تجاوز در باشگاه فوتسال

سلام همین اول بگم که این خاطره تلخ کاملا واقعیه و خیلی دارک و ناراحت کنندست و تا الان برای کسی تعریف نکردم و اگه چیزای دارک دوست ندارید نخونید. راستش تا الان که ۲۵ سالمه دو بار بهم تجاوز شده. اولین باری که بهم تجاوز شد مال حدودا ۸ سال پیشه که ۱۷ سالم بود قدم تقریبا ۱۷۵ و وزنم تقریبا ۶۸ بود. کلا پسر خوشگل و سفید و خوش اندامی هستم با مو و ابروی پیوسته و بلند مشکی و با چشمای قهوه ای و کشیده. درسم هم همیشه خوب بود بخاطر همین همیشه هم توی فامیل و هم توی مدرسه توی مرکز توجه بودم و خلاصه اینکه خیلی‌ها بهم چشم داشتن و خیلی اوقات توی مدرسه اذیت و دستمالیم می کردند و بهم تیکه مینداختن ولی هیچوقت نشده بود که بهم دست درازی بشه و برام اتفاق بدی بیفته و خودم هم به کسی پا نمی‌دادم و به پسرای دیگه مدرسه توجهی نمی کردم چون هم یه خرده خجالتی بودم و هم اصلا از همجنس بازی خوشم نمیومد البته بدم نمیومد که با دخترا و پسرای خوشگل دیگه تجربه سکسی داشته باشم ولی دور و برم پسر و دختر دلخواهم نبود که واسه این کار بخوام باهاش باشم. ورزش رو هم خیلی دوست دارم و اکثرا پیاده روی و فوتسال بازی میکنم بخاطر همین توی تابستون رفتم کلاس فوتسال یکی از باشگاه های معروف تهران ثبت نام کنم. وقتی رفتم برای ثبت نام مربیش یک آقای حدودا سی چهل ساله بنام محمد بود که قد بلند و بدن ورزیده و ورزشکاری و تیپ و ظاهری مذهبی داشت و خیلی با شخصیت و مودب بود و اونجا با همه خیلی خوب و محترمانه رفتار می کرد. وقتی منو دید خیلی تحویلم گرفت و با حوصله ثبت نامم کرد و بهم تاکید کرد که برای کلاس حتما شورت و تیشرت و جوراب و کفش مشکی بخرم چون بقیه بچه ها لباسشون همینه و باید توی کلاس همه یکدست باشیم.
هفته بعد با کلی ذوق و شوق یک کوله و کفش ورزشی و یک دست لباس مشکی تیم رئال مادرید خریدم و برای شروع کلاس رفتم باشگاه و بعد از رختکن و پوشیدن کفش و لباس رفتم توی سالن و دیدم هر کسی هر لباس ورزشی که دوست داشت پوشیده و خیلی‌ها اصلا لباس فوتبال نپوشیده بودن. بخاطر همین خیلی تعجب کردم چون بهم تاکید کرده بود حتما فلان لباس و فلان رنگ رو بپوشم تا همه یکدست بشیم از اونجایی هم که خوشگل و سفید بودم توی اون لباس خیلی توی چشم میومدم. از همون جلسه اول مربی هوامو داشت و منو شخصا تمرین میداد.
چند هفته که گذشت توی یکی از جلسات تمرین عضلات پام دچار گرفتگی و کشیدگی شدید شد و افتادم زمین و از شدت درد نمی‌تونستم پامو تکون بدم مربی هم سریع خودش رو رسوند و پام رو بلند کرد و توی دستش گرفت و چند دقیقه از مچ تا کشاله ران رو می مالید و گوشت رانم رو می کشید تا رگها و عضلاتم باز بشه این کار رو خیلی طول داد و با دقت و نوازش خاصی انجامش میداد انگار که خوشش اومده بود من هم اون روز توی باشگاه جلوی جمع به خاطر این وضعیت و اون نوازش هاش روی پام خیلی خجالت کشیدم.
از اون جلسه به بعد نگاه های سنگین مربی رو توی کلاس بیشتر از قبل حس می کردم خیلی اوقات که فکر می کرد حواسم نیست به من و بدنم خیره می شد. ولی توجهی نمی‌کردم چون همیشه توی مدرسه و جاهای مختلف به این نوع نگاه ها و توجه ها عادت داشتم.
این هم بگم که یکی از عادتهای مربیمون این بود که موقع عوض کردن لباس میومد رختکن و به بهانه صحبت کردن و احوالپرسی و مشورت دادن همه بچه ها رو دید میزد
چندین ماه از وقتی که به این باشگاه رفته بودم گذشته بود و یک روز مربی یعنی همون محمد همه ما رو توی سالن جمع کرد و بهمون گفتش که قراره یک جام قهرمانی بین باشگاهی برگزار بشه و میخواد چند نفر از ما رو برای مسابقات انتخاب کنه بلافاصله بعد از جلسه هم بهم گفت که برم دفترش. وقتی رفتم پیشش بهم گفت که فیزیک و آمادگی جسمانی خوبی دارم و اگه روی تکنیکم بیشتر کار کنم منو توی تیم اصلی واسه مسابقات میزاره و بخاطر همین بعد از تموم شدن ساعت باشگاه باید نیم ساعت بیشتر بمونم تا بطور ویژه و اختصاصی بهم تمرین بده تا آماده بشم. من هم قبول نکردم و بهش گفتم که سال دیگه کنکور دارم و اصلا وقت مسابقات رو ندارم. اون هم بهم گفت اصلا وقتی ازت نمیگیره و هر وقت احساس کردی که به درست لطمه میخوره از مسابقات انصراف بده و یکی دیگه رو جات میزارم اصلا نگران چیزی نباش
بالاخره راضیم کرد و من ساده هم اصلا فکر نمی کردم که نقشه شومی برام داشته باشه. جلسه بعد که به کلاس رفتم و تایم باشگاه که تموم شد میخواستم برم رختکن که مربی صدام کرد و گفت امروز تمرین اضافت شروع میشه و باید بمونی و بهم گفت فلان تمرینها رو انجام بدم تا خودش برگرده
تقریبا نیم ساعتی گذشته بود و هیچ خبری از مربی نشد باشگاه هم انگار کاملا خالی شده بود و همه رفته بودند یکهو توی سکوت باشگاه شنیدم که صدای بسته و قفل شدن در باشگاه میاد و خیلی تعجب کردم و یه خرده استرس گرفتم و با خودم گفتم چرا در باشگاه رو بستند ما که هنوز اینجا هستیم.
چند دقیقه بعد دیدم مربی در حالی که لباسش که گرمکن و شلوار ورزشی بود رو عوض کرده و یه تاپ و شلوارک تنگ و چسبون ورزشی پوشیده بود به سمتم میاد بدنش هم پر از مو بود و با اون قد و وزنش مثل یه خرس گنده و پشمالو شده بود و روی بازوی راستش هم یه خالکوبی کوچیک داشت. با یه کوله و تشک بزرگ ورزشی که بهش می‌گفتیم تاتامی به سمتم اومد و تشک رو روی زمین انداخت بهم گفت که تمرین کافیه و برم روی تشک دراز بکشم چون باید عضلاتم رو ماساژ بده تا بدنم رو سرد و ریکاوری کنه تا بعداً دچار آسیب دیدگی نشم. من خیلی جا خوردم و تعجب کردم و بهش گفتم که نیازی نیست و خیلی خسته شدم و دیرم شده و میخوام لباسم رو عوض کنم و برم خونه درس بخونم
یه دفعه خشن و عصبانی شد و سرم فریاد کشید و با لحن جدی گفت خودت روی تشک دراز میکشی یا اینکه به زور بخوابونمت؟
یه دفعه تمام دنیا روی سرم خراب شد یعنی کسی که اخلاق و شخصیت خیلی خوبی داشت و باهام همیشه خوش برخورد و مودب بود یه دفعه تبدیل به یه آدم دیگه ای شده بود کاملا اخلاق و رفتارش تغییر کرده بود و لحن و واکنشش خیلی خشن و بی ادبانه شده بود. بدنم از شدت ترس سست شد و اشک توی چشمم حلقه زد و ضربان قلبم تند شده بود. می خواستم به طرف در خروجی باشگاه برم که یه سیلی خیلی محکم توی صورتم زد طوری که چشمم سیاهی رفت و افتادم زمین، منو محکم گرفت و روی تشک ورزشی انداخت و دستامو محکم توی دستهاش گرفت و سریع روی شکمم نشست به طوری که نمی‌تونستم نفس بکشم و احساس میکردم دارم خفه میشم و توی اون لحظه به زحمت بهش میگفتم آقا چیکار میکنید؟ آقا چی شده؟ آقا تو رو خدا ولم کنید نمیتونم نفس بکشم .‌‌…
وزن زیاد و بدن قوی داشت و اصلا نمی‌تونستم تکون بخورم و به زور نفس می کشیدم بهم گفت شاگرد باید به حرف مربیش گوش بده اگه پسر خوبی باشی و هر چی بگم انجام بدی باهات کاری ندارم ولی اگه صدات در بیاد و داد بزنی اینقدر میزنمت که دیگه نتونی نفس بکشی و جونت بالا بیاد. الان دیگه کسی هم نیست که صداتو بشنوه
من از بس که شوکه شده بودم فقط میلرزیدم و گریه می کردم و اصلا نمی‌تونستم حرف بزنم و به نفس نفس زدن افتاده بودم. آروم از روی شکمم بلند شد و با حرص و ولع خاصی به بدنم نگاه می کرد خیلی ذوق کرده بود و با یه حالت شیطانی میخندید انگار که دنیا رو بهش دادن با دیدن ترس و گریه من حشری تر هم شده بود کیر شق شدش از زیر شلوارکش کاملا مشخص بود یه جنون خاصی هم توی رفتارش بود. بهم گفت نترس خوشگله من خودم زن و بچه و آبرو دارم اگه پسر حرف گوش کنی باشی و مقاومت نکنی بهت آسیب نمیزنم میخوام که تو هم لذت ببری
اول کفش های ورزشیم رو درآورد و شروع کرد به مالیدن و نوازش پاهام از روی جوراب کشی و بلند ورزشی. بعدش قسمتای لخت بدنم یعنی زانوها و ران ها و دست هامو نوازش کرد و مدام از تیپ و اندامم تعریف می کرد بعدش سرش رو نزدیک شورتم کرد و صورتش رو از روی شورت ورزشی روی آلتم می مالوند بعدش سینه هامو از روی تیشرت گاز زد و چند بار ویشگون گرفت وقتی که گردن و لبهام رو میبوسید با یه حالت ترسناک و جنون آمیزی بهم گفت از همون روزی که به باشگاه اومدی منتظر همچین لحظه ای بودم خیلی وقته تو نخت هستم حالا حالاها هم نمیزارم از اینجا بری، امروز باهات خیلی کار دارم ولی نگران نباش حسابی بهت حال میدم کارمو خوب بلدم نمی‌زارم اذیت بشی
اومد که شورت ورزشیمو از پام در بیاره که محکم به شورتم چنگ زدم و با گریه التماسش کردم که باهام کاری نداشته باشه و بزاره برم اونم شورتمو ول کرد ولی با یه دستش هر دو دستامو از مچ گرفت و محکم نگه داشت و با یک دست دیگش از روی شورتم شروع به چنگ زدن و مالیدن کیرم کرد دستای بزرگ و قوی داشت اصلا نمی‌تونستم تکون بخورم و کاری کنم بعد از چند دقیقه کیر و تخمم رو از زیر شورتم درآورد و با حرص و ولع خاصی شروع به ساک زدنشون کرد انگار داره یه چیز خوشمزه میخوره و با صدای بلند ملچ ملوچ میکرد کیرمو کامل می برد داخل دهنش و همون توی دهنش میچرخوند و مدام با زبونش مثل بستنی لیسش میزد اون لحظه یه حس خیلی عجیبی پیدا کردم یعنی حس خوبی نداشتم ولی نمی‌دونم چرا کیرم یه خورده شق شد
وقتی که دید کیرم یه خورده بلند شده اومد که دوباره شورتمو پایین بکشه که یه دفعه داد کشیدم و مقاومت کردم و اون هم چند تا مشت آروم توی صورت و شکمم زد تا منو بترسونه و دستش رو روی دهنم گذاشت و کلی فحش رکیک و زشت بهم داد و گفت جنده کوچولو اگه دوباره این کارو کنی و داد و فریاد راه بندازی دستها و پاها و دهنت رو می‌بندم و حسابی پارت میکنم کسی هم نیست که بهت کمک کنه
من هم از روی ترس ساکت و بی حرکت شدم بعدش خیلی سریع تیشرت و شورت ورزشیم رو درآورد و حالا فقط یه شورت قرمز اسلیپ تنگ و یک جوراب مشکی ورزشی ساق بلند پام بود چند دقیقه فقط نوازشم کرد و بهم نگاه های شهوت آلودی می کرد آلت خودش رو از روی شلوارکش به شورتم میمالید انگار از دیدن و لمس کردن بدن سفید و بی موی من داشت نهایت لذت رو میبره و چند دقیقه کیر خودش رو از روی شلوارکش جق زد و بعدش خودش رو روی من انداخت و دستامو با دستاش محکم گرفت و نگهداشت و هی بدنش رو به بدنم میمالوند وقتی پشم و موهای دستا و پاهاش بهم می خورد خیلی حس بدی پیدا میکردم و اذیت میشدم بدنم مور مور میشد
مدام
لبها و گردنم رو می بوسید بعد از یه مدتی لباسهای خودش هم درآورد. کیرش کوتاه بود ولی خیلی کلفت و یه خورده سیاه بود. بعدش از بالا و گردن و سینه هام تا ران و زانوهام رو شروع به لیسیدن و بوسیدن کرد و دوباره از پایین و پاها تا شکم و سینه و لبهامو تکرار می‌کرد … سینه هامو طوری گاز می گرفت که انگار میخواست از جاش دربیاره مدام هم بدنمو بو میکشید و گاهی زیر لب میگفت اووووف عجب چیزی هستی … چه بوی خوبی میدی … عجب بدنی داری …
گاهی دستمو از خجالت جلوی صورتم می گرفتم ولی به زور دستامو کنار می زد و به موهام چنگ مینداخت و مجبورم می کرد که همه چی رو ببینم و چند بار هم تمام بدنم رو با ناخنهاش چنگ زد و جای انگشتاش روی بدنم موند و پوستم یه خورده سرخ شد و سوزش گرفت
گاهی کیر و تخمهای بزرگش رو به صورت و لبم میمالید یکبار کیرش رو به زور توی دهنم برد و مجبورم کرد تا براش ساک بزنم ولی وقتی دید که دارم بالا میارم بیخیالش شد و دیگه توی دهنم نزاشت گاهی هم گوش هامو گاز می گرفت و توی گوشم می‌گفت تو فقط مال خودمی … تو برده خودمی … پیشی ملوس خودمی… یا یکسری حرفهای رکیک جنسی بهم میزد و تحقیرم می کرد و می‌گفت هر طوری بخوام میگامت و هیچ غلطی نمیتونی بکنی … امروز کاری میکنم که برای همیشه دختر بشی …
بی شرف خیلی بی رحم و روانی بود و اصلا هم به التماسها و گریه هام توجهی نمی کرد و کار خودش رو انجام میداد
شورت اسلیپمو خیلی آروم درآورد و شروع به ساک زدن کیرم کرد بعدش بهم گفت که روی شکمم بخوابم ولی این کار رو نکردم بخاطر همین به زور منو روی شکم برگردوند و شروع به مالیدن باسنم کرد و گفت خوشگل ترین پسری هستی که تا حالا دیدم بدنت مثل دخترا میمونه
بعدش شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم و مدام سوراخمو میلیسید و گاز می‌گرفت و گاهی انگشتاش رو داخل فرو می کرد و می‌گفت عجب سوراخ تنگ و صورتی و خوشگلی داری معلومه که تا حالا کسی تو رو نکرده حیفه این طوری بمونه خودم طوری بازش میکنم که حسابی حالشو ببری و واسه همیشه گشاد بشه
من هم گاهی با بغض و التماس میگفتم که دیگه بسه و بزاره برم ولی به مسخره بهم می گفت حالا حالا ها باهات کار دارم بچه خوشگل … دیگه زن خودمی خوشگله… گاهی هم چند بار به باسنم ضربه می زد یا با دو تا دستاش می‌گرفت و فشارشون میداد
از توی کیف ورزشیش یه نوار چسب پهن درآورد و دستهامو از پشت باهاش بست بعدش یه پارچه نازک و بلند درآورد و دهنمو باهاش بست و بهم گفت گفته بودمت اگه پسر خوب و حرف گوش کنی نباشی دست و دهنتو می‌بندم … همینو میخواستی کونی؟
هنوز توی شوک بودم و اصلا باورم نمیشد که داره چه اتفاقی برام میفته نمی‌دونستم میخواد باهام چیکار کنه ولی بخاطر این کارش بیشتر ترسیده بودم و بدنم لرزش بیشتری گرفته بود انگار فشارم هم افتاده بود و هیچ لذتی هم نمیبردم ولی اون خیلی بی رحم و روانی و سادیسمی بود و انگار خودش از ترسیدن من بیشتر لذت می برد و همش انگار کاری میکرد که ترس و استرسم بیشتر بشه
یکهو دیدم که چیزی شبیه پلاستیک گرد و بادکنکی از توی یه بسته درآورد و روی آلتش کشید تا اون موقع نمی‌دونستم که کاندوم چیه و تا حالا از نزدیک ندیده بودم بعدش یک چیزی شبیه ژله درآورد و روی کیرش و داخل سوراخمو مالید که حسابی سوزشم گرفت
اول خیلی با حوصله و بدون هیچ عجله ای کیرشو رو روی پاها و دستها و صورت و باسنم مالید بعدش نوک آلتشو آروم آروم توی سوراخم فرو کرد ولی آلتش تو نمی‌رفت چند بار سعی کرد که داخل سوراخم کنه ولی نرفت. با اینکه دهنم بسته بود داد میزدم بخاطر همین چند بار داخل سوراخم رو ژله مالید تا باز بشه
منو از پشت محکم بغل کرد و یکهو کیرش رو خیلی سریع تا ته توی سوراخم فرو کرد طوری که چشمم سیاهی رفت و اشکم دراومد با دست راستش کیر و تخممو و با دست چپش نوک سینه هامو می مالید و فشار میداد و همزمان کیرشو توی سوراخم جلو عقب می‌برد و من فقط درد میکشیدم کونم هم تقریبا بی حس شده بود
ولی خودش از شدت لذت زوزه میکشید و نفس نفس میزد و منو محکم فشار میداد و بدنمو با دندوناش گاز میگرفت و قربون صدقم می‌رفت و ازم تعریف میکرد
بعد از یه مدتی منو به پشت روی کمر برگردند و پاهامو روی شونه هاش گذاشت و اول از همه پاهام رو از روی جوراب ورزشی بو کشید بعدش شروع به بوسیدن گردن و لب گرفتن و لیسیدن سینه هام کرد و همزمان کیرشو به کیر و تخمم میمالوند و از جلو شروع به فرو کردن توی سوراخ کونم کرد و تند تند جلو عقب می‌برد بعد یه مدت خیلی طولانی که تلمبه زد آبش در اومد ولی کاندومش رو درآورد و دوباره شروع به جق زدن و مالیدن کیر خودش کرد و مدام کیرشو به همه جای بدنم میمالوند تا اینکه دوباره آبش در اومد و همشو ریخت روی صورتم
من کاملا بی رمق و بی حال شده بودم و حالت تهوع گرفته بودم دست و دهنمو باز کرد و برای مدتی بغلم کرد و بوسید و بهم گفت اگه به کسی بگی باهات چیکار کردم کسی حرفت رو باور نمیکنه و فقط آبروی خودتو می‌بری و آیندت خراب میشه از الان به بعد هم بازیکن فیکس و اصلی تیممی واسه مسابقات
البته وقتی که دید حالم خوب نیست و داره از کونم خون میاد و دستشوییم گرفته منو بلند کرد و به زور برد حموم باشگاه و شست و تمیزم کرد کلی هم همونجا دستمالیم کرد ولی خودش هم چشمش ترسیده بود و دیگه جرات نمی کرد منو بکنه بعدش گفت که لباسم رو بپوشم و یه کیک و آبمیوه بهم داد تا بخورم و یه تاکسی تلفنی برام گرفت و رفتم خونه
وقتی رسیدم خونه خونوادم ازم پرسیدن که چی شده چرا بی حال هستی و چرا این طوری راه میری چرا صورتت سرخ و کبود شده گفتم که مسابقه سختی داشتیم و موقع تمرین خوردم زمین ولی اصلا جرات نکردم واقعیت رو بگم تا یه هفته نمی‌تونستم بشینم و درست راه برم
نمی‌دونم اون لحظات ترسناک چقدر برام طول کشید ولی خیلی طولانی بود و اون روز خیلی بهم سخت گذشت هیچ وقت فکر نمی کردم همچین اتفاقی برام بیفته
از اون روز به بعد تا یه مدت طولانی به هیچ باشگاه ورزشی نرفتم و وضع روحیم خراب شد و در سهام افت کرد و خانوادم که فکر میکردن بخاطر استرس و سنگینی درسهای کنکوره منو چند ماه می بردند پیش روانشناس یکی دو بار هم به فکر خودکشی افتاده بودم
دیگه هم علاقه ای به جنس مخالف ندارم و از اون روز به بعد فقط تمایلات گی پیدا کردم و وضع روحی و جنسیم بهم ریخته
چند ماه پیش هم توی خوابگاه دانشجویی بهم تجاوز کردند که همین باعث شد یاد خاطره اولین تجاوزم بیفتم

نوشته: شایان

بازدید 11,934

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “تجاوز در باشگاه فوتسال”

  1. چه آدمهای اشغال و عوضی پیدا میشه که راحت به خودشون اجازه بدن دست درازی بکنن و زندگی ادمهارو نابود کننداینها چجوری میخوان جوابگو باشند واقعا دردناک بود داستانتاما اینکه گرایش به گی پیدا کردی و علاقه کندی بحث دیگه است چون کسی که به داستان گی علاقه داشته باشه تا ته داستان میخونه اما من اذیت شدم برای داستان غم انگیزت

  2. با خوندن داستانت اعصابم بهم ریخت کاش دستم به اون مربی حرومزادت میرسید

  3. کاش خونواده های ایرانی یاد بگیرن همه این حرفها رو به بچه هاشون بزنن تا وقتی تو موقعیت سواستفاده قرار گرفتن بتونن طرف رو بترسون ان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید