اسرار خانم دکتر

سلام اسمم نصرت و 39 سالمه زنم فرشته 35 سالشه و پرستاره و من کار تولید محتوا و برنامه نویسی میکنم توی خونه و اکثرا خونه هستم خواهرم منصوره چون طلاق گرفته بود با ما زندگی می کرد چون می خواست کار کنه نمی تونست بره پیش مامان بابام توی روستا اومده بود پیش ما که هم کار کنه هم درس بخونه برای لیسانس به پزشکی می گفت من با یه دکتر باید ازدواج کنم اما چند ماهی نگذشته بود که حسم بهم می گفت رفتاراش بو داره دنبال این بود خونه کی خالی میشه منم برای رفع شک ام یه دوربین توی خونه گذاشتم و بهش اطمینان دادم که تا شب نمیام و فرشته هم شب میاد حدسم درست بود و مصطفی پسر خالم که متاهلم بود اومد خونمون منصوره پرید بغلش لب گرفتن و رفتن توی اتاق منصوره دوربین فقط توی هال بود و دیدی به اتاق نداشت حدود دو ساعت با مصطفی توی اتاق بودن بعدش مصطفی با عجله می خواست بره که منصوره لخت تا پشت در بدرقش کرد و از هم لب گرفتن و مصطفی رفت بعدشم منصوره رفت حمام تا شب بیرون موندم و کمی زودتر از فرشته اومدم فرداش نگاهم به منصوره عوض شد واقعا چه هیکل سکسی داشت چه کون خوشگلی پوست سفیدش و موهای طلایی بلندش که بافته بودش و تا بالای باسنش بود سکسی ترش کرده بود بعد صبحانه توی اتاق داشت درس میخوند چون در هفته سه روز میرفت سرکار اون روز سرکار نمی رفت رفتم توی اتاقش فیلمو نشونش دادم جا خورد ترسیده بود گفتم کاریت ندارم نترس نترس آروم باش گریه کرد که ببخشید قول میدم تکرار نشه گفتم منصوره دهنتو ببند کاریت ندارم با مصطفی ادامه بده خوب انتخابی کردی متاهله کسی بفهمه بیشتر برای زندگی اون بد میشه و زنش جرش میده از پشت بغلش کردم چسبیدم به کونش گفتم همینو به من بدی من راضیم گفت پس باج می خوای ؟ گفتم اسمشو هر چی دوست داری بذار من فقط اینو می خوام بقیش ماله مصطفی گفت مصطفی یه گاوه دربارش اشتباه فکر می کردم فقط دنبال حال کردنه خودشه بعدش به بهانه زنش منو ول میکنه میره وحید بذار زنت بشم مثله فرشته باهام سکس کن به خدا با مصطفی کات میکنم من سکسات با فرشته رو دیدم خیلی خوب ارضاش میکنی منم دوست دارم اونجوری ارضا بشم این مصطفی گاو بلد نیست گفتم سکس ما رو کجا دیدی ؟گفت تمام شبایی که سکس می کردید در باز بود میومدم می دیدم و صداتون می شنیدم آه و ناله لذت بردن فرشته دیوونم می کرد حتی چند بار می خواستم بیام داخل گفتم خاک بر سرت خوب شد نیومدی گفت درد مجبوری به مصطفی دادم می خوام از الان مثله فرشته باهام سکس کنی گفتم من فرشته رو از کون نمی کنم فقط از کوس می کنمش یعنی از وقتی ازدواج کردیم از کون نکردمش گذاشتم بوقتش الان دوست دارم تو رو فقط از کون بکنم گفت باشه کونم بهت میدم اما تو مثله فرشته بکنم دستمو گذاشتم روی کوسش گفتم اینو مثله فرشته بکنم برات ؟گفت آره گفتم شرط داره گفت هر چی باشه قبول گفتم اول اینکه دیگه با مصطفی کات کنی گفت همین امروز این کارو میکنم قول میدم گفتم حواست باشه تابلو بازی درنیاری و اتفاقی هم برات نیفته گفت چشم گفتم دیگه شبها هم نیا دم اتاقمون گفت چشم من نشستم روی صندلی اش اون ایستاده بود بهش گفتم خم شو تاپشو درآوردم سوتین اش باز کردم و سینه هاشو یکم مزه کردم گفتم صاف وایسا کوسشو از روی شلوار میمالیدم نوک سینه هاش داشت تیز میشد دستمو از روی کوسش برمیداشتم دستمو بالا میاوردم کوسشو میاورد بالا تا به دستم بخوره شلوارشو کشیدم پایین یه شورت سفید پاش بود کوسشو از روی شورت میمالیدم می گفتم درش بیارم شورتتو ؟درش بیارم ؟ با شهوت می گفت درش بیااااااار درش بیاااااااار اما درش نیاوردم لخت شدم بی آنکه حرفی بزنم رفت سراغ کیرم حالا نوبت اون منو با تحریک کردن اذیت کنه یکم که لیس زد با دستش کیرمو گرفته بود می گفت بخورم برات یا با دستم بمالم ؟می گفتم بخور بخور گفت باشه می خورم عزیزم و دو تا لیس میزد دوباره می پرسید دوتایی در اون لذت بودیم خوابوندمش شورتشو درآوردم کیرمو کردم توی کوسش و تلمبه میزدم که آبم اومد گفت خیلی حال داد وحید خوابیدم کنارش سینه چپشو گذاشت دهنم و با دستش کیرمو میمالید گفت خیلی حال داد محشر بود بازم می خوام کیرم راست شد دوباره کیرمو کردم توی کوسش تلمبه میزدم که اون ارضا شد گفتم منم یکم دیگه بکنم آبم میاد گفت بکن توی کونم پس تا آبت بیاد کیرمو کردم توی کونش و تلمبه زدم تا آبم اومد و ریختم توی کونش گفت دیدی ؟من به قولم عمل کردم بهت کون دادم گفتم همه چیزت عالی بود خیلی حال داد از این به بعد به شرطی که به قولایی که دادی عمل کنی تو هم به خواسته هات میرسی گفت باشه قول میدم به تک تک شون عمل کنم راست گفت به تک تک شون عمل کرد بعد از اینکه پزشکی قبول شد گفت دو تا از استادام خیلی باهام بدن استاد درویشی و استاد رضوانی گفتم مگر کسی می تونه با تو بد باشه؟گفت حالا که اینا باهام بدن فهمیدم منظورش چیه و استاد رضوانی دو بار و استاد درویشی چهار بار اومدن خونه مون و با منصوره سکس کردن تا باهاش خوب شدن تازه بالاترین نمره ترم هم به منصوره دادن تا اینکه یکی از همکلاسی هاشم بنام آرش ازش خواستگاری کرد و یک ماه بعد با آرش ازدواج کرد الان هر دوشون دکتر شدن و یه دوقلو دختر دارن هنوزم گاهی اوقات منصوره فیلش یاد هندستون میکنه و میاد سراغم میگه طعم اون سکس اولی که کردیم هیچ وقت از یادم نمیره چون انتظارشو نداشتم خیلی بهم حال داد .

نوشته: وحید

بازدید 9,664

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “اسرار خانم دکتر”

  1. یعنی تو هر کیو بکنی دکتر میشه پس فرشته زنت چرا دکتر نشده یا مهندس شده اون

  2. ننویس،ننویسین،محارم و خیانتو ننویسین،نخونین،وقتی مینویسین چهارتا کم سن و سال میخونن و باور میکنن،شما میشی الگو براشون،میرن فوری میپرن رو هرکی که ببینن…آقاجون/خانوم جون محارم و خیانت ننویسین،نخونین،حتی بهشون فکرم نکنین،محارم و خیانتو تحریم کنین🤔🤔🤔

  3. منظورش از دکتر شدن پزشکی بود؟هم جاکشی کردی هم قرمساق بودیخودت نوشتی من بهت توهین نکردم

  4. درس بخونه لیسانس به پزشکی؟؟؟؟این چه کسشریه همینجا دیگه نخوندم کس مغز خر قلگی

  5. وحید بذار زنت بشم مثله فرشته باهام سکس کن به خدا با مصطفی کات میکنم من سکسات با فرشته رو دیدم خیلی خوب ارضاش میکنی منم دوست دارم اونجوری ارضا بشم این مصطفی گاو بلد نیست گفتم(خواهرت بهت میگفت بزار زنت بشم)😂😂تا همینجا خوندم

  6. به یکی و دوتا سیر نمیشه این آبجی خانوم شما .نوش جونش . بزار سیراب دادن بشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید