تازه خدمت سربازیم تمام شده بود که دختر خالم ندا آوردم خونمون البته چون دختر بود قرار بود فقط عشق و حال باشه دوتایی لخت شده بودیم و برای هم می خوردیم داشتم لای کونش میذاشتم که آبم بیاد که مامانم مچمون گرفت و چند ماه بعد با ندا ازدواج کردم
ندا از وقتی پردشو زدم یه ندای دیگه شده بود حالا اون بود که عاشق سکس بود می گفت دوست دارم دو تا کیر جرم بدن اوایل گفتم شاید چون شهوتش بالاست اینا رو میگه که یه روز جدی بهم گفت پایه سکس با یه زوج دیگه هستم یا نه ؟گفتم مثلا کی ؟گفت داداش مصطفی تو و زنش گفتم اون که اهلش نیست در ضمن زنش هم باید بیاد گفت نیادم مهم نیست مهم تو و مصطفی هستید که می خوام دوتایی بکنیدم گفتم اینجوری دیگه اسمش زوج نیست تری سامه که اون زنه منو میکنه من زن اون نمی کنم گفت یعنی تو سکس با فرزانه دوست داری ؟گفتم چرا که نه ؟وقتی مصطفی تو رو میکنه چرا من فرزانه نکنم؟
یه روز فرزانه خونمون و ندا این موضوع بهش گفت فرزانه گفت می خوام با محسن توی اتاق تنهایی صحبت کنم با هم رفتیم توی اتاق بغلم کرد گفت منم خیلی سکس با تو دوست دارم اما محسن ندا زن شهوت پرست و تنوع طلبیه چند وقت بعد مصطفی و منو ول میکنه میره سراغ یه زوج دیگه اما من دوست دارم با تو سکس کنم تا همیشه یه رابطه پایدار می خوام که هم امن باشه هم دوستش داشته باشم دوست هم ندارم مصطفی بفهمه دوست دارم لذتهای سکسی ام با تو تکمیل کنم گفتم منم اینجوری بیشتر دوست دارم قبوله همه جوره پایتم گفت بیا به ندا بگیم نه باشه ؟بعدش تو هر چی بخوای خودم بهت میدم گفتم قبوله حالا بذار از پشت بهت بچسبم از پشت بهش چسبیده بودم در گوشش گفتم قبوووووله بشرطی که این کون خوشکلم بکنم گفت هر چی بخوای بهت میدم همه چی هست محسن جان گفتم بریم گفت بوسم نکردی از هم یه لب گرفتیم و رفتیم بیرون ندا گفت چی شد ؟حرفهاتون تمام شد ؟گفتم آره فرزانه این کارو دوست نداره فرزانه گفت اما شما می تونید برنامتون با مصطفی اجرا کنید اما جوری نباشه مصطفی پررو بشه گفتم ندا بیا جدا جدا سکس کنیم مثلا امشب تو با مصطفی فردا شب با من گفت میدونی که من چی می خوام گفتم خب فرزانه اینکارو دوست نداره ندا گفت باشه فرزانه جون ما بازم بهم میرسیم فرزانه که رفت ندا گفت من دو تا کیر می خوام که کوس و کونم پر کنه سکس تکی؟محسن خب ما که اصلا به فرزانه نیاز نداریم خود مصطفی کافیه دو تایی بکنید و تمام قول میدم همین یه بار باشه گفتم نه .
تا اینکه فرزانه پیام داد که مصطفی رفته تهران امشب بیا پیشم ندا خونه مامانش بود منم رفتم خونه داداشم دیدم فرزانه چه خوشکل کرده گفت محسن منم سکس با دو تا مرد دوست دارم اما نه با هم دوست دارم تک تک با هر کدومشون حال کنم دیشب به مصطفی دادم الانم می خوام به تو بدم گفتم کار خوبی میکنی منم سکس اینجوری بیشتر دوست دارم گفت پس بریم توی اتاق برام بخور خیلی دوست دارم کوسمو بکنم توی دهنت رفتیم توی اتاق افتادم به جون کوسش انقدر خوردم که دست به کوسش میزدم جیغ میزد کیرم کردم توی کوسش و تلمبه میزدم کوسش تنگ بود منم از خود بیخود شده بودم فقط تلمبه میزدم که فرزانه ارضا شد گفت بکن توی کونم آبتو اونجا بریز کردم توی کونش و تلمبه میزدم لذت خالص بود اونم می گفت آی کونم آی کونم گفتم عجب کونیه این کونو از الان خودم میکنم فرزانه گفت کونم ماله خودته آبتو بریز توش بریز که آبم اومد و ریختم توی کونش دوتایی لخت توی بغل هم خوابیده بودیم که مصطفی به گوشیش زنگ زد گفت از تهران راه افتاده داره میاد که منم لباسام پوشیدم که برم فرزانه گفت محسن بهت حال داد؟گفتم خیلی گفت پس ادامش بدیم ؟گفتم تا ابد پایه اتم فرزانه جونم از هم لب گرفتیم خداحافظی کردیم گفتم برم خونه مامان ندا چون داماد بزرگه بودم و بیشترین رفت و آمد داشتم و مادر زنم نمی تونست بیاد در باز کنه کلید خونشون داشتم کلید انداختم در باز کردم رفتم داخل گفتم همه خوابن بذار آروم برم داخل خونه در آروم باز کردم و آروم بستم از کنار اتاق مادر زنم گذشتم که کسی داخلش نبود تعجب کردم پس کجاست ؟چون همیشه نشسته می خوابید مشخص بود رفتم سمت اتاق خودم و ندا که صدایی میومد صدای ندا بود می گفت تو رو خدا آرومتر رضا کونم پاره کردی رضا می گفت میثم تو توی کوسش تلمبه میزنی یا من توی کونش بزنم ؟فهمیدم ندا داره به دو تا شوهر خواهراش میده و به آرزوش که دو تا کیر همزمان توی کوس و کونش بود رسیده آروم اونجا ترک کردم و رفتم خونه خودمون خوابیدم از اون روز ندا میرفت خونه مامانش با رضا و میثم می خوابید منم میرم خونه مصطفی و با فرزانه می خوابیدم تا اینکه نمیدنم چی شد دو سه ماه بعد ندا با کل خانواده خودش قطع رابطه کرد و دیگه دنبال کیر دو نفر نبود اما من همچنان با فرزانه سکس می کردم و هر چی می گذشت لذت این سکس ها بیشتر میشد .دقیقا همونی شد که فرزانه می گفت ندا شهوتش فروکش کرد و زد زیر کاسه کوزه همه چه خوب که اینکارو با مصطفی و فرزانه نکردیم چون زندگی بی فرزانه برای من سخته منم لذت هامو با فرزانه تکمیل می کنم .
ندا از وقتی پردشو زدم یه ندای دیگه شده بود حالا اون بود که عاشق سکس بود می گفت دوست دارم دو تا کیر جرم بدن اوایل گفتم شاید چون شهوتش بالاست اینا رو میگه که یه روز جدی بهم گفت پایه سکس با یه زوج دیگه هستم یا نه ؟گفتم مثلا کی ؟گفت داداش مصطفی تو و زنش گفتم اون که اهلش نیست در ضمن زنش هم باید بیاد گفت نیادم مهم نیست مهم تو و مصطفی هستید که می خوام دوتایی بکنیدم گفتم اینجوری دیگه اسمش زوج نیست تری سامه که اون زنه منو میکنه من زن اون نمی کنم گفت یعنی تو سکس با فرزانه دوست داری ؟گفتم چرا که نه ؟وقتی مصطفی تو رو میکنه چرا من فرزانه نکنم؟
یه روز فرزانه خونمون و ندا این موضوع بهش گفت فرزانه گفت می خوام با محسن توی اتاق تنهایی صحبت کنم با هم رفتیم توی اتاق بغلم کرد گفت منم خیلی سکس با تو دوست دارم اما محسن ندا زن شهوت پرست و تنوع طلبیه چند وقت بعد مصطفی و منو ول میکنه میره سراغ یه زوج دیگه اما من دوست دارم با تو سکس کنم تا همیشه یه رابطه پایدار می خوام که هم امن باشه هم دوستش داشته باشم دوست هم ندارم مصطفی بفهمه دوست دارم لذتهای سکسی ام با تو تکمیل کنم گفتم منم اینجوری بیشتر دوست دارم قبوله همه جوره پایتم گفت بیا به ندا بگیم نه باشه ؟بعدش تو هر چی بخوای خودم بهت میدم گفتم قبوله حالا بذار از پشت بهت بچسبم از پشت بهش چسبیده بودم در گوشش گفتم قبوووووله بشرطی که این کون خوشکلم بکنم گفت هر چی بخوای بهت میدم همه چی هست محسن جان گفتم بریم گفت بوسم نکردی از هم یه لب گرفتیم و رفتیم بیرون ندا گفت چی شد ؟حرفهاتون تمام شد ؟گفتم آره فرزانه این کارو دوست نداره فرزانه گفت اما شما می تونید برنامتون با مصطفی اجرا کنید اما جوری نباشه مصطفی پررو بشه گفتم ندا بیا جدا جدا سکس کنیم مثلا امشب تو با مصطفی فردا شب با من گفت میدونی که من چی می خوام گفتم خب فرزانه اینکارو دوست نداره ندا گفت باشه فرزانه جون ما بازم بهم میرسیم فرزانه که رفت ندا گفت من دو تا کیر می خوام که کوس و کونم پر کنه سکس تکی؟محسن خب ما که اصلا به فرزانه نیاز نداریم خود مصطفی کافیه دو تایی بکنید و تمام قول میدم همین یه بار باشه گفتم نه .
تا اینکه فرزانه پیام داد که مصطفی رفته تهران امشب بیا پیشم ندا خونه مامانش بود منم رفتم خونه داداشم دیدم فرزانه چه خوشکل کرده گفت محسن منم سکس با دو تا مرد دوست دارم اما نه با هم دوست دارم تک تک با هر کدومشون حال کنم دیشب به مصطفی دادم الانم می خوام به تو بدم گفتم کار خوبی میکنی منم سکس اینجوری بیشتر دوست دارم گفت پس بریم توی اتاق برام بخور خیلی دوست دارم کوسمو بکنم توی دهنت رفتیم توی اتاق افتادم به جون کوسش انقدر خوردم که دست به کوسش میزدم جیغ میزد کیرم کردم توی کوسش و تلمبه میزدم کوسش تنگ بود منم از خود بیخود شده بودم فقط تلمبه میزدم که فرزانه ارضا شد گفت بکن توی کونم آبتو اونجا بریز کردم توی کونش و تلمبه میزدم لذت خالص بود اونم می گفت آی کونم آی کونم گفتم عجب کونیه این کونو از الان خودم میکنم فرزانه گفت کونم ماله خودته آبتو بریز توش بریز که آبم اومد و ریختم توی کونش دوتایی لخت توی بغل هم خوابیده بودیم که مصطفی به گوشیش زنگ زد گفت از تهران راه افتاده داره میاد که منم لباسام پوشیدم که برم فرزانه گفت محسن بهت حال داد؟گفتم خیلی گفت پس ادامش بدیم ؟گفتم تا ابد پایه اتم فرزانه جونم از هم لب گرفتیم خداحافظی کردیم گفتم برم خونه مامان ندا چون داماد بزرگه بودم و بیشترین رفت و آمد داشتم و مادر زنم نمی تونست بیاد در باز کنه کلید خونشون داشتم کلید انداختم در باز کردم رفتم داخل گفتم همه خوابن بذار آروم برم داخل خونه در آروم باز کردم و آروم بستم از کنار اتاق مادر زنم گذشتم که کسی داخلش نبود تعجب کردم پس کجاست ؟چون همیشه نشسته می خوابید مشخص بود رفتم سمت اتاق خودم و ندا که صدایی میومد صدای ندا بود می گفت تو رو خدا آرومتر رضا کونم پاره کردی رضا می گفت میثم تو توی کوسش تلمبه میزنی یا من توی کونش بزنم ؟فهمیدم ندا داره به دو تا شوهر خواهراش میده و به آرزوش که دو تا کیر همزمان توی کوس و کونش بود رسیده آروم اونجا ترک کردم و رفتم خونه خودمون خوابیدم از اون روز ندا میرفت خونه مامانش با رضا و میثم می خوابید منم میرم خونه مصطفی و با فرزانه می خوابیدم تا اینکه نمیدنم چی شد دو سه ماه بعد ندا با کل خانواده خودش قطع رابطه کرد و دیگه دنبال کیر دو نفر نبود اما من همچنان با فرزانه سکس می کردم و هر چی می گذشت لذت این سکس ها بیشتر میشد .دقیقا همونی شد که فرزانه می گفت ندا شهوتش فروکش کرد و زد زیر کاسه کوزه همه چه خوب که اینکارو با مصطفی و فرزانه نکردیم چون زندگی بی فرزانه برای من سخته منم لذت هامو با فرزانه تکمیل می کنم .
نوشته: محسن
5 پاسخ به “تکمیل لذت های سکسیم با فرزانه”
فکرکنم خانوادگی اصالتا اهل شهرنو باشین شما…😓
واقعا چه خبره؟ برای فیلم ترکی ( کانالهای gem)هم قفله این داستانحساب ترکهای عزیز کشورمون از ترکیه جداست قصدم بی احترامی به هیچ قومی نیست
نویسنده:یک پسرک جقی ۱۴-۱۵ساله
افکارت خوبیه ولی اجراش شدنی نیست
خدا شفات نده تا دور همی بخندیم 😄