امین و پیرمرد توی اتوبوس

سلام،من امینم
میخواستم خاطره سکسم را با یک پیرمرد که تو اتوبوس دیدمش براتون بگم. لطفا فحش ندید اگه خوشتون نیومد
اول مشخصاتمو وقتی ۱۶ سالم بود براتون میگم:قدم ۱۸۰ وزن ۶۵ پوستم گندمی و کوسه بودم
من زمانی که ۱۶ سالم بود بعد از یه مدت گرایش پیدا کرده بودم به مفعول بودن و دوس داشتم با هم سنو سالام سکس کنم. اما بعد یه مدت به سکس با پیرمردا گرایش پیدا کردم. اما بعد تابستون اون سال دیگه از سرم پرید این داستانا و دیگه از گی بودن تنفر داشتم.
یک روز وقتی کلاس زبان داشتم و چون نخونده بودم جیم شدم و سوار اتوبوس دیگه ای شدم.
وقتی سوار شدم رفتم روی یه صندلی طرف پنجره نشستم و بعدش یه پیرمرد(که پوزش به این حرفا نمیخورد)کنارم نشست و شروع کرد تعریف کردن و سوال پرسیدن(معدلت چنده و …‌‌…) بعد کم کم هی دستشو میاورد رو شونم و منم تو این فازا نبودم یهو نمیدونم چرا ولی حشری شدم یخورده. بعد دوتامون یخورده ساکت شدیم و من رفتم تو فکر بعد چند دقیقه که به حال خودم اومدم دیدم همش چشم رو کیرش بوده و پیرمرده حسکرد که من‌دارم بهش نخ میدم خلاصه خودش چسبوند بهم و شروع کرد به تعریف کردن از بد بودن جامعه و نباید به هرکس اعتماد کردو ازین حرفا بعد که ایستگاه اخر پیاده شدیم ازم پرسید کجا میری گفتم هیچی نمیخوام کلاس برم همینجاها میگردم بعد گفت خب با من بیا بریم تو پارکی جایی با هم صحبت کنیم منم قبول کردم تو راه که داشتیم میرفتیم شروع کرد صحبت درمورد بلوغ ازین حرفا و سر یه کوچه باغی که خلوت بود گفت بیا تو این کوچه منم رفتم. بعد خیلی خودمونی گفت کیرت چقده به اندازه کافی رشد کرده. منم که یه خنده زدم و یخورده با من منو خجالت گفتم نمیدونم والا سایز ایده الش چنده. بعد گفت خب درش بیار تا بهت بگم منم یخورده خجالت کشیدم و گفتم ولش کن بابا زشته بعد گفت زشت که نیست میخوام کمکت کنم بیا منم نشونت میدم اگه ناراحتی خلاصه بعد چن دقیقه حرف زدن کیرمو دراووردم و دیدش گفت نه خوبه و یه دستی بهش زدو شروع کرد به مالوندنش بعد گفت هنز جای بزرگ شدن داره بعد گفت بیا کیر منم ببین دراوردش‌،کیرش خیلی کلفت و یخورده هم باند بود البته نه خیلی.بعد ازین این که کیرشو دیدم حشری شدم و کیرشو تو دستام گرفتمو شروع کردم به مالوندنش اونم دسشو کمکم برد طرف کنم و سوارخمو با انگشتشو میمالوند بعدش دیگه پایه شدیم و بهم گفت میخوری منم چیزی نگفتم و رو زانو نشستم‌ و کیرشو کردم تو دهنم و یخورده ساک زدم پاشدم گفتم اینطوری زانو شلوارم میره بعد گشتیم دنبال یه تیکه کارتون و پیدا کردیم بعد رفتیم پشت یه درخت نارنج که برگاش پر بود و رو زانو نشستم شروع کردم به ساک زدن بعدش مدل سگیرو کارتون نشستم و انگشتشو تفی کردو کرد تو کونم. بعدش بهش گفتم اول یه تف بزن در سوراخم زده کیرشو اروم هل داد تو و من یه اه کوچیک کشیدم هی عقب جلو میکرد منم چون اولین بارم بود خیلی درد کشیدم بعد در حین کردن با کیرمم بازی میکرد و به منم کم کم داشت حال میداد بعد مگه ابش میومد خلاصه یخورده گذشت و ابشو که خیلیم زیاد نیومد ریخت تو کونم بعد من یه دستمال گذاشتم‌ در سوراخم و شلوارم کشیدم بالا بعد پاشدیم و رفتیم سر کوچه که یه سوپری بود بعد اون رفتو دوتا ابمیوه گرفت اورد خوردیم بعدشم باهاش خداحافظی کردمو رفتم. بعد از اون دفعه الان سه ساله ندیدمش و اگه ببینمش یه کونی ازش پاره میکنم چون الان دیگه گرایشم خدارو شکر از بین رفته.

نوشته: امین

بازدید 7,160

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

16 پاسخ به “امین و پیرمرد توی اتوبوس”

  1. چه دل و جراتی ماشالا!!!توی کوچه باغ پشت درخت نارنج؟درخت نارنج اگه دیده بودی میفهمیدی که برگهاش بالاس مثه درخت بید نیست که تا زمین بیاد پشت تنه درخت سگی خوابیدی اونم کرد هیشکی هم ندید؟عجب واقعا (dash) (dash) (dash)

  2. 16 سال قد 180؟والا من شيرازيم خيلي درخت نارنج داريم هر چي حساب ميكنم نميشه پشت درخت نارنج ك برگاش زياد باشه كسيو كرد

  3. Araz.shz&sepideh58 مثله این که شما ها ندیدین درخت نارنج!اگه حرس نشه ممکنه تا پایین بیاد البته این چیزی از کسخلی این کیون نشور کم نمیکنه

  4. مطمئن باش اگه دوباره ببینیش بازهم یه دور دیگه بهش کون میدی .Sepideh خانم چه عجب چندسالی بود کم سعادت شده بودیم

  5. شادو جان والا توی شیراز تا دلت بخواد درخت نارنج هست و من دارم هر روز میبینم هرس شده و نشدشو هم دیدم اما اینجوری که این جناب پشتش انقد راحت داده هیجوقت ندیدم که برگهاش بیاد تا زمین خودمون هم یه درخت نارنج داریم از تنبلی سال به سال هرس نمیشه خیلیم بزرگه اما برگ هاش انقدر نمیاد پایینمملی عزیزم سلام از ما خوبی داداش دلم برات تنگ شده بود کم سعادتی از من بود تو هنوز میای بکن تو؟ ?

  6. ای تمساح پوزه بلند داخل کونت خمیازه بکشه، ای الهی فیل توی کونت شیپور بزنه، ای الهی سردار سلیمانی ارتش عراق و سوریه و لبان رو بیاره توی کونت واسه مانور، ای الهی شهاب ۳ و شهاب ۴ و شهاب حسینی توی کونت زاد و ولد کنن. این چه کوس وشعری بود مخلوق؟؟؟ آخرین ایستگاه اتوبوس و درخت نارنج و داگ استایل و توی کوچه ساک. ای خداااااا، ای حضرت کامبیزززززز

  7. شادو جان پس حتما این پسره از نارنج های شمال استفاده کرده وگرنه نارنجهای شیراز ما از این خاصیتها نداره که پرده استتار داشته باشه پشتش ملت داگی بدن ?

  8. سپیده من بابلیم مهد نارنج بابله، درختو ول کنی برگش حداقل دومتر بازمین فاصله داره زخامت ساقشم چل سانت نمیشه داره چاخان میکنه این باقالی

  9. 81dark_prince بزرگوار لیسیدنو بزار کنار منو مخاطب قرار بده کیون نشور بجا جق زدن برو چار تا باغ دور بر خودتو ببین به حاله خودشون ول شده باشه میبینی میرسه زمین کیون نشور باقالیم باباته از کیره دیگرانم بالا نرو

  10. شادو جان آرام تر عزیز اصن هرچی شما بگی اصن این یارو رفته وسط میدون داده ?شاید نارنج های اون منطقه شما برگ و باربهتری داشته باشن .نارنجهای ما مثه خودمون شیرازیه حال نداره رشد کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید