حس شهوت روی مامانم و خالم

قسمت ۱ :
سلام دوستان من برای اولین باره دارم داستانمو میگم پس اگه غلط املایی چیزی داشت به بزرگی خودتون ببخشید
اول از همه خودمو معرفی میکنم خودم محمد 18 سالمه و این داستانی که میگم از پارسال شروع شده و تا الان ادامه داره . تعریف از خودت نباشه بده خوبی دارم تقریبا از بچه گی پی ورزشو اینا بودم و اما مامانم اسمش نگاره ک الان ۴۹ سالشه یه بدن سفید با قد ۱۶۰ البته من حدودی میگم اینارو چون متر نگرفتم اندازه بزنم 😂😂 مثلا اکثرا زن های این سن چربی داره دوره شکماشون و ممه های افتاده و…
و اما سایز :
فکر کنم بالای سایز ۸۰ و یه باسن گوشتی که من شیفتش و چروک های سکسیش وقتی که قمبل میکنه به نظر من بهترین کون دنیا جلوم قمبل کرده .
و خالم که الان ۴۱ سالشه قد بلند بالای ۱۷۵ ایناست ممه های بزرگ رو فرم اونم یکم چربی داره دوره شیکمشه ولی نه خیلی و یه باسن خیلی گرد و گوشتی داره و این خاله ی من خیلی شیطونه و اول از هم حس من به خالم بود و بعد مامانم.
آقا خلاصه سرتونو درد نیارم خب من اولا اینو بگم که در مورد حس جنسیم روی خالم نازنین و مادر نگار براتون بگم تو روان شناسی که همه میگن ریشه تو بچه گی داره و به نظرم درست میگن چون این دو نفر رو من از بچگی تا همین الان تقریبا لخت دیدم و اولین تصویر من از زن لخت از خالم بود یادمه وقتی ک برای اولین بار وارد سایت پورن شدم ۱۲ سالم بود و هر زنی ک شبیه خالم بود یا مامانم بود که میدیدم خیلی حشری میشدم ولی تو اون سن خودمو خیلی سرکوب میکردم که افکارم سمت این چیز ها نره ولی رفته رفته رفت به سمتی که من از خالم فیلم مخفی میگرفتم و با ماه ها باهاش حال میکردم .
یادمه که عید ۳ سال،پیش بود ک خالم اینا همه گی اومده بودن شمال خونه ما آخه اونا تهرانن و ما شمال زندگی می‌کنیم خالم از استخرمون اومده بود بیرون همه گی رفته بودیم با هم البته یادمه من زودتر اومدم بیرون و بعدش خالم اومد و خونه خالی بود من بودم و خالم و کلی اتاق خالی ولی خالم آومد تو اتاق من لباس عوض کنه و مثل همیشه که جلوم لخت میشه گفت چشماتو بگیرم منم اونجا زرنگی کردم و فیلم گرفتم ولی فقط کونش گرفتم ولی همونم تو اون سن برای خیلی بود گذشت گذشت من از هر فرصتی استفاده میکردم تا از لخت خالم فیلم بگیرم البته خالم یه بار گوشیم رو دید ولی هیچی نگفت بهم و کاملا دوربین رو داشت نگاه میگیرم. و توش چشم غره میرفت برام و دیگه بعد اون من خیلی ترسیدم و خیلی کم تر این کارو کردم ولی قطع نکردم این کارو و حتی تا همین امروز هم که تونستم یه زیر دامنی دیگه ازش بگیرم هم ادامه دادم به این کارو البته با خالم کلی شیطونی کردم ک خیلی طولانی میشه اگه بگم اگه دوست داشتین یه جای دیگه براتون طعریف میکنم و حالا چی شد ک روی مامانم این حسو پیدا کردم و تقریبا روش بیغیرتی شدم داستان از اونجایی شروع شد ک مامان از خالم هم راحت تر بود جلوم ولی از بیرون میومد مثلا در اتاق رو نمی بست و من برای چند ثانیه میتونستم کونشو لخت ببینم و واقعا شیفته اون کون تپل و چرک چرک بشم اونجا به خودم گفتم من که این همه از خالم گرفتم چرا از مامانم فیلم مخفی نگیرم آقا کارم این شده بود وقتی مامانم میره حموم من برم تو اتاق دوربین بزارم و اون بدن عالی و سکسیشو دید بزنم ولی هیچ وقت نتونستم جلو تر از این برم ولی مامانم چند باری داشته سوتین میبسته و لخت اومده جلوم و خیلی راحت این کارو کرده و اجازه داده ممه هاشو لخت ببینم ولی خیلی آدم مودیه و مثلا یه روز کامل لخت باشه جلوم مشکلی نداره ولی یه روز حتی در اتاقشم قفل میکنه برای لباس عوض کردن . البته اینم بگم مامانم با بابام رابطه خوبی ندارن اونقدر و همیشه که با هم اوکی میشن مامانم دیگه بهم رو نمیده ولی تقریبا همیشه جلوم بازه بازه اینم بگم من یه داداش دارم که ۵ سال بزرگتر از خودمه و تو کانادا زندگی میکنه . اینم بگم که من فیلم های مامانمو تو پی وی خیلی ها می‌فرستادم و خیلی حال میکردم با این کار وای بعدش یارو رو بلاک میکردم و میرفتم برای نفر بعدی البته خیلی داستان های خفنی بین منو خالم و مامانم افتاده اگه خوشتون بیاد مو به مو تعریف میکنم براتون مثلا یه بار که من داشتم از تو اتاقش مامانم دنبال شرت و ایناش میگشتم یهو چند تا کاندوم پیدا کردم و یه بار که خالم اومده بود شمال و از حموم اومده بود بیرون منم طبق معمولی دوربین کاشته بودم یهو دیدم خالم یدونه از اون کاندوم هارو پیچوند .
امیدوارم که از این داستان خوشتون اومده باشه البته بازم میگم اگه میخواستم تمام اتفاقات رو بگم باید ۴ روز پشت سر هم می‌نوشتم و اونجوری هم شما هم من اذیت میشدین ولی میگن اگه خوشتون بیاد براتون مینویسم و اگه خیلی درخواست کنید شاید یه عکس از یه کدومشون براتون گذاشتم

نوشته: محمود

بازدید 13,200

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “حس شهوت روی مامانم و خالم”

  1. خب این که داستان نبود، چرندیات بود. اگه از شوهر خالت هم بهش اضافه می‌کردی شاید کاربران بکن تو را به وجد می‌آوردی. به هر حال خسته نباشی و دیگه ننویس

  2. واوووو! چه اتفاقات خفن و سکسی!کاندوم دیدی لونم چند تا!از اون خفن تر خاله ات یکیشو پیچوند!!!من که دارم از هیجان سکته میکنم بقیه رو نمیدونم!از نوشتنت مشخصه که تازه چهارم ابتدایی رو تموم کردی و رفتی پینجم( بقول یکی از دوستان افغانی که به پنج میگفت پینج!)

  3. همون که خودت در خط هفتم کستان اعتراف کردی که بده خوبی داری بازم جای شکرش باقیهالبته اگه خودتم نمی گفتی ما می فهمیدیم که این کستان و یه بچه کونی نوشتهدیسلایک یازدهم و از پهنا بهت میفشارمامیدوارم که رستگار شوی.

  4. خيلي ساده نوشتي.ميتونستي با خلاقيت بيشتر داستانتو جذاب تر کني.هيچ مخاطبي با اين متن پيگيرت نميشه بايد بيشتر جلب توجه کني.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید