اولین سکس پدرام با همکلاسی

سلام دوستان این داستان یکی از بهترین اتفاقهای زندگیمه و هروقت یادش میوفتم خیلی حالم خوب میشه.
من پدرام هستم . تقریبا از سن ۱۵ سالگی متوجه شدم به همجنس خودم هم گرایش دارم و دوست دارم مفعول باشم.
تو سن ۲۱ سالگی بودم و دانشجو توی ساوه. با چندتا از دوستام تو دانشگاه یه خونه کوچولو گرفتیم نزدیک دانشگاه. ۳ نفر بودن که محمد خیلی مذهبی بود محسن خیلی دختر باز بود و آرش که بچه درس خون بود و خیلی بامزه.
ما تو اون خونه خیلی شوخی و بازی میکردیم‌ . مخصوصا وقتایی که محمد نبود و چندتا دیگه از دوستامون میومدن خونه ما مهمونی. وقتایی که خیلی شلوغ میشد شوخی های بدنی زیاد بود کشتی می گرفتیم میپریدیم روی هم و از این جور کارا.
من به هیچ کدوم از بچه ها نگفته بودم گرایشم چیه و اونا نمیدونستن.
یه شب آرش پرید روی من قفلم کرد و حسابی داشت ادای تلمبه زدن روم در میورد. بعد پاشدیم نشستیم یه گوشه. من کنار کیاوش نشستم خستگی در کنم، آرش اومد پاهامو باز کرد کمرمو گرفت و کیرش رو چسبوند به کونم. لباس داشتیم. منم فکر کردم داریم شوخی میکنیم دیگه، اصن این حرکت خیلی عادی بود. همینجور که بهم چسبیده بود کیاوش ازش چند تا سوال پرسید و شروع کردن صحبت کردن. منم داشتم گوش میدادم. بعد حس کردم کیرش داره بلند میشه. یه گرمای شدید روی کونم حس کردم، حسابی راست کرده بود. یه حس عجیبی داشتم، چون از آرش انتظارش رو نداشتم، از اون طرف خیلی حس خوبی بود و دوس داشتم ادامه داشته باشه. بعد باز کیاوش یه سوال پرسید بحثشون بازتر شد، من تو حال خودم بودم که دیدم کیرش داره میخوابه، خودمو یکم سر دادم پایین که بچسبم به کیرش و حواس آرش رو دوباره جمع خودم کنم، موفق هم شدم، کیرش دوباره داشت راست میشد. نگاه آرش به کیاوش بود و حرف زدنش، منم با چشمای خمار خیره شده بودم به چشمای آرش. هی کیرش میخوابید هی راست میشد، خلاصه کلی لذت بردم اون شب. ولی بعدش هیچ اشاره ای بهش نکردیم و اصلا به روی خودمون نیاوردیم. البته من بازم گذاشتم رو حساب اینکه طبیعیه کیرش چسبیده بود به کونم بایدم راست کنه. دو هفته گذشت. میخواستم برم دانشگاه قبلش تو خونه حسابی شیو کرده بودم. بدن من خیلی سفید و یک دست صافه. رون و کونم هم بزرگ و نرمه. و وقتی که شیو میکنم واقعا سکسی میشه. میخوام تعریف کنم فقط میخوام تصور کنید. خلاصه پنج شنبه بود که میخواستم برم ساوه، پنج شنبه و جمعه همیشه تنها بودم چون بچه های دیگه کلاس نداشتن و میموندن تهران. اون روز توی را آرش هم زنگ زد گفت منم میام ساوه. کلاسامو رفتم و شب با آرش اومدیم خونه. تنها بودیم غذا خوردیم و صحبت کردیم و هر کدوم افتادیم یه گوشه اتاق. من دمر خوابیده بودم رو زمین و داشتم مجله میخوندم، چیزایی هم که میخوندم برای آرش تعریف میکردم، یهو آرش پرید روم خوابید و مثل همیشه شروع کرد به مسخره تلمبه زدن. بعدش یکم همینجوری خوابید روم، بعد با خجالت دستش رو برد روی کمربند شلوارم، بعد یواش‌و خجالتی گفت اینو باز میکنی؟ من دلم ریخت پایین یهو کل بدنم هم یخ کرد هم پر از شهوت شد، تپش قلبم رفته بود بالا. خیلی خوشحال بودم ولی استرس هم داشتم، تا حالا تو این موقعیت نبودم. همینطور که دمر بودم و آرش روم بود، کمربندم‌ و دکمه شلوارم رو‌ باز کردم، شلوارم و‌ شرتم رو کشید پایین، کونم و پاهام رو دید که چقدر سفیده، یکمی مکث کرد و گفت ای شیطون میدونستی من میام خودتو آماده کردی؟ منم یه خنده کوچیک کردم. اونم شلوارش رو در اوورد کیرش رو خیس کرد بعد خوابید روم کیرشو گذاشت روی سوراخم، لپ های کونم خیلی بزرگ بود کل کیرش رفت وسط کونم. من چون تاحالا نداده بودم هیچ تصوری نداشتم چی میشه الان. سعی کرد کیرش رو بکنه تو سوراخم ، ولی کیرش سر خورد رفت لای پام، وای که چه حس خوبی داشت. بعد پرسید رفت توش؟ منم الکی گفتم‌ آره توشه. بعد شروع کرد تلمبه زدن، بعد از چند دقیقه آبش اومد ریخت وسط پاهام، طفلک فکر میکرد ریخته تو کونم، وقتی بلند شد پاهامو قفل کردم که نفهمه داشته لاپایی میزده. نمیدونم چرا اینکارو کردم اصلا. بعد پاشد رفت دستشویی منم سریع خودمو تمیز کردم. وقتی برگشت سرش رو انداخته بود پایین از خجالت. منم داشتم نگاش میکردم، میخواستم خجالت نکشه بهش گفتم آرش این چه کاری بود؟ الان اگه حامله بشم میخوای چیکار کنی؟ یه خنده کوچولو کرد و گفت برم بیرون یکم راه بریم؟ گفتم باشه. من تا اون موقع هنوز کیرش رو ندیده بودم. رفتیم و اومدیم. می خواستیم بخوابیم چراغ ها رو خاموش کردیم ، اومد کنارم خوابید، دست گذاشتم رو کیرش دیدم باز راست کرده، دیگه چیزی نگفتم رفتم زیر پتو کیرشو در آوردم کردمش تو دهنم و کلی ساک زدم براش. داشت دیوونه میشد اونم حس غریب منو داشت انگار، بعد آبش رو خالی کرد تو دهنم ، منم همش رو خوردم، چقدر خوشمزه بود. پاشد یه سیگار روشن کرد، بعد گفت این همه وقت باهم تنها بودیم چرا زودتر اینکارو نکردیم؟ چرا من الان باید بفهمم چی کنارم بوده؟ منم گفتم عیب نداره از این به بعد از هر فرصتی استفاده میکنیم. جمعه شد منم باز حسابی خودمو آماده کردم کونمم حسابی شسته بودم. میخواستم این دفعه بزارم بکنه تو کونم. نزدیکای ظهر بود که اومد پیشم از پشت منو گرفته بود سینه هامو میمالید گردنمو بوس میکرد، لباسامو کم کم در اوورد، بازی کردن کیرش وقتی تکون میخورد و میزد رو کونم خیلی دوس داشتم. منو دمر خوابوند، یکم کیرشو مالوند به کونم ، مثل سنگ سفت شده بود، کیرش مثل مثلث بود پایینش باریک بود سرش خیلی پهن بود، یکمی هم به پایین خم بود، واسم جالب بود کیرش، کیرشو چرب کرد بعد خیسش کرد، گفت لپ های کونت رو باز کن، بعد دقیق گذاشت روی سوراخم. خیلی آروم فشارش داد بره تو. خیلی با حوصله. اولش درد داشت ولی تحمل کرد ، سر کیرش به زور داشت میرفت تو. یکم دیگه که رفت تو یه حس خیلی عجیبی داشتم، هم‌ درد داشتم، هم حس کردم جیشم داره میاد. روم نشد بگم داره جیشم میاد. هی فشار داد بعد یه حس خیلی خوبی اومد ، دیگه دست خودم نبود ، بیشتر فرو کرد گفتم الان جیشم میاد، بعد یهو آبم پاشید بیرون ، باورم نمیشد جیش نبود و آبم بود که داشت میومد، اینقدر آب زیادی ازم اومده بود که زیرم حسابی خیس شده بود ولی چه لذتی داشت. من تو حال خودم بودم توی دنیای دیگه، آرش هم همینطور داشت تلمبه میزد. کیرش بیرون نمیومد چون سرش خیلی قلمبه بود وقتی میکرد تو خیلی حس خوبی داشت حس میکردم کیرش تو کونم گیر کرده. بالاخره صداش بلندتر شد، یه آهی کشید که گفتم الان همسایه ها میفهمن، کل آبش رو ریخت تو کونم، انقدر با فشار ازش آب میومد که من نبض رگش رو حس میکردم. بعد ولو شد روم. جونش در اومده بود. گفت دهنت سرویس تو منو گی کردی. اینجور که جفتمون ارضا شدیم هر دوی ما رو بدجور بهم وابسته کرد، هر جایی گیر می آوردیم میرفتیم تو‌کار، اینقدر زیاد که حتی شبها که با دوستامون خیاری کنار هم میخوابیدیم، بازم یواشکی سکس داشتیم. هر سوراخی پیدا میکردم یا کیرش تو دهنم بود یا تو کونم. و تا این لحظه که ۱۵ سال گذشته من و آرش همچنان عاشق همیم. دوریم ولی هر چند وقت یکبار قرار میزاریم و کلی لذت میبریم.
همیشه به هم میگیم کاش میشد باهم ازدواج میکردیم. شاید یه روزی….

این از داستان من . واقعیتی که بهترین قسمت زندگی من شد. امیدوارم که لذت برده باشید، هرچند که بنظر خودم داستان گویی خوبی ندارم. بالاخره اولین باره که داستان مو مینویسم‌ به امید اینکه بیشتر یاد بگیرم.
دوستتون دارم.

نوشته: پدی

بازدید 8,324

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “اولین سکس پدرام با همکلاسی”

  1. اوف کون دادن چه حالی میده حاجی امروز صبح رفتم پیشم دوستم اینقدر منو گایدم اوف بدون اینکه دست بزنم ب کیرم ابم آمدفاعل بم کرمان کسی بود پی شرایط رو بشه بگم

  2. خیلی عالی بود داستانت و خیلی هم ساده و روان نوشته بودی و انتقال حس خوبی داشتاکثر اونایی که کون دادند کاملا درک میکنن که واقعا کون دادن بهترین و بیشترین لذت رو داره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید