بخاطر یه ساک بهم وحشیانه و گروهی تجاوز شد

این داستان کاملا واقعیه و صرفا بخاطر این که خودم هربار با فکر کردن بهش حس عجیب خوبی میگیرم ٬ دلم میخواست اینجا هم براتون تعریف کنم .
یادتون باشه این خاطره یک راز بزرگ از زندگی منه و با تعریف کردنش به صورت ناشناس میخوام حسمو باهاتون به اشتراک بذارم و دوست دارم نظرتون یا هر حسی که نسبت بهش داشتید رو بهم بگید .


من از وقتی که بچه بودم یه سری چیزا رو توی خودم حس کردم که برام اون موقع عجیب و غیر قابل درک بود
مثلا تمایلی که به هم جنسم داشتم یا کنج کاویم برای دیدن نقاط خصوصی پسرا
از طرفی از بچگی حس میکردم علاقه به تحت کنترل بودن و حتی بردگی برای خانم ها دارم
طوری که همیشه توی ساختمونمون از راه پله ها میرفتم و کفش خانم هایی که دم در بود رو بر میداشتم و بو میکردم تا این که حسم شروع کرد به نشون دادن خودش

اولین تجربه ی من از گی برمیگرده به بچگی
وقتی که با پسر عموم احساس راحتی کردم و سر یه اتفاق ساده با دنیا جق زدن آشنا شدم و اون مجبورم کرد برای این که یاد بگیرم کیرشو از شورتش در بیارم و شروع کنم به مالیدن
ولی به اینجا ختم نشد و فرداش ازم خواست بریم و براش کیرشو بخورم
من بدنم همیشه تپل و سفید بود و با ورزش کردن آشنا نبودم ولی بر خلاف من پسر عموم ورزشکار بود و بدن سفتی داشت و کیرش راحت دو برابر من بود و من از اون موقع بود که فهمیدم کیر کوچکی دارم

وقتی براش ساک زدم زیاد بلد نبودم و اخراش که خسته شده بود کیرشو با بزاق لیز کرد و مالیدمش و اخرشو کرد توی دهنم و بدون این که بهم بگه آبشو به خوردم داد که حالم بد شد و حسم کم رنگ شد ولی اون بیخیال نشده بود و میخواست تا وقتی که ما اونجاییم و بر نگشتیم ترتیب منو بده
برای همین به بهونه ی این که میخوام چیز جدید یادت بدم منو برد زیر زمین خونه ای که داشتن و با روغن اشپزی سوراخم چرب کرد و این شد که من برای اولین بار کون دادم و بقدری درد کشیدم که همه ی حسم پرید
تمام این ماجرا ها تموم شد و تا یه مدت حتی بهش فکر نمیکردم که کم کم دوباره اون حس برگشت و دلم میخواست بازم تجربه اش کنم
بیشتر ازین که دلم بخواد کون بدم عاشق ساک زدن شده بودم و حس میکردم از بقیه کارا جذاب تره ولی از طرفی بچه بودم و سن زیادی نداشتم و ۱۲ ۱۳ سالم بود برای همین از ابرو میترسیدم و از طرفی ما تهران زندگی میکردیم و خانواده ام اجازه نمی داد به راحتی از خونه در بیام تا بتونم ارتباطی برقرار کنم
ولی یه روز که خیلی حالم بد بود و تابستونم بود
به بهونه بیرون رفتن با بچه ها و دوچرخه سواری از خونه زدم بیرون و با خودم نقشه کشیدم که یه کاری کنم تا یکی رو پیدا کنم و خودمو تخلیه کنم
همین شد که کون بی مو و سفیدمو تمیز کردم و موهای بدنم رو تا پایین کونم زدم که وقتی تو خونه لباس عوض میکنم کسی بهم شک نکنه و شلوار گرم کنمو پوشیدم با یه تیشرت سفید و تمیز از خونه زدم بیرون
دوستامو به بهونه ی این که کار پیش اومده پیچوندم و رفتم چند تا خیابون اونور تر که آشنا نبینم
گوشه خیابون منتظر میموندم و ادمایی که به نظر میومدن کیس خوبی میتونن باشن رو با دقت بررسی کردم ولی نمیدونم چرا اون حس کونی بودنه و بردگیم و ترسم از ابروم باعث شد تصمیم بگیرم برم سراغ کسی که به نظرم مطمئن تر میومد
یعنی کارگرای ساختمونی و افغانی ها
هر کارگری که رد میشد شلوارمو یواش می کشیدم پایین و خم میشدم که مثلا یه چیزی از روی زمین بردارم تا بتونه کونمو ببینه و تحریک بشه ولی چند تایی رد شدن و توجهی نکردن و یا شایدم ترسیدن کاری کنن
چون هم بچه بودم هم این که میترسیدن کسی ببینه و بیاد سراغشون تا این که یه پسر افغانی ۱۷ ۱۸ ساله به چشمم خورد و دوباره نقشمو عملی کردم
شلوارمو کشیدم پایین و چاک کونمو انداختم بیرون و تو چشای پسره نگاه کردم و خم شدم
پسره رد شد و رفت اون سمت خیابون و یه نگاهی بهم کرد که دارم هنوز با چشم دنبالش میکنم تا خیالش راحت بشه و بهم اشاره کرد که برم پیشش
وقتی نزدیکش شدم بهم گفت این جا چیکار میکنی
دلو زدم به دریا و وقتم نداشتم که بخوام مقدمه ای بچینم
برای همین بهش گفتم دلم میخواد شیطونی کنم
همین که حرفم تموم شد گفت بیا ببرمت سر ساختمونی که هستم و ترتیبتو بدم
منم از خدا خواسته گفتم باشه بریم و دیگه به چیزی فکر نکردم
تو راه که بودیم بهم گفت اهل همین طرفایی ؟
گفتم بله و سعی میکردم با ادب صحبت کنم و بهش بفهمونم که پسر خوبیم و براش دردسر نمیشم
یهو بهم گفت پولم داری ؟ میخوام بکنمت بهم پولم میدی ؟
خب من اون موقع پولی نداشتم و میدونستم قرار نیست تکرارم بشه برای همین اشتباهی کردم که به ضررم تموم شد .
بهش گفتم امروز پول ندارم ولی دفعه بعدی برات پولم میارم البته اگر انقدر خوب باشی و حالمو جا بیاری که بخوام بازم بیام پیشت
تا این حرفمو شنید بهم گفت کاری میکنم که هر روز بیای و التماس کنی برای کیرم
اینجا بود که یکم خجالت کشیدم چون تو عالم بچگی کسی باهام اینطوری حرف نزده بود و منم ۱۴ سال بیشتر نداشتم
رفتیم و نزدیک ساختمونشون شدیم که یکم ترسیدم
اخه شلوغ بود و بهش گفتم کسی بهمون شک نمیکنه ؟
گفت نگران نباش
بهشون میگم اومدی ساختمونو ببینی و منم که بچه بودم ٬ باورم شد و گفتم باشه
وارد ساختمون که شدیم هنوز خیلی کامل نشده بود و حتی پله هاش رو درست نکرده بودن و فقط یه سری آجر روی اون شیب بین طبقات بود که باید از روش بالا میرفتیم
کار سختی بود برام و بدنم امادگی نداشت و داشتم میگفتم نمیشه خیلی بالا نریم که گفت نه
باید بریم طبقه بالاتر که کسی صداتو نشونه
منم که از هیجان و استرس نمیتونستم حرف بزنم
قبول کردم و باهاش رفتم تا طبقه ای که میگفت
ساختمون دیوار و پنجره و چیزی نداشت و برای همین منو برد توی قسمتی که فکر کنم حمام یا دستشویی اون واحد بود و صرفا ۳ طرفش دیوار داشت و یک طرفشم که جای در بود کلا خالی بود
من به کون دادن فکر نمیکردم زیاد و دلم میخواست براش تا میتونم بخورم برای همین ذوق زده جلوی پاش زانو زدم و ازش اجازه گرفتم و شلوارشو کشیدم پایین و شورتشو خوب نگاه کردم
کیرش بزرگ شده بود و بنظر میرسید کیر گنده ای داره
شورتش بوی عجیبی داشت که بعدا فهمیدم بوی خایه هاش بوده
میخواستم خودمو خوب نشون بدم و با علاقه همونطور که زانو زده بودم دو طرف شورتشو گرفتم و اروم کشیدم پایین که کیرش یهو پرید بیرون و من شوکه شدم
واقعا بزرگ بود و اصلا بهش نمیخورد همچین کیری داشته باشه
آروم یه لیس به سر کیرش زدم و کیرشو بردم توی دهنمو شروع کردم به مکیدن
زبونمو میزدم به کلاهک کیرش و پایین کیرشو لیس میزدم
کیرش مو داشت و تخماشم خیلی پر مو بود برای همین حالم بهم میخورد خیلی کیرشو ببرم تو دهنمو همین باعث شد زود خسته بشه ازم و گفت بسه دیگه کونی میخوام کاری کنم از فردا برام پول بیاری
ازش خواستم لطفا امروز کار دیگه ای نکنیم چون خیلی آماده نیستم ولی گوشش بدهکار نبود و عصبی شد از دستم
فکر میکرد دوست دارم کاری کنه درد بکشم تا بهش پول بدم ولی من همچین چیزی نمیخواستم و فقط دلم میخواست با ساک زدن ابشو بیارم
هر کاری کردم قبول نکرد و گفت میخواستی اون کون سفیدتو نشونم ندی
میخوام تو کونت اب کیرمو بریزم که جنده ی من بشی
اون موقع از حرفاش چیزی نمیفهمیدم و بلند شدم و خودش عین وحشیا شلوارمو کشید پایین و همراه با شلوارم شورتمم پایین اومد و گفت خم شو کونی
من واقعا ترسیده بودم چون تجربه قبلیم خیلی درد ناک بود و این کیرم دست کمی از پسر عموم نداشت
دستشو برد جلوی دهنشو توف غلیظشو انداخت روی انگشتاشو مالید به سوراخم
بدون این که انگشت کنه یا کار خاصی کنه کیرشو گذاشت روی کونم و تا سرشو فشار داد ناخواسته و بلند داد زدم و گفتم آییی توروخدا بسه نمیتونم
ولی داستان اینجا بود که وحشتناک شد
بدون این که ذره ای توجه کنه
اونقدر حشری شده بود که براش مهم نباشه یه بچه ی ۱۴ ساله ی تپلی و گوشتی و سفید زیر کیرشه و تا اخرین سانت کیرشو فرو کرد داخلم
نمیتونم دردشو توصیف کنم چون بعد از این همه سال هنوز یادم نرفته و موقع تلمبه زدن یه دست به کیر و بیضه هام کشید و گفت کونی چقدر دولت کوچیکه
اصلا با این میتونی کسی رو بکنی ؟
من حتی نمیدونستم چی باید بگم و چشامو بهم فشار میدادم و فقط لرزش ممه های سفید و تپلمو حس میکردم که بخاطر شدت تلمبه هاش داشت زیر تیشرتم بالا پایین میشد
خیلی طول نکشید شاید کلا ۱ دقیقه که ناله کرد و کیرش شروع کرد به نبض زدن و از کونم در اوردش
این جا اولین باری بود که اب کیر کسی توی کونم ریخته میشه و حس بدی داشتم و ترسیده بودم
از ترس این که نکنه ولم نکنه یا بخواد بلایی سرم بیاره بهش گفتم همه چیز عالی بود و پول امروزم با دفعه بعدی میارم و بهت میدم و من فقط مال تو ام که ولم کنه و برم
داشتم شلوارمو بالا می کشیدم که یه دفعه ای یکی اومد تو طبقه ای که ما بودیم و به پسره گفت اینجا چیکار میکنید ؟ این کیه اوردی ؟ مهندس بفهمه غریبه اومده اینجا هممونو از کار بیکار میکنه
دروغ میگفت چون صدامونو شنیده بود
یا شایدم نقششون بود و از همون اول که منو دیدن فهمیدن برای چی اومدم و کونیم
اومد تو اون اتاقه و بدون این که حرف بزنه به پسره گفت برو پایین سر کارت و بگو فلانی بیاد بالا کارش دارم
خیلی ترسیده بودم
اونقدر که داشتم گریه میکردم و التماس میکردم که بخدا کاری نکردم و ولم کنید بزارید برم که گفت نه
تو اومدی اینجا دزدی کنی و ما باید به مهندس و پلیس بگیم وگرنه برای خودمون دردسر میشه
من یهو اسم پلیسو شنیدم ترس تمام وجودمو گرفت و با خودم گفتم اگر پلیس بیاد هم ابروم میره هم خانواده ام میفهمن و بیچاره میشم
شروع کردم به گریه کردن که دست خشن شو کشید روی صورتمو گفت اشکال نداره من به کسی نمیگم اومدی برای دزدی ولی به شرطی که بهم ثابت کنی دزد نیستی
گفتم چیکار کنم که ثابت بشه
یهو شلوارشو کشید پایین و کیر نیم شقش افتاد بیرون و گفت کاری که خوب بلدی
منم بدون حرف زدن و با کونی که پاره شده بود و پر از اب کیر بود و حس بدی که نسبت به خودم و بویی که از کونم میومد داشتم زانو زدم و شروع کردم به ساک زدن که یه دفعه دوستش اومد بالا
فهمیدم کارم تمومه
میترسیدم از اینکه نکنه مثل چیزایی که همه میگن اینا منو بکشن و کلیه هامو در بیارن و بفروشن
برای همین خودمو مشتاق نشون دادم و سعی کردم به اون یکی توجه نکنم که یهو کیر شقشو از دهنم در آورد و گفت خم شو
بازم شلوارمو کشیدن پایین و اونی که کیرشو خورده بودم رفت پشتم و یه دستی به کونم کشید و گفت سوراخت خوب تنگه با این که کونی ای
کیرشو فشار داد توم و آتیش گرفتم
چون چین کونم تازه باز شده بود و خراش برداشته بود
خیلی درد داشت ولی اب کیری که تو کونم بود باعث شد راحت تر بره داخل و شروع کرد به تلمبه زدن که اون یکی کیرشو مالید به صورتم و گفت بخورش کونی
بخورش که امروز عروس افغانیایی
هیچی نگفتم و کیر بد بو شو کردم توی دهنمو داشتم همزمان کون میدادم
اصلا فکرشو نمیکردم یه شیطنت ساده برسه به اینجا
بازم خیلی طول نکشید و یکی دو دقیقه که تلمبه زد ابش اومد توی کونم و حالم داشت از خودم بهم میخورد که این یکی کیرشو از دهنم در آورد و گفت نوبت منه
اینقدر کون داده بودم که بی حس شده بودم
راحت کیرش رفت تو کونم و خیلیم بزرگ نبود شاید کلا ۱۰ سانت بود و بدنه ی نازک ولی کلاهکش کلفتی داشت
وقتی کیرشو کرد توم اب کیر قبلیا زد بیرون و ریخت روی زمین و شروع کرد به تلمبه زدن و محکم میزد در کونم
اون موقع نمیفهمیدم این در کونی یعنی چی و فکر میکردم داره کتکم میزنه
ولی از ترس بازم چیزی نگفتم
تلمبه هاشو بیشتر کرد و آخرش ناله کرد و آبشو ریخت روی زمین و گفت حالا بپوش و برو تا نگفتم بقیه هم بیان
از فردا هم خودت سر ساعت باید بیای همینجا وگرنه پیدات میکنیم و برات بد میشه
منم گفتم چشم و مگه دیونه ام نیام و خیلی خوب بودید
و زدم از اونجا بیرون
وقتی داشتم از ساختمون خارج میشدم نگاهای سنگین بقیه کارگرارو حس میکردم و فهمیدم دفعه ی بعدی اگر پامو بذارم اینجا قراره جنده ی ۱۰ تا کارگر کثیف و وحشی و حشری بشم
برای همین پشت دستمو داغ کردم و دیگه نرفتم ولی شروع کونی بودن واقعیم و علاقم به بردگی و سکس خشن از همین اتفاق بود که اگر خواستید خاطرات جذاب تریم برای تعریف کردن دارم .

اینم از وضعیت الانم بعد از گذشت چند سال و کونی بودنم



نوشته: سینا تپلی

بازدید 10,597

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

18 پاسخ به “بخاطر یه ساک بهم وحشیانه و گروهی تجاوز شد”

  1. اووف عالی بودمن کارگر افغانی زیاد دارم چندسالههمش به فانتزیش فک مکردم

  2. تو خیابون که داشتی راه میرفتی شلوارتو میکشیدی پایین و به مردم نشون میدادی ؟ عجب ،بعدش گفتی دوازده سیزده سالت بود رفتی موهاتو زدی مگه پسر دوازده ساله مو داره ؟ بعدش گفتی چهارده سالت بود ، اون کارگر افغانی که تو خیابون تو رو دید کجا داشت میرفت مگه کارگر ساختمون میتونه کارشو ول کنه و بره تو خیابون چرخ بزنه ؟ ضمنا این عکسها مال خودت نیستن خارجین مجبور نیستی دروغ بگی

  3. اینقدر دروغ و آبکی نوشتی ارزش نقد کردن نداره فقط اینو متوجه شدم که سکس خشن کون دادن رو تو رویای خودت داری

  4. اینو صدرصد یه افغانیِ‌ک.ونی نوشته چون نوو و نه درصد افغانیا تو ایران کون میدن اینم گفته یه کسشری بنویسم ملت فک کنند افغانیا هم میکنند ولی میدونیم ک اونا فقط میدن😂

  5. صرف نظر از راست و دروغ بودن داستانت تجاوز یه کار زشت و ناپسندی هست مخصوصا به بچه ۱۴ ساله که هموفیلی محسوب میشه حتی اگه اون تجاوز خاطره خوبی برات بجا گذاشته باشه چیزی از زشتی اون کم نمیکنه ولی در کل داستانت باور پذیری نداشت که بشه بعنوان خاطره قبولش کرد

  6. حالا که دارن از ایران میندازنتون بیروناز حرص دل میاین داستانها رو برعکس تعریف میکنید چرا ؟

  7. افغانی عزیز از اینکه در مدت زیر خواب کیر مردم بزرگ ایران بودید و بخواسته قلبیتان رسیدید از شما متشکریم و حالا مجبور ب اخراج شده اید متاسفیم اما کیر ایرانی تو کون یک یکتان

  8. داستان رو خوب نوشته بودی، اما اگر واقعی باشه احتمالاً با این مدل تجربیاتت مریضی‌های جنسی مختلفی داری. برو آزمایش بده حتما.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید