خلاصه با حرف های ننه ام شهوتی شدم رفتم دانشکده دفتر همکلاسی ارشیا گرفته بودم حسابی ارایش کردم رفتم در مغازه باباش ارشیا شاگرد دفترش دادم گفتم اگر دوست داری بیا پارک باهم قدم بزنیم گفت امشب جشن تولدت رفیق ام توی باغ میایی همه دخترا با دوس پسراش می روند توهم می ایی شب تا صبح بامن انجا گفتم بیاساعت 9شب درخانه مون به ننه ام گفتم از خوشحالی لباس نیمه لخت بمن داد وارایش غلظ ننه ام گفت از فرصت استفاده کن اگر خواست کوس بدهی زود بده خلاصه ننه ام مرا بوسید خوش بگذره انشالله بخت بازبشه شاید کیر پسرا خوب باشه مثل دختر راضی خانم پسری توربزنی خلاصه ننه ام بدرقه کردم با ارشیا رفتم برای اولین بارم بود انشب دخترای همکلاسی ازشهردیگر بودند دراین باغ صدای موزیک روشن بود همه دخترا وپسرا با هم می رقصندند منم مثل ادم ندید ها ذل زده بودم کم کم بعداز دوساعت عادت کردم بدیدن این منظره منم هوس کردم به رقصم با ارشیا گفتم بیا برقصیم او هم امد حسابی رقصدم ارشیا منو به کورش معرفی پسری زبیا جذاب چشمان درشت با ابروی کشیده زیر برداشته اون امد دستم گرفت بیا افتخار بامن بررقص ارشیا رقت سراغ دوس دخترای دیگرش منم با کورش رقصیدم اون درهنگام رقص ابش روی من خیلی گرم بود گفت خوشت امد گفتم اره دلت می خواهد بازم بوسمت گفتم امااینجا نه اون دستم گرفت بیا جای بوسیدن زیاد در باغ داریم میایی گفتم اره حسابی با گفتن این کلمه خشرو شدم رفتم باهاش اخر اتاق چوبی زبیای با دسته گل درکنار اتاق وتخت خواب دو نفره زبیا تعارف کرد بنشم منم نشتم لبش گذاشت روی لبم حسابی حشرو شدم لباسم بی احتیار کندم لخت شدم کورش لخت شد با کیر کلفت بلند ش سیخ ازگردن منو بوسید پسونم وبعد پایم باز کرد شروغ کردن چوچوله ام به لیسدن حسابی ابم میاید ناگهان کیرش داخل کوسم کرد کمی خون ریخت حسابی شروغ کرد به تلمبه زدن لبش روی لبم حسابی حال کردم نزدیک سحرشد رفتم خونه ننه ام درباز کرد گفت قربون برم چه خبر بلا خره کوس دادی یانه گفتم دادم ان با کیر کلفت ننه ام گفت شده ای ادم درست حسابی شده ای با ید زیر پای کیر کلفت ننه ام یک شب به ارشیا کوس بده تا حال کنی خلاصه تا سه سه سال کوس می دادم حال می کردم تا رفتم به شهر دیگری با پسر ی دوس شده ام عاشقم شد ادواج کردم البته اون دوره مجردی صدتا کوس دخترا گذاشته با هم بی حساب هستم ننه ام گفت دیدی گفتم کوس بده تا شوهر خوب توی تور بزی
نوشته: لیلا
10 پاسخ به “حرف ننه ام”
به نظر میرسه نویسنده این خزعبلات ازافاغنه باشهولی آنچه که مسلمه دوسه کلاس بیشتر درس نخونده و خیلی پسرانه و مجلوقانه نوشته بود.
باتشکر از ادمین که بالاخره منو از اسپم در آورد و برای اولین بار تونستم نظر بدم.
ههعجب كس شعري گفتي…
دانشجوی ادبیات 😐 😐 😐 برم بمیرم…
فک کنم این نویسنده یا افغانی هستش یا شیرازی از چوچولو گفتنش میگم شیرازیه …
بوی دختر ایرانی میاد عایا؟!
خاک بر سرت قرومساق .گمشو .در مستراب رو ببند .ریدم به کل هیکلت .
یکی میمرد ز درد بینوایی یکی میگفت خانم شوهر میخواهی ؟سر درد گرفتم از بس سعی کردم کلمه ها و جمله هارو درست کنم و بهم ربط بدمآخه افغانی تو رو چه به اینجا اومدن و داستان نوشتن ؟ جون همون مادرت دیگه ننویس
اول از همه به اين خانم رويايي و دوستاني كه به هموطنان پارسي زبانِ هراتي توهين كردم اميدوارم كه انقدر شعور و درك داشتهباشن كه زود عذر خواهي كنن، يا دستكم كامنتاشون رو پاك كنن!!!
.