تجاوز به مهران

سلام من مهرانم ۱۹ سالمه
خاطره ای که الان میخوام تعریف کنم مال حدود ۳ سال پیشه
۱۶ سالگی
من ی پسر ۱۶ ساله بودم با جثه کوچیک
قد حدودا ۱۷۰ سانت و لاغر
فیس ام هم میگن خیلی خوبه ولی خب از نظر خودم عادی ام
من از بچگی مثبت بزرگ شدم
طوری که حتی تا ۱۴ ۱۵ سالگی نمیدونستم پورن چیه سکس چیه
اون موقع تازه ی سال شده بود که با پورن آشنا شده بودم و پورن می‌دیدم و جق می‌زدم
ولی خب نمی‌دونستم گی چیه چون زیاد تو فاز پورن نبودم و فقط برای جق زدن سریع ی فیلم نگاه میکردم و تموم
و چون از بچگی هم کنترل شده بزرگ شدم
با اینکه قیافه و هیکلم طوری بود که شاید خیلیا بخوان دستمالیم کنن اما خب نه اینطور نبود
من دو سه ماهی بود توی ی مغازه پوشاک شاگرد بودم
صاحب مغازه ی فرد سن بالا بود که فکر کنم حدود ۶۰ سالش بود
ی روزی اومد بهم گفت من میخوام برم مسافرت و ی هفته ای نیستم
چون میدونم نمیتونی تکی مغازه رو بگردونی و هنوز اونقدر ماهر نشدی ( البته میدونستم بیشتر بخاطر اینه که بهم اعتماد نداشت دخل رو بهم بسپاره )
گفت ی نفر رو میفرستم بیاد اینجا حواسش توی این ی هفته اون جای منه
از فرداش این فرد اومد مغازه
اسمش محمد بود حدود ۳۰ سالش بود
فکر کنم بدنسازی کار میکرد چون واقعا بازو و سر شونه های ساخته شده ای داشت
روز اول همچی عادی و ریلکس جلو رفت
روز دوم من در حال جارو زدن مغازه بودم و یکم رو به جلو خم بودم چون داشتم جارو میزدم که ی دفعه دیدم محمد اومد از پشتم رد شد طوری که خودشو مالید به کونم
من نگاش کردم ولی اون عین خیالش نبود انگار خیلی عادی فقط رد شده بود
منم گفتم خب شاید حواسش نبوده اشکالی نداره
فردا هم همچی عادی بود داشتیم چایی می‌خوردیم و از مشتری خبری نبود
بهم گفت پاشو اون کون قشنگتو تنگ کن برو نیم کیلو قند بگیر بیار
یکم خجالت کشیدم چون واقعا کسی تا حالا همچین حرفی بهم نزده بود
بهم گفت چیه خجالت کشیدی ؟
گفتم نه ولی زیاد خوشایند نبود برام
خندید گفت خوشایند موشایند چه صیغه ای دیگه برو ی دو تا قند بخر بیار
رفتم از چند تا مغازه پایین تر قند گرفتم اومدم
گفت آفرین دیدی چقدر خوبه آدم کونشو تنگ کنه بره قند بگیره
باز خجالت کشیدم چیزی نگفتم
گفت چیه نکنه تنگ نیست ؟
بهش گفتم قند گرفتم دیگه ول کن مارو
گفت باشه بابا داشتم شوخی میکردم چرا جنبه نداری
جفت مون پسریم دیگه چرا دلخور میشی
من گفتم باشه اوکیه
شب شد بهم گفت شماره ات رو بده چون احتمالا فردا کار برام پیش بیاد دیر تر بیام بهت خبر بدم کی بیای
منم گفتم باشه و شماره دادم
فردا صبح دیدم پیام داد گفت کجایی گفتم خونه
گفت نیم ساعت دیگه بیا مغازه گفتم باشه
رفتم مغازه و شروع به کار کردیم
بعد از چند دقیقه رفت تو اتاق پرو و صدام زد
من فکر کردم چیزی شده توی اتاق پرو
رفتم گفتم چی شده
دستمو گرفت کشید برد تو اتاق
شروع کرد مالیدن کیرش از رو شلوار روی کونم
اومدم داد بزنم جلو دهنمو گرفت
گفت ببین من ی هفته بیشتر اینجا نیستم
داد بزنی فقط آبروی خودت می‌ره تازه کارتم از دست میدی
منم مجبور شدم ساکت بشم
چون هم زورم بهش نمی‌رسید هم ترسیدم آبروم بره
همینجوری یکی دو دقیقه از رو شلوار هی می‌مالید کیرشو به کونم بعد دیدم میخواد شلوارم رو بکشه پایین
خدا خدا میکردم نجات پیدا کنم
اول دستشو کرد تو شرتم کونمو مالید
گفت مگه کس دیگه ای از این کارا باهات می‌کنه که پشمای کونتو زدی ؟
من گفتم نه فقط چون از مو و پشم اضافه خوشم نمیاد زدم
ی جوووون محکم گفت
بعد گفت دیگه مال خودمی
تا یک دفعه صدای ی مشتری اومد
بهم گفت همینجا وایسا تا برم بیام
من همش با خودم میگفتم بدبخت شدی آبروت رفت
مشتری صدا رو شنیده
الان برای پرو لباس میخواد بیاد تو که تو رو ببینه اینجا بودی دیگه کاملا آبروت رفته
همینجوری یکی دو دقیقه با استرس فراوان اونجا بودم که انگار مشتریه کارش راه افتاد و رفت
بعد دیدم صدا میاد
صدای اینکه داره در رو قفل می‌کنه
رفت در شیشه ای مغازه رو قفل کرد و اومد سمت اتاق پرو
و دوباره شروع کرد
یدفعه دیدم رفت پایین
طوری که کونم رو بروی صورتش بود
شلوارم رو کشید پایین گفت جووون از مال دوست دخترمم سفید تره
من داشتم از ترس و استرس و ناراحتی میمردم ولی اون داشت قربونت صدقه کونم میرفت
من پورن دیده بودم که مرد ها کون خانوم ها میزارن ولی تصویری از گی نداشتم و واقعا اون لحظه ترسیده بودم
شروع کرد کونمو بوس کردن
بعد از ۳ ۴ تا بوس دیدم سوراخم داره خیس میشه
دیدم تف زده به سوراخم و میخواد انگشتش رو بکنه توش
بهم گفت خالی کردی ؟
من نمی‌دونستم یعنی چی خالی کردی
گفتم چیو خالی کردم؟
گفت کونتو دیگه خالی نکردی ؟
گفتم نه چرا باید خالی کنم
گفت خب الان که من انگشتم رو بکنم تو که دستشوییت میگیره
برام توضیح داد که باید توی دستشویی شیلنگ رو بکنم توی کونم و آب گرم رو باز کنم بزارم کونم پر بشه و بعد خالی کنم
۲ ۳ بار اینکارو بکنم اسمش میشه خالی کردن
من که فقط ترسیده بودم و فقط به فکر فرار بودم ولی خب در کل حرفاش رو فهمیدم
اون روز رو بیخیال شد و شلوارم رو کشید بالا
اون شب که رفتم خونه به خودم گفتم تا خود صاحب مغازه برنگرده من مغازه نمیرم
چون واقعا ترسیده بودم
روز چهارم رو مغازه نرفتم
دیدم شبش صاحب کارم بهم زنگ زد گفت چرا مغازه نرفتی؟
بهش گفتم ی مشکلی پیش اومد نتونستم برم
نمیدونستم چیکار کنم چی بهش بگم
گفت فردا حتما باید مغازه باشیا
منم گفتم باشه
فردا که همون روز پنجم باشه رفتم مغازه
محمده بهم نگاه کرد گفت الان فکر کردی مغازه نیای من میزارم کونت مال کس دیگه ای بشه ؟
من بهش گفتم برو بابا گول هیکلتو نخور با من درست صحبت کن
اومد جفت دستامو گرفت
گفت داد و بیداد نکن برو تو ماشین بشین تا بیام
بخوای هم داد و بیداد کنی آبروت می‌ره
اولش مقاومت کردم ولی بعدش به زور قبول کردم
رفتم تو ماشینش نشستم
دیدم کرکره مغازه رو کشید پایین اومد نشست تو ماشین
گفت ببین بلایی به سرت بیارم تا دیگه به سرت نزنه سر کار نیای
بعد از حدود یک ربع ۲۰ دقیقه رسیدیم جلو در خونش
به هزار زور منو برد بالا و درو قفل کرد
گفت برو تو دستشویی تا یادت بدم چجوری باید تخلیه کنی
برد منو دستشویی به هزار زور و درد و گریه و مقاومت شیلنگ رو کرد تو کونم و آب گرم رو باز کرد
دو بار اینکارو کرد و من دیگه کامل تخلیه شده بودم
بلندم کرد برد تو اتاق
رفت ی ژل آورد
مالید به سوراخم و داشت لباساش رو در میآورد
ی سه چهار بار سیلی محکم زد به کونم
گفت وقتی میگم من باید افتتاحش کنم واسه من فاز تنگا رو در نیار منو بپیچونی سرکار نیای
هرچی من میگم باید بگی چشم
بگو چشم وگرنه میزنم در کونت دوباره
منم گفتم چشم
کیرش رو گذاشت دم سوراخم یکم فشار داد اما نمی‌رفت تو
با اینکه ژل هم زده بود اما من تا حالا کون نداده بودم و کونم کیپ کیپ بود
بلند شد از روم رفت پشتم
انگشتش رو کرد تو کونم
دردم گرفت رفتم جلو انگشتش اومد بیرون
دوباره انگشتش رو کرد تو و من خود به خود رفتم جلو چون واقعا درد داشت
بهم گفت کاری نکن ببندمت به تخت
منم از ترس دیگه تموم نخوردم
انگشتش رو کرد تو و عقب جلو میکرد و بعد از چند بار عقب جلو کردن دردم کمتر میشد
بعد از دو سه دقیقه دیدم یکدفعه دردم بیشتر شد
فهمیدم ۲ تا انگشت کرده تو و داره عقب جلو میکنه
خیلی درد داشت و واقعا اذیت بودم و فقط دلم میخواست از اون وضعیت نجات پیدا کنم
همینجوری ادامه داد تا ۲ ۳ دقیقه تا دردم کمتر شد
بعد بلند شد و دوباره یکم زل زد و دوباره اومد روم
کیرش رو با سوراخم فیکس کرد و یکم زور داد اما باز نمی‌رفت
کیرش زیاد بزرگ نبود
شاید ۱۲ ۱۳ سانت بود و کلفتیش هم ۳ سانت ولی من واقعا تنگ تر از این حرفا بودم و واقعا برام دردناک بود
دوباره تلاش کرد و فشار رو بیشتر کرد که ی دفعه ی داد غیر ارادی زدم
دست خودم نبود
چون یکم از کیرش رفته بود تو کونم و من از شدت درد جیغ کشیدم
با دستش جلو دهنم رو گرفت گفت داد نزن حیوون
کاریت ندارم ک
همون‌جوری یکی دو دقیقه که سرش توی کونم بود صبر کرد تا یکم جا باز کنه
بعد فهمیدم قصد داره تلمبه بزنه
چون یواش یواش داشت عقب جلو میکرد
التماس میکردم میگفتم نکن خیلی درد داره اما گوش نمیکرد
همینجوری ثانیه ها می‌گذشت می‌گذشت و من هی در حال التماس برای اینکه تمومش کنه که ی دفعه به خودم اومدم دیدم کل کیرش تو کونمه و دردش داشت دیوونه ام میکرد
داشت یواش از دردم کم میشد تا اینکه شروع کرد به تلمبه زدن
آروم میکشید عقب میداد تو
که اینجا بود که یکم بهم حس لذت داد
یکم خوشم اومده بود اما هنوز به قدری درد داشتم که به لذتش غلبه میکرد
دیدم التماس بی فایده اس و رسما دیگه خودمو رها کردم
اونم یواش یواش تند تر میکرد
منم به خودم اومدم دیدم دارم حال میکنم
انگار دردش برام لذت بخش شده
یدفعه دیدم پشتم خیلی گرمه
اولش فکر کردم آبش اومده ولی ندیدم عکس العملش خاصی داشته باشه که آبش اومده باشه
نمی‌دونستم قضیه چیه و فقط کونم می‌سوخت و لذت داشت برام
تا اینکه یکدفعه دیدم داره محکم میشه تلمبه هاش
طوری که واقعا دردش دیوونه وار بود ولی لذتش هم کم نبود
بعد از ۵ ۶ تا تلمبه محکم دیدم ی آهی کشید و کیرش انگار داشت تو کونم نبض میزد
فهمیدم آبش اومد
این قسمت نبض زدن کیرش خیلی برام لذت بخش بود همون‌جوری ۱ دقیقه بی حرکت روم موند و بعد بلند شد بغل من دراز کشید
من واقعا کونم می‌سوخت و همچنان درد داشتم ولی خیلی کیف کردم
ی دفعه برگشتم دیدم کیرش قرمز شده
دست زدم به کونم دیدم اون گرمایی که حس کردم بخاطر خون بوده
کونم خون ریزی کرده بود
خواستم پاشم برم خون رو بشورم از تو کونم که دیدم انقدر که درد دارم نمیتونم پاشم
با هزار تا زحمت و درد و کون پارگی
خودمو رسوندم دستشویی
اصلا نمیتونستم به کونم دست بزنم چون درد داشت شدید و از تو خیلی میسوخت
آب گرم گرفتم رو کونم تا خون و آب کیرش از کونم بره و تمیز بشه
بعد که کارمو کردم اومدم بیرون میدونستم باید فرار کنم تا دوباره به سرش نزده کونمو جر بده ولی واقعا نمی‌دونستم راه برم
سوزش خیلی زیادی داشتم
ی ربع ۲۰ دقیقه ای جلوی در دستشویی دراز کشیدم تا دردم کم بشه
بعد بلند شدم همچنان درد داشتم اما چاره ای نبود و باید فرار میکردم
لباس هامو پوشیدم و زدم بیرون و ۲ روزی سر کار نرفتم
به صاحب کارم زنگ زده بود باز گفت این پسره سرکار نیومده
منم به صاحب کارم گفتم ی مشکل خانوادگی پیش اومده ی دو روزی درگیرم
اونم گفت مشکلی نداره
۲ روز مغازه نرفتم تا موقعی که خودش اومد و دوباره رفتم سرکار و از استرس اینکه یکی بخواد کونم بزاره در امان بودم

نوشته: مهران

بازدید 17,654

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “تجاوز به مهران”

  1. خب این داستانمونم به خوشی و پارگی ختم شد و الحمدالله الان دیگه این طفل کونیمونم کون در امانه ! 😂

  2. خب دیوونه این مشکل خانوادگی دارمو اول هفته بهش میگفتی ؛الان کو …ت هم سر جاش بود.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید