تماشاگری

اسم من عطاس 38 سالمه اسم زنم هم سپیده 31 سالشه ما 7 ساله ازدواج کردیم و ازدواج ما سنتی بود و توسط خانواده به هم معرفی شدیم اما الان با هم خیلی راحتیم یعنی انقدر راحتیم که از همکاراش میاد میگه که سر کار بهش پیشنهاد میدن و از دوران مجردیش که به همه ی دوس پسرهاش کون داده و همشون آبشون رو تو کونش خالی کردن، حتی برام تعریف کرد که با یه پسر 5 سال کوچک تر از خودش که فامیلشون بوده وسوسه اش کرده و سکس کردن و بهش کون داده و یه بار زده به کله اش و با اصرار اون پسر و خاریدن کص خودش و حشری شدنش چون کیرش خیلی کوچیک بوده دلش رو زده به دریا از کص بهش داده تو 22 سالگی و اون پسر 18 ساله هم نتونسته خودشو نگه داره و آبش رو خالی کرده تو کص اش و سپیده هم پاهاشو بالا گرفته تا آب پسرک تو رحمش بره و برای همین اولین با قرص خورده و بعد اون همیشه قرص میخورده و نمیزاشته 1 قطره آب پسره بریزه بیرون و تا 3 سال آب اون پسر تو کص سپیده ی من خالی میشده و همش جذب رحمش شده اما ظاهر ساده و پوشیده اش باعث شده که هیچ وقت باورم نشه اون جوری بوده تا زمان اعترافاتش و من با همه این خاطره ها کیرمو میمالیدم و ارضا میشدم خلاصه این زن جنده و حشریه من از 16 سالگی کون دادن رو شروع کرده تا زمان ازدواج با من هم ادامه داشته و حتی تا چند هفته قبل عروسیمون پسر خاله اش که تو کار طلاس کرده بودتش، شب عروسی هم به من گفت که عزیزم من چون حلقوی ام شاید خون نیاد و من گفتم میدونم تو پاکی خون ملاک نیس اما تو دلم گفتم مهم نیس اصلا اما همه اینا رو از زمانی شروع کرد به من گفتن که فهمید من یه کاکولد هستم و این اعتراف کاکولد بودن من 3 سال بعد ازدواج شد و من گفتم کاکولدم

زنم بعد ازدواج بهم خیانت نمیکرد ولی من دوست داشتم ارضا شدنش رو ببینم و لذت ببرم دگر خوش خواهی من باید ارضا میشد و تجربه اش فقط نباید با سکس های قبلی زنم میشد باید لمس میکردم حس لذت بردنم زنم رو با نفر سوم اما از طرفی هم نمی خواستم تابلو باشیم چون مطمئنا زندگی خراب میشد اما چون من کاکولد بودم اگر به زبون ها نمی افتادیم برام مشکلی نبود زنم هر روز به 10 نفر بده و بریزن تو کس اش

تا اینکه یه بار بهش گفتم یکم باز بپوش بریم یه جای نزدیک گردش نزدیکی شهر ما یه سد بود و اون سد کلبه های بوم گردی داشت من از قبل یه کلبه ی قشنگ رزرو کردم و بهش گفتم جنده ی وجودتو روشن کن اونم چون تو این 5 سال شاید به زور خودشو نگه داشته بود از خدا خواسته یه مانتو بلند جلو باز حریر شیری یه لگ خیلی چسبان سفید نازک و یه شال قشنگ سفید سرش کرد و سوار ماشین شدیم و راه افتادیم 250 کیلومتر راه داشتیم تا اونجا و من تا برسیم فقط دستم رو پر و پاچه و کس اش بود انقدر که کس اش لگ اش رو خیس کرده بود و رنگ شرتش صورتیش از وسط لگ معلوم شده بود خلاصه بالاخره با کس کس اک بازی رسیدیم یه مرد اومد و تا کلبه رو تحویل بده و موقع توضیحات چشمش به خط کس زنم بود و من تو دلم قند آب میشد که کص به این خوبی رو میتونم با دیگران تقسیم کنم و این مرد تو نخشه خلاصه کلبه رو تحویل گرفتیم در رو بستم و پریدم رو سپیده لخت اش کردم و لب اش رو خوردم و دستم رو بردم رو کس اش انگشتم سر خورد توش بس که خیس بود در گوشش گفتم از کیر من برات کیر در نماید با انگشتم فرقی نداره بهم با صدای حشری گفت ولی برای من خوبه منو ارضا میکنه و من گفتم میدونم اما نمیتونم حس کاکولد ام رو سرکوب کنم اونم تو چشمام نگاه کرد و گفت کاری میکنم کیرت تو شلوار بدون دست زدن بپاشه تو شورتت و من یه آه از لذت گفتم و لباس اش رو پوشوندم هوا تاریک شده بود ما اومدیم بیرون زیاد شلوغ نبود رفتیم سمت بوفه یه پسر 17 -18 ساله پشت پشخون داشت اینستا گردی میکرد سلام که دادیم سرشو بالا آورد زنم شال افتاده بود گردش و موهای سیاه اش سفیدی گردش رو به رخ میکشید پسره یه لحظه نگاهش قفل شد ولی بعدش ما خریدهامون رو کردیم و در اومدیم بهش گفتم دوس داری بهش بدی زنم یه لبخندی زد و گفت جووون من عاشق بچه سالم منتظر شدیم تا ساعت 12:30 شب شد چون پرسیدیم بوفه شبانه روزی خیالم از باز بودن بوفه راحت بود اما نمیدوستم اون میمونه یا کس دیگه جاش میاد.

خلاصه که گفتم زنم بره و چک کنه رفت و من با کیر شق 30 دقیقه منتظر موندم داشتم دیونه میشدم بالاخره برگشت و تا رسید یه اه گفت، گفتم چی شده؟ گفت دادم بالاخره بعد 7 سال اما درست با 3 تا تلمبه ارضا شد جقی، بهش گفتم تعریف کن اونم لخت شد منو لخت کرد و بهم گفت دراز بکشم اومد رو صورتم کس رو گذاشت رو دهنم و آب پسره از کسش ریخت تو دهنم، رفت نشست رو کیرم و در حالی که بالا پایین میشد گفت رفتم تو با عشوه ازش نواربهداشتی خواستم اونم داد باهاش از همه جا حرف زدم تا به دوست دختر رسیدم و ازش پرسیدم داری؟ گفت آره گفتم حال و حول میکنی باهاش بهم گفت تا حالا کص رو از نزدیک ندیده و فقط دوس دخترش براش عکس کص اش رو میفرسته اینم جق میزنه زنمم گفته بود به پسره چند سالته و اون گفته بود 18 سالشه بهش گفتم میخوای کصمو نشونت بدم؟ اونم از خدا خواسته زبونش بند اومد و بهم گفت برو تو انبار رفتم در بوفه رو از پشت بست اومد انباری و منم لگ ام رو دادم پایین گلوش خشک شده بود دست زد گفت چقدر نرمه بهش گفتم در بیار شلوارتو کشید پایین کیرش خیلی بزرگ بود انقدر که با اینکه داشت پاره میشد اما سرش پایین بود از سنگینی زود خوابیدم رو مبل پاهامو دادم بالا هیچی نگفت اومد جلو دستش میلرزید و نمیتونست سرشو تنظیم کنه کیرشو گرفتم دستم مالیدم به کسم با ابم خیس اش کردم و سرش و گذاستم دم کص ام خوابید رم رفت توش وای مردم از لذت اما دقیقا 3 تا زد ریخت توش من از تعریف زنم ریختم تو کصی که آب پسره هنوز توش بود اما کیر من ارضاش نمیکرد چون کیر پسره جا باز کرده بود بهش گفتم برو باز بهش بده چون ارضا شده دیرترمیاد اینبار از رو بلند شد پوشید رفت منم پشتش رفتم تا ببینم میتونم جایی واسه دید زدن پیدا کنم داخل که شد پسره چشماش برق زد گفت مرسی اومدی باز دلم میخواست باز کص ات رو حس کنم زنم بهش گفت زود نریزی هااا گفت چشم خانوم هرچی شما بگی گفت ببند در مغازه رو بیا اونم مثل برق چشم میگفت مثل گنجیشک پر پر میزد برا زنم شیشه انبار رو از تو رنگ آبی زده بودن ولی یه جاش رنگ اش رفته بود و من داشتم یواشکی نگاه میکردم به پسره گفت 2 تا پتو بنداز زمین زود باش الان شوهرم بیدار میشه میبینه نیستم اونم انداخت زنم به پشت خوابید و پاشو داد بالا جمع کرد پاشو تو شکم اش از هم وا کرد به پسره گفت لیس بزن پسره عین برق پرید رو زنم و ناشیانه انگار که داره بستنی لیس میزنه کس اش رو لیس زد زنم سرشو فشار میداد به کس اش که پسره گفت تو کس ات اسپرم داری آب کیر من بود زنم بهش گفت ماله خودته دیگه نیم ساعت پیش ریختی توم اونم به لیسیدن ادامه داد بعدش پا شد شلوارشو در آورد یه کیر بزرگ و تیره رنگ با سر مثل قارچ واقعا بزرگ بود داشت بدن زنمو دید میزد سفید کلا ذاتا بی مو سینه های 80 با نوک صورتی شکم خیلی کم که وقتی به پشت میخوابید انقدر معلوم نبود که برجستگی کس سفیدش مشخص بود با گردی باسنش که چسیبده بود زمین ولی سوارخ قهوه ی کونش کنار کس سفیدش مشخص بود پسره افتاد رو زنم اما پشتش به من بود کیرشو کرد تو کص اش و من داشتم نگاه میکرد زنم داشت میلرزید و با وارد شدن کیر پسره آی آی جون آه میکرد و میگفت بکن پسرم فدات شم بکن آی آی آآآآآآآآآه اووووی جاااان پسره هم تلبه میزد پسره رو کشید رو خودش تا من مسیر تلمبه زدنشو ببینم کیرش کص شو باز کرده بود و زنم برای دومین بار با صدای آآآآیییییی آآآآآآآآآآه دوباره ارضا شد پسره هم تندتر زد و با نعره کرد تو تا ته مکس کرد و نعره زنان کمرشو خالی کرد تو رحم زنم منم با اونا بدون اینکه به کیرم دست بزنم تو شرتم ارضا شدم… زنم اومد پیشم 6 روز پیش پریودش تموم شده بود بهم گفت 5 سال بود اینجوری ارضا نشده بودم منم گفتم خوشحالم تو رو راضی میبینم بهم گفت مشکلمون حل شد دیگه لازم نیس آی وی اف کنیم بعد 5 سال تلاش کاملا طبیعی قرار بود بچه دار بشیم و مهم نبود آزمایش اسپرمم نتیجه اش صفر شده چون زنم بعد ارضای پسره انقدر منتظر موند تا تمام آب کمرش وارد رحمش بشه… و منم داشتم کص اش رو میمالیدم و کنار هم خوشحال بودیم.

نوشته: عطا

بازدید 19,378

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “تماشاگری”

  1. از طرز نوشتنت و اینقدر به سرعت برای زنت کــُـس‌کشی کردی و چرت گفتی معلومه جقی بیش نیستی. اگه زنت از 16 سالگی کون می‌داده، پس چطوری متوجه گشادی کونش نشدی؟

  2. دیسلاکخودت تنهایی میتونی لقبکسخلترین مشنگ بکن تورو بخودت اختصاص بدی😂

  3. دوست من این کاکولدی که شما الان میگی قبلاً بهش میگفتن کس کش… مبارکت باشه و نوش جون اون آقا پسر و تو چه بدبخت بودی که اون خودش کونی بوده ولی زنتو دوبار کرده و با افتخار تعریف کن … ماهم بوم‌گردی داریم خواستی بیا هم خودتو هم زنتو باهم میکنیم… کون گلابی

  4. خوب یا بد بنویسید زود توممش کنید بره چیه مثل سریالای کیری هی قسمت یک و دو کسشعر و فلان من هیچکدوم از این یک و دو سه های دنباله دار رو نگاه هم نمیکنم یه داستان تموم کنید بره دیگه حالا چه خوب یا بد یا هرچی هی دنباله دار چه کسشعریه مد شده…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید