سلام اولین باره که دارم تو بکن تو داستان مینویسم کم کسری رو ببخشید اسما مستعاره امیر هستم 18 سالمه مث خیلی از دوستان کیر30 سانتی هم ندارم کیرم 17 سانته و هیکل خوبی هم دارم داستان مال تابستان 1402 هست
زمانی که من رفته بودم روستامون برادر ننم یه نوه داشت که 16 سالش بود اسمش نسترن بود نسترن نسبت به سنش بدن فوقالعاده سکسیی داشت سینه های درشت فک کنم 75 با پاهای خوش تراش و شکم تخت چون از بچگی تکواندو میرفت و چهره خوشگل و… خلاصه خیلی بدن خوش فرمی داشت چون ما هر تابستون میومدیم خونه ننم اونم مثل من هر تابستون خونه پدر بزرگش بود خلاصه ما از بچگی همبازی همدیگه بودیم همین شد که با هم جور شدیم و کم کم از هم خوشمون اومد و با هم رل زدیم اوایل من خیلی خجالتی بودم و البته همیشه هم تو جمع های شلوغ همدیگرو میدیدیم و طبیعتا نمیشد کاری کرد
اما به مرور زمان بهتر شد
یه روز ظهر بود به نسترن پیام دادم گفتم نزدیک تپه نشستم بیا پیشم تپه 500 متری از روبرو با روستا فاصله داشت نسترن خانم با سکسی ترین تیپ ممکن اومد یه پیرهن خیلی تنگ که سینه های خوشگلشو سکسی نشون میداد با یه دامن که تا رو زانو بود و یه وجب پایین تر از شکمش بود که شکم تخت سکسیش و کمر باریکشو به خوبی نشون میداد
همون اول کیرم براش راست کرد لامصب خیلی کس شده بود اومد نشست بعد از 10 دقیقه حرف زدن گفتم بریم پشت تپه زیر بید بشینیم رفتیم نسترن افتاد جلو کصو کونش تو اون دامن با کمر سفیدو شکم تختش باعث شده بود که کیرم تا آخرین حد براش راس بشه اما به کمک کش شلوار کنترلش میکردم تا حدودی وقتی نشستیم من یه فکری به سرم زد بحث رو بردم سر حرفهای سکسی بهش گفتم تا حالا رابطه با جنس مخالف داشتی گفت که نه تو اولین نفری که باهاش دوستم
راستش من زیاد باور نکردم
من که نمیتونستم همچین لعبطی رو از دست بدم گفتم تا تنور داغه باید بچسپونم به کونش خلاصه نزدیکش شدم بغلش کردم اونم سرشو تکیه داد به شونم و یکم حرف زدیم کم کم دسمالیش کردم به روناش کمرش شکمش سینه هاش دست کشیدم نسترن افتاده بود به نفس نفس طاقت نیاوردیم و یه لحظه هر دومون سرمون رو آوردیم بالا و لب تو لب شدیم لباشو میخوردم سینه هاشو دس میکشیدم ب آنی اونم دستش رفت سمت کیرم نسترن: میخوام کیرتو برات بخورم عشقم جون بخور سکسی من نمیدونی بدنت باهام چیکار کرده بخور عشقم تا به خودم اومدم نیمه دراز بودم و کیرم از تو شلوار ورزشی کشید بیرون تا افتاد جلوش گفت اففف جووون کیرمو کرد دهنش خیلی حرفه ای میخوردم منم دستمو رسوندم به کصش و تو همین بین کص صورتیشو میمالیدم از بس دیوونه شدم موهاشو گرفتم تو مشتم و با سرعت تو دهنش تلمبه زدم کیرمو از دهنش دراوردم بلند شدم لختش کردم و خودمم لخت شدم حالا هر دومون لخت لخت زیر اون درخت تو بغل هم لب میدادیم از لبای خوشمزش جدا شدم چسپوندمش به درخت سرم رفت بین پاش وایی که چه کصو کون خوشرنگی داشت کونش خیلی سفید بود با دیدن کونش دیوونه شدم سرمو بردم لا لمبه هاش نسترن: وایییی بخور عشقم بخوررررررر اخ عاشق کیرتم بخور اینقد براش خوردم که به خودش لرزید و گفت امیرررررر اومدم
دس انداختم دور کمرش کشیدمش تو بغلم لباشو خوردم درازش کردم کیرمون گذاشتم دم کونش که گفت بزار خیسش کنم عشقم کیرمو کرد تو دهنش با ملچ مولوچ زیاد خیسش کرد اول انگشت کردم تو سوراخ کونش که نسترن گفت آخ امیر کونم کیر کلفتتو میخواد بکن لامصب بکنننن
چشم عشقم طوری بکنمت تا خونه صدات بره که بفهمن داری زیر کیر امیر جر میخوری
کیرمو گذاشتم دم کونش فشار دادم سرش رفت تو
نسترن: ای عشقم بکن بیشتر کونم کیر کلفتتو میخواد
اینقدر با حرف زدنش داغ شدم که با یه فشار محکم تا ته رفت تو کونش واییییییی کونش فوقالعاده گرم بود حسش عالی بود نسترن با یه جیغ بلند گفت ایییییی جر خوردم
بایدم جر بخوری سکسی خانم شروع کردم تلمبه زدن که نسترن گف چرا کیرتو بهم ندادی زودتر عاشق کیرتم
جوون پس بیا بخورش کردم تو دهنش با سرعت بالایی تو دهنش تلمبه میزنم طوری که آب از دهنش روونه شده بود گفتم بیا روم خوابیدم اومد نشست رو کیرم اول خودش خیلی اروم میرفت
تا دست انداختم دور کمرش و حالا نکن کی بکن با سرعت میزدم تو کونش نسترن: واییی امیر واینسا بکن لعنتی بکننن امیر دارم میام
تا اینو گفت کصشو مالیدم و با شدت تو کونش تلمبه میزدم
نسترن: امیر امییررر بکن بکننن اخ اومدممممممم
اینقدر شدید و خوشگل ارضا شد که بی جون افتاد تو بغلم منم از دیدن نسترن تو اون حالت اخرین تلمبه هامو زدم تا قطره آخر آبمو تو کونش خالی کردم
کیرم هنوز تو کونه نسترن بود ذره ذره کوچیک شد گفت دیوونم کردی عشقم منم لباشو خوردمو گفتم عاشقتم عمرم عالی بود بلند شدیم با شورتش آبمو پاک کرد بلند شدیم لباس پوشیدیم رفتیم خونه
دوستان ببخشید اگه داستان غلط یا ناکافی بود چون اولین داستانمه
ادامه دارد…
زمانی که من رفته بودم روستامون برادر ننم یه نوه داشت که 16 سالش بود اسمش نسترن بود نسترن نسبت به سنش بدن فوقالعاده سکسیی داشت سینه های درشت فک کنم 75 با پاهای خوش تراش و شکم تخت چون از بچگی تکواندو میرفت و چهره خوشگل و… خلاصه خیلی بدن خوش فرمی داشت چون ما هر تابستون میومدیم خونه ننم اونم مثل من هر تابستون خونه پدر بزرگش بود خلاصه ما از بچگی همبازی همدیگه بودیم همین شد که با هم جور شدیم و کم کم از هم خوشمون اومد و با هم رل زدیم اوایل من خیلی خجالتی بودم و البته همیشه هم تو جمع های شلوغ همدیگرو میدیدیم و طبیعتا نمیشد کاری کرد
اما به مرور زمان بهتر شد
یه روز ظهر بود به نسترن پیام دادم گفتم نزدیک تپه نشستم بیا پیشم تپه 500 متری از روبرو با روستا فاصله داشت نسترن خانم با سکسی ترین تیپ ممکن اومد یه پیرهن خیلی تنگ که سینه های خوشگلشو سکسی نشون میداد با یه دامن که تا رو زانو بود و یه وجب پایین تر از شکمش بود که شکم تخت سکسیش و کمر باریکشو به خوبی نشون میداد
همون اول کیرم براش راست کرد لامصب خیلی کس شده بود اومد نشست بعد از 10 دقیقه حرف زدن گفتم بریم پشت تپه زیر بید بشینیم رفتیم نسترن افتاد جلو کصو کونش تو اون دامن با کمر سفیدو شکم تختش باعث شده بود که کیرم تا آخرین حد براش راس بشه اما به کمک کش شلوار کنترلش میکردم تا حدودی وقتی نشستیم من یه فکری به سرم زد بحث رو بردم سر حرفهای سکسی بهش گفتم تا حالا رابطه با جنس مخالف داشتی گفت که نه تو اولین نفری که باهاش دوستم
راستش من زیاد باور نکردم
من که نمیتونستم همچین لعبطی رو از دست بدم گفتم تا تنور داغه باید بچسپونم به کونش خلاصه نزدیکش شدم بغلش کردم اونم سرشو تکیه داد به شونم و یکم حرف زدیم کم کم دسمالیش کردم به روناش کمرش شکمش سینه هاش دست کشیدم نسترن افتاده بود به نفس نفس طاقت نیاوردیم و یه لحظه هر دومون سرمون رو آوردیم بالا و لب تو لب شدیم لباشو میخوردم سینه هاشو دس میکشیدم ب آنی اونم دستش رفت سمت کیرم نسترن: میخوام کیرتو برات بخورم عشقم جون بخور سکسی من نمیدونی بدنت باهام چیکار کرده بخور عشقم تا به خودم اومدم نیمه دراز بودم و کیرم از تو شلوار ورزشی کشید بیرون تا افتاد جلوش گفت اففف جووون کیرمو کرد دهنش خیلی حرفه ای میخوردم منم دستمو رسوندم به کصش و تو همین بین کص صورتیشو میمالیدم از بس دیوونه شدم موهاشو گرفتم تو مشتم و با سرعت تو دهنش تلمبه زدم کیرمو از دهنش دراوردم بلند شدم لختش کردم و خودمم لخت شدم حالا هر دومون لخت لخت زیر اون درخت تو بغل هم لب میدادیم از لبای خوشمزش جدا شدم چسپوندمش به درخت سرم رفت بین پاش وایی که چه کصو کون خوشرنگی داشت کونش خیلی سفید بود با دیدن کونش دیوونه شدم سرمو بردم لا لمبه هاش نسترن: وایییی بخور عشقم بخوررررررر اخ عاشق کیرتم بخور اینقد براش خوردم که به خودش لرزید و گفت امیرررررر اومدم
دس انداختم دور کمرش کشیدمش تو بغلم لباشو خوردم درازش کردم کیرمون گذاشتم دم کونش که گفت بزار خیسش کنم عشقم کیرمو کرد تو دهنش با ملچ مولوچ زیاد خیسش کرد اول انگشت کردم تو سوراخ کونش که نسترن گفت آخ امیر کونم کیر کلفتتو میخواد بکن لامصب بکنننن
چشم عشقم طوری بکنمت تا خونه صدات بره که بفهمن داری زیر کیر امیر جر میخوری
کیرمو گذاشتم دم کونش فشار دادم سرش رفت تو
نسترن: ای عشقم بکن بیشتر کونم کیر کلفتتو میخواد
اینقدر با حرف زدنش داغ شدم که با یه فشار محکم تا ته رفت تو کونش واییییییی کونش فوقالعاده گرم بود حسش عالی بود نسترن با یه جیغ بلند گفت ایییییی جر خوردم
بایدم جر بخوری سکسی خانم شروع کردم تلمبه زدن که نسترن گف چرا کیرتو بهم ندادی زودتر عاشق کیرتم
جوون پس بیا بخورش کردم تو دهنش با سرعت بالایی تو دهنش تلمبه میزنم طوری که آب از دهنش روونه شده بود گفتم بیا روم خوابیدم اومد نشست رو کیرم اول خودش خیلی اروم میرفت
تا دست انداختم دور کمرش و حالا نکن کی بکن با سرعت میزدم تو کونش نسترن: واییی امیر واینسا بکن لعنتی بکننن امیر دارم میام
تا اینو گفت کصشو مالیدم و با شدت تو کونش تلمبه میزدم
نسترن: امیر امییررر بکن بکننن اخ اومدممممممم
اینقدر شدید و خوشگل ارضا شد که بی جون افتاد تو بغلم منم از دیدن نسترن تو اون حالت اخرین تلمبه هامو زدم تا قطره آخر آبمو تو کونش خالی کردم
کیرم هنوز تو کونه نسترن بود ذره ذره کوچیک شد گفت دیوونم کردی عشقم منم لباشو خوردمو گفتم عاشقتم عمرم عالی بود بلند شدیم با شورتش آبمو پاک کرد بلند شدیم لباس پوشیدیم رفتیم خونه
دوستان ببخشید اگه داستان غلط یا ناکافی بود چون اولین داستانمه
ادامه دارد…
✅۱۴۰۳/۱۲/۱۹, ۲۰:۲۲
نوشته: Mahan
6 پاسخ به “امیر و نسترن”
لاشی ما از تو دِهمون ی دختر رد میشه تا دِه بعدی امار خاندانشودر میارم بعد اون چجوری از تو روستاتون رد شده حسی دنبالش نکرده و شما رفتین پشت تپه اونم کردی و تموم . کیرم تو مغزت کس خر لاشی پسر جقی . نفر بعد لطفا فوش بده
خواستم لغات اشتباهت رو تو نظر بنویسم و درستش رو بزارم که یاد بگیریاما رسیم به غلط هشتاد و چهارم۸۴ 😲اومدم تا ته خوندم ۱۲۲ غلط داشتیکلا ولش کردمجان ننت برو فارسی کار کن با خودتزشته زبان مادریت رو بلد نیستی بنویسی
“کیرمون گذاشتم دم کونش”مرسی که مارم شریک کردی
نوه برادر ننت کیِ؟ بادامن کوتاه چجوری اومد پیش تو کسی ندید؟ باید امیرهای داستان نویس رو ریخت تودریا نسلشون منقرض بشه.
من فقط اینارو خوندم :آخ اوخ عشقم جون اوف آره آه .داداش به خودت انقدر به خودت فشار نیار یهو میگوزی حالا نمیخواد مکالمات خیالیت رو با احساس فراوان وارد داستان که چه عرض کنم این کسری که نوشتی بکنیواقعا انگشتات درد نکنه 🫡
من فقط اینارو خوندم :آخ اوخ عشقم جون اوف آره آه .داداش به خودت انقدر فشار نیار یهو میگوزی حالا نمیخواد مکالمات خیالیت رو با احساس فراوان وارد داستان که چه عرض کنم این کسشری که نوشتی بکنیواقعا انگشتات درد نکنه 🫡