بیوه‌ی سرراهی حشری

**سلام اسمم امیره 25 سالمه این داستان مربوط به 2 سال پیشه وقتی توی ساندویچی ساعت کاریم تموم شد گفتم تو که پا برم ماشینمو گاز بزنم فردا مجبور نشم برم توی صف گاز وایسم معمولا روزا شلوغه صرف نمیکنه نیم ساعت بمونی تا نوبتت بشه سرتون درد نیارم رسیدم تو صف داشتم ماشینمو گاز میکردم پمپ چی گفت یه زن اون طرف وایساده عجیبه این موقع شب یه زن اونور بلوار وایسه یا اصلا بخواد این موقع شب بیرون بمونه اونم ساعت 3 شب خلاصه سریع دور برگردون رفتم اون سمت خیابون دیدم 500 متر جلوتر یه خانم داره راه میره گفتم بیا بالا برسونمت این موقع شب خطر داره اولش گفت نه خودم میرم گفتم بیا خانوم اذیت میشی تا بخوای برسی سر ميدون گفت باشه خلاصه بعد از کلی اصرار در عقب باز کرد نشست توی ماشین از تو اینه فهمیدم حالش خوب نیست داره گریه میکنه گفتم کجا میری گفت میرم حسین آباد منم فهمیدم تا اونجا کلی راهه دلم نیومد وسط راه پیادش کنم بالاخره دهن باز کرد گفت خونه دوستم بودم عرق خوردیم یهو باباش اومد مارو دید گفت از خونه من برو بیرون دختره بی کس کار! منم رفتم بعد نشست داستان زندگیشو تعریف شوهرم 5 سال پیش فوت کرد منو با یه بچه تنها گذاشت پدرشوهرم بچه منو گرفته نمیده گفته از خونه من برو بعد از کلی حرف زدن گفت چند سالته سرم برگردوندم عقب گفتم چقد میخوره گفت 30 سال تو دلم گفتم اشتباه حدس زدی 23 سالمه هرچند قیافم سنمو بیشتر نشون میده به نشونه تایید گفتم آفرین چقدر زرنگی تو، حالا تو بگو ببینم چند سالته گفت 28 اسمشم فاطمه بود … خلاصه کلی دردودل کردیم تا اینکه رسوندمش گفت ی لحظه میمونی من برم برگردم گفت چرا مگه اینجا خونتون نیست گفت نه اینجا خونه خواهرمه شاید خواب باشن رفت بیرون یه نگاهی انداخت برگشت موقه برگشت داشت شالشو درست میکرد بین نور سینه هاشو دیدم به بزرگی سایز 85 بود یا بیشتر دیدم نشست گفت میرم تو پارک میخوابم تا صبح بشه گفتم چرا پارک بمونی تو همین ماشین من بخواب بخاری برات روشن میکنم راحت بخوابی گفت مزاحمت نمیشم گفتم چه مزاحمتی تا اینجا اومدی تا صبح هم چیزی نمونده خلاصه از جاده حسین اباد رفتم اصلی چون منطقه روستایی بود تا حومه شهر فاصله ای نداشت منم نزدیکای حومه شهر پارک کردم گفت امیر اگه اذیت میشی میخوای بیای عقب من برم جلو بخوابم تا اذیت نشی گفتم فداتشم چه اذیتی بیا کنار جلو روی صندلی شاگرد بخواب صندلی خم کن راحت بخوابی گفت باشه اومد صندلی داد پایین دراز کشید دیدم دستشو گذاشت روی پام یه لحظه استرس منو گرفت نمیدونستم چکار کنم فقط منم دستمو گذاشتم روی دستش دیدم گفت مرسی که مراقبمی منم گفتم فداتشم کاری نکردم که دیدم بلند شد لبشو گذاشت روی لبام دیوونه وار داره لبامو میخوره منم که زده بودم بالا دستمو گذاشتم پشت سرش دور کمرشو گرفتم اینقد لبای سرخشو بوسیدم چشمام رفت توی هم مانتوشو در اوردم تیشرتشو کندم شروع کردم به خوردن سینه های سفید نازش اونقدری بزرگ بود توی دهنم جا نمیشد میک میزدم نوک سینشو گاز میگرفتم با صدای بلند ناله میکرد منو بیشتر روانی حشری تر میکرد گفتم بریم عقب روی صندلی عقب دراز کشید شلوارمو در اوردم شلوار اونو هم کندم کصش سفید بی مو بود لامصب وازلین برداشتم دستمو از بین چاک کون گندش بردم بین واژنش خوب چربش کردم کیرم در اوردم اول بین رونش کشیدم که کیرم خوب چرب بشه بعد اروم گذاشتم روی کصش فشار دادم تو گفت تا کیرت نخوابیده منو جر بده امیر گفتم تو جون بخوا فاطمه از پشت موهاشو گرفتم با یه دست دیگم سوراخ کونشو فشار میدادم گفت پهلوهامو فشار بده کونشو ول کردم رفتم سمت پهلوهاش سفت فشار میدادم تا جایی که میگفت اخ بزن منو جر بده بزن تند سریع بزن امیر دلم درد میخواد زیر گلوشو گرفتم اوردمش بالا گوشاشو لیس گاز میزدم ابم یهو اومد ریختم توش جفتمون از حال رفتیم تو روی کمرش پس افتادم بدنمون خیس بود بین موهاش خوابیدم جفتمون تا دو ساعت پس افتادیم دیگه توان بلند شدن نداشتیم بلند رسوندم خونه خواهرش گفت شمارتو بهم میدی گفتم چرا که نه شمارمو دادم یه وقتایی بهم زنگ زد دوتایی میرفتیم تو خونه خرابه بیرون از شهر حسابی باهم سکس میکردیم

نوشته: امیر

بازدید 7,627

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

16 پاسخ به “بیوه‌ی سرراهی حشری”

  1. دقت کردید هیچ کسی از کاندوم استفاده نمیکنه؟!با چه جراتی بدون کاندوم با یه غریبه سکس می‌کنید؟

  2. اولا نشناخته نگفتی شاید بیمار باشه حالا این به کنار خب میتونستی بری یک شبه ویلا اجاره کنی هزار جا مکان هست که میتوانی بروی برای خودت جا بگیری نه اینکه بروید خونه خرابه . شما دیگه گندش و درآوردید اینطوری . من شده توی سیزده بدر داخل کوه جلوی مردم رفتیم پشت تخته سنگ همین تهران و میگم راحت کردمش دوست دخترم و یا رفته بودیم شمال داخل پارک جنگلی زنه رو مخش و زدم بچه برادرش و داشت مراقبت می‌کرد سپرد به زن داداشش و خودش آمد بیوه بود رفتیم داخل آلاچیق که اجاره کرده بودم زدم زمین از این جور موارد زیاد بود اما خونه خرابه یا داخل ماشین نمیشه پدر آدم درمیاد نوش جونت بهر حال اما زندگی خاطره هست همش

  3. جفت تون کارتون خواب بودین که بزرگترین سقف آرزوتون داشتن یه ماشین بوده که هم باهاش کار کنین هم جا خوابتون باشهولی تو رویاهات یه اشتباه داشتی ، گریس رو جای وازلین زدی به دیفرانسیل زنه

  4. لاشیییی جقی وازلین از کجا اوردی . . به ی ساعت نشده شناختت .و بهت داد . توهم بدون کاندوم کردیش و دختره هم خوشحال . مادر ذهن جقیتو گایدم ادامه فوش نفر بعدی

  5. به کصش وازلین زدی به کنار، چراپمپی باید به توبگه یه زن فلان جا وایساده؟

  6. دوستان اسمش امیر هست وازلین هم دم دستش. حتما ماشینت هم 206 هست دیگه بقیه اش هم خودتون میدونید دیگه امیرا…

  7. اونجا که نوشتی اخ بزن منو جر بده بزن تند سریع امیر بزن دلم درد میخواد خیلی خندیدم دمت گرم

  8. تو نمیدونستی اون زن هم نمیدونه وازلین عفونت واژن میاره براشدوستان اگه یه روزی واقعا کس گیرتون اومد خواستید بکنیدهیچی نمیخواد بمالید تو حالت طبیعی مگه اینکه اون خانم از بیماری خشکی واژن رنج ببره که خیلی خیلی درصدش کمه وگرنه خانمها با یه پیش نوازی کسشون خیس میشه و آماده رابطه اگر هم خانمی خشکی واژن داشت ژل لویبرکانت بر پایه آب باید استفاده کنید حتی آب دهن هم میتونه عفونت واژن بیاره

  9. آخ کی با وازلین کص نیکنهوازلین مال گائیدن کون خالی بندایی مثل توئه کونیه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید