محمدم ۲۵ سالمه بدن لاغر و فیس پسرونه
داستان اولین سکس با پسر ک داشتم برمیگرده ب سال ۱۴۰۰
من یه چند وقتی بود تازه با دوست دخترم کات کرده بودمو دیگ حوصله دختر بازی رل زدن نداشتم
یه روز طبق معمول ک تو سایت پورن بودم داشتم فیلممیدیدم خیلی ناخوداگاه چشمم خورد ب به فیلم گی
(از اونجایی ک از قبل اصلا از گی یا همجنس بازی خوشم نمیومد هیچوقت فیلماشم نگاه نمیکردم)
اون روز واسه اولین بار رو اون فیلم کلیک کردم شروع کردن ب دیدن این فیلم اینقدر خوب بود ک خوشم اومد
از اون روز ب بد دیگ فیلمهای گی نگاه میکردم با خودم ور میرفتم خیلی دوست داشتم این حسو تجربه کنم
ولی خب هم میترسیدم از خیلی چیزا هم دوست نداشتم این حسو کسی بفهمه
یه چند وقتی گذشت من یه گروه گی ک همه پسر بودن توتلگرام عضو شدم
با چند نفری چت میکردم ولی ن عکس میفرستادم ن زیاد چت میکردم از ترسم …بعضی موقع ها ک سکس چت میکردم دستمو میذاشتم رو کونم با خودم ور میرفتمخودمو ارضا میکردم
تا اینک به روز با به نفر ب اسم علیرضا شروع کردم چت کردن
اول باهم اشنا شدیم علیرضا یه سال از من کوچیکتر بود یه جورایی مث خودم بود ولی اون تجربه سکس قبلا داشت
علیرضا دیگ کم کم ک ب من اعتماد کرد منم ب اون …گفت من خودم پوزم ورس واقعا گی هستم سکس لاو خیلی دوست دارم
ازم خواست اگ میشه دیگ ویدیو کال کنیم بدون فیس
چندوقت منو علیرضا باهم ویدیو کال میکردیمو من با خودم ور میرفتم اونم با خودش تا ارضا بشیم
چند روزی گذشت …یه شب ک داشتیم باهم ویدیو کال میکردیم یهو قط کرد شروع کرد پی ام دادن ازم خواهش کرد که قرار حضوری بذاریم
بم گف میتونم بش اعتماد کنم خیلی تو کف سکس بامنه خواهش کرد بیاد پیشم
منم ک خیلی می ترسیدم تا حالا با هیچ پسری اینطوری قرار نذاشتم اولش قبول نکردم ولی حشری بودم اون وسط ویدیو کال قط کرد نذاشت ارضا بشم
خیلی اصرار کرد بالاخره قبول کردم لوکیشن فرستادم براش
کفت :تا ۲۰ دقیقه دیگه اونجام
دودل بودم تا موقعی ک بیاد برم پیشش یا ن
ساعت ۱۰ شب بود پی ام داد
من رسیدم لوکیشن
بالاخره منم ک حشری بودم دلو زدم ب دریا گفتم برم پیشش
لباسامو پوشیدم رفتم اونجا
از دور دیدم به پسره سفید رو تقریبا قدش کوتاه تر از خودم ولی بدن گوشی مث خودم پسرونه با یه موتور اونجا منتظر بود
رفتم جلو سلام دادم بش
گفت سلام اقاااا چه عجب عروس خانماومد ما ببینمش
منم ک دستپاچه بودم نمیدونستم چی بگم خندیدم گفت بشین بریم
منم نشستم همین ک راه افتاد اولین حرفی ک زد کفت:
جای خلوت سراغ داری
گفتم :حالا بذار یکم اشنا شیم یخمون آب بشه
گفت:میریم یه جا هم آشنا میشیم هم یختو آب میکنم برات
منم ک خیلی حشری بودم تو دلم میخواستم سریع بریم یه جای خلوت بش ادرس دادم رفتیم بغل یه کارخونه تاریک هیچکس نبود
علیرضا موتور پارک کرد اومد دستمو گرفت
اولش ب شوخی گف: دسته شوهرتو سفت بگیر گم نشی
منم خندیدم گفتم چشم
رفتیم یه جای خیلی تاریک
اول سیگارشو در اورد بم تعارف زد بدش گفت بزار خودم برات روشن کنم
همین ک داشتیم سیگار میکشیدیم شروع کرد حرف زدن علیرضا گفت:خب چرا انقدر کم حرفو خجالتی
گفتم:تا حالا تو همچین موقعیتی نبودم نمیدونم چی بگم
جوابمو داد گفت:چیزی جدیدی نمیخواد بگی همونایی ک تو چت گفتی کافیه (منظورش سکس چتامون بود)
اصن نذاشت من دیگ حرفی بزنم سیگارشو انداخت اونور منو کشید سمت خودش یه ذره قربون صدقم رفت
گفت:اجازه هست لبای خانومم رو بخورم؟
منم ک دیگ هیچی دست خودم نبود اولین بارم بود فقط سکس میخواستم واقعا دیگه کم کم داشتم فک میکردم من زنشم اونم شوهرمه
منم خندیدمو هیچی نگفتم
شروع کرد لبامو خوردن بدش گردنمو میخورد هی می گفت بالاخره دوماد شدم ب ارزوم رسیدم با حرفاش منو دیوونه تر میکرد
منم بی اختیار دیگ وایستادم هرکاری میخواد بکنه
گردنمو خورد لباسمو دراورد شروع کرد بدنمو خوردن و لیس زدن من خیلی خوشم میومد از این کار علیرضا فهمید دیگ من مطیع اون شدم
دستشو برد سمت شلوارمو کشید پایین از رو شرت هی قربون صدقه کیرم میرفت از پایین پام شروع کرد لیس زدن تا بالا بم گفت
اجازه هست این آقا کوچولو رو واست بخورم
منم خودم شورتمو کشیدم پایین کیرمو تا ته کرد تو دهنش حسه خیلی خوبی داشتم واسم همین جوری ساک میزد با دستشم با سوراخم بازی میکرد
انگشتشو گرفتم کردم تو سوراخم بش گفتم انگشتو عقب جلو کن
اونم هم ساک میزد هم انگشتم میکرد
بدش پا شد لبامو باز خورد نوک سینه هامو خورد
بم گفت برگرد دستتو بذار رو دیوار
منم ک میترسیدم واسه بار اولم بدم بش گفتم درد داره میشه سافت باشیم
اونم قبول کرد اولشو گف میخام برات سوراختو بخورم
من نمیزارم عشقم درد بکشه
منم شلوارمو دیگ کامل در اوردم دستمو گذاشتم رو دیوار کونمو دادم عقب یکم
علیرضا خیلی جوراب مچی سفید دوست داشت منم پام کرده بودم
بد شروع کرد از روجوراب مچی پاهامو خوردن فهمیدم ک فیتیش داره یه ذره پاهامو خورد اومد بالا وقتی زبون زد ب سوراخم بدنم شل شده بود داشتم نهایت لذت میبردم
علیرضا کارشو خوب بلد بود اولش سوراخمو خورد با انگشتش هی بازی کرد تا جایی ک دیگ نتونست جلو خودشو بگیره
گفت میشه همین امشب عروسم بشی؟
منم ک دیگ کلا مطیع علیرضا بودمو دوس داشتم اون شبم کامل بشه
فقط بش گفتم
من خیلی تنگم درد داره نمیتونم
بم گفت :نگران نباش عشقم یه جوری بکنمت هیچی حس نکنی تو از این ب بد مال خودمی خانومه خودمی فقط من باید بکنمت سوراخت باید ب سایز من عادت کنه
تف انداخت روی کیرش خیس ک شد میمالید دم سوراخم بالا پایین میکرد داشت دیوونم میکرد بهش گفتم بکن دیگه خانومتو دلم کیر میخواد
اونم گف چشم عشقم الان پردتو میزنم مال خودم بشی
اولش آروم سرشو گذاشت توم خیلی درد داشت دراورد گفت :اگه نمیتونی میخوای بعدا انجام بدیم
منم ک دیگ واقعا کیر میخواستم خودم کیرشو اروم اروم کردم توم خیلی درد داشتم ناله میکردم هم از درد هم شهوت
منم کامل قمبل کرده بودم براش کیرشو تا ته با دستم کردم تو
داغی کیرش دیوونم کرد کیرش کامل توم بود اولین بار بود حس خوب دادنو تجربه کردم اونم بعد یکی دودیقه شروع کرد اروم عقب جلو کردن
قشنگ دیگ سوراخم سایز کیرش شده بود راحت عقب جلو میکرد منم دردم کمتر شد داشتم لذت میبردم واقعا دستش رو کونم بود دستامو گرفت داشت تلمبه میزد منم غرق ناله کردن لذت بودم دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم واسم میمالید گردنمم میخورد هی قربون صدقم میرفت
میگفت خانومم چه کونی داره ،،از این ب بد کونی خودمی
بد چند دقیقه داشتم میدادم آبم اومد ریخت رو دست علیرضا
علیرضام خوشش اومده بود دستشو با همون اب کرد تو دهنم اول بدش برم گردوند شروع کرد لب گرفتن ازم انگار خودشم دوست داشت اب کیرمو بخوره
یه ذره لب گرفتیم ازهم بم گفت :
نمیخوای اب کیر شوهرتو بخوری پس؟؟
منم شروع کردم از نوک سینه هاش خوردم دوباره تا کیرش خیلی راست بود داشت منفجر میشد
واسش ساک میزدم با سوراخش ور میرفتم
تا اینکه ارضا شد کل ابشو ریخت تودهنم دوباره بلندم کرد ازم لب گرفت آب دور دهنمو با زبون پاک کرد خورد لباسامونو پوشیدیم
بدش ازم تشکر کرد گفت میخوام مال هم بشیم
چند وقت باهم بودیم یکی دو بار دیگم سکس کردیم
ک اونام واستون میذارم اگ خوشتون اومد از این داستان💙
نوشته: محمد
9 پاسخ به “اولین تجربه گی با دوست مجازی”
کون واقعی میخام
اینقدر کونی آخه از کجا اومده 🤣🤣🤣
بنویسلایک 👏
♥️🎀👍🔥 داستانش رودوست داشتم 👍🔥💋
خوب بود👍
بعضی وقتها بر اساس رأی مثبت بیشتر، میرم داستانها رو باز میکنم میخونم. واقعاً متأسفم برای شعور افرادی که به این داستان لایک دادن. از افتضاح و آشغال هم به مراتب ضعیفتر بود.
میشه این گروهها رو اینجا بنویسین تا من هم بتونم پارتنر خوردمو پیدا کنمیا کسی لطف کنه برای من خصوصی بفرستهممنون میشم
چقدر كوني زياد شده 😅
واقعا لذت کون دادنو نمیشه با هیچی عوض کرد چون بهترین لذت دنیاس