اسم من امیرحسینه و ۲۷ سالمه. به تماشای فیلم علاقه دارم و زیاد میرم سینما و معمولا تایم هایی میرم که سینما خلوته.
همیشه دوست دارم که یه دختر با پاهاش تحقیرم کنه.
یه بار تو ظهر سینما خیلی خلوت بود و حدود بیست سی نفر تو سالن بودن و همشون ردیف های جلو نشسته بودن. من رفتم روی یکی از صندلی های عقبی نشستم. بعد دیدم یه دختر خوشگل و قد بلند اومد درست پشت سر من نشست. از روی شکل لباس و کوله پشتی که داشت حدس میزنم دانشجو بود و تازه از کلاس اومده بود.
چند دقیقه از فیلم که شروع شد دختره هر دو پاشو گذاشت روی سرم . هیچ واکنشی نشون ندادم . بعد از مدتی پاهاشو برداشت و دراز کرد به دو سمت صورتم روی صندلیم. پاهاشو دیدم که کتونی سفید پوشیده بود با جوراب صورتی. از فرصت استفاده کردم سرمو بردم چپ و راست و جفت کتونیاشو چند بار بوسیدم.
بعد از چند ثانیه پاهاشو کشید عقب و دوباره آورد جلو اما اینبار بدون کفش. با جوراباش که خیس عرق بود و بوی خیلی بدی میداد همه جای صورتمو نوازش میکرد. چند دقیقه بعد پاهاشو برد عقب و بازم آورد دو سمت صورتم. دیدم جوراباشم درآورده. محو تماشای لاک قرمز و جذابش شدم.
پاهاشو میمالوند به موهام. داشت عرق پاهاشو با موهای من خشک میکرد. بعد از چند دقیقه هر دو پاشو از دو سمت آورد جلوی صورتم و به هم قفل کرد. کاملا جلوی دیدم رو گرفته بود. بعد حس کردم یه چیزی رو سرمه که فهمیدم جوراباشو گذاشته روی سرم. پاهاشو از هم جدا کرد. صورتمو بردم سمت یکی از پاهاش و زبونمو آوردم بیرون. تا اینو دید همه جای پاشو کشید روی زبونم. زبونم میرفت لای تک تک انگشتاش و چرک و کثیفی بین انگشتاش با زبونم پاک میشد. همین کارو با پای دیگشم انجام دادم.
پاهاشو انقدر لیسیدم که کاملا تمیز شدن و دیگه هیچ بویی نمیدادن. تا آخر فیلم با استفاده از پاهاش با صورتم بازی میکرد. فیلمی که پخش میشد کمدی بود. به قسمت های خنده دار که میرسیدیم میخندید و با کف پاهاش محکم میزد پشت سرم. گاهی هر دو شصت پاشو می چسبوند به دماغم و برای نفس کشیدن مجبور بودم دهنمو باز کنم. فیلم که تموم شد میخواستم از جام بلند بشم اما یکی از پاهاشو جلوی صورتم آورد و سرمو محکم چسبوند به صندلی. فهمیدم میخواد جوراباشو از روی سرم برداره. برگشتم و بهش نگاه کردم. داشت جورابا و کتونیاشو میپوشید. آخرش یه لبخند تحقیرآمیز بهم زد و رفت.
همیشه دوست دارم که یه دختر با پاهاش تحقیرم کنه.
یه بار تو ظهر سینما خیلی خلوت بود و حدود بیست سی نفر تو سالن بودن و همشون ردیف های جلو نشسته بودن. من رفتم روی یکی از صندلی های عقبی نشستم. بعد دیدم یه دختر خوشگل و قد بلند اومد درست پشت سر من نشست. از روی شکل لباس و کوله پشتی که داشت حدس میزنم دانشجو بود و تازه از کلاس اومده بود.
چند دقیقه از فیلم که شروع شد دختره هر دو پاشو گذاشت روی سرم . هیچ واکنشی نشون ندادم . بعد از مدتی پاهاشو برداشت و دراز کرد به دو سمت صورتم روی صندلیم. پاهاشو دیدم که کتونی سفید پوشیده بود با جوراب صورتی. از فرصت استفاده کردم سرمو بردم چپ و راست و جفت کتونیاشو چند بار بوسیدم.
بعد از چند ثانیه پاهاشو کشید عقب و دوباره آورد جلو اما اینبار بدون کفش. با جوراباش که خیس عرق بود و بوی خیلی بدی میداد همه جای صورتمو نوازش میکرد. چند دقیقه بعد پاهاشو برد عقب و بازم آورد دو سمت صورتم. دیدم جوراباشم درآورده. محو تماشای لاک قرمز و جذابش شدم.
پاهاشو میمالوند به موهام. داشت عرق پاهاشو با موهای من خشک میکرد. بعد از چند دقیقه هر دو پاشو از دو سمت آورد جلوی صورتم و به هم قفل کرد. کاملا جلوی دیدم رو گرفته بود. بعد حس کردم یه چیزی رو سرمه که فهمیدم جوراباشو گذاشته روی سرم. پاهاشو از هم جدا کرد. صورتمو بردم سمت یکی از پاهاش و زبونمو آوردم بیرون. تا اینو دید همه جای پاشو کشید روی زبونم. زبونم میرفت لای تک تک انگشتاش و چرک و کثیفی بین انگشتاش با زبونم پاک میشد. همین کارو با پای دیگشم انجام دادم.
پاهاشو انقدر لیسیدم که کاملا تمیز شدن و دیگه هیچ بویی نمیدادن. تا آخر فیلم با استفاده از پاهاش با صورتم بازی میکرد. فیلمی که پخش میشد کمدی بود. به قسمت های خنده دار که میرسیدیم میخندید و با کف پاهاش محکم میزد پشت سرم. گاهی هر دو شصت پاشو می چسبوند به دماغم و برای نفس کشیدن مجبور بودم دهنمو باز کنم. فیلم که تموم شد میخواستم از جام بلند بشم اما یکی از پاهاشو جلوی صورتم آورد و سرمو محکم چسبوند به صندلی. فهمیدم میخواد جوراباشو از روی سرم برداره. برگشتم و بهش نگاه کردم. داشت جورابا و کتونیاشو میپوشید. آخرش یه لبخند تحقیرآمیز بهم زد و رفت.
نوشته: برده دختر
6 پاسخ به “تحقیر شدن در سینما توسط دختر دانشجو”
به همین سادگی به همین خوشمزگی
ریدم تو سرت بچه کونی اسسکل😂🤣
یکی به این کسخل جقی حالی کنه دخترا پاشون عرق نمی کنهعرق پا به خاطر هورمون های مردونه اس که ترشح می شه
طبق چیزایی که زر زدی طرف باید یه ۹ متر پا داشته باشه ضمن اینکه اصلا هم سینماهای ایران دوربین چک سالن ندارن و ما تو غار زندگی میکنیم و نرفتیم سینما اون همه دوربین رو ببینیم
به به
کاش به همین راحتی اتفاق بیفته. من خیلی دلم میخواد ولی هیچوقت نمیشه.