بچه خوشگل کلاس


طبیعت یا خداوند این جوری خواستند که من نسبت به پسر های دیگه ظاهری دخترونه تر با پوست سفید و اندام بسیار ظریف داشته باشم. تا قبل از این که به نزدیکی های سن بلوغ برسم راستش مشکلی با این ظاهرم نداشتم. اما حدود سیزده چهارده سالگی من بود که سال اول دبیرستان مجبور شدم به خاطر وضع بد مالی پدرم برای اولین بار برم مدرسه دولتی. بله از اینجا بود که این ظاهر دخترونه و ظریف من با موهایی به رنگ روشن بهانه ای برای اذیت و آزار های روزانه شدند. لات های کلاس که چند سالی از من بزرگ تر بودند و پشت سر هم رفوزه شده بودند و علاقه ای به درس خوندن نداشتند و فقط در پی پیدا کردن بهانه برای اذیت بچه های ضعیف تر بودند اسم من رو گذاشته بودند خوشگله. اولش نمیدونستم چرا باید به من چنین اسمی بدهند. راستش تو باغ نبودم و از سکس و این جور چیز ها هیچ اطلاعی نداشتم. اما گاهی می دیدم که توی صف یا جاهای شلوغ اون بچه های بزرگتر بی ادب خودشون رو به من می مالوندن و گاهی حس می کردم توی اون شلوغی که کسی به کسی نبود یکی درست انگشتش رو سعی می کرد در سوراخ باسن من فرو کنه.

چند هفته که این کارها ادامه داشت با یک پسر خیلی مودب که تا حدی ظاهرش مثل من دخترونه بود و چند کلاس بالاتر بود آشنا شدم. یواش یواش به من گفت که باید مواظب خودم باشم. راستش اول خیلی روشن توضیح نمی داد و من منظورش رو نمی فهمیدم تا این که یک روز وقتی دید من خنگم و هنوز بالغ نشدم و از سکس خبر ندارم داستان پسر های پر رو و رذل دبیرستان رو تعریف کرد که چطور با همدستی فراش بچه های خوشگل و خوش تیپ رو یواش یواش از راه به در میکنن و می برن توی توالت هایی که زیر ساختمون مدرسه بودند و با اون پسر های خوشگل کار های بدبد میکنند. به اون پسر با محبت با تعجب گفتم اسم من رو هم گذاشتند بچه خوشگل و دائم به تن و بدن من ور میرن. آخه چرا؟ بعد از این که باز منو کمی نصیحت کرد که بیشتر مواظب خودم باشم قرار شد فردا برای من کتابی بیاره که با خوندن اون چیزهایی دستگیرم بشه. فردای آن روز یک کتاب پاره پوره آورد یواشکی داد من ببرم خونه بخونم. تازه با خوندن اون کتاب که رازهای جنسی رو توضیح داده بود یواش یواش متوجه ماجرا شدم. من خوشگل بودم؟ مثل دخترا بودم؟ مجبور شدم وقتی تنها هستم برم جلوی آینه قدی و اندام برهنه خودم رو تماشا کنم. یواش یواش دوزاری من افتاد. آره من خیلی شبیه دخترها بودم و با اون پسرهای زشت بد ترکیب خیلی فرق داشتم. بعد متوجه شدم که وقتی در این افکار هستم و بدن برهنه خودم رو توی آینه قدی تماشا می کنم دولم سیخ میشه. یک روز انقدر حشری شده بودم که ناخوداگاه خودم رو انداختم روی یک متکا و هی تنم رو و دولم رو می مالیدم به اون متکا و هی دولم سیخ تر و سیخ تر میشد و یواش یواش یک احساس جدید و بسیار گوارا در من می جوشید و میامد بالا. در همین ضمن هم مرتب یاد اسمی که برای من گذاشته بودند می افتادم. بچه خوشگل و این که ممکن بود منو ببرن توی توالت و بعد با من کارهای بدبد بکنند. این افکار منو بیشتر تحریک می کردند و حرکات مالوندن من به متکا شدید تر می شد تا این که یک مرتبه یک حالت خیلی خیلی بخصوص که برای اولین بار تجربه می کردم در من ایجاد شد و برای چند ثانیه انگار در آسمان ها سیر می کردم. وقتی بلند شدم دیدم متکا خیس شده و تازه فهمیدم که من دیگه فرد بالغ به حساب میام.

ما جرا رو خلاصه کنم. بعد از اون واقعن از این که منو بچه خوشگل صدا میزدن کیف می کردم و خودشون هم فهمیدن من تقریبن آماده بردن به توالت زیر زمین هستم. ضمنن از اون پسر خوبی که منو نصیحت کرده بود هم دوری می کردم. واقعن دلم میخواست به من بگن بچه خوشگل و با من کار های بدبد بکنند.

و بالاخره … روزش رسید. چند نفری منو دوره کردن و هی بچه خوشگل بچه خوشگل می گفتند و من هم غرق لذت شده بودم و یک وقت دیدم ما چهار نفری در توالت های زیر زمین هستیم. قلبم مثل مسلسل تند تند میزد و ترس برم داشته بود و نوعی لذت خفیف سکسی رو در تمام بدنم و در دودول و سوراخ کونم حس می کردم. بعد یکی شون اول شلوار منو کشید پائین واز پشت انگشتش رو کرد لای لمبرهای من و گذاشت روی سوراخ باسنم و یواش فشار داد داخل و در همین ضمن دولم یک مرتبه سیخ شد و بعد هر سه اونها زدن زیر خنده. گفتن خودشه اینم یک بچه کونی بیشتر نیست. به همدیگه تبریک گفتند و از اون روز من شدم بچه کونی اونها. بقیه داستان رو خودتون حدس بزنین. شاید بعد براتون تعریف کردم.

نوشته: نویسنده خجالتی

بازدید 5,719

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “بچه خوشگل کلاس”

  1. جراحی موفق پیوند قلب انجام دادن مگه کسکش‌پدر که به هم تبریک گفتن؟! الان صرفا اومدی بگی کونی هستی و بری؟! این اعلان عمومی تو رو چه بکنیم آخه قرمساق؟! ای کیر بابای مدرسه تو نافت؛ کیر وزیر آموزش و پرورش تو حلقومت؛ این چه کسشعری بود که من خوندم حمال؟!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید