بالاخره سال‌بالایی خوش تیپ توی خوابگاه منو گایید

سلام داستان زیر مربوط به خاطره یکی از سکسام حدود دو سال پیشه. امیدوارم با خوندن اش حسابی تحریک بشید و لذت ببرید 🥰

سال اول دانشگاه بودم توی یکی از دانشگاه های علوم پزشکی تهران که روی یکی از پسرای سال بالایی به اسم مهدی حسابی کراش بودم. بالاخره بعد از یکسال که تلاش کردم بهش نزدیک بشم، بصورت اتفاقی هم اتاق خوابگاه شدیم. اتاق ما سه نفره بود یه نفرمون قمی بود که آخر هفته ها برمی‌گشت قم و من و مهدی خوابگاه تنها بودیم. مهدی یه پسر شمالی فوق العاده خوش تیپ که واقعا سفید بود با شونه های پهن که قدش هم نسبتا بلند بود بدنسازی هم می رفت. (از خود من یه سر و گردن بلندتر بود). خودم تقریبا ریزه میزه پوست سبزه کونم و بدنم معمولی ولی کون خیلی نرم و ژله ای دارم که اصلا همین ژله ای بودنش داستانو درست کرد 😅

مهدی فوق العاده جدی و البته درونگرا بود ولی چهره اش خشن نبود. درونگرایی اش تا حدی بود که تقریبا با کسی بیرون نمی‌رفت و همیشه مشغول درس خوندن توی سالن مطالعه بود. ارتباط گرفتن باهاش واقعا سخت بود دیگه چه برسه به اینکه بخوام تحریکش کنم تا کونم بذاره (تازه اگه توی اون دانشگاه پر از داف اهل کردن پسر بود). خیلی وقتا توی اتاق با رکابی بود که بازوهای سفید و بزرگش واقعا بدجور حشریم می کرد تا حدی که وقتی خواب بود چند بار رفتم و بازو هاشو لیسیدم. چند باری هم بحث سکس و اینا کشیده شد وسط ولی به نظر نمیومد اهل کردن پسر باشه ولی خب از کون خیلی خوش میومد و همین منو امیدوار نگه می‌داشت.

یه روز حسابی مریض شده بودم رفتم پیش یکی از اساتید و خب واسم دارو تجویز کرد. توی داروها آمپول هم بود که باید در اولین فرصت استفاده می کردم. منم از خدا خواسته گفتم ميدم این هم اتاقی جذاب واسم بزنه شاید بهونه ای شد شاید بالاخره تونستم برم زیر کیرش. خلاصه اینکه با کلی ذوق و شوق رفتم خوابگاه تا ازش بخوام آمپول واسم بزنه. وقتی ازش خواستم قبول کرد و بهم گفت: “بخواب تا بزنم”. اونایی که کونشون میخاره می فهمند این جمله چقدر آدمو حشری می کنه. منم سریع روی شکم خوابیدم و شلوارمو یه دفعه تا زیر زانو کشیدم پایین که هم تعجب کرد هم خندید و به شوخی گفت دلت میخواد انگاااار کلا با چهار پنج سانت اونم یه طرف کار دارم البته به بازوت هم میتونم بزنم. من که واقعا هول شده بودم سریع خودمو جمع کردم گفتم نه نه نه توی باسن بزن بهتره و شلوارو کشیدم بالا تا فقط پایین کمرم لخت باشه. وقتی خواست الکل بزنه یکم قمبل کردم تا سیگنال و بهش بدم همین که قمبل کردم سریع واکنش داد گفت نه انگار واقعا مشکل داری تو. سریع آمپول زد و خیلی جدی گفت خب خودتو جمع بکن برو استراحت کن تا شنبه باید خوب بشی بری سر کلاس. خلاصه اینکه جوری رفتار کرد باهام که اون شب واقعا دیگه ناامید شدم که بهم رو نداد.

نصف شب از شدت ناراحتی خوابم نمی‌برد منتظر بودم خوابش ببره تا برم یکم بازوها و شونه هاشو بلیسم شاید آروم بشم. خودمو به خواب زده بودم و یه خروپف کمی هم می کردم تا خوابش ببره. حدود دو شب متوجه شدم داره میاد نزدیک تخت من. خیلی آروم پتو را از روم رد کرد و دستش را آروم روی کونم گذاشت اومدم قمبل کنم سریع دستشو کشید و از تخت فاصله گرفت بعدش دیگه جفتمون خوابیدیم (شایدم اون بازم منو مالید نمیدونم 😅). خلاصه اینکه من فهمیدم سیگنال فرستاده شده و مهدی هم سیگنال را بخوبی گرفته و خیالم راحت شد. یک هفته ای همینطوری گذشت شبا موقعی که می خوابیدیم یواشکی همدیگه را میمالیدیم ولی اصلا به روی هم نمی آوردیم تا اینکه آخر هفته بعد شد و خوابگاه تنها شدیم. از باشگاه که اومد رفت دوش گرفت و وقتی اومد اتاق، گفت بازم آمپول داری واست بزنم یا نه. منم که فهمیدم چی میگه گفتم اون آمپول فایده نداشت اگه بزرگتر بود حالم بهتر جا میومد که دیدم یه دفعه از تختش اومد پایین وایساد واااای کیرش شق شده بود گفت
+بیا اینم بزرگترش. میخوای؟
-چرا نخوام؟ هر کی نده
+بیا بگیرش تو دستت
همین که اومدم بگیرمش دستمو محکم زد کنار گفت: اول مثل اون روز شلوارتو کامل بکش پایین
خواستم این کارو بکنم که دیدم خیلی وحشی شده سریع اومد و لباسامو تو چند ثانیه پاره کرد و من لخت کامل شدم. اولش خجالت کشیدم که سریع گفت: یک ماهه داری کونی بازی در میاری حالا داری خجالت می کشی؟ تو دیگه امشب جنده شدی رفت لختتو دیگه دیدم باید واسه من باشی
سرمو گرفت جلوش زانو زدم و از روی شلوار سرمو به کیرش میمالید. اومدم با دستام کیرشو در بیارم که یه کشیده محکم خوابوند زیر گوشم و گفت: بدون اجازه من هیچ غلطی نباید بکنی کونی. هر وقت لیاقتشو داشته باشی می بینیش
شلوار و پیراهنشو درآورد. رکابی و شورت هفتی پوشیده بود حسابی تحریک شده بودم. شورتش خیس بود. من لخت لخت بودم و یکم خجالت میکشیدم ولی حس خوبی هم داشتم که در اختیارش بودم. همینطوری که جلوش زانو زده بودم، سرمو به شورتش می مالید بهم آروم سیلی میزد و چندبار توی دهنم تف کرد.
واقعا کارشو بلد بود. بدجوری داشت حشری میکرد. دیگه مثل جنده ها لخت کامل جلوش زانو زده بودم داشتم التماس کیرشو می کردم. از روی شورت واقعا کیرش خیلی خوش فرم بود. دیگه طاقت نیاوردم
ناخودآگاه بهش گفتم: التماست میکنم بزار واست ساک بزنم
خنده اش گرفت و گفت: تو واقعا کونی ایی. حالا لیاقت داری که بذارمش دهنت

بالاخره شورتشو زد کنار و کیرشو انداخت بیرون. یه کیر حدود 18سانت که تقریبا سفید و خیلی خیلی خوش فرم بود. واقعا دهنم آب افتاد. تا دیدمش سریع شروع کردم پر تف ساک زدم. چشمای مهدی گرد شده بود که یه نفر چرا باید اینقدر کیر دوست داشته باشه و خوب ساک بزنه. بعد چند ثانیه دیگه سر و صداش بلند شد میزد تو گوشم سرمو میگرفت و توی دهنم تلمبه میزد حسابی حشری شده بود و توی صورت و دهنم تف می کرد
پرتم کرد روی تخت طوری بدنم روی تخت و سرم از لبه تخت آویزون باشه (همه چیزو برعکس میدیدم) و خودش لبه تخت وایساد و توی دهنم تلمبه میزد و خایه هاش میخورد توی چشمام خلاصه اینکه به معنای واقعی کلمه داشت دهنمو میگایید.
متوجه شدم که خیلی داره وحشی میشه و بدنش داغ شده حس کردم تا چند ثانیه دیگه آبش میاد. با دستم شروع کردم خایه هاشو مالیدم و سرمو زیر کیرش تکون میدادم که انگار اسیر و تسلیم اش شدم و کامل در اختیارش هستم که توی لحظه ارضاش لذت بیشتری بکنه. حدسم درست بود کیرشو سریع کشید بیرون داشت عربده میکشید و چند تا سیلی محکم زد توی صورتم
سریع منو برگردوند و دوباره جلوش زانو زدم سرمو گرفت و آبش با سرعت و شدت خیلی خیلی زیادی پاشید توی صورتم اون عشوه های لحظه آخر کار خودشو کرد به ارضای واقعی رسید تا حالا ندیده بودم آب کسی اینطوری بپاشه توی صورتم پر منی شد بوی خیلی خیلی زیادی پخش شد. همون لحظه آب منم خود به خود اومد و ریخت روی زمین

بعد از 20 دقیقه ساک زدن برای مهدی آبش اومد. رکابیش را در آورد. بدنش خیس عرق شده بود. اومد منو گرفت توی بغلش خودشو بهم مالید تا عرقای بدنش بهم مالیده بشه. خیلی آروم ولی با تسلط و زورگویی بهم گفت: اگه میخوای به کونت صفا بدم، باید بدنمو بلیسی. پسر خیلی خیلی خوش تیپی بود خب منم خیلی بدم نیومد. رفتم توی بغلش و شروع کردم سینه ها و بدن خیس عرقش رو شروع کردم به لیسیدن …

رابطه سکس کامل مون فرداش بود که توی قسمت بعدی تعریف می کنم

نوشته: sina13781403

بازدید 16,827

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “بالاخره سال‌بالایی خوش تیپ توی خوابگاه منو گایید”

  1. واقعا به نظرم تخیل و داستان بود و واقعی نبودولی چون حشری کننده و جذاب بود لایک میکنمبازم بنویسی خوبهاون عرق کردنش رو دوس دارم

  2. ( اومدم با دستام کیرشو در بیارم که یه کشیده محکم خوابوند زیر گوشم و گفت: بدون اجازه من هیچ غلطی نباید بکنی کونی. هر وقت لیاقتشو داشته باشی می بینیش )کیرم دهن اول و آخر و مرده و زنده اونی که بدون اطلاع از علایق طرف مقابل و بدون توافق که میتونه چیکار کنه (مثلا سیلی بزنه یا فحش بده!) فکر می‌کنه با اجازه خودش اجازه داره بزنه تو گوش طرف مقابل (حالا هرکی که میخواد باشه حتی به قول این بابا یه کونی!)آخه نمی‌دونم این کص‌کش‌هایی که فقط میتونن کیرشونو بکنن تو یه سوراخ (که تموم جک و جونورا از سگ و خر و گاو گرفته تا میمون و همه‌شون اینو بلدن) چرا فکر میکنن بخاطر همین کار اجازه دارن هر گهی بخورن؟! چرا نمیرن دو کلمه بخونن که یه چیزی یاد بگیرن؟!من بجای تو بودم همون لحظه یه بلایی سرش میاوردم که دیگه بدون اجازه گه نخوره!

  3. اصلا مهم نیست نوشته ها واقعی باشندفقط تحریک کننده و روون و بدون غلط و بدون استفاده از لغات خارجی باشه ، عالیه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید