به دنبال خواهر

سلام دوستان عزیزم. این داستان قسمت دوم داستان بازی پر برکت هست که به اسم “به دنبال خواهر ” تقدیم شما میشه…
تشویق های شما باعث نوشتن ادامه ماجرا خواهد شد.
یهو دیدم نگار هراسان تو چارچوب در ایستاده و داره با دستش تند تند به من اشاره میکنه که بلند بشم.
از لب خونی و اشاره هایی که میکرد فهمیدم پدر و مادرم برگشتن. بوی عطر هم همینو ثابت میکرد.سریع درب اتاقمو بست و رفت. آیدا که هنوز دمر روی تخت خوابم خوابیده بود و چشم های خمارش نشون میداد همچنان تو لذت دادن کونش غرقه، با بسته شدن درب اتاق یهو به خودش اومد. سریع بلند شد و تو حالت داگی به درب اتاق نگاه کرد.بلافاصله براش توضیح دادم که چی شده. اول درب اتاقمو قفل کردم بعد مثل آیدا سریع لباس پوشیدم. ازش خواستم پشت تخت خوابم دراز بکشه تا در اولین فرصت به اتاق نگار بره. بعد از پوشیدن لباس درب اتاقمو باز کردمو بیرون رفتم. مادرم دستشویی بود. مثل اینکه تا اومده بود رفته بود دستشویی. از پدرم هنوز خبری نبود. حدس میزدم داره ماشین رو تو حیاط پارک میکنه. سریع آیدا رو به اتاق نگار فرستادم. وقتی خیالم راحت شد لو نرفتیم به اتاقم برگشتمو سر و صورتمو مرتب کردم.
همه چیز اون روز برای من به خیر گذشت. اما لذت کردن کون آیدا تا آخر شب با من بود و هر بار به کردنش فکر میکردم کیرم سیخ میشد. بدبختی موبایل نداشت که باهاش در ارتباط باشم.اون شب نگار اصلا سر میز شام نیومد. نمیدونم شاید از اینکه کس و کون و سینه های لختشو دیدم خجالت می کشید. از طرف دیگه دیده بود آیدا رو کردم. تا شب هم با من صحبت نکرده بود. اصلا تصمیم نداشتم اجازه بدم تنور این ماجرا سرد بشه. تا ماجرا جدید و تازه بود باید شرایط رو برای کردن نگار هم فراهم میکردم. مطمئن بودم با دوری از من و حرف نزدنش قصد داره سریع همه چی رو عادی و طبیعی کنه.
تا شب مهرداد هم با زنگ زدن مداومش دهن منو سرویس کرده بود.آمار میگرفت و میگفت تونستم بکنم یا نه… عرضه داشتم یا نه. خایه داشتم یا نه… منم حقیقت رو گفتم که آیدا رو کردم. گیر شدید داده بود که فیلم رو توی تلگرام براش بفرستم تا بتونه اون هم مثل من آیدا رو بکنه. اما من قبول نمی کردم و بودن نگار تو فیلم رو بهونه قرار داده بودم. مهرداد حسابی شاکی شده بود. میگفت تو که غیرتی نبودی… تازه دختر دایی منو هم کردی. حرفای قبلیت یادته؟داستان بی غیرتی می خوندی؟ یادته میگفتی من ازدواج کنم میذارم زنم دوست پسر بگیره؟ یادته میگفتی دوست دارم زنمو وقتی ازدواج کنم بکنن و من یواشکی نگاه کنم؟ خوب الان چیزی تغییر نکرده زنت باشه یا خواهرت چه فرقی داره؟ تو که خوشت میاد کنار وایسا بذار دیگران از ناموست استفاده کنن.
مهرداد وقتی این حرف ها رو می زد جوری از رک بودنش شوکه شدم که تلفن رو قطع کردم.
سرم از حرفاش درد گرفته بود. تمام حرف هایی که میزد درست بود. اشتباه بزرگی کرده بودم که تمام تمایلات و گرایشات خودمو به خیال اینکه حالا حالاها ازدواج نمیکنم به مهرداد گفته بودم.
به کیرم دست زدم که وقتی مهرداد اون حرف ها رو میزد حسابی شق کرده بود. واقعیتش من نسبت به نگار هم مثل همسر آینده ام بی غیرت بودم ؛ منتهی چون خواهر داشتم ولی زن نداشتم خیلی راحت با مهرداد در مورد بی غیرتی روی زن آینده ام حرف زده بودم. فکر میکردم تا زمان ازدواجم مهرداد دیگه دوست من نیست. اما با اتفاقی که اون روز تو اتاق نگار افتاد، همه چیز در زمان فعلی اتفاق افتاده بود. یک نوعی از هیجان داشت تو دلم لحظه به لحظه قوی تر میشد. همون دلهره و هیجان بی غیرتی… انگاری یکی بیخ گوشم میگفت منتظر چی هستی؟ قبلا فقط حسشو داشتی از الان میتونی عمل کنی و هیجان و شهوت ناشی از بی غیرتی رو با عمل کردن چند برابر کنی…
با توجه به اتفاقی که جلوی من و مهرداد تو اتاق نگار افتاده بود راه سختی برای تجربه یک بی غیرتی تمام عیار در مورد نگار وجود نداشت. مهرداد بدن لخت نگار رو دیده بود. فیلم آتو هم که وجود داشت. میدونست منم تمایلات بی غیرتی دارم. شک نداشتم بعد از آیدا درخواست کردن نگار رو میده…
بعد از شام دیگه از نگار حرصم گرفته بود که میخواد با ظاهر نشدن جلوی من وقت کشی کنه. به همین دلیل تصمیم گرفته بودم با حرف های رک و پوست کنده اول حرمت و حیا بین خودمون رو از بین ببرم و بعد یواش یواش با اقدام فیزیکی به کوس و کونش برسم. فیلم لخت بودنش با آیدا آخرین گزینه و برگ برنده من در صورت مقاومت کردن و ندادن کونش به من بود. رفتم درب اتاقشو باز کردمو گفتم: چند دقیقه دیگه تلگرامتو چک کن. بعد هم رفتم تو اتاق خودم… تو تلگرام براش نوشتم. مرسی که خبر دادی مامان و بابا اومدن وگرنه آبروریزی عجیبی میشد. هنوز انلاین نشده بود دوباره نوشتم” این آیدای بدبخت لزبین نبود که تا کمی مالیدمش سریع خوابید… دوست دارم زمانش که رسید تو هم با رضایت خودت سریعتر از آیدا بخوابی… چون بعد از دیدن کون لختت دیگه نمیتونم بیخیالت بشم. این رو هم بدون که دو سه ساله تو کف کونت هستم هر روز با حسرت لرزیدن شو تو شلوارت نگاه میکردم اما تو خبر نداشتی”
بدنت، خوشگلیت، کوس و از همه مهمتر کونت داغونم کرده… داشتم همینطور می نوشتم که دیدم آنلاین شده برام نوشت”کثافت من خواهرتم. میفهمی؟”
جواب دادم#34; کدوم خری گفته من نمی تونم دنبال کون خواهرم باشم؟پسرای دیگه کیر دارن خوب منم دارم. در ضمن وقتی تو هم مثل آیدا رو تخت لخت بودی معنیش اینه تو هم دلت کیر میخواد برای من جا نماز آب نکش…منتظر جوابش نشدمو گفتم مطمئن باش قبل از پسرای دیگه خودم پلمپ کونتو باز میکنم.
همچنان داشتم با نگار چت میکردم و حسابی از استایل فوق العاده کونش تعریف میکردم تا خوشش بیاد که دیدم مهرداد آنلاین شد و بلافاصله هم به من پیام داد که فیلم رو براش بفرستم. دوباره هیجانات و شهوت ناشی از بی غیرتی اومد سراغم. اصلا به آینده و اینکه مهرداد فعلا بچه محلمون حساب میشه و ممکنه آبروریزی کنه فکر نمیکردم. هنوز نمیدونستم هدف مهرداد از خواستن این فیلم دیدن دختر دایی خودشه یا دیدن بدن لخت خواهر من. برای اینکه بفهمم هدفش چیه فیلم رو تو گوشی خودم پخش کردم. بماند که یک بار هم دست به کیر شدم و کمرمو دوباره خالی کردم. فیلم رو تو گوشیم زوم کردم تا فقط بدن لخت آیدا تو صفحه گوشیم باشه. چند تا عکس از صفحه گوشیم گرفتمو برای مهرداد فرستادمو زیرش نوشتم من فیلم رو نمیدم ولی عکس های دختر داییت رو برات فرستادم. اگه هم میخوای فیلم رو ببینی میارم تو گوشی خودم ببین.
