اول ممه (1)

چه هیکل ظریف و زیبایی داشت .با اینکه کوتاه بود ولی چون هیچ گوشت اضافه ای روی بدنش نداشت زیبا بود .یه پیرسینگ سفید روی نافش ،دوتا ممه ای که نوکشون تیره بود گرد و کوچک بودن و کمی افتاده و موهای مدل مصری مشکی و پر؛ چیزهایی بودند که تو نگاه اول به بالاتنه دیده می‌شد. دهنم خشک شده بود و انگار هنوز به خودم نیومده بودم که با لبخند شیرینی گف نمیخوای لباست رو عوض کنی ؟ شلوار لی سختت نیست .دلم میخواست لخت میشدم و می پریدم روش ولی اصلا نمیشد از کاراش سر درآورد.اگه واقعا فقط ماساژ میخواد و بعد به زهرا می گفت هیچی برای من تو هم دوره ایهام نمیموند .من عاشق سارافون بودم یعنی وقتایی که داداشم خونه نبود همیشه سارافون .سرچمدون نشستم و اول تاپم رو درآورد سارافون رو پوشیدم و بعد شلوارو شورتشو باهم کشیدم پایین .به رها نگاه کردم که بی توجه به من درحال مالیدن روغن بود .فکر اینکه الان میتونم بهش دست بزنم شاید جلوتر هم بریم خیلی خوشحالم می‌کرد انگار تموم خستگی‌هام از بدنم رفت .اومدم کنارش بشینم که گف بالای سرم بشین .بالش رو برداشتم و نشستم بالای سرش که خودش اومد بالاتر و سرش رو روی پاهای لختم گذاشت .انگار بند دلم پاره شد .الان سینه هاش با فاصله بیشتر از هم بودند وول بودنشون بیشتر شده بود .نوکشون تو رفته بود تیرگیش بیشتر خودنمایی می‌کرد. دلم میخاس مثل حسام اول یه نیشگون ریز بگیرم و نوکشو بکشم بیرون ولی مثل ماسورهای حرفه ای اول دستهام رومحکم بهم مالیدم نگاهم کرد وبالبخند گفت نه بابا اینکاره .سفیدی دندوناش زیر لبهای تیره رنگی که الان هیچ رژی نداشت تضاد قشنگی بود دلم میخواست ازش لب بگیرم .زبونم رو تو لبای گوشتیش فشاربدم و… الان می‌فهمیدم چقدر بش کشش دارم ولی شاید یه حرکت اشتباه همه چیز بهم بزنه. به خودم گفتم آرزو گفته روتین هرشبه .امشب نه ولی فردا شب حتما جلوتر میری.
سینه هاش روتودست گرفتم سفتی خوشایندی داشت با اولین تماس من سرش به راست چرخیده چشماش رو بست .چقدر لذت داشت .انگار هنوزم باورم نشده بود این راست که لخت زیر دست من خوابیده .یه حرکت دورانی دیگه وحرکت بعدی رو که زدم رها با صدای ته حلقی گفت چقدر دستات گرم و خوب. آرزو خیلی انرژی خوبی داری .تو چاکرا ها بازه وانرژیهات مثبته .من رو ابرا بودم ونصف حرفاش رو نمیشنیدم.فکر کردم که از آخرین لزم حدود ۶ماهی میگذره و چقدر لذت بخشه حس مردونه گرفتن و اینکه یکی تسلیم زیر دستت بخوابه و تو آزاد باشی هر کاری خواستی باش کنی .
دستم را از روی یکی سینه هاش برداشتم و دیدم نوکش زده بیرون و اطرافش فشرده ترو تیره تر شده. من هر وقت دور نوک ممه هام چروک می‌شد خیس بودم بقول حسام وقت گاییدنم بود .ناخودآگاه نوک هردوتاش را گرفتم و کشیدم بیرون تر وقتی نگاهم کرد گفتم نوکش ماساژ نمیخواد؟
-تودستات عالیه به هر جا بزنی من دوست دارم میدونی آرزو خواهرم مجرده تجربه نداره ولی تو چون متاهلی بلدی مالشت آدم رو هورنی میکنه سکسی می‌مالی آدمو
-نه هورنی نشدی هنوز نفست سر جاشه
-توازاونایی که سروصدات بلنده؟
-بلند داد میزنم جیغ میکشم اصلا نصف سکس صداشه
-منم دوس دارم صدا کنم ولی خوب
-صداکن منم حس خوبی میگیرم
فقط خندید
-آرزو سینه های من خیلی پایین و کوچیکه ؟
-نه ولی چرا یه اندازه نیست؟ب بهانه سایز کردن محکم هردوشون رو فشار دادم تا هورنی تربچه و گفتم ببین چپیه کوچیکتره یه چیزایی زیر دست میاد سفت و باحال
-فیلرزدم من اصلا ممه نداشتم یعنی دوتاجوش کوچولو بود اول خیلی قشنگ بود به مرور افتاده شد کاش نزده بودم راستی آرزو حالا که گفتی پستونای تو یه اندازس
هنوز دلم میخاس بمالمش چون تازه داشت صداش عوض می‌شد ونفساش جوندار واقعا خیلی حس قشنگیه بتونی یکی رو هورنی کنی برای همین پاهام از زیر سرش بیرون کشیدم و دو طرف بدنش گذاشتم کسم رو چسبوندم به سرش و تونستم خیسیش رو با موهام پاک کنم
اگه نخاره و فقط ماساژ بخواد با این حرکت باید عکس العمل بده ولی چشماشو بست و گفت آرزو چه بوی خوبی میدی خوشبحال شوهرت آدم دلش میخادمرد بود و سفت میکرد تو .ذهنم میگه بپرم روشو سفت بمالش بهم. ولی دلم میخاس باش بازی کنم خوب شهوتی بشه تا ب زبون بیاره مثل وقتایی که حسام وادارم می‌کرد برا کیرالتماسش کنم بعدش خیلی بیشتر گاییدنش بم حال میداد .از طرفی هنوز بهش مطمئن نبودم بخصوص اینکه حسام گفته بود اینا روانین و دیده بودم تو۱لحظه کامل ورقش برمیگرده وکاملا یه آدم دیگه میشه برا همین گفتم برات میخرم ادکلن مو
-خره بوی کستومیگم .چقدرم آب داری سرم خیس شد .قربونت بره رها
باورم نمیشد اینقدر زود وا بده انگشتام رف روی نوک سینه اش و نوکشونو نوازش وبعد با خشونت به بیرون کشیدم .فشار روی سینه هاش رو بیشتر کردم سریع نفساش بلندترشد و آروم با صدای سکسی گفتم تو خیس نمیشی ؟ سریع یه دستم رو بردم تو شورتش .چنان آب لزج و غلیظ لای پاش بود که خودم موندم .ناله کرد وپاهاش رو بهم چسبوند و گفت وااای جونم دیگه معطل نکردم با اینکه میخواستم باکس بشینم روی صورتش تا اون کسی که حالش بدتر از مال خودش بود رو بمکه ولی ۶۹شدم و شورتش روازپاش درآوردم اون سریع تر از من سرشو لای کسم فرو کرد و با سروصدا لیسید انقدر
هورنی بودم که درست نمیتونسم کسشوبمکم ولی اون خیلی خوب وماهرانه زبون توکسم می‌کرد وچوچولم رومیمکیدخیلی بهترازتمام آدمایی که تاحالا کسموخورده بودند. اومدم انگشتم روفروکنم که با داد گفت دخترم نکن آرزو .تف زدم به سوراخ کونش رو سوراخشو مالیدم ناله اش بلند شد .فهمیدم خیلی روش حساسه .حدود ۵دقیقه ای مکید و منم چوچولش رو زبون زدم تو دهنم گرفتم .خوب بود که بعد از ساعتها تو ماشین بودن کسش بوی بدی نمیداد فقط بو و مزه کس را داشت .دیگه وقتش بود فکری که ازاول مالیدن پستوناش تو ذهنم بود رو عملی کنم پس دوتا بوس و یه فشار به چوچول قلمبیده کردم و پاشدم نشستم رو صورتش .با اینکه فکر میکردم یامخالفت کنه یا منفعل باشه ولی خیلی خوب شروع به خوردن کرد یکم بیشترکسم روفشاردادم وناله کردم جون کشداری گفتی بهتر از حالت ۶۹وسرش رو بالاتر آورد تا بهتر بمکه و خوردنش ادامه داد .گرمم شده بود سارافون و کندم و ممه هام رو
ازروی کرست مالیدم وکسمو روی دهنش جلووعقب کردم .هم آب کس من زیاد بود و هم آب دهن اون صدای خوبی ازاین سایش فضای اتاق رو پر کرده بود
قربونت برم رها جون چه خوب میخوری ممه هامم به این خوبی میخوری ؟ هروقت خسته شدی بگو
بی هیچ حرفی محکم تر و بهتر کسمو مکید .صورت نرمش باعث میشه لذت بیشتری ببرم .این بار هفتمی بود که توسط ۵آدم مختلف تواین پوزیشن حال میکردم .انقدر عاشق این مدل بودم که تایمش رو از حفظ بودم .به ذهنم اومد خیلی هم اذیت بشه دیگه نمیزاره برای همین برخلاف میلم کنارش اومدم ولباشوبوسیدم .طعم تند کسم انگار شهوتم را بیشتر کرد اون ازمن هات تر بود زبون داغشو کرد تو دهنم منم مکیدم. دستش رف رو کرستم پستونامو چلوند .ناله ام بلند شد.انگشتمو بردم لای پاش .تا کنار رونش خیس بود. به این یه ذره هیکل این همه شهوت نمیومد .تو گوشم گف برو عقب .خودمو کشیدم عقب که خندید و گف دست به جلوم نزن برو سمت کون .
-چرامیگه تحریک نمیشی ؟
-میشم ولی تو سفته دستات و فشار میدی آخر منو عروس میکنی
کرستمو باز کرد و خیلی عاشقانه و رمانتیک بوسیدشون و شروع کرد بتعریف که چقدر خوش دستن ،خوش بحال حسام .چقدر زیباست روش دوتا چک زد و گف آخ که یه شب رو ازم دریغ کردی چقدر دیشب گفتم بخواب روی پام ناز کردی .من دیشب باید اینا رو میمالیدم تا صبح .آب بود که ازکسم بیرون میرف لامصب ازیه مرد بهتر تعریف می‌کرد، هورنیت می‌کرد و اون زبون داغش به هر جای بدنم می‌خورد انگار تو وجودمو آتیش میزد .یه لحظه یاد حسن افتادم ،چقد خوب بودی که خودش اجازه داده بود .جاش خالی بود ،چندین بار گفته بود ی نفر سوم بیاریم ولی …
گف انگشتمو توکونش فروکنم ولی دلم نمیومد یادم اومد چندتا انگشتی کنار کاندوما گذاشتم و اومدم .خوشحال از اینکه من پاشدم اونم سمت یخچال رفت و آب خورد .من با دیلدو و کاندوم انگشتی و اون بایه پاکت خیار اومد .هر دو با نگاه به دستهای هم خندیدیم .بغلش کردم سرش درست روی سینه ام بود شروع کرد ممه هام رو مالیدن و مکیدن تعریف کردن .مثل یه مرد یا حتی بهتر از اون تعریف می‌کرد انگشتی رو تو انگشت حلقه ام کردم با تف خیسش کردم و همونطور ایستاده هل دادم تو کونش از شهوت زیاد لرزید بیشترفروش کردمو اون بیشتر بهم چسبید آروم تو گوشش گفتم دیلدو بزارم توش برات بزرگه ؟ همون موقع در با شدت زیاد گفته شد صدای لیدر بود که منو به فامیل صدامیکرد ازم جدا شد و اومد بره که گفتم ولش کن گفت نه این ول کن نیست با عصبانیت یه چادر از تو چمدون درآورد و منم به سمت آشپزخونه رفتم که دید از سمت در نداشت .
لیدر برای ثبت نام جزیره مرجان اومده بود میگف ۶صبح حرکته ورها گف مگه مغزخرخوردیم که ۶صبح بیدارشیم ولیدر میگف خیلی جای دیدنی داره حتما بیایید و۶۰۰بزنید بکارت و رها اصرار که ما نمی‌آییم ولیدر میگفت اصلا از هم اتاقیت بپرس که صدامو بالا بردم و گفتم من هیچ جا با ما نمی‌آییم سر ظهری نمیگید خوابه آدم مثل طلبکارا داشتم میگفتم که رها گف ببخشید ایشون خواب بود و الان عصبیه و در رو بست و طوری که بشنوه ازپشت در گفت چقدر این بیشعوره من نمیدونم چطور لیدر شده خوب میگم نه بگو باشه اونم ازپشت در گفت صدای تلویزیونشون سالن را برداشته بعد میگن خواب بودیم قیافه رها رفت توهم و اومد بره سمت در که به سمتش رفتم تو آغوش کشیدمش ولش کن بیا تو خودمون
با حرص گفت تمام حسمون پرید
راست میگفت گفتم بیا از نو
چسبوندمش کنار دیوار این کاری بود که خیلی دوس داشتم یه پارتنر برام بکنه سینه هاش رومحکم چلوندم طوری که ناله اعتراض کرد و بعد سرمو بردم پایین و مکیدمش. انگشتم رفت رو چوچولشو دورانی مالیدم .سرم رو به خودش فشار میداد و قربون صدقه ام میرفت .اصلا انگار یه دختر دیگه زیر دستای من بود .اون همه غرور و اعتماد بنفس رفته بود جاش لوندی و نیاز اومده بود .تو فکرم اومد باید کارهایی که برام کرده رو براش بکنم تا ازم بیشترشو برام تکرار کنه .برای همین نشستم روی زمین و لباموگذاشتم روکسش .به التماس افتاده بود وقتی چوچولشو میمکیدم که تو رو خدا نکن دارم میمیرم نمیتونم آرزو ولی من انقدرادامه دادم وکونشو انگشت کردم که بگریه افتاد تو تعجب بودم که لرزید و پاهاش روی سرم سفت شد .صبر کردم بدنش منقبض بشه و کشوندمش سمت تخت .خیلی خوشحال بودم مثل آدمی که برای کاری که تلاش کرده الان به نتیجه رسیده داشتم از چشمای خمارش ،نگاه التماس گونش ،نفسای بی جونش لذت میبردم .بی‌حال بود طوری که من می کشوندمش گف بهش آب بدم حق داشت بس که آب ازش اومده بود .دیلدو رو کاندوم زدم که بطری رو از لباش جدا کرد و گف خیلی خارکسه ای .تفکر اینجاشم کرده بودی و ناز میکردی .دوباره آب خورد و منم در حالی که سمت کلفت کاندوم روبه ژل دارچین و سمت نازکشو روان کننده میزدم گفتم بت نمیاد انقدر جنده باشی اینو برا خودم آورده بودم .گف کس خوار آدم دروغگو
-اذیت نمیشی اینو بزارم پشتت؟
درحالیکه به پشت می‌شد و زیر شکمش بالش گذاشت گف نه
رو زانوهام دو طرف پاهاش نشستم اولیه ضربه به کونش زدم وشروع کردم بوسای ریز ازکونش گرفتن ،یادحسام افتادم کارایی بودکه اون میکرد من غرق لذت میشدم دم گوشم میگفت انقدر زیبایی بعضی وقتا حیفم میاد بگامت دلم میخواد فقط نگات کنم ولی این کیرم بیشعوره ،عشق و زیبایی سرش نمیشه فقط میخواد بره تویه سوراخ .برای همین منم گفتم رها چه هیکل زیبایی داره هوش از سر آدم میبره کونت کیوت و خاصه که گف خفه شو فقط بگا
باورم نمیشد با این سرعت باز بخواد .میدونستم که ارضا شده سردیلدو روازسمت نازکش توکونش فروکردم واز پشت سینه هاشو گرفتمو چلوندم .آه و ناله اش بالا رفت بهش گفتم لب بده و لباشو مکیدم .من دوست داشتم آروم آروم برم جلو ولی اون دستشو برد سمت دیلدو بیشتر فرو کرد و گف عجب جنده ای هس یا کلفتشو برای خودت گذاشتی؟
-اینقدر کونت گشاده ؟
-نه به گشادی کس تو
دیلدو روتوکسم فروکردم دستم روروی دهنش گذاشتم وفشاردادم فکر کردم حالا جیغ میزنه ولی با لذت جوووونی گفت و بلابیشترش التماس کرد .باورم نمیشد اینقدر کونی باشه .بس که خودم از کون دادن میترسیدم وکونم حساس بود باورم نمیشد انقدرراحت وبالذت ازگاییدن کونش لذت ببره. رها مرتب کونشو میده بالا تا دیلدو بیشتر توش فرو بره .شروع کرد غرزدن که کسده تقه بزن دیگه .مگه نون نخوردی ؟
اصلا باورم نمیشد اون دختر مودب ارشد روانشناسی بالینی اینهمه شهوتی باشه و انقدر بی تو دهن باشه .
با سرعت و فشار شروع به کوبیدن خودم به کونش کردم
لذت زیادی داشت همین که ناله می‌کرد ولذت می‌برد یه حس خیلی خوبی بهم میداد جدا از اونکه فرو رفتن لمبرای کونش روی کسم حسی خاص و لذت وصف ناپذیری داشت .رها مرتب قربونم میرفت تو کس تپلی کس تپلی میکرد التماس میگفت که بیشتر میخواد بیشتر بگامش .همین نیاز رها یه حس خوب و قدرتی بم میداد که قابل وصف نبود. قبلا فکر میکردم حسام بخاطر لذت بردن من اصرار دارد که سرو صدا کنم هرچی میخوام روبه زبون بیارم ولی الان می‌فهمیدم بخاطر لذت خودشم بوده .رها تو هر برگشت من کونشو بالاتر موردتا محکم تر بش بکوبم .کاندومها ازجاشون خارج شده بودن اومدم دیلدو رو تو کاندوم فرو کنم که باسرعت بلند شد گفت فقط هیکل گنده کردی بلد نیسی خوابوندم رو تخت و محکم توکسم دیلدوروحرکت میداد نوک سینه ام رو دندون گرفتو با دست دیگش اون سینه ام رو میمالید شروع کرد فحش ناموسی دادن هم از لذت و هم از حرفاش خندیدم وقتی سفت ضربه زد انگار دیلدو به ته رحمم میخورد دردم گرفت و از طرفی به یاد کیربلند حسام نوک چوچولمو مالیدم و دست دیگم سمت کونم رفت وقتی تو سوراخ کونم انگشت کردم باشد زیادی ارضا شدم و پاهام باشد زیادی لرزیدن گرفت ناله کردم و لبای رها رو گاز گرفتم

نوشته: آرزو

ادامه…

بازدید 19,889

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “اول ممه (1)”

  1. یعنی واقعا همجنس چه لذتی از ممه همجنس خودش میبره؟این همیشه برام جای سوال بوده… اگه جنس مخالف باشه باز یه چیزی چون تحریک کنندست…کردن دیلدو داخل ک…ص طرف فقط برای اونیکه میده لذت بخشه وگرنه طرف مریضه که اندام جنس مردانه براش جذاب نباشه…در مورد گی هم همین تقریبا…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید