پیش خودم گفتم ۱ هفتس جق هم نزدم امروز حتما میزنمش زمین. بر که میگشت توضیح بده یاد کون نرمش می افتادم حال میکردم. خلاصه گذشت و کلاس تموم شد بچه ها رفتن بیرون من موندم آخرین نفر با استاد حرف بزنم چند نفر کارش داشتن حرفاشون رو زدن و رفتن و من موندم و استاد. رفتم پیشش من:سلام. ، من:استاد چرا جواب نمیدید؟ سولماز:کارتون رو بگید من:کارم حال شما رو پرسیدنه. سولماز:من خوبم نیازی به پرسیدن نیست بفرمایید من:استاد کلاس خودمون مونده. یهو یه نگاه به من کرد سولماز:گفتم که بفرمایید حالا. من:نه نمیشه جواب منو بدید. می ترسید کسی چیزی بشنوه چون در باز بود. سولماز:بیرون دانشگاه تدریس ممنوعه برای ما به دانشجو یبار گفتم لطفا مزاحم نشید. من:عه؟ باشه استاد ، من نمیدونم شما ۱۶ جلسه با من بستید باید کامل بیاید. سولماز:برو پسرم زشته من آبرو دارم. من:پس نزار لکه دار بشه بیا فقط درس می خونیم. سولماز:نمیشه برو پسرم. منم که دیدم اینطوری میکنه گوشیش رو برداشتم گذاشتم جیبم. سوماز:چیکار میکنی؟ آدرس رو بلدی ماشینم که داری بیا خودت. رسیدی دم در منتظرم. رومو کردم راه بیافتم برم که صدام کرد سولماز:ارشیا ارشیا نکن بیا. منم جواب ندادم گفتم یا میاد یا نمیاد دیگه بالاخره یه چی میشه. با اسنپ رفتم خونه ساعت ۳:۳۰ همیشه میرسید. دم در وایسادم ببینم میاد که تا ۳:۵۰ دقیقه وایسادم. یهو اومد پشمام ریخت. پارک کرد پیاده شد صدام کرد منم رومو کردم رفتم تو درو باز گذاشتم. رفتم خونه دره بالارو پیش گذاشتم اومده بود هی در میزد منم میگفتم بیا تو چون دستشویی بودم نمیرفتم دم در اونم نمیومد. تا اینکه انقدر وایساد تا رفتم دم در تا اومد حرف بزنه دستشو گرفتم کشیدمش تو یه جیغ ریز زد. من:استاد چرا اینطوری؟ سولماز:گوشیو بده ارشیا من شوهر دارم من:شوهر داری سرطان که ندادی سولماز:نکن زشته من:چی درس خوندن؟ سولماز:من که میدونم تو هم میدونی پس بس کن گوشیو بده برم من:خوشم میاد خودتم میدونی. چسبوندمش به دیوار بغلش کردم و رفتم تو صورتش. سعی داشت جدام کنه اما نمی زاشتم. قدش از من بلندتر بود ولی زور من رو نداشت. به زور یه لب گرفتم ازش و چسبیدم بهش. فقط لباشو میخوردم زور زورکی. کونش رو با یک دست گرفتم هی میمالوندم و وسط خط کون رو دست میکشیدم.بغلش کردم بردمش تو اتاق به زور ، هلش دادم رو تخت و افتاد. دراز کشیدم روش شروع کردم خوردن و مالوندن. دست انداختم مانتو رو گرفتم و شروع کردم باز کردن دکمه ها. جلومو گرفت نمیذاشت باز کنم. من:دکمه ها رو پاره کنم؟ بدتر میشه.
یه ذره دیگه لب گرفتم بعد آروم شروع کردم دکمه ها رو باز کردن این دفعه فقط داشت نگاه میکرد حواسش بود. باز کردم مانتو رو یه نگاه به چشماش کردم من:استاد چقدر خوشگلی ، خیلی خوشگلی. جفت ممه هاشو گرفتم توی دستام با اینکه ۶۵ یا یه خورده بیشتر بود ولی من دوست داشتم ممه هاشو خوشم میومد از ممه های سبزه و کوچیکش. چند دقیقه لب بازی و ممه مالوندم بعد تی شرتش رو دادم بالا و ممه هاش رو از سوتین در آوردم و بیرون سوتین انداختم. رفتم و ممه سمت راستش رو به دهن گرفتم و شروع کردم خوردن سمت چپی رو هم با دست میمالوندم با اون یکی دستم برنامه داشتم. دستم رو بردم پشت کمرش و سر دادم پایین بردم تو شلوارش ، تنگ بود شلوارش ولی کردم تو دستمو و کون نرمش رو تو دستم گرفتم و یه لپ باسن رو می مالوندم. با پاهام پاهاش رو باز کردم و کامل خوابیدم روش دیگه و کیرم رو فشار میدادم به وسط شلوارش (کس). انقدر لباش رو خوردم که داغ کرد فکرش رو نمیکردم با ۱۹ سال سن یک زن ۳۵ ساله رو اینطوری بخوابونم زیرم و بمالمش. آرزوم بود همیشه یه میلف بکنم الانم گیرم اومده بود. تیشرت خودم رو همونطوری که خوابیده بودم کندم بعد بغلش کردم بلندش کردم از روی تخت مانتوش رو درآوردم و تاپش رو هم کندم. همون نشسته سوتینش رو هم باز کردم کل مدت قربون صدقش میرفتم. سوتینش رو درآوردم انداختم دور گردنم. خوابوندمش رو تخت ولی نخوابیدم روش. یه ذره شکم و سینه هاش رو ماساژ دادم و بعد دستام رو آوردم پایین گذاشتم رو کس و رون. آروم می مالوندم و کیرمو فشار میدادم بهش. قشنگ معلوم بود قصدم کردنشه و خودشم فهمیده بود. آروم دکمه شلوارش رو باز کردم و پاهاش رو دادم بالا شلوار لی رو درآوردم. حالا با یه شورت بود خودمم شلوارکم رو درآوردم و چون بدون شرت بودم کیر سیخم معلوم شد. اولش یه نگاه بهش کرد چیزی نگفت ولی بعد استرس گرفت ترسی دستش رو گذاشت رو ممه هاش و کسش. منم خوابیدم روش دستاش رو گرفتم از هم باز کردم و حلقه کردم تو دستای خودم. لب های قرمزش رو گرفتم به دهن و شروع کردم میک زدن و لب گرفتن. آروم دستش رو آوردم پایین گذاشتم روی کیرم مثل گرگی که میخواست به آهو احساس امنیت بده. میخواستم ترسش بریزه. دستش رو اول کشید بعد دوباره گرفتم گذاشتم روی کیرم و تمرکز کردم روی لباش. اولش دستش فقط روی کیرم بود. بعدش که یه هل الکی دادم کیرم رو اون سریع گرفتش و دستش رو حلقه کرد دورش.مشغول لب بازی بودم که دیدم تکون نمیده شروع کردم خودم کیرم رو تو دستش عقب جلو کردن ولی فقط نگه داشته بود کاری نمی کرد. سولماز:آیییییی من:ایی جونم استاد من اینجام نترس نترس خیالت راحت. رفتم بالا نشستم وسط پاهاش اول از روی شورت کس خانم رو مالیدم یه ذره که با دستش دست منو گرفته بود بعد دو ور شرتش رو گرفتم کشیدم پایین پاهاش رو دادم بالا آروم درآوردم. شرتش سیاه قرمز بود گرفتم دستم داشت منو نگاه میکرد بو کردم و یه بوس از روش کردم گذاشتم کنار. تمام مدت داشت میدید و حواسش به کارام بود. رفتم نافش رو بوس کردم و آروم آروم رفتم پایین. با بالای کسش که رسیدم شروع کردم مالوندن و لیس زدن بالای کسش. یه کوچولو مو داشت ولی برای من مهم نبود. سریع دستم رو گذاشتم زیر رون پاهاش و پاهاش رو بلند کردم شروع کردم خوردن کسش.


دقیقا همینطوری پاهاشم تو دستام گرفتم و لیس میزنم اونم دستش رو گذاشت روی موهام و نگه داشته بود سرم رو. بعضی اوقات پاهاش رو میبست ولی من بازش میکردم دوباره. ۲ دقیقه که خوردم آهش در اومد شروع کرد ناله کردن. کسش هم حسابی با زبونم خیس کرده بودم. سولماز:آهههه آییی آهههه من:اوووم مووچ اوممممم. دیدم آهش در اومده و بدنش رو داره تکون میده دیگه نخوردم بعد اومدم بالا.
نشستم وسط پاهاش و توی چشماش نگاه کردم
من:استااااد ، خیلی میخوام این بدنتو ، چقدر تو دافی.
سولماز:آیی ، نه ، نه من:نه میگی من آره میشنوم، میخوام تا تهش بره توش استاد ای جانم چه بدنی داری. سر کیرم رو گذاشتم دم کسش که با پاهاش نگه داشت منو. پاهاش رو گذاشت رو سینم یه چهره حشری ولی نا مطمئن داشت. سر کیرم رو یه خورده فرستادم توش وای که چقدر داغ بود یک هفته بود از این کس دور بودم چه حالی میداد واقعا هم تنگ بود با اینکه یدونه دختر داشت.
بیشتر خمش کردم و دادمش عقب تر و آروم یه خورده دیگه هل دادم تو کس کیرمو. من:آهههههه استادددد جوووون عجب کس تنگو داغی سولماز:آهههه آههههههه.
من:آهههه استاد آههههه جووون سولمازه من مال منی.

دقیقه مثل عکس پاهاش رو باز کردم همینجوری شروع کردم کیرمو آروم عقب جلو کردن. هنوز کامل نکرده بودم توش همون یه ذره رو آروم بیرون تو میکردم و کم کم میکردم توی کس. بعد ۵ دقیقه عقب جلویی دیگه کامل کیرمو هل دادم توش و چسبوندم تا خایه به کسش. تا خایه کردم توش ولی انقدر با حوصله که دردش نگرفت من:آهههههه سولماز آهههههه تا تهش توته.
سولماز:آییییی آههههه اووووههههه من:جووون سولماز جووون الان حال کن فقط. سولماز:آییی آیییی آهههه در در در ارشیا در. نگاه کردم دیدم در اتاق بازه من:هیچکی نیست و نمیاد خونه سولماز:ممکنه کسی بیاد. من:رفتن مسافرت همه. سولماز:آیییی نه نمیخوام. من:اذیت میشی در باز باشه؟ سولماز:اوهومممم. کیرم تو کس ننه هرکی فحش بده تو کامنت
کیرم هنوز تو کس بود کشیدم بیرون رفتم در خونه رو قفل کردم و در اتاق هم بستم. رفتم تو اتاق من:برو بالای تخت روی بالش سرتو بزار راحت بخواب سولماز:نمیخوام من:برو عزیزم سرت درد میگیره سولماز:نه من:عزیزم بیا بوست کنم بیا اومممم اههمممم. من:برو روی بالش قشنگ بخواب سرت درد نگیره. خیز زد رفت بالا روی بالش من سرشو گذاشت خوابید قشنگ. منم یه تف مشتی زدم به کیرم رفتم روی تخت نشستم بین پاهاش. آروم کیرمو تا ته دوباره کردم تو کس و تا آخر هل دادم توش. سولماز:آههههه آهههههههههههههههههه آییییی من:ای جانم خانمم آههههه خیلی خوبی آهههه عزیزم آهههههه آخیش آهههه.

اولش اینطوری بودیم بعد من کامل دراز کشیدم روش و بغلش کردم. دستامو از زیربغلش رد کردم بغلش کردم طوری که سینه هاش چسبید به قفسه سینم. تو چشماش نگاه میکردم کیرمو هل میدادم توی کسش. اون آه میکشید من قربون صدقش میرفتم. تلمبه میزدم توش و به چشماش خیره میشدم از بس که خوب بود چشماش. من:آههههه استاد عجب چشایی داری اوووففف آهههههه قربونت بشم آههههه سولماز:شوهرم آییی آههه بفهمه بدبخت میشم. من:قربونت بشم استاااد آهههه تو دیگه مال منی زن منی شوهرتم منم اووففف عجب کس تنگی داری آهههه نمی فهمه کسی عشقم سولماز:دانشگاه آاهههه آییییی من:خیالت راحت عزیز خیالت راحت مال خودمی نمیزارم کسی چپ نگات کنه سولماز:آهههه آههههه آهههه اووووف من:آهههه یس آههه یس جوون سولمازم آها بکوبم توش فقط. یخورده سرعت دادم تلمبه هام و محکم تر می کوبیدم تو کسش و اونم شروع کرد ناله های بلند تر کردن بعد دستاشو آورد گذاشت روی پهلوهام فشار داد تا آرومم کنه سولماز:آییی آهههه ارشیا آرومتر آییی من:آهههه حال میده عزیزم خیلی خوبه سولماز:آییی نکوب آخخخخ من:درد داره عزیزم؟ سولماز:آیییی یخورده آههههه وایسا من:باشه عشقم. کیرمو بردم ته کس نگه داشتم و تلمبه نزدم. رفتم تو لباش و شروع کردم لباشو خوردن. من:پاهاتو دورم حلقه کن. لباشو خوردم باز. من:سولماز.
سولماز:هووم من:شنیدی؟ سولماز:بله. من:پس انجامش بده. دوباره رفتم توی لباش اینبار محکم تر بغلش کردم و چسبیدم بهش اونم آروم یه پا بعدش پای بعدی رو انداخت پشتم رو روی کمرم. حالا کامل میشنری بود پوزیشن و قشنگ داشتم فانتزیمو پیاده میکردم.

دقیق مثل عکس داشتم تو کس استاد تلمبه میزدم و به تخت فشارش میدادم. قشنگ میدیدم با هر فشار میره پایین میاد بالا بدنش داشتم به قدرت خودم پی میبرم که وقتی حشری میشم زورم دو برابر میشه و استاد هم از همین دردش گرفته بود و میترسید.
بازم با دستاش فشارم میداد نمیذاشت کامل کارمو بکنم
توی لباش بودم که ول کردم لباشو ولی تلمبمو میزدم نگاش کردم تو چشماش و با همون ریتم کردنم گفتم من:چیه؟ سولماز:آهههه درد دارم آیییی. تلمبه رو متوقف کردم و نگه داشتم. یه بوس ازش گرفتم بعد گفتم من:خب پس خودت فشار بده منو به خودت من با دست تو حرکت میکنم. یه دستشو گرفتم گذاشتم پشتم روی باسن خودم و منتظر موندم. بعد رفتم تو گردنش شروع کردم لیس زدن. سولماز:ارشیا نمیشه بس کنیم؟ من:نه اینطوری درد بعدش نمیذاره راه برم.
سولماز:آخه من:آخه نگو استاد زودباش میدونم توهم دوست داری ، این کس تنگت دیگه مال منه سولماز:اونطوری حرف نزن بدم میاد من:پس دست به کار شو عزیزم. اولش چشماشو بست یه خورده بعد اون یکی دستشو گذاشت روی سرمو خیلی آروم خودشو تکون داد و کون منو به خودش فشار داد.

منم تا تهش فشار دادم و با حرکت دست کشیدم بیرون. انقدر لذت داشت که حشری شدم و رفتم تو گردنش لیس زدم و خوردم. این کارو ادامه داد و خیلی آروم داشتیم سکس میکردیم. سرعتم خیلی کم بود ولی اون اینطوری دوست داشت منم گوش کردم و هر طوری دوست داشت پیش میرفتم. وسط تلمبه هام در گوشش قربون صدقش هم میرفتم و استاد یا سلماز صداش میکردم. من:استااد عجب بدن سبزه خوبی داری ، آهههه تنگی چقدر سولماز. اونم آروم ناله میکرد سولماز:آهههه آههههه واییییی وای آهههه.
حدود ۵ دقیقه اینطوری سکس کردیم که دیگه با اون سرعت کم من انقدر حشری شده بودم که نزدیک به ارضا شدم ولی تندش نکردم و همونطوری پیش رفتم. من:آههههه سولماز ،آهااا همینه آههههه عاشقتم سولماز آههههه آهههه خیلی خوبه مال خودمه دیگه آهههههه
سولماز:آییی آهههه آههه آخخخ آههههههه آهههههه
من:آهههه سولماز بگیرش آهههه سولی جون بگیرش آهههه آهههه بگیر هر چی تو کمرمه رو بگیر آهههههه
سولماز:آههههه آههههه وایی آههههه آههههه آههههه
من:سولماااز آهههه آههههه آههههه آههههه
با همون سرعت بدون اینکه وایسم تلمبه های آروم میزدم که یهو گل آبم پاچید بیرون. اصلا واینسادم و با همون ریتم به کردن ادامه دادم آبم میومد و می ریخت تو کس خانم و منم فقط به کس تنگ دل بسته بودم و ول نمیکردم اصلا هم برام مهم نبود همینطوری آب کیرمو میریختم توش. من:آههههه آهههههه آههههه سولماز آهههه سولی آهههه یس آهههه آهههه آههههه آخیش آخیش آههههه سولماز:اووووف آههههه آههههه وایسا آهههه وایسا من:آهههه باشه باشه آهههه آهههه داغه چقدر آهههه سولماز: آییی چرا واقعا آهه وایسا نکن. من:باشه باشه اوووف استاااد چه حالی میده.
آبم رو کامل خالی کردم تو کس و نگه داشتم دیگه تلمبه نزدم. اومدم تو چشماش نگاه میکردم آروم کیرمو عقب جلو میکردم فقط نفس نفس میزدم. پاهاشو سفت کرد نگه داشت منو که حرکت نکنم. من:میشه تا فردا بمونی؟ سولماز:بسه پاشو من:یه ضره لب بده اوممم اوممم میخوام بدنتو استاد اوهههممم موچ

بعد یه ذره مالوندم که خیلی آروم کمرم رو داد عقب کیرم از تو کسش دراومد. بعد آروم هلم داد عقب پاشدم از روش خودشو کشید کنار و نشست روی تخت پشت کرد بهم. رفتم پشتش بغلش کردم کمرشو بوس میکردم. بعد موهاشو داد عقب دستامو باز کرد رفت دستشویی. بعد ۵ دقیقه اومد لباساشو بپوشه که من با شلوارک نشسته بودم یه آب دادم بهش خورد گذاشت روی میز. لباساشو کامل پوشید داشت میرفت که دستش رو گرفتم رفتم تو لباش بغلش کردم. چند تا بوس دیگه از صورتش کردم در گوشش گفتم من:نگران نباش. یه لب دیگه ازش گرفتم ولش کردم رفت. هیچی نگفت بهم. بعد که رفت ۱ ساعت بعد پیام دادم بهش رسیدی؟ اول جواب نداد بعد یه ساعت نوشت تازه رسیدم. من:حالت خوبه بهتری؟ سولماز:آره من:چیزی نیاز پیدا کردی بگو دریغ نکن. من:نگران هیچی هم نباش همه جوره اوکیه. سولماز:باشه.
ادامه دارد…
کسایی هم که ناراحتن نخونن کسی مجبور نکرده ازت هم نظر نخواستیم. تو سایتم کسی نیومده سینه بزنه گریه زاری کنه. از خدای شما جقی ها هم باشه داستان نویس وقت میزاره. هر کی یه سلیقه ای داره. این نو داستان نویسی هم سلیقه خیلیاس. از چند هزار نفری که قبلی رو خونده بودن فقط ۴ ۵ نفر گوه خورده بودن. لطفا جزو گوه خورای تو کامنت نباشید. من نظر نمی خوام برای داستانام.
نوشته: ارشیا
13 پاسخ به “استاد دانشگاه من (۲)”
اههههه ، کوس ننه دروغگوووووآههههه کوس آیجیه جقیه دروغگووووووآه کوس اول و آخررررههه آدم دروغگووووو!
حالا معلوم نیست داستانت واقعیه یا از ذهن جقیت ساختیشاما من دوران دانشجویی ترم اول یه استاد مجرد روم قفلی زده بود تا جایی که همه بچه ها مشکوک شده بودن امتحانم ۲۰ میداد الکی اما بی تجربگی کردم و نکردمش از دستم پرید
عالی بود ،ادامه شو هرچی زودتر بگو
عالی بود👍
خودتو گاییدی آههههه سولماز آههههههبهش گفتم. من:…یعنی میخوای بگی لایق فحش نبستی!؟وقتی مینویسی«,بهش گفتم» انقدرم نمیفهمی که دیگه نباید بنویسی «من:…»کلا سطح سوادتم داغونهگویی خودت میدونی که حسابی فحش میخوری که به اصطلاح فراربه جلو میکنی…
بی سواد کونیبی مادر گوه خوردی کوصشر نوشتی که حالا مردم ریدن بهت حرصت گرفته؟ حقیر ، بی صاحاب ، بی وجود ننویس
فقط امکان داره بهت نمره نده🤣🤣🤣
عالی بود ادامه بده
اگه نگفتی بودی فحشت ندیم فحشت نمیدادم، ولی الان که به منتقدین گرانقدر توهین کردی باید بگم کیر اسب پیغمبر تو کص ننت.
قسمت بعدشم بگو
زاییده ذهن یه جقی ۱۵ ساله که دودولش جز کف دستش هیچی ندیده😂
۱۴ دیسلایک 😝
عالی…😉