سلام ، اول بگم كه اين داستان گى هستش اگه دوس ندارين نخونين و فحش هم ندين ! برسه روزى كه به علاقيات هم احترام بذارين ! من اسمم آرمانه ، اين داستان ماله 3 روز پيشه ، اول خودم : من آرمان ١٩ ساله از كرمانشاه ، يه فاميل داريم به اسم سياوش ، البته عموم نيست ولى به احترام سن بهش ميگم عمو ! 39 سالشه اين از مقدمه!
داستان از خيلى وقت پيش شروع شد ، من هميشه نسبت به اون يه حس خاصى داشتم ، هر موقع ميومد خونمون هميشه نگام تو پاش يا به اندام سكسى و تحريك كنندش بود ! يه روز كه خونه تنها بودم زنگ در زده شد ؛ آيفون رو برداشتم و گفتم : كيه ؟ اونم با اون لحن مخصوص و در عين حال مردونش گفت : مممنم ! درو باز كردم اومد تو ! بعد از احوال پرسى و كلي خوش و وش ورق آوردم واسه بازى كردن ، امروز يه جور ديگه شده بود ! هى كپل باسنشو ميخاروند و هى جك ميگفت و ميخنديد ! بلند شدم رفتم چايى ريختم آوردم گرفتم جلوش تعارف كردم اونم يه دونه برداشت گذاشت جلوش ، قند برداشت بعد يهو يه كم كيرمو ماساژ داد ؛ يه نيشخند زد و لم داد ! منم نشستم ! بعد از چند دست ورق بازى ديدم هى نگاش رو كيرمه ! يه كم نگاه ميكرد و كپل كونشو ميخاروند ! بم گفت : حموم رو به راهه بريم يه دوش بگيريم ؟ گفتم : رو به راهه ! اما من تازه دوش گرفتم ! گفت : اي شيطون ، نكنه ميخواستى با من بياى و … (يه چشمك زد) من گفتم بياي پشتم و كيسه بكشى !
خواستم جواب بدم كه گفت : نميخواد حرفى بزنى منظورتو فهميدم و باز چشمك زد ! رفت تو حموم و بعد از حدود يه ربع صدا زد : آرمان بيا پشتم و كيسه بكش ! منم رفتم تو ! يه صحنه ى عجيب ديدم ! لخت ، دمر خوابيده بود كف حموم !(كون نازش بدون 1 تار مو بود) گفتم عمو خوب پاشو بشين اينجورى كه نميتونم ! گفت : خوب لباستو در بيار با شرت بيا اگه شرم ميكنى ، من اينجورى راحتم ، و يه نيشخند زد ! منم با شرت رفتم نشستم پشت رونش شروع كردم به كيسه كشيدن ! هي وول ميخورد سعى ميكردم كونشو بماله به كيرم ! بهترين فرصت بود منم دلو زدم به دريا و يه كم جا به جا شدم كير نيم خيزمو گذاشتم لاى شقش و نشتم ! اونم يه آخخخخ گفت و ساكت شد ! گفتم : عمو چته ؟ آروم كيسه ميكشم كه ! گفت : آرمان جون خوب كيسه ميكشى اما از كمر به پايين درد دارم ! نگفتم شيطون شدي ؟ اون شرتم در مياوردى سنگين تر بودى ! منم شرتو در آوردم كيسه رو انداختم كنار و دمر خوابيدم روش ! كيرم رفت لاى كپلاش ! سرشو چرخوند خواست حرف بزنه كه لباشو بوسيدم و سيبيلاي مردونشو كردم تو دهنم ! گفتم : عمو نميدونى چقدر آرزوى هميچن لحظه اى رو داشتم ! دوباره لباشو ميك زدم و كيرمو بشيتر تكون دادم ! لبشو ازم جدا كرد گفت آرمان جون تو برو واسه ناهار يه چيزى درست كن منم خودمو رو به راه ميكنم ميام پيشت و بازم از اون چشمكاي باحالش زد ! منم يه چشم گفتم و اومدم بيرون ! زنگ زدم هر چي لازم بود و سفارش دادم و منتظر شدم . بعد از حدود بيست دقيقه عمو سياوش اومد بيرون با يه ركابي و يه شرت ! پريدم از پشت بقلش كردم ! دستو كردم لاي شقش انگشتمو فشار دادم به سوراخش و گفتم خوب ساختيش عمو ؟ اونم گفت : آره عمو جون ! همون جورى رفتيم رو تخت ! هولش دادم از پشت رو تخت و شرتشو در آوردم ! خودمم لخت شدم ! كه يهو آيفون زنگ خورد عمو هول شد گفتم راحت بشين آماده شو ، من برم سفارشارو بگيرم بيام ، لباس پوشيدم رفتم تحويل گرفتم و اومدم ! رفتم تو اتاق ! همونجورى نشسته بود ، گفتم چيه عمو دل به كار نميدي ؟ گفت : بدو بيا ديگه و يه چشمك زد! رفتم جلو باز لخت شدم ، كيرمو كه ديد چشاش برق زدم من كيرم 16 سانته ! اما خوش تراش و خوش فرمه ، گفتم عمو خوابه ! چه جورى بيدارش كنيم ؟ گفت : آرمان جون من از ساك زدن بدم مياد ميخواى دمر ميخوابم بازي بده تا بيدار شه ! رفتم جلو سر كيرمو ماليدم به سيبيلاش و چپ و راست ماليدم به لباش ، بعد خايه هامو ماليدم رو لباش ! برگشت و دمر شد ! من رفتم روش گذاشتم لاپاش چند دقيقه بالا پايين كردم تا كامل شق شد ! بهش گفتم : عمو آماده اي ؟ اونم گفت آره ! يه ماچ آبدار ازش گرفتم !
دستمو حلقه كردم دور كمرش آوردم بالا دو تا بالش گذاشتم زيرش . تف زدم كف دستمو برم لاي چاك كون داغش ، ماليدم به سوراخش و باز يه تف گنده ي ديگه زدم به دستم و بعد به لا پاش و بي مقدمه دس به كار شدم ! كيرمم خيس تف كردم و گذاشتم دم سوراخش ! يه كم فشار دادم بعد يهو تند كله ي كيرمو كردم تو ! بالشو گاز گرفت و يه صدايى شبيه : م م م م م گفت و ساكت شد ! كيرمو تندى كشيدم بيرون ! دوباره دادم تو و سر كيرم كه رد شد و يه كم خودشو شل كرد يه فشار تند ديگه دادم كه گفت : آآآخخخخ آرمان جون يواشششش ، منم لام تا كام حرف نزدم ! كيرم تا نصفه تو بود يهو كشيدم بيرون و دوباره دادم تو تا نصفه كر رفت و يه كم شل شد يه فشار ديگه دادم تا نزديكاى خايه رفت تو ؛ بازم ، م م م م م گفت و بالشو گاز گرفت : بالشا رو از زيرش ورداشتم و آروم كيرمو فشار دادمو دمر خوابوندمش ، كيرم تا خايه جا رفته بود ! بعد از 3 ، 4 دقيقه دستامو ستون كردمو كيرمو يه كم دادم بالا صورتشو نگاه كردم ، پر شهوت بود ! سريع كيرمو كشيدم بيرون ، يه صداي گوز به حالت كشيده از گونش اومد كه كيرمو آتيش زد ! كيرمو تفى كردمو يهو دادم تو و خوابيدم روش ، صورتشو نگاه كردم چشاش پر اشك بود و محكم لبشو گاز گرفته بود! باز دستامو ستون كردم و تا نصفه كشيدم بيرون ! شروع كردم به تلمبه زدن ! چند بار كونش زير كيرم گوزيد كه منو بيشتر داغ ميكرد ! حدود بيست دقيقه تلمبه زدم ! چند بار خواست آبم بياد كه دست نگه داشتم ، بعد از حدود بيست دقيقه آبم و ريختم تو كونش تو خوابيدم روش ! وقتى صورتشو نگاه كردم پر از اشك و شهوت بود ! كيرمو كشيدم بيرون يه نگاه به كونش كردم ! سوراخش كمي باز بود و كمي آب منى دم سوراخش ! سوراخش كه دل ميزد آب منى ميومد بيرون ! روناشم كمى قرمز شده بود ! رفتم تو آشپزخونه پيتزا ها رو گرم كردم اومدم تو اتاق خواب صداش زدم ؛ عمو ، عمو ، عمو سياوش !روشو برگردوند يه لبخند زد ! گفتم : عمو كوه كه نكندى ! بلند شو ! رفتم پشتش پايين تخت وايسادم ، وقتى پاشد رفت دستشويى گشاد گشاد راه ميرفت : گفتم عمو سياوش اينجورى ميخواى بري بيرون ؟ گفت : مسئله ي مهمى لاى كونم بود كه الان نيست و مجبورم اينجورى جاي خاليشو پر كنم ! خنديد ! منم خنديدم ، رفت دستشويى و بعد اومد ناهار خورديم ! ساعت 3 بود كه لباساشو پوشيد و رفت ! يه ماچ آبدار ازش گرفتم و لباشو ميك زدم ! كپل كونشم چنگ زدم ، اونم كيرمو ماليد و رفت !
وقتى دوباره هيكلشو ديدم تازه به خوش هيكليش پي بردم !
داستان از خيلى وقت پيش شروع شد ، من هميشه نسبت به اون يه حس خاصى داشتم ، هر موقع ميومد خونمون هميشه نگام تو پاش يا به اندام سكسى و تحريك كنندش بود ! يه روز كه خونه تنها بودم زنگ در زده شد ؛ آيفون رو برداشتم و گفتم : كيه ؟ اونم با اون لحن مخصوص و در عين حال مردونش گفت : مممنم ! درو باز كردم اومد تو ! بعد از احوال پرسى و كلي خوش و وش ورق آوردم واسه بازى كردن ، امروز يه جور ديگه شده بود ! هى كپل باسنشو ميخاروند و هى جك ميگفت و ميخنديد ! بلند شدم رفتم چايى ريختم آوردم گرفتم جلوش تعارف كردم اونم يه دونه برداشت گذاشت جلوش ، قند برداشت بعد يهو يه كم كيرمو ماساژ داد ؛ يه نيشخند زد و لم داد ! منم نشستم ! بعد از چند دست ورق بازى ديدم هى نگاش رو كيرمه ! يه كم نگاه ميكرد و كپل كونشو ميخاروند ! بم گفت : حموم رو به راهه بريم يه دوش بگيريم ؟ گفتم : رو به راهه ! اما من تازه دوش گرفتم ! گفت : اي شيطون ، نكنه ميخواستى با من بياى و … (يه چشمك زد) من گفتم بياي پشتم و كيسه بكشى !
خواستم جواب بدم كه گفت : نميخواد حرفى بزنى منظورتو فهميدم و باز چشمك زد ! رفت تو حموم و بعد از حدود يه ربع صدا زد : آرمان بيا پشتم و كيسه بكش ! منم رفتم تو ! يه صحنه ى عجيب ديدم ! لخت ، دمر خوابيده بود كف حموم !(كون نازش بدون 1 تار مو بود) گفتم عمو خوب پاشو بشين اينجورى كه نميتونم ! گفت : خوب لباستو در بيار با شرت بيا اگه شرم ميكنى ، من اينجورى راحتم ، و يه نيشخند زد ! منم با شرت رفتم نشستم پشت رونش شروع كردم به كيسه كشيدن ! هي وول ميخورد سعى ميكردم كونشو بماله به كيرم ! بهترين فرصت بود منم دلو زدم به دريا و يه كم جا به جا شدم كير نيم خيزمو گذاشتم لاى شقش و نشتم ! اونم يه آخخخخ گفت و ساكت شد ! گفتم : عمو چته ؟ آروم كيسه ميكشم كه ! گفت : آرمان جون خوب كيسه ميكشى اما از كمر به پايين درد دارم ! نگفتم شيطون شدي ؟ اون شرتم در مياوردى سنگين تر بودى ! منم شرتو در آوردم كيسه رو انداختم كنار و دمر خوابيدم روش ! كيرم رفت لاى كپلاش ! سرشو چرخوند خواست حرف بزنه كه لباشو بوسيدم و سيبيلاي مردونشو كردم تو دهنم ! گفتم : عمو نميدونى چقدر آرزوى هميچن لحظه اى رو داشتم ! دوباره لباشو ميك زدم و كيرمو بشيتر تكون دادم ! لبشو ازم جدا كرد گفت آرمان