اسمم محمده، ۲۱ سالمه و این ماجرا مال دو سال پیشه، وقتی ۱۹ سالم بود. از ۱۵-۱۶ سالگیم تو کف دختر خالم، هستی، بودم. یه سال از من کوچیکتره، اون موقع ۱۸ سالش بود. اولین دختری بود که بهش نگاه جنسی داشتم. از همون موقع تو فکرم بود بکنمش. اونم بدش نمیومد؛ یه وقتایی که تنها میشدیم، من ممههاشو میمالیدم، اونم کیرمو دست میزد و میخندید. اولین باری که به کیرم دست زد گفت: «این چیه؟» بدبخت تصویری از کیر نداشت.یه روز تو بهار، خانواده مادری هماهنگ شدن رفتن یه سفر ۴-۵ روزه. من چون تو یه مغازه کار میکردم نرفتم، مرخصی نداشتم یعنی. هستی هم چون کنکورش تیرماه بود موند. خونهمون به هم نزدیکه، حدود ۱۰ دقیقه پیاده راهه. گفتم حالا که تنهاییم یه چیزی میشه. روز اول منتظر بودم این یه تکونی به خودش بده، مثل قبلنا پیام بده یه کرمی بریزه، ولی هیچی! تو اینستا براش چندتا پست چرت و پرت فرستادم ولی بازم خبری نشد، به روی خودشم نیاورد. روز دوم هم همین، انگار نه انگار.روز سوم دیگه ناامید از اینکه اون پا پیش بذاره، براش یه پست غذا فرستادم و با خنده نوشتم: «خسته شدم از غذای بیرون.» اونم جواب داد: «ظهر بیا، ناهار بگیر!» اینو گفت گفتم خودشه. سر کارو یه ساعت زودتر پیچوندم، اومدم خونه شیو کردم، صاف صاف رفتم دم خونهشون، دیدم چادر سرش کرده. گفتم: «بابا، من و تو که دیگه این چیرا رو نداریم باهم، چادر چیه؟» گفت: «مال تو نیست، پوشیدم که همسایهها نبینن.» گفت: «بیا تو، خودت هرچقدر میخوای بکش تو ظرف ببر، من نمیدونم چقدر میخوری.»رفتم تو، چادرو درآورد ولی ضدحال خوردم. فکر کردم حالا یه تاپ و شلوارک تنشه، ولی مانتو و شلوار پوشیده بود. از هیجان و استرس کیرم داشت شورتمو سوراخ میکرد و قلبم لباسمو. گفتم اگه نخواد چی؟ شاید دوستپسر داره الان؟ چرا اصلا به روی خودش نمیاره؟ مگه نباید مثل داستانا وقتی چادرو درمیاره زیرش سوتین و شرت پوشیده باشه؟ دلمو زدم به دریا.رفتم تو آشپزخونه، کونشو از پشت یواش مالیدم. اول گفت: «محمد، نکن!» اون نکنی که گفت انگار مهر تایید بود چون مطمئن بودم این نکن یعنی ادامه بده. محکم از پشت بغلش کردم و ممههاشو گرفتم. زیر مانتوش هیچی نپوشیده بود. تو همون حالت کیرمو چسبوندم به کونش، ممههاشو میمالیدم و گردنشو میخوردم. دیگه خودش ول شد. ممههاشو حسابی خوردم، بعد رفتم پایین، شلوار و شورتشو باهم کشیدم پایین. اونم انگار تازه شیو کرده بود. کصشو لیسیدم. اونم فقط آه و ناله میکرد. انقدر لیسیدم که دیگه فکم درد اومده بود.رفتیم رو تخت، اون برام ساک زد. معلوم بود دفعه اولشه. لامصب انقدر دندون زد که حسم پرید ولی چیزی نگفتم بهش، گذاشتم ادامه بده. یکم که خورد لخت شدیم دوتایی، افتادیم به جون هم. ۶۹ زدیم، لاپایی زدیم، لای ممههاش گذاشتم، ولی خب نتونستم از کصش نهایت استفاده رو ببرم. ای لعنت به این خانوادههای مذهبی، کاش اون روز پردشو زده بودم. دیدم کص که پلمپه، داگیش کردم، باز کصشو خوردم تو حالت داگی. میخواستم انگشتمو بکنم تو کونش تا راه کونشو باز کنم که حداقل از کون یه حالی بکنم. دیدم راحت انگشت اشارم رفت تو. گفتم: «به کی دادی جنده؟» تو همون حالت گفت: «هیشکی بخدا، خودمو انگشت میکنم بعضی وقتا هم با مسواک یا خیار خودمو باز میکنم. گفت بکن بد فاز نشو، قبل اینکه بیای تمیزش کردم.»اینو که گفت انگار دنیا رو بهم دادن. شروع کردم سوراخ کونشو لیس زدن، خیس خیسش کردم. کیرم توش نمیرفت بازم. یه کرم بالا تخت گذاشته بود زدم رو سوراخ کونش. وای انگار بهشتو بهم داده بودن انقدر تنگ بود که حتی یادم میوفته شق میکنم. انگار برای کیر من ساخته شده بود. تو همون حالت داگی تو کونش تلمبه زدم و کصشو میمالیدم. بعد ۴-۵ دقیقه آبم اومد، کیرمو تو کونش نگه داشتمو تند تند براش مالیدم تا اونم ارضا شد. همونجوری افتاد رو تخت و منم روش، کیرمنم تو کونش.اون روز شد شروع رابطه ما. تا ۲ سال یعنی همین چند ماه پیش هر وقت فرصت گیر میاوردیم سکس میکردیم. تو همون ۲-۳ روز باقی مونده صبحا سرکار بودم و ظهر تا شب خونه خالم، روزی ۳-۴ بار آب همو میآوردیم.تو این دو سال انقدر با هستی سکس کردیم که دیگه شمارشم یادم نیست! از تو ماشین بگیر تا پارکینگ خونهمون، تو حموم، تو جنگل، تو زیرزمین خالهم، حتی یه بار نزدیک بود لو بریم که اون داستان خودش یه کتابه! کلی عکس و فیلم هم ازش دارم که هنوزم نگاشون میکنم کیرم راست میکنه. اگه این داستانو دوست داشتین و حمایت کردین، هر کدوم رو که بیشتر درخواست بشه براتون کامل تعریف میکنم. بگین کدوم ماجرای بعدی رو بگم؟
نوشته: mamosh
10 پاسخ به “بهار ۱۹ سالگی”
گوه خوری نکن
تکراری بود
میشه نگی
نمیگیم ننویس بنویس تو یادداشت های خودت جقتو بزن بعد پاک کن
من دختر خالمو یه بار کردم توماشین خودش پیگیرم بود ولکنم نبود یه بار رفتیم بیرون ی دختر لاغر لاغر و سفید .البته قبلا سکس چت کرده بودیمولی اولین بار رفتیم بیرون با ماشین بردمش بیرون شهر قصد کردنش نداشتم گفتم اگه خودش خارید بکنمش رفتیم یه جا دریاچه بود تو ماشین خودش بقلم کرد دست کرد تو پیرهنم بعدم لب تو لب شدیم منم دیدم میخاره لختش کردم کس سفیدی داشت خوردمش براش خودش گفت کیرتو بزار لای رونام منم یه کم لاپا کردمش دیدم سوراخ کون تمیزی داره با توف و بدبختی کیرمو کردم داخلش گریش گرفت ولی گفت اگه میتونی کم کم بکنیش بکن تحمل میکنم کلا چهل کیلو نبود هر جور بود کردمش توش پاهاش سیخ شده بودن میلرزیدن قشنگ یادمه شرتش دور مچ پاهاش بود موهای پاهاشم تازه با ژیلت زده بود نیش زده بودن رو صندلی عقب دوتا پای لاغر سفید رو به بالا بودن منم لای پاهاش خیلی شهوتی بودم لنگاش میلرزیدن ساق پاهاشو بو کشیدمو زبون کشیدم تا رو انگشتای پاشو اروم کردم داخل همش توش بود کونشو سفت کرده بود ی کم کسشو مالیدم حشری شد دیدم خودش کف کیره بهش رحم نکردم سیر کونشو گاییدم .باز باز شد راحت توش تلمبه زدم شست پاشو خوردم با لاک قرمز گفتم اب منی کیرمو میخوام توت بریرم گفت بریز همشو داخلش ریختم .
الان کجاست مگه
اگه فقط باتو بوده ،بگیرش، البته دروغ تو زیاد گفتی،
تو این سن نمیدونستم به جز شاشیدن استفاده دیگه ای داره بعد اینا خار همدیگه گاییدن 🤣🤣🤣
دخترایی که فامیلن یا باهاشون آشنایی خانوادگی دارید و فقط با شما میپره و ، قطعا دوستتون داره ، اونا رو فقط به چشم یه شریک جنسی و جذاب بودن خودتون نبینید ، اونا برای جذبکردنتون خیلی چیزا رو زیر پا گذاشتن که تونستید باهاشون رابطه داشته باشید
Nanasloتو کامنتش از تو خیلی بهتر نوشت