حامد و فرید (1)

سلام خدمت تمامی دوستان حامد هستم داستان برمیگرده زمانی که ۱۸ سالم بود
داداشم یه خواهر خانم داره به اسم زینب که خونشون روستا هست معمولا کاری پیش بیات میان خونه داداشم اینا یک روز که اومده بودن خونه داداشم من خیلی تو کف خواهر زن داداشم بودم به بهانه های مختلف زاغش میزدم وقتی میرفت حموم میرفتم دید میزدم خلاصه زینب خانم بدجور منو تو کف خودش گذاشته بود تا اینکه تابستان شد همگی رفتیم روستا ولی چون شلوغ بود نمی تونستم حرکتی بزنم با فرید برادر خانمم داداشم که یکی دو سال ازم کوچیکتر بود رفتیم تو باغ ها بگردیم درخت گردو بود فرید رفت بالا وقتی رفت بالا وای چه کونی شق کردم وقتی گردو چید اومد بیات پایین از پشت به بهانه ای که بگیرمش چسپوندم خودم بهش سری پرید جلو گفت چکار میکنی منم ترسیدم معذرت خواهی کردم گفتم ببخش دست خودم نبود گذشت تا شب دیگه از فکر زینب خانم بیرون اومده بودم همش کون فرید جلو چشمهام بود شام مفصل درست کردن همه دور هم نشستیم خوردیم زن ها رفتن اتاق دیگه شروع به حرف زدن کردن مردها هم بازی پاسور میکردن کم کم خوابم میومد گفتم من میرم بخوابم تو روستا معمولا بالای پشت بوم ها پش بند میزدن چون خنک بود میخوابیدن پدر خانم داداشم گفت برید با فرید بالا پشت بوم پش بند زدم راحت بخوابیم وای انگار دنیارو بهم دادن فرید هم منو همراهی کرد از پل ها رفت بالا منم پشت سرش رفتم ساعت ۱۲ شب بود خوابیدیم فرید چون کمک پدرش میداد تو باغ خسته بود سری خوابش برد آروم دستم گذاشتم رو کونش دیدم خوابه حرکتی نمیکنه دل و جرات ام بیشتر شد رفتم زیر پتو فرید آروم خودمو چسپوندم بهش جوری که بیدار نشه از یک طرف ترس از یک طرف شهوت تمام وجودم گرفته بود کیرم در آوردم میمالیدم از روی شلوار به کون فرید دستم آروم بردم تو شلوارش شرت پاش نبود یک لحظه تکون خورد سری خودمو جمع کردم چند دقیقه ای بی حرکت موندم دیدم فرید کونش کامل داده عقب اول تعجب کردم گفتم شاید خوابه باز کیرم گذاشتم روی کونش بدجور حشری شده بود دیگه طاقت نیاوردم آروم شلوارش کشیدم پایین دیدم کش شلوارش زیر بدنش گیر کرده یک لحظه فرید یه تکونی خورد آزاد شد شلوارش آروم کشیدم شلوارش تا زیر زانوش دیگه مطما شدم که دلش میخوات ولی خودشو کامل به خواب زده بود سری یه تف زدم سر کیرم آروم گذاشتم در کونش انگار تو بهشت بودم لامصب تنگ بود نمی رفت اینقدر تف مالی کردم بلاخره تونستم سر کیرم فرو کنم سری خودشو جمع کرد ذره ذره فرو میکردم تا کامل کیرم تو کونش بود حس عجیبی بود آروم دستم بردم کیرش می مالیدم اونم شق کرده بود ولی کامل خودشو با خواب زده بود اینقدر مالیدم تا آبش اومد تو دستم کیرم در آوردم با آب لزج فرید به کیرم و سوراخ کونش مالیدم با اولین فشار کامل رفت تا ته تو کونش روی یه بغل خوابیده بودیم برش گردوندم اومدم روش خوابیدم بیدار بود ولی چشم هاش بسته بود دلیل کارش نمیدونستم تلمبه هام بیشتر کردم دیدم دستش روی کیرش برد و آروم ناله میکرد در گوشش گفتم میخوای بمالم برات با تکون دادن سر تایید کرد بله آقا فرید کونی تشریف داشت برش گردوندم شلوارش در آوردم خیالم راحت بود کسی بخاط بیات بالا ما میتونستیم کامل ببینیم پاهاش گذاشتم روی شانه هام کیرش تو دستم گرفتم همزمان براش می مالیدم آروم میکردم که آبم نیات لذت ببرم کم کم ناله های فرید بیشتر شد یخش آب شده بود آروم میگفت جررررم بدددده اه بکن حامد تند تر بکن حسابی حشری شده بودم یکدفعه از دهنم در رفت گفتم جون دلت میخوات زینب رو هم بکنم گفتم الان بلند میشه در عین تعجب گفت جون کص زینب مال خودته جرش بده جنده خودته آخه بکن حامدددد تند تر بکن با حرفهاش داشت منو حشری میکرد کنترل دست خودم نبود تا ته میکردم دوباره آبش اومد منم به سرعت تلمبه زدم بدون اینکه بگه کامل خالی کردم تو کونش افتادم کنارش سری شلوارش بالا کشید بخواب زد خودشو منم بی حال خواب و بیدار بودن دیدم یکی داره کیرم میخوره گفتم فرید کسی نیات گفت نگران نباش هیچکس نمیات اینقدر کیرم خورد تا سفت شد خودش بی مقدمه اومد روش نشست فهمید خوشم میات از زینب میگفت آخ آخ حامد فکر کن تو کص زینب داری میکنی جون بکن جرش بده ناله های جفتمون بلند شده بود با حرفهاش بدجور حشری شده بودم گفتم داره میات گفت بریز تو کص زینب جنده ات هست جرش بده کامل خالی کردم تو کونش افتادم بی حال خواب رفتیم صبح بهش گفتم زینب جور میکنی بکنمش یه نقشه ریخت که شب بعد اتفاق های جالب افتاد اگر دوستان خوششون بیات ادامه میدم معذرت میخوام اگر طولانی شد داستان کاملا واقعی بود غلط املایی بود به بزرگواری خودتون ببخشید

نوشته: حامد و فرید

ادامه…

بازدید 14,067

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “حامد و فرید (1)”

  1. داستانا همش شده گی گی گیخجالت بکشید یخورده.همتون کونی شدین.میایم چارتا داستان خوب بخونیم با این کونی بازیاتون حال تخمی آدم تخمی تر میشهآبروی هرچی مردِ بردین

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید