من عاشق کون برجسته وبزرگم مخصوصا اونایی که از پشت چادر یک دو میزنن .اصلامن دیوونه کون از پشت چادرم به طوری که وقتی زن های توی خیابون رو میبینم که از پشت چادر کون قلنبشون مشخصه دوست دارم از پشت بهشون بچسبم کلا بزور خودمو کنترل میکنم درمقابل اینجور کون ها حالا اگه همون زنا جای چادر ساپورت ومانتو بپوشن من اونقدر تحریک نمیشم.ما تو اپارتمان زندگی میکنیم که عشق منم به این کون ها اینطوری شروع شد که تو دوران بلوغ با دیدن همسایه ها با چادر کیرم راست میشد وچون همه با چادر تو ساختمون میچرخیدن وکسی نمیومد مانتو بپوشه به خاطر چند دقیقه رفت وامد تو ساختمون .ما یه همسایه داشتیم که از همه کونش بزرگتر بود وخوشبختانه طبقه بالا ساکن بود چون وقتی میخواست از پله ها یره بالا کونش بیشتر تو چشم بود ومجبور بود از پیش واحد ما رد بشه.من کمکم دیوونه این مهین خانم شدم دیگه نمیدونستم چکار کنم از بس تو کفش بودم کار من شده بود جق زدن به یاد مهین
یه روز تو خونه بودم که صدای کفش شنیدم که یه نفر داره میاد سمت راه پله از چشمی درنگاه کردم دیدم مهین خانمه .تا از پله رفت بالا درو باز کردم تا بتونم دیدش بزنم .عاقا عجب کونی داشت این مهین از پشت چادر با ادم حرف میزد .دیگه کارم شده بود دید زدن مهین موقع بالا رفتن از پله ها دیگه عین خیالمم تبود که متوجه بشه که من هردفعه میخواد بره بالا در واحدمونو باز میکنم و نگاش میکنم.یه روز تو خونه بودم که درزدن.مادرم درو باز کرد که دید مهینه اومده بود اچار فرانسه واچار لوله میخواست لولشون شکسته بود من هم اومدم بهش دادم بعد بش گفتم اگه کمک بخواین من هستم که گفت اره ممنون میشم چون شوهرم وبچه هام نیستن واب داره میبرتمون.منم خوشحال بش گفتم باشه بفرمایید شما منم پشت سرتون میام .همینطور که داشت میرفت بالا منم پشتش بودم وای باورم نمیشد کونش فقط چند سانت بام فاصله داشت ودوست داشتم بش بچسبم یهو دستمو یواش زدم به کونش ولی اون چیزی نگفت وداشت با عجله میرفت بالا شایدم حس نکرد .اقا رفتیم سراغ لوله تو همین حین که داشتم کار میکردم به بهونه اینکه بم اچار بده هی دستمو میزدم به دستش .دیکه حشرم زده بود بالا ولی خودمو کنترل میکردم .کار لوله تموم شد وازمن تشکر کرد بعد دوباره بم اچارامونوداد که بازم دستمو یکم بیشتر زدم به دستش ورفتم خونه.
باز دوباره کارم شد دید زدن تو راه پله که دیگه اونم متوجه شده بود ویواش تر راه میرفت تا ییشتر ببینمش.یه روز دلمو زدم به دریا وقتی داشت میرفت بالا منم رفتم پشت سرش اون منتظر بود که من یه کاری بکنم ولی من فقط بش سلام کردمو از پیشش رد شدم رفتم رو پشت بوم.وقتی برگشتم دیدم درشون بازه منم رفتم سرک کشیدم دیدم وای یه تاپ سکسی پوشیده بود ویه ساپورت قهوه ای که کونش داشت جر میداد ساپورتو.من مهو کونش بودم که یه برگشت منو دید که دست به کیر وایسادم وبمگفت بفرما اقا سینا کاری داشتی؟منم زود خودمو جمع وجور کردمو گفتم راستش میخواستم یه چیزی بتون بگم که گفت بفرمایید و رفت با چادر اومد ومن رفتم تو که واسم چایی اورد بعد داشت میرفت سمت اشپزخونه که من با دیدن کونش از پشت چادر امپرم زد بالا رفتم واز پشت بش چسبیدم که یهو وایساد وگفت منتظر همین بودم سینا جون منم عین وحشیا ازش لب میگرفتم وهمینطور که چادر سرش بود انداختنش زمین وخوابیدم رو کونش .
مهین:عجله نکن همش مال خودته بزار چادرمو حداقل دربیارم
من: همین چادرته که انقدر جذبم کرده
انقدر خودمو بش مالیدم تا ابم اومد بعد لختش کردم وتف زدم تو سوراخ کونش وباش بازی کردم تا کیرم سیخ شد وکردم تو کونش محکم تلنبه نیزدم که دادش دراومد تو رو خدایواشتر جر خوردم من گوشم بده کار نبود انقدر گاییدمش تا ابم اومد ریختم تو کونش بعد دلم براش سوخت کسشو لیسیدم ده دقیقه تا ارگاسم شد منم رفتم خونمون ولی بعد اون روزدیگه بم نداد منم رفتم تو کف همسایه بغلیمون.ولی اونو دیگه نتونستم بکنم .امیدوارم خوشتون اومده باشه از خاطرم.
نوشته: عشق کون
12 پاسخ به “اندر کف کون زن چادری همسایه”
این داستان فقط یه جنبه ی مثبت داشت اونم این بود که بعد چندی اندی فهمیدیم که این فانتزیهای عجیب از کجا نشات میگیره !!
خیلی مسخره بودنکبت…فکاهی نوشته بودی اوضگل خان؟؟؟
من فکر کردم لوله را میکنی تو کونت که دیدم حدسم درسته فقط جای لوله گوشیتو کردی و ریدی جای نوشتن
خل مغز …اون باسنی که میگفتی یک دو میکنه و باهات حرف میزنه و اخرش هم نگفتی بهت چی گفت …دوتا اسم معروف داره و تو لاف زن هم ، ازش بی خبری .بی ادب اون دستت رو از دماغت دربیار خوب گوش کنبهشون میگن طاقچه و تغار !یه اسم فرعی هم برای این دوتا گذاشتند که هرکدوم اگر روغنش خشک شد و به زمختی رسید و دو لمبر بهم ساییده بشن و بهم گیر کنن …طوری که لمبرها در رفت و برگشت با دوضربه از درگیر شدن همدیگه خلاص بشند .صدای ایجاد شده از این دوضربه رو بهش تلق …تولوق میگن ، فکر میکنم این مهین خانم از همین مدل تو دامنت گذاشته و از شدت ذوق داشتی خودت رو خفه میکردی…!!خدا پدر زن همسایه بغلیتون رو بیامرزه …چه زن عاقلی بوده که به تو پسرکِ پیژامه پوشِ پلکان گردی که همیشه با یه دستش هم تنبونش رو نگه میداره ، نداده ! دستش درد نکنه که بانی خیر شدو قسمت دوم داستان این طاقچه باز رو در نطفه خفه کرد!!اینهمه بهتون میگن تنهایی حموم مردونه نرین …خیلی بد چیزیه و چشم و گوشتون باز میشه …گوش نمیدین که …سرتقی میکنین !
مغزت دنده عقب گوزیده جقی.
خانوم های شوهر دار و متأهل که دوست پسر میخوان بخونن.مهدی هستم23سالمه.یه پسر خیلی داغ،خوشتیپ،شیک و مهربون و احساسی.از خانومای شوهردار هرکی یه دوستی مخفیانه و بی دردسر با یه پسر مورد اعتماد میخواد بهم اس بده. شـمـ.ــاره من:↓
اشغال حرمت چادر رو نگه دار.چادر مال حضرت زهراست
اخه خب بی مغز جقی کسخلللل زن چادری همسایتون با چادر میومده تا پابین جای شما اچار بگیره بعد,تو میگی اول یواشکی دید میزدمش بعد چند وقت هر وقت میرفتو میومد رسما در خونتون رو باز میکردی نگاش میکردی اونم که تو تصورات تو خاله الکسیس بوده(نسخه ی چادری) (dash)چیزی نمیگفته 🙄با اون مخ ملجوق خودت برام توضیح بده زنی که “شوهر”داره”با چادر میاد طبقه ی پایین چطوری یهویی میگ منتظر همین بودم که تو بچه جقول بکنیش (hypnotized)فرض میکنیم تو کردیش-__- اخه جقولی جان پسرم تو نهایت15سانت کیر داشته باشی بعد اون موقعی که کردیش داد میزد؟ (dash) (dash) (dash).ازت خوااااهش میکنم:سیکتیر.
ببخشید…این خاله آلکسیس کی هست؟
چه تخمی بود
منم چادری ام
توام سوپراون لوله کشه رو زیاددیدی ها