از فردای اون روز به دور از چشمهای مادر گرام و محترمه که چنین کس و کون نابی رو در دامن خود پرورش داده بود خیلی علنی و کیری طوریکه که خود نگار هم بفهمه به کون نازش نگاه میکردم. یه هیجان کیری و شهوت عجیبی داره وقتی خواهری بفهمه برادرش دنبال کونش هست. در این صورت واکنش های اون خواهر کون طلا این هیجان رو چند برابر میکنه؛ مثل نگار که وقتی داخل آشپزخونه کار می کرد سعی میکرد کارهاش رو روی اوپن انجام بده تا کونش سمت من بیچاره نباشه. یا دیگه روی مبل دمر نمی خوابید. دیگه جلوی من جارو برقی نمی کشید. تمام تلاشش این بود کونشو از من پنهان کنه. ای لعنت بهت نگار…
تا عصری با این کارهاش اعصاب منو خورد کرده بود طوری که وقتی دیدم مادرم جلوی تلویزیون خوابش برده و نگار هم تو آشپزخونه مشغول درست کردن شام هست به بهانه خوردن آب منم رفتم اونجا کنار نگار ایستادمو و آروم گفتم: من که دوسش دارم نمیدونم تو چرا از من دریغش می کنی . با اون اتفاق تابلو هست که تو و آیدا دوست دارین بدین. آیدا که راحت شلوارش پایین اومد و داد. نمیدونم تو چرا مقاومت میکنی یا امشب داوطلبانه شلوارتو تو اتاقت واسه من میکشی پایین یا مجبورت میکنم بکشی پایین…اگه اوکی میداد نصف شب به اتاقش می رفتم همونجا در جا میکردمش اما جای جواب دادن آروم زمزمه کرد زر زیادی نزدن گمشو بیرون از اینجا… جوابشو ندادم. آب که خوردم برگشتم سمتش چهار انگشتمو چنان لای کونش کردم که چند لحظه نوک انگشتام سوراخ کونشو از روی شلوارش پیدا کرد و برجستگی نرم دو طرف کونش کل کف دستمو پر کرد. آخی از روی لذت کشید مو به سرعت از آشپزخونه خارج شدم. هنوز کاملا از آشپزخونه بیرون نرفته بودم که احساس کردم چیزی به پیراهنم پاشید. تو پذیرایی بودم که فهمیدم رنگ غذایی که تو استکان و روی اوپن بوده به من پاشیده. لبامو به نشانه “جوووون” براش غنچه کردم. با دویدن من بیرون آشپزخونه مادرم بیدار شد. بلند شد نشست و گفت باز شما دوتا مثل سگ و گربه به هم پریدین؟ دیگه نمیشد به صورت فیزیکی باهاش کاری کرد و حرفی زد. گوشی موبایل نگار روی اوپن بود. منم رفتم گوشیمو آوردمو الکی گفتم می خوام برات تو تلگرام یه کلیپ بفرستم بعدا ببین.
بعد تو تلگرام براش نوشتم.
” من مثل برادر آیدا نیستم که خودم برم با دخترای مردم کلی حال کنم و بزنم زمین بعد بیام واسه خواهرم هرکی از یک کیلومتریش رد بشه یقه اش رو بگیرم. نتیجه کار برادر آیدا چی شد؟ هر کاری کرد نتونست جلوی کرده شدن خواهرشو بگیره. مطمئن هستم علاوه بر من امروز یا فردا مهرداد هم لنگای دختر داییشو میده بالا…
در ضمن آیدا مثل تو خوشگل نبود ولی کرده شد وای به حال تو که خوشگلی، خوش هیکلی طبیعیه که پسرها تو حسرتت یا تو کف، یا دنبالت، یا الاف، یا دنبال شماره دادن، یا دنبال مالیدنت، یا کردنت باشن. برعکس داداش آیدا وقتی من ببینم کسی دنبالت هست یا الاف تو شده دچار هیجان میشم…
اگه دیروز جای من مثلا برادر آیدا خواهرشو اونطوری لخت دیده بود در جا خواهرشو میکشت.
من دقیقا نقطه مقابل داداش آیدا هستم. اصلا هم برام مهم نیست که دیروز مهرداد بدن کاملا لختت رو دیده. چرا؟ چون دو سال پیش هم که تو عروسی با اون شلوار تنگ و کوتاه جلوی دختر پسرهای فامیل و غریبه رقصیدی. قشنگ نگاه حسرت وار و شهوت آلود پسرها به بدن و کونتو می دیدم و از تو کف بودن آنها دچار هیجان میشدم.
تو آخر حرفام نوشتم ببین من دیروز با دیدن کونت فراموش کردم داداشتم وای به حال مهرداد که یک غریبه هست.
مطمئن هستم مهرداد از این به بعد دیگه ول کن تو نیست. به خصوص که از دیروز هم فهمیده که روی تو تعصبی ندارم…”
راستی خیلی دوست داشتم دیروز اونی که خیار می رفت تو کونش تو بودی… یا حداقل وقتی تو اتاقتو نگاه کردم تو رو در حال دادن به یه پسر می دیدم.
تمام این حرف ها رو از این جهت برای نگار نوشتم تا بدونه من نسبت بهش بی غیرتم تا از این به بعد هر کاری دوست داره انجام بده و بدونه احتمالا مهرداد هم از این به بعد دنبالشه……
وقتی گفتم برات فرستادم،اومد سر وقت گوشیش و در حال خوندن سرشو به نشانه تاسف به چپ و راست تکون داد. یکی دو دقیقه بعد یک پیام کوتاه فرستاد. بازش کردم نوشته بود” خاک تو سر هیز و بی غیرتت”
سریع پیام دادم” جون!!! قربون اون کون لرزونت. مطمئن باش قبلا از دیگران اول خودم میکنمت!!. امشب میام سراغت مثل بچه آدم میکشی پایین! منم قشنگ میکنم توش” چهار تا تقه بزنم میاد و می ریزم توش همه چی تموم میشه.
دیگه منتظر جوابش نشدم. بلند شدم رفتم بیرون… میخواستم تلگرامو ببندم که دیدم مهرداد پیام داده. بازش کردم و دیدم اول زن نداشته منو طبق معمول فحش داده و گفته این چی بود برام فرستادی؟ من فیلم خواستم که خواهرتم توش باشه نه اینکه برداری فقط از روی فیلم از بدن آیدا عکس بگیری و برام بفرستی. اصلا من به خاطر نگار اون فیلم رو میخوام. نگو که روش غیرت داری که خیلی وقته میشناسمت… تو بدت میاد منم ببینم؟ تو که بدن دختر دایی منو دیدی حتی بردی زدی توش، دوست نداری حداقل من فیلم این دو تا رو ببینم؟
از اینکه مهرداد یواش یواش به جای زن آینده ام داره به نگار گیر میده خیلی هیجان داشتم. جوابشو نوشتم که: این چیزی که تو از من میخوای فیلمه حرف که نیست یک وقت کسی می بینه یا کسی از روش کپی میکنه تو اینترنت یا محل پخش میشه. چیز ساده ای نیست که راحت بشه به دیگران دادش. درسته که آدم تعصبی نیستم ولی کل دنیا که نباید بفهمن… ولی مشکلی نیست هر وقت اومدی اینجا نشونت میدم.
اون روز با نگار تا شب تو جنگ و گریز بودم. هر بار تنها گیرش می آوردم ازش می پرسیدم تو چند بار خیار تو خودت کردی؟
سر یخچال که می رفتم با برداشتن خیار طوریکه نگار هم بشنوه اوه اوه میکردم میگفتم کاشکی منم خیار بودمو جاهای خوب خوب می رفتم. پدرم چند تا کش پول داشت که ازشون علیه کون نگار استفاده میکردم. هر بار یادش می رفت یا مجبور بود پشت به من راه بره کش پول رو بین دو انگشتم می کشیدم و به سمت کونش پرت میکردم. جوری به کون نگار میخورد که صدای آخ نگار رو در می آورد وقتی به سمت من برمی گشت که فحش بده منم با یه جون آروم جوابشو می دادم. هر جا فرصت گیر می آوردم و مادرم از ما دور بود حسابی انگشتش میکردم. اگه کونش سمت من نبود سینه هاشو چند لحظه میگرفتم. اما وقتی پدرم از سر کار برگشت آتش بس اعلام کردم و رفتارم با نگار عادی شد.
آخر شب توی دو جبهه با نگار و مهرداد همزمان چت میکردم. برای نگار می نوشتم فکر نمیکردم روزی بتونم تمایل شدید و گرایشم به کونتو به این راحتی به زبون بیارم و تو هم بفهمی از خیلی وقت پیش عاشق کونت بودم…. برای مهرداد که ازم پرسیده بود تو که آیدا رو کردی دیگه چرا فیلم رو نگه داشتی واقعیت رو گفتم که خودمم اگه بشه دنبال کردن نگار هستم. تا این رو گفتم دیدم یک کلیپ تصویری فرستاد برام. بازش کردم. دیدم داره یک آهنگ بکوب بکوب گوش میکنه. همزمان داره برای من سوت و کف میزنه و ای ول ای ول میکنه… میگفت دمت گرم.نوشتم مطمئن هستم هر برادر دیگه هم خواهرشو تو چنین شرایطی لخت می دید تصمیم به کردنش می گرفت. وقتی مهرداد جریان نگه داشتن فیلم رو فهمید یه متن بلند بالایی برام نوشت که” به تو حق میدم. منم اگه خواهر خوشگلی داشتم و یک روز لخت مادرزاد در حال شیطنت با یک نفر دیگه می دیدمش حتما میکردمش. خیلی خوبه که روش غیرتی نیستی برای همین میخوام یک چیزی رو اعتراف کنم. فکر کنم پارسال بود یک روز که خونه نبودی سعید اومد در خونتون که توپ های تمرینو ببره. خواهرت مثل اینکه با یه تاپ نیم تنه و شلوارک توپ ها رو به سعید داده. این دیوونه هم بعد از گرفتن توپ ها اومده بود پیش من میگفت وای خواهر عرفان چه کوسی هست. جون میده واسه گاییدن…
بعد از اون روز سعید اون وقتایی که تو با من سر تمرین بودی زودتر وسایل تمرین رو جمع میکرد میبرد در خونتون تا مخ خواهرتو بزنه… اما نتونست خواهرت به سعید پا نمیداد. منم تقریبا دوسال پیش که خواهرتو دیدم تمام کلک و پرم ریخت. خیلی کوس ناب و کردنی بود این قدر جیگر و آس بود که منو دو دل کرد مخشو بزنم یا نه اما خوب نهایتش این کار رو نکردم. برای دوستی و رفاقت مون بیشتر ارزش قائل بودم ولی از ۸ تا ۹ ماه پیش که فهمیدم کلا روی ناموست تعصب نداری و بی خیالی تصمیم گرفتم واسه کردن مخشو بزنم. دیگه هم از اینکه تو بفهمی ترسی نداشتم چون میدونستم روش غیرت نداری. اما لامصب هر کاری کردم به منم پا نداد. میگفت من با دوستای صمیمی داداشم دوست نمیشم. الان اینها رو نوشتم تا چند تا سوال ازت بپرسم. دست به کیر منتظر سوال های مهرداد بودم که دیدم نگار جواب اراجیف منو در مورد کس و کونش داده… نوشته بود. چقدر تو بدبختی که این همه دختر چون هیچ کسی بهت پا نمیده افتادی دنبال من…مطمئن باش آرزوی منو به گور می بری.اینها همش تقصیر اون آیدا عوضی هست که گند زد به زندگی من وگرنه تو گاو جرات داشتی اینطوری با من حرف بزنی و در مورد بدن من نظر بدی.دیگه داری زیادی عنشو در میاری…خاک تو سرت که شورت تو پای داداش آیدا هم نمیشی
دیدم نگار هنوز آنلاینه سریع نوشتم تو چی که این همه پسر تو خیابون با کیرهای جورواجور هست اومدین خیار تو کون هم می کنید. در ضمن آدم راه نزدیک رو ول نمیکنه بره راه دور… تا کس توپی مثل تو نزدیک من هست چرا راه دور برم؟
مطمئن باش آرزوتو به گور نمی‌برم همین امشب به آرزوم می‌رسم. اتفاقا دم آیدا گرم با این کارش باعث شد رویایی که در مورد تو توی ذهنم داشتمو به زبون بیارم. دو ساله دهنم سرویس شده بیشتر جق هایی که توی این دوسال زدم به خاطر کس و کون تو بوده…وقتی زیر دوستام تصورت میکنم که داری به اون ها کون میدی خیلی زود ارضا میشم. این رو هم بدان که خیلی از برادرها تو کف خواهرشون هستند ولی جراعت گفتنشو ندارن.
در ضمن تو باید خیلی خوش به حالت باشه که برادری مثل من داری و کاری به کارت ندارم.
اگه مثل داداش آیدا بودم که الان تو یا مرده بودی یا آبروتو جلو مامان بابا برده بودم ولی من حتی حاضرم با دوست پسرت دوستی کنم. همین مهرداد امروز به من گفت یه مدت دنبال زدن مخت بوده ولی پا ندادی الان دیگه کس و کون لختتو دیده حسابی داره به یادت جق میزنه…
به صفحه چت مهرداد رفتم تا ببینم چی نوشته. یک دستم به کیرم بود تا همزمان با خوندن حرفاش اگه باعث تحریکم شد باز جق بزنم.
نوشته بود:
تو که مشکلی نداری منم بخوام خواهرتو بکنم؟ چون قبلا نگذاشت مخشو بزنم حرصم گرفته… دوم اینکه من تا کجا می تونم جلو برم؟ می‌خوام بدونم درجه بی‌خیالی و بی‌غیرتیت تا کجاست؟
در حالی که داشتم با یک دستم تند تند کیرمو می‌مالیدم نوشتم تا جایی که مثلاً جلوی خودم به زور و در حالی که مقاومت می‌کنه شلوار و شورتشو پایین بکشن و بکننش و من فقط نگاشون کنم. بلافاصله جواب داد. جووووووون!!! واقعیتش من دنبال کسش هستم.
اگه ناراحت نمیشی می‌خوام از کس بکنمش وقتی اون روز کس لختشو دیدم هوش از سرم پروند. باور کن عاشق کوسش شدم خواستم همین اول بهت بگم من می‌خوام از جلو بکنمش من کوس می‌خوام. با حرفایی که مهرداد زد آبم با فشار داخل شورتم ریخت بعد از اومدن آبم جواب مهرداد رو ندادم. تا یکی دو ساعت از مهرداد و از حس بی‌غیرتی که به آن دچار شده بودم متنفر شدم اما بعد دوباره حالت طبیعی خودم را پیدا کردم.برای مهرداد نوشتم درسته که با نگار کل کل و دعوا دارم درسته که یک حس تنفر بینمون وجود داره اما راضی نیستم سرنوشت و آینده‌اش اینطوری خراب بشه من از جلو مخالفم.
آخرین پیاممو براش نوشتم و گفتم به شرط رابطه از کون اونم با مخ زنی اونم جلوی خودم بدون تهدید کردنش بابت فیلم مشکلی ندارم.
آخرین حرکتی که اون شب زدم این بود که به نگار رسوندم ساعت سه شب به اتاقش میام.
با وجود اینکه اون روز دو بار جق زده بودم اما عطش کردن کون نگار شهوت منو همچنان بالا نگه داشته بود. ساعت سه شب با صدای آروم گوشی موبایلم از خواب بیدار شدم. وقتی یادم افتاد قراره چیکار کنم تمام تن و بدنم از روی شهوت به لرزه افتاد. با کیر شق کرده از اتاقم بیرون رفتم. وقتی مطمئن شدم پدر و مادرم تو اتاق خودشون خواب هستند اومدم جلوی در اتاق نگار ایستادم. با دست لرزون دستگیره درب اتاق رو به سمت پایین کشیدم…

نوشته: عرفان

بازدید 19,546

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “به دنبال خواهر”

  1. بسیار زیبا❤ اوج لذت و هیجان سکس توی بیغیرتیشه، اون لحظاتی که آروم آروم دیوار شرم و حیا میریزه خیلی هیجان و لذت داره، حتی بیشتر از خود سکسمن با دوست دخترم و داداشش این تجربه رو داشتم

  2. میگما از کص میخواد بکنتش ؟ خواهرت به تو نداده به رفیقت میخواد بده ؟ عجبمن فقط دیگه داستان های تا دوران ۹۵ رو میخونم بقیش دیگه واقعا کصشعرن

  3. داستان قبل اسمش باخت پر برکت هست نه بازی پربرکت اینم لینکشhttps://www.bokon.to/باخت-پر-برکت

  4. آخ دقیقٱ حس من به خواهرم سارا همین جوری هست که عرفان به نگار دارهاوف کاش منم میتونستم با خواهرم سارا همین جوری رک و صریح با هاش حرف میزدم و از حس بی‌غیرت بودنم نسبت بهش میگفتم و هم از تو کف کردن اون کون سکسی و برجسته که همش کیرم براش سیخه دوست دارم با کیرم جرش بدم رو به سارا بگمبعد انگشت میکردم و میچسبونم بهش و کلی حال میکردم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید