سلام داستان خاصی ندارم از سکس ک بنویسم میخوام تجربیات کلی مو تعریف کنم من 21سالمه 17سالگی ازدواج کردم با کسی که علاقه ای نداشتم و ازدواج من فقط از رو صلاح و نصیحتای دیگران بود . قبل ازدواج یکی دوبار خود ارضای کرده بودم وقتی تو زمان عقد بودیم چند دفعه نامزدم خودشو به من میمالوند و هردو ارضا میشدیم . شب اول عروسیمون ذوق خاصی نداشتم چون شوهرمو دوس نداشتم . شب اول ک پردمو پاره کرد خودشو مالید بهم و ترضا شد تا چند شب یکم کیرشو وارد کسم میکرد چون درد داشت نمیزاشتم بعد ی هفته دیگه راحت میتونست بکنه . کار خاصی نمیکردیم یه چند ثانیه لبمو میخورد گاهی چند ثانیه سینمم میخورد بعدش سریع کیرشو میکرد تو و تند تلمبه میزد ک من ارضا شم بعدشم خودشو ارضا میکرد میخوابیدیم بعد چندماه زندگی داسم جهنم بود چون مشکلات زیادی داشتیم .اومدم و اقدام به طلاق کردم الان 2سالی میگذره تو این مدت هیچ ارتباطی با هیچ پسری نداشتم اولا چند دفعه خود ارضای کردم و گاهی وسایل سخت وارد بدنم میکردم .الان دیگه چ خیلی وقته چیزی وارد کسم نکردم الان درد داره پس نمیکنم . بعد دوسال که هنوز طلاق نگرفتم ولی جدا زندگی میکنم و حتی همو نمیبینیم کسی وارد زندگیم نشده بود . ولی 1ماهه با ی پسر همسن خودم آشنا شدم که وضعیتمو میدونه ک میخوام طلاق بگیرم . من خیلی دوسش دارم و از رو کنجکاوی ک بوسیدن کسی ک دوسشداری چه حالی داره بهش اجازه دادم ک بوسم کنه اولین بار ک لب گرفتیم خیلی دوس داشتم چون هیچوقت همچین لب گرفتن رو تجربه نکرده بودم. یه بار ک تنها بودیم وقتی لبمو میخورد سینه مو گرفت و باهاش ور میرفت کم کم دستشو برد زیر لباسم ک سینمو بگیره پیرهنم یقه اش بالا بود و چسبیده هرکاری کرد دستش به سینه ام نمیرسید گفت میخواد سینمو بخوره منم ی اخم کوچولو کردم گفت باشه .بعد کم کم دستشو برد سمت کسم و میخواست کوسمو بگیره دوستداشتم ی سکس حسابی باهاش داشته باشم آخه خیلی دوسش دارم ک یه هو عذاب وجدان گرفت منو حس کردم ی جنده ام دستشو گرفتم آوردم بالا ولی اصا تو روش نزدم ک نکن اونم دیگه دستشو سمت کوسم نبرد فقط لبمو خورد .برگشتم خونه بهش گفتم ک خیلی ناراحتجم چون با کارم دارم آبرو خودمو خونوادمو میبرم و نمیخوام باهاش باشم .اونم کلی قسم خورد ک دیگه هیچوقت تکرار نمیشه و منتظر میمونه طلاق گرفتم ازدواج کنیم . این تموم تجربه من با جنس مخالفم بوده . موفق باشین دوستان
نوشته: نرگس
11 پاسخ به “تمام تجربه نرگس با جنس مخالف”
شکن نکن همونقدر که تو دسش داری اون تنها به فکر کردنته! ازدواج دروغه! عمرا باهات ازدواج کنه و بعد از یه مدت که خوب کردت، بیخیالت میشه و میره پی زندگیش. شک نکن فقط میخواد بکندت
نظر من هم درست مثل نظر پروانه چی است. مرد های ایرانی ٩٩,٩٩% شون اگه قبل از ازدواج باهاشون سکس کنی باهات ازدواج نخواهند کرد مگر اینکه در خارج از ایران باشی و شانس بیاری اون مرد باهات ازدواج کنه. اگه واقعن قصد ازدواج باهاش داری حتی نذار به بدنت دست بزنه و بمالوونتت. اگه واقعن دوستت داره و قصد ازدواج داره پس باید صبر کنه. ما مرد ها عاشق زن های حشری نمیشیم, عاشق زن های شهوتی نمیشیم, عاشق زن هایی که به تمام خواسته های ما تن میدن نمیشیم, حتی عاشق بدن سکسی زن یا چهره زیباش هم نمیشیم. بذار اینو از دهن یک مرد ایرانی بشنوی. ما مرد ها عاشق سختی و سفتی زن میشیم. عاشق محکم بودن زن میشیم. عاشق زنی میشیم که ما رو شکست بده و از نظر شخصیتی خیلی قوی باشه, انقدر قوی که وقتی یادش میوفتیم تمام قلبمون بلرزه. عاشق زنی میشیم که ما رو تشنه نگه داره و اشک ما رو در بیاره. از تن ما بگذاره و وارد روح و قلب ما بشه و قلب ما رو تصاحب کنه. بیشتر مرد ها عاشق زنی میشن که بتونه اون مرد رو با رفتارش تحت کنترل خودش بگیره, این کنترل که میگم خیلی مهمه. زنی قدرتمند و قوی مثل یک کوه, البته دنبال زن های امل هم نمیریم که با هیچ مردی حرف نمیزنند و حجب و حیا رو در دوری از مرد ها میدونند. نه دوست عزیز. اتفاقن ارتباطات اجتمایی سالم داشتن نشانه سلامت روح و روان و فکر زنه. ولی حد و مرز خودشو بشناسه. حتی مرد های ایرانی که مذهبی نیستند و شاید اصلان به هیچ خدایی و دینی اعتقاد ندارند در عمل اینطوری هستند. و فکر نکنی که این از غیرت [منفی] و حس مالکیت این گونه مردان سرچشمه میگیره. نه دوست عزیز, بلکه این بخاطر ژنتیک مرده. مرد ها از یک زن بالاترین و مهمترین چیزی که میخوان یک حس اعتمادی است که بهشون بدی, حس اعتمادی که طرف ایمان بیاره که اگه یک سال هم سفر رفت و تو تنها بودی و در همون وقت ١٠٠.٠٠٠ نفر هم برن بهش بگن که با چشم خودمون دیدیم که زنت لخت بین ١٠٠ تا مرد خوابیده بود باور نکنه. یک چیز دیگه که مهمه اینه که با تو احساس آرامش و امنیت بکنه. بتونه بهت افتخار کنه. و چیز هایی که در بالا نام بردم همونطور که با رفتارت کنترلش میکنی بهش جرعه جرعه محبت و گرمای زنانه ات و عشقت رو بهش بدی طوری که هم سیراب بشه هم بالا نیاره. تمام زیبایی و هنر عشق به همینه.
بذار بقیه ش رو من بگم …
نمیشه کلی گفت، با بعضیا میشه قبل ازدواج سکس کرد با بعضیا نه، من و شوهرم 4 سال پیش با هم دوست شدیم، دو سال دوست بودیم و از اولش سکس داشتیم اونم کامل چون می دونستیم می خوایم ازدواج کنیم، دو سال هم هست که زن و شوهریم و زندگیمونم خوبه. نمیشه گفت همه ی مردا بدن
بقول دوستان >>>شاشیدم به تمام تجربیاتت
ولی من با دوست پسرم سکس داشتم الانم سه ساله که ازدواج کردیم!اصلا هم تو رابطمون تاثیر بدی نذاشتو باعث شد همدیگرو بیشتر دوس داشته باشیم!عشقو سکس جدا از هم نیستن بلکه مکمل همند!
این اس ام اس بود یا کس شعر!!؟؟ باز یکی با اسم زنانه آمد همه دستمال شدن براش!!!new_russian
Pesar_Ironi_kos-konامیدوارم نظرت واقعا نظر خود واقعیت باشه نه از روی کس لیسی!!
تا اینجا بیشتر نخوندم{خودشو مالید بهم و ترضا شد}فهمیدم چه داستانیه
ببخشید فضولی کردم. فقط خواستم راجع به کامنتتون نظر بدم.
با درود دوباره.این حرفتون که گفتین: اگه چیزی رو بخوای ولی جلو دستت نباشه …