سلام خدمت تمامی دوستان
حامد هستم از بندرعباس داستان کاملا واقعی هست بخاطر همین تا الان مجرد موندم سکس های زیادی داشتم خیلی هم واقعا خرج عشق حالم میکنم اصالتا بندری هستم
بریم سر اصل مطلب از وقتی بچه بودم خیلی پرنده دوست داشتم یک روز یه جفتش قناری هام گذاشتم تو برنامه دیوار از جوجه قناری هام طبق معمول زیاد سوال و کنجکاوی میکردن سرکار بودم دیدم گوشیم زنگ خورد یه خانم با صدای نازش گفت آقا ببخشید از برنامه دیوار شماره ات برداشتم قناری هاتون هنوز دارین گفتم بله آدرس خواست یکم فاصله داشتیم چون بندرعباس در طول ساحل دریا شهر هست گفتم الان که سرکار هستم تا بعدازظهر اومدم خبرتون میدم از سرکار اومدم خونه لباس هام عوض کردم قناری ها داخل یه قفس کوچیک کردم بهش زنگ زدم آدرس کجاست خونه اش سمت بالا شهر بود حرکت کردم جلو ساختمان زنگش زدم گفت تشریف بیارین بالا پرندها برداشتم رفتم بالا توی آسانسور فکر میکردم خانواده اش هم هستن درب واحد رسیدم تازه چشمم به نگین خورد با یه تاپ و دامن بلند مشخص بود زیرش هیچی نپوشیده جلو در ایستاده بود فقط نگاهش میکردم گفت بفرمائید ممنون قناری ها آوردم تعارف کرد که زحمتی نیست خودتون بگیرین توی قفس ام بزارین
رفتم داخل خونه پرندها نشونش دادم گفت اینها میخونن گفتم باید جدا باشن تا نر شروع به خوندن کنه
گفت من یه قفس دارم قفس خودت هم میفروشی گفتم قابلت نداره بردار من میگیرم دونه هاش هم اوردم قفس خودت هم بیار قنارها جدا کردم دیدم با یه لیوان شربت اومد تشکر کرد قفس ها کنار گل هاش گذاشتم موقع لیوان شربت اومد ازم بگیره دستش لمس کردم صدام لرزان گفتم باید سرو صدا نباشه نترسن و توضیحات درباره نگهداری قناری ها بهشون دادم تشکر کرد گفت تخفیف هم داره گفتم قابلت نداره بردار من پرنده ام به کسی میدم که درست ازش نگهداری کنه بازم تشکر کرد گفت اسمت هم نگفتی حامد هستم آقا حامد تعارفی هستی انگار باید جور دیگه باید حساب کنم واقعیت نگین خانم شما جذاب هستین اینها هیچ قابل شما نداره کامل روبرو هم کنار درب بالکن ایستاده بودیم دل و زدم به دریا دستش گرفتم هیچ حرکتی نکرد گفتم الان جیغ میزنه کل ساختمان میریزن رو سرم کشیدمش آروم طرف خودم لبم گذاشتم روی لبش هاش آروم یه لب ازش گرفتم نگین هم همکاری کرد گفت آقا حامد ببخشید اینجا صدا میپیچه همسایه ها هم فضول هستن دستم گرفت سمت اتاق وارد اتاق شد سری پرید تو بغلم لبهاش محکم فشار میداد روی لبهام هم جور که ایستاده بودیم سوتین در آورد نوک سینه هام زبون میزد آروم رفتم پایین اجازه هست دامن از پاش در آوردم لخت جلوم بود انداختمش روی تخت سرم بردم بین پاهاش کصش میخوردم که پاهاش گذاشت روی شونه هام زبون میزد نگین هم موهام چنگ میزد بلند شد هل ام داد مدل 69 شدیم تازه از حموم بیرون اومدم کصش بوی خوبی میداد نگین شرتم در آوردم کیرم کرد تو دهنش زبونش میکشید زیر کیرم تا تخم هام میکرد تو دهنش منم کصش میخوردم خودش هم فشار میدادم کصش می مالیدم دیدم اه اه اه اه اه میکنه سری بلند شد اومد روم خوابید کیرم لای پاهاش بود سینه هاش میمالید به سینه هام زبون میزد نگین هم موهام چنگ میزد کیرم کاملا شق شده بود یه کاندوم خاردار آورد یه بوس کرد کیرم کاندوم کشید رو کیرم بحالت سجده شد جلو سر کیرم به محض اینکه رفت تو کصش یه جیغ زد چنگ میزدم و بالشت گاز می گرفت دلم نمیخواست آبم زود بیات که بلند شد من دراز کشیدم خودش اومد نشست روی کیرم بالا پایین میکرد هم زمان نوک سینه هام زبون میزد نگین هم لبهاش قفل کرده بود روی لبهام دستم گرفت بلندم کرد نگین خیلی هات بود گفت حامد بکن تو کصم جون خودش هم فشار میدادم کصش خوابوندمش پاهاش بالا گرفت با دستم گرفتم بندش انعطاف پذیری کامل داشت کصش اومد بالاتر شدت تمام تو تو کصش جلو عقب میکردم مشخص بود درد شهوت باهم داره دستم دور کمر باریکش گرفتم تا ته کردم تو کصش یه جیغ زد شدت تلمبه هام بیشتر کردم داشته آبم میومد با تمام توانم تو کصش خالی کردم افتادم روش نگین هم لبهاش قفل کرده بود روی لبهام دستم گرفت بلندم کرد نگین هم لبهاش جدا نمی کرد بغلش کردم کیرم کم کم خوابید یه دستمال برداشت کاندوم در آورد کیرمو بوسید اومد تو بغلم گفت حامد من بهت اعتماد کردم خیلی ها پیشنهاد دادن از وقتی طلاق گرفتم ولی امشب نمیدونم چرا شیطون رفت تو جلدم بهت اعتماد کرد
بهش اطمینان خاطر دادم کامل تو بغل هم خوابیدیم تعریف طلاق و شوهرش کرد که این خونه هم مهریه ای هست که گرفته بود ساعت ۸شب بود میخواستم برم که نگین گفت حامد میشه یکم صبر کنی نمیخوام ببین تو رو آخه همسایه ها میدونن تنها زندگی میکنم
نگین اگر خانمت منتظرت هست که مزاحمت نمیشم منم گفتم مجرد ام اول باورش نشد بعد از کلی توضیحات قبول کرد گفتم میخوای تا شناسنامه بیارم باورت بشه که یه پوزخندی زد گفت حامد خواهشا نمیخوام کسی بدونه آبروم میره یکم صحبت کردیم خیالش راحت شد
تو بغلم هم خوابیدیم نگین لب گرفتن خیلی دوست داره
لبش گذاشتم روی لبهام کیرم هم تو دستش بود شق شده بود کیرم
نگین انگار دوباره سکس میخوای انگار آتیشی هستی
چه جورم نگین
نگین خیلی وقت بود سکس نکرده بودم چون واقعا از آبروریزی میترسم بدن اندامی سکسی داشت
سری کیرم کرد تو دهنش زبونش به کیرم می آورد با لبهاش از سر کیرم میکشید تا تخم هام
بلند شد اومد کنارم پستش کرد بهم منم آروم کیرم کرد تو کصش جلو عقب میکردم مشخص بود درد نداره دیگه فقط شهوتی شده با هر بار جلو عقب میکردم ناله هاش بلند شد جووون حامد خودمی کصم دوست داری چه جورم داغی کصت داره دیونه ام میکنه یه پاش گرفت بالا این پوزیشن کامل کیرم تو کصش میرفت دیگه درد اولیه نداشت فقط ناله های شهوتی میکرد حامددددد جرم بده اخ کیر میخوام جرم بده جووون حامد خودمی کصم دوست داری چه جورم پس تندتر بکن تو کصم جون دارم ارضا میشم حامد جرم بده تند تر بکن تو کصم آخ آخ حامد کیر میخوام یه لرزشی کرد متوجه ارضا شدن شدم
بالشت زیر شکمش گذاشتم کامل روش خوابیدم به شدت تلمبه میزدم آبم داشت میومد نگین داره آبم میاد ولی این بار کیرم کرد تو دهنش زبونش به کیرم خورد کامل فوران کرد آبم تو دهنش نگه داشت آبم تمام آمد با دستمال پاکش کردم تو همون حالت شروع به لب گرفتن کردیم نگین خیلی خیلی لب گرفتن دوست داره
سرش گذاشت رو سینه ام با موهای سینه ام نوازش میکرد یکسره لب از هم می گرفتیم ساعت یک شب بود که باهم حموم زدیم بهش گفتم قناری ها باعث آشنایی ما شد هرچی هم درباره پرندها لازم داشتی خبرم بده یه لب طولانی از هم گرفتیم انگار سالهاست همدیگرو میشناسیم خیلی دوست داشتم کونش بکنم ولی نگین گفت حامد میشه دفعه ای دیگه آماده گی ندارم ولی قول داد یه سری دیگه کونش بکنم الان دیگه کاملا باهم آشنا شدیم قرار شد آخر هفته بریم خارج شهر آخر شب بیام خونه اش آخر هفته رفتیم خارج شهر کلی عشق حال کردیم تو مسیر نگین دستش روی دستم بود سرش روی شونه ام تا رسیدیم خونه آخر شب خلوت هم بود ادامه دارد دوستان کامنت بزارن ادامه داستان می نویسم با تشکر از تمامی دوستان
حامد هستم از بندرعباس داستان کاملا واقعی هست بخاطر همین تا الان مجرد موندم سکس های زیادی داشتم خیلی هم واقعا خرج عشق حالم میکنم اصالتا بندری هستم
بریم سر اصل مطلب از وقتی بچه بودم خیلی پرنده دوست داشتم یک روز یه جفتش قناری هام گذاشتم تو برنامه دیوار از جوجه قناری هام طبق معمول زیاد سوال و کنجکاوی میکردن سرکار بودم دیدم گوشیم زنگ خورد یه خانم با صدای نازش گفت آقا ببخشید از برنامه دیوار شماره ات برداشتم قناری هاتون هنوز دارین گفتم بله آدرس خواست یکم فاصله داشتیم چون بندرعباس در طول ساحل دریا شهر هست گفتم الان که سرکار هستم تا بعدازظهر اومدم خبرتون میدم از سرکار اومدم خونه لباس هام عوض کردم قناری ها داخل یه قفس کوچیک کردم بهش زنگ زدم آدرس کجاست خونه اش سمت بالا شهر بود حرکت کردم جلو ساختمان زنگش زدم گفت تشریف بیارین بالا پرندها برداشتم رفتم بالا توی آسانسور فکر میکردم خانواده اش هم هستن درب واحد رسیدم تازه چشمم به نگین خورد با یه تاپ و دامن بلند مشخص بود زیرش هیچی نپوشیده جلو در ایستاده بود فقط نگاهش میکردم گفت بفرمائید ممنون قناری ها آوردم تعارف کرد که زحمتی نیست خودتون بگیرین توی قفس ام بزارین
رفتم داخل خونه پرندها نشونش دادم گفت اینها میخونن گفتم باید جدا باشن تا نر شروع به خوندن کنه
گفت من یه قفس دارم قفس خودت هم میفروشی گفتم قابلت نداره بردار من میگیرم دونه هاش هم اوردم قفس خودت هم بیار قنارها جدا کردم دیدم با یه لیوان شربت اومد تشکر کرد قفس ها کنار گل هاش گذاشتم موقع لیوان شربت اومد ازم بگیره دستش لمس کردم صدام لرزان گفتم باید سرو صدا نباشه نترسن و توضیحات درباره نگهداری قناری ها بهشون دادم تشکر کرد گفت تخفیف هم داره گفتم قابلت نداره بردار من پرنده ام به کسی میدم که درست ازش نگهداری کنه بازم تشکر کرد گفت اسمت هم نگفتی حامد هستم آقا حامد تعارفی هستی انگار باید جور دیگه باید حساب کنم واقعیت نگین خانم شما جذاب هستین اینها هیچ قابل شما نداره کامل روبرو هم کنار درب بالکن ایستاده بودیم دل و زدم به دریا دستش گرفتم هیچ حرکتی نکرد گفتم الان جیغ میزنه کل ساختمان میریزن رو سرم کشیدمش آروم طرف خودم لبم گذاشتم روی لبش هاش آروم یه لب ازش گرفتم نگین هم همکاری کرد گفت آقا حامد ببخشید اینجا صدا میپیچه همسایه ها هم فضول هستن دستم گرفت سمت اتاق وارد اتاق شد سری پرید تو بغلم لبهاش محکم فشار میداد روی لبهام هم جور که ایستاده بودیم سوتین در آورد نوک سینه هام زبون میزد آروم رفتم پایین اجازه هست دامن از پاش در آوردم لخت جلوم بود انداختمش روی تخت سرم بردم بین پاهاش کصش میخوردم که پاهاش گذاشت روی شونه هام زبون میزد نگین هم موهام چنگ میزد بلند شد هل ام داد مدل 69 شدیم تازه از حموم بیرون اومدم کصش بوی خوبی میداد نگین شرتم در آوردم کیرم کرد تو دهنش زبونش میکشید زیر کیرم تا تخم هام میکرد تو دهنش منم کصش میخوردم خودش هم فشار میدادم کصش می مالیدم دیدم اه اه اه اه اه میکنه سری بلند شد اومد روم خوابید کیرم لای پاهاش بود سینه هاش میمالید به سینه هام زبون میزد نگین هم موهام چنگ میزد کیرم کاملا شق شده بود یه کاندوم خاردار آورد یه بوس کرد کیرم کاندوم کشید رو کیرم بحالت سجده شد جلو سر کیرم به محض اینکه رفت تو کصش یه جیغ زد چنگ میزدم و بالشت گاز می گرفت دلم نمیخواست آبم زود بیات که بلند شد من دراز کشیدم خودش اومد نشست روی کیرم بالا پایین میکرد هم زمان نوک سینه هام زبون میزد نگین هم لبهاش قفل کرده بود روی لبهام دستم گرفت بلندم کرد نگین خیلی هات بود گفت حامد بکن تو کصم جون خودش هم فشار میدادم کصش خوابوندمش پاهاش بالا گرفت با دستم گرفتم بندش انعطاف پذیری کامل داشت کصش اومد بالاتر شدت تمام تو تو کصش جلو عقب میکردم مشخص بود درد شهوت باهم داره دستم دور کمر باریکش گرفتم تا ته کردم تو کصش یه جیغ زد شدت تلمبه هام بیشتر کردم داشته آبم میومد با تمام توانم تو کصش خالی کردم افتادم روش نگین هم لبهاش قفل کرده بود روی لبهام دستم گرفت بلندم کرد نگین هم لبهاش جدا نمی کرد بغلش کردم کیرم کم کم خوابید یه دستمال برداشت کاندوم در آورد کیرمو بوسید اومد تو بغلم گفت حامد من بهت اعتماد کردم خیلی ها پیشنهاد دادن از وقتی طلاق گرفتم ولی امشب نمیدونم چرا شیطون رفت تو جلدم بهت اعتماد کرد
بهش اطمینان خاطر دادم کامل تو بغل هم خوابیدیم تعریف طلاق و شوهرش کرد که این خونه هم مهریه ای هست که گرفته بود ساعت ۸شب بود میخواستم برم که نگین گفت حامد میشه یکم صبر کنی نمیخوام ببین تو رو آخه همسایه ها میدونن تنها زندگی میکنم
نگین اگر خانمت منتظرت هست که مزاحمت نمیشم منم گفتم مجرد ام اول باورش نشد بعد از کلی توضیحات قبول کرد گفتم میخوای تا شناسنامه بیارم باورت بشه که یه پوزخندی زد گفت حامد خواهشا نمیخوام کسی بدونه آبروم میره یکم صحبت کردیم خیالش راحت شد
تو بغلم هم خوابیدیم نگین لب گرفتن خیلی دوست داره
لبش گذاشتم روی لبهام کیرم هم تو دستش بود شق شده بود کیرم
نگین انگار دوباره سکس میخوای انگار آتیشی هستی
چه جورم نگین
نگین خیلی وقت بود سکس نکرده بودم چون واقعا از آبروریزی میترسم بدن اندامی سکسی داشت
سری کیرم کرد تو دهنش زبونش به کیرم می آورد با لبهاش از سر کیرم میکشید تا تخم هام
بلند شد اومد کنارم پستش کرد بهم منم آروم کیرم کرد تو کصش جلو عقب میکردم مشخص بود درد نداره دیگه فقط شهوتی شده با هر بار جلو عقب میکردم ناله هاش بلند شد جووون حامد خودمی کصم دوست داری چه جورم داغی کصت داره دیونه ام میکنه یه پاش گرفت بالا این پوزیشن کامل کیرم تو کصش میرفت دیگه درد اولیه نداشت فقط ناله های شهوتی میکرد حامددددد جرم بده اخ کیر میخوام جرم بده جووون حامد خودمی کصم دوست داری چه جورم پس تندتر بکن تو کصم جون دارم ارضا میشم حامد جرم بده تند تر بکن تو کصم آخ آخ حامد کیر میخوام یه لرزشی کرد متوجه ارضا شدن شدم
بالشت زیر شکمش گذاشتم کامل روش خوابیدم به شدت تلمبه میزدم آبم داشت میومد نگین داره آبم میاد ولی این بار کیرم کرد تو دهنش زبونش به کیرم خورد کامل فوران کرد آبم تو دهنش نگه داشت آبم تمام آمد با دستمال پاکش کردم تو همون حالت شروع به لب گرفتن کردیم نگین خیلی خیلی لب گرفتن دوست داره
سرش گذاشت رو سینه ام با موهای سینه ام نوازش میکرد یکسره لب از هم می گرفتیم ساعت یک شب بود که باهم حموم زدیم بهش گفتم قناری ها باعث آشنایی ما شد هرچی هم درباره پرندها لازم داشتی خبرم بده یه لب طولانی از هم گرفتیم انگار سالهاست همدیگرو میشناسیم خیلی دوست داشتم کونش بکنم ولی نگین گفت حامد میشه دفعه ای دیگه آماده گی ندارم ولی قول داد یه سری دیگه کونش بکنم الان دیگه کاملا باهم آشنا شدیم قرار شد آخر هفته بریم خارج شهر آخر شب بیام خونه اش آخر هفته رفتیم خارج شهر کلی عشق حال کردیم تو مسیر نگین دستش روی دستم بود سرش روی شونه ام تا رسیدیم خونه آخر شب خلوت هم بود ادامه دارد دوستان کامنت بزارن ادامه داستان می نویسم با تشکر از تمامی دوستان
نوشته: حامد
14 پاسخ به “جوجه قناری های حامد”
واقعا کسشر محض بودحالم بهم زد
چرت بود
حالا اگه ما بودیم یه سیبیلوی کبوتر باز کونمونم میذاشتولی اینقدر که راحت به تو داد زن به شوهرش نمیدهدرسته خوانندها کسخولن ولی نه دیگه در این حد
نوش جونت ولی بار بعدی دستت رو از و شورتت دربیار بعد بنویس…یه تنه ریدی به قواعد دستورزبان پارسی…مرد مومن دست کم یکبار قبل از ارسالش میخوندی تصحیح میکردی
حاجی اصن هیچی حال نمیده، نمیدونم چرا اینطوری شدم
واقعن نمیدونی؟
خوب خدارو شکر ، دوباره لیوان شربت به داستانها برگشت.حاممممممممد :کیرم تو کامت
چرندیات حاصل مصرف همزمان گل گاو زبان وروغن موتور
کسشعر محضدقیقا مثل کامنت های احمد شاخ
انگار کامپیوتر داره داستان تعریف میکنه.اصلا معلوم نشد کی داره کیو میخوره و کی کیو کرده.در ضمن فروشنده هیچ وقت نمیره خونه خریدار و برعکس خریدار میره. حالا گیریم فروشنده رفت. چرا باید بره تو خونه خریدار؟اونم خریداری که همسایه هاش فضولن!!!همه این فکت ها میگن هم داستان دروغه هم خودت کونی هستی
داستانی رو که نوشتی خودت یبار بخون اصلاحش کند بعد آپلود کنجمله بندیتم افتضاحهموضوعت ولی جالب بود
خونش بالا شهر بود یعنی توی روستا بودن ؟آخه بندر کاملا در جنوب هستش و روستاهاش در شمال شهر هستن، به همین علت به روستاها در اصطلاح بالاشهر هم میگن.به قول ع.م.ز : بالاشهر خو وِلی کِه بالاشهریمدل لانگِلِر ایکه بالاشهری… 😛
جوجه قناری هم به سکس ها اضافه شد
برا رفتنمیگه دیرتر بروولی جیغ میزنه صدانمیره