از رنجی که میکشم

سلام
من مهتاب 32 ساله…
دختری بودم که تا 26 سالگی روابطم با جنس مخالف خیلی محدود بود اما همیشه در سر رویاهای عاشقانه داشتم … اعتماد به نفسم خیلی پایین بود و بخاطر خلق و خو و فرهنگی که اسیرش بودم کسی طرفم نمیومد
تا اینکه اون اومد
با خواستگاری و بعد ابراز عشق و علاقه شروع شد… و هر روز فاصله من از زمین بیشتر میشد و رو ابرها سیر میکردم
تمام شعرهای عاشقانه تازه برام معنا پیدا کرده بودن، شعرهایی که قبلا فقط می خوندم و می نوشتم الان مخاطب خودش رو پیدا کرده بود.
اینها ادامه داشت تا اینکه یک روز اون برای اولین بار دستم رو گرفت
اولش حس خوبی نداشتم. بدنم مثل چوب خشک شده بود، واقعا حس خوبی نداشتم
بعد که سوار ماشینش شدم باز دستمو گرفت . این بار بجای اون حس سرد، خون گرمی تو رگهام جاری شد
بی اختیار دمای بدنم بالا رفت
منو تو آغوشش گرفت و بعد برای اولین بار طعم بوسه رو چشیدم
نگاهش برام عجیب و غریب بود و بعد فهمیدم که آتش شهوت چشمهاشو اون شکلی کرده بود
وقتی برگشتم خونه خیلی عذاب وجدان داشتم
همه چیز برام تازه و عجیب بود
احساس گناه و لذت باهم آمیخته شده بود
زمان که گذشت بوسه ها و آغوش ها برام عادی شده بود. حالا دیگه بدنم رو هم لمس میکرد و تمام عشق بازی ما توی ماشین اون اتفاق می افتاد
شهوت در من تازه بیدار شده بود. وفتی اولین بار بهم گفت تو هات هستی من معنای این کلمه رو نمیدونستم
با گذر زمان وابستگی من به اون بیشتر و انگیزه و حس اون برای ادامه کمرنگ تر میشد
تا اینکه…
یک روز باهام قرار گذاشت و گفت که به اصرار خانوادش داره ازدواج میکنه
گریه میکرد اما من مثل این بود که دارم تو یه بیابون آواره میشم
هیچوقت نمیبخشمش
اون احساس منو آواره کرد
شهوت رو در من بیدار کرد
و با اینها باعث شد از اون موقع به بعد پشت سر هم اشتباه کنم و همیشه دنبال این باشم که ثابت کنم که این من نیستم که ترک و طرد میشم
حرفهام ادامه داره بشرط که دوست داشته باشین ازم بشنوین
نمیدونم چرا اینجا بهم حس امنیت داد تا برای اولین بار از راز دلم پرده بردارم
موفق باشین

نوشته: مهتاب

بازدید 4,266

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “از رنجی که میکشم”

  1. قلمت خوبه.ولی بعضی جاها جمله های نامرتبی داشتی که خوندنش خیلی سخت بود.بنویس ببینیم چیکار کردی دخمل بد.لابد پسرا رو میکردی بعد ول میکردی :دی

  2. “از رنجی که میکشیم” رو خوب اومدی ، فقط دارم فک میکنم از جلال آل احمد هست یا صمد بهرنگی ؟در ضمن بیش از حد خلاصه نوشتی اما دنبالشو بنویس 😉

  3. چی بگم والا. 4 خط نوشتن دیگه خوب و بد نداره. شما یک پیش زمینه اومدی انتظار تایید هم داری؟

  4. استیو استیفلر33 این کتاب از جلال آل احمد هستش… اسم صحیح این کتاب ” از رنجی که می بریم “کتاب محبوب منه 😐 اصلا و ابدا خوشم نیومد که اسم این کتاب رو روی چهار خط نوشته ی بی سر و ته گذاشتی 😐

  5. ادم که نبایدباهرپسری دوس شه؛البته جسارت نشه وبقیه فکربدنکنن؛اصلادوستی چی هس اخه

  6. تا میتونی پسرا رو ببر لبه چشمه و ابشون نداده برگردون. که فقط لایق همینن و بس…

  7. اولاmaxmahony عزیز جان جدت یه بار خلاصه نظر بده بخونیم ببینیم چی میگی…دوم،،نویسنده عزیز تو نباید داستان بنویسی،،باید بری پیش مشاور،،،،اصلا هم تعجب نکن تجربه ثابت کرده که…سکس… و پول…تنها رابطه واقعی بین زن و مرده که میتونم اثبات کنم…

  8. خیلی لفظ قلم مینویسی…الان دیگه کسی اینطوری کتابت نمیکنه…انگار که دسته بیل تو گلوته…خیلی ساده تر بنال ببینیم چی تو چنتته؟برا شروع خوب نبود…ولی بنویس…

  9. کس خوارش بابابنویس بخونیماز کس و شررررای بقیه که بهترهفقط زیاد غم انگیزناک تپه نباشه

  10. دخترن دیگه کاریشون نمیشه کرد…شوخیدم ولی واقعا دختراییو ک ب این سادگی گول میخورنو نمیتونم درک کنم…اخه چجوری با همچین پسرایه پستی دوس میشن:(

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید