آخر از روم بلند شد و شروع کردم به سرفه کردن یه سیلی بهم زد و گفت جنده چقدر دست و پا میزنی بعد دوباره کیرش رو تو دهنم کرد و روم خوابید این بار پاهام رو داد بالا و انگشتشو بدون اینکه خیس کنه به زور داخل سوراخم کرد ، چنان دردی داشت که میخواستم از درد جیغ بزنم اما کیر تو دهنم مانع میشد .
چند باری این کار رو تکرار می‌کرد و هر بار کمی اجازه نفس کشیدن بهم میداد و بعد کیرش رو تو دهنم می‌کرد، اینقدر انگشت هاش رو داخل سوراخم کرده بود که انگشت هاش خونی شده بود، آخر وقتی خسته شد این بار سرم رو داخل ماشین کرد و پاهام رو داد بیرون یه بطری آب از داخل ماشین بیرون آورد و دست ها با کونم رو همراهش شست ،
چند تا چک محکم به کونم زد اما من حتی جون داد زدن نداشتم و مثل جنازه ای افتاده بودم ،
چند باری سعی کرد که کیرش رو بکنه داخل اما موفق نمی شد ، آخر با فحش دادن به منو کشیدن موهام مجبورم کرد دو طرف باسنم رو بگیرم تا بتونه راحت تر بکنه .
بعد چند بار تلاش کردن بالاخره موفق شد که سر کیرش رو داخل سوراخم کنه.
درد عجیبی بین پاهام بود به طوری که خواستم به سمت جلو برم اما موهام رو گرفت و کشید .
بهم گفت : کونی کجا میخوای بری؟ بعد انگار از کارش لذت می‌برد برای یک لحظه تمام کیرش رو به داخل فشار داد،
فشارش چنان دردی داشت که شروع کردم به جیغ زدن حتی اشک از چشم هام میومد ،بعد انگار خوشحال از فتح جایی شروع کرد به لبخند زدن و تلمبه زدن به پشت من.
همراه تلمبه زدن هاش چک میزد روی باسنم و می‌گفت دلیل اینکه همچین کون خوب و بزرگی داری برای اینکه بتونی خوب کون بدی . بعد دستش رو برد سمت کیرم و شروع کرد به کشیدنش ، دیدی گفتم تو کونی باید بشی ،آخه این کیره تو داری ؟
کیرش رو کشید بیرون و دوباره با آب شست و گفت چرا خونریزی داری ؟ مگه کونم پرده مرده داره ؟ بعد منو برگردوند و لنگ هام را داد بالا مجدد شروع کرد به تلمبه زدن ،اینقدر این کارش رو ادامه داد تا با یه جیغ بلند خودش رو روم انداخت و تمام آب بدنش رو با فشار خالی کرد داخل ام .
بعد لباس هاش رو پوشید و یه سیگار روشن کرد .
لباس هام رو بزور پوشیدم و حس میکردم شکمم پر اسپرم شده .
چشم هام رو توی ماشین بستم و چند دقیقه بعد جلوی در خونه انداخت منو پایین ،
از این ماجرا چند روز میگذره اما هنوز بدنم درد میکنه و حس میکنم آبش هنوز تو کونم.
پایان.

نوشته: …

بازدید 18,065

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “حس میکنم آبش هنوز تو کونمه”

  1. بچه کونی چون میدونی کسی گی نمی خونه طوری شروع کردی و ادامه دادی که کسی متوجه نشه که یک مرد کونی هستی پفیوز

  2. وقتی کیرش رو کرد تو کونتاز رو جی پی اس کونتآدرس خونتون رو بلد شدو در خونه انداختت و رفت 😂👉

  3. کیرم دهنت کونی اوبی این چه داستان مزخرفی بود نوشتی لاشی میگفتی گی که نمیخوندم تو سایت پر شده از کونی

  4. کیر ۲۲ سانتی اصلا وجود نداره من نمیدونم چرا کونیها فقط کیر بزرگ گیر میارن پس این همه کیر دوازده سیزده سانتی مال کیا هستن ؟ چرا کسی نمیگه به کیر ۱۲ سانتی دادم ؟ تو شهرهای بزرگ باید یک ساعت رانندگی کنی تا برسی به خارج شهر و تو شهرهای کوچک امکان نداره یه همچی اتفاقی بیفتهیعنی داستانت کلا دروغ بود

  5. خب اگه کونی درست بگو کونی هستم دیگه چرا خیال بافی الکی میکنیکیر بیست دو سانتی تا ته میکردتودهنت؟؟؟؟؟بعد توکونت ادرستو بلد بود رسوندت درخونه اخه کیر خر ملانصرالدین توکونتادم‌ کونی عاشق کیر بزرگ وکلفته اینم ارزو تو

  6. کمتر پیش میاد به خاطره هایگیدیسلایک بدم‌امااااااداستان تو خیلی بی ارزش بود۲۹۰۰۰ نفر خوندندهیچکسی لایک‌ندادهمیدونی چرا 😂👉

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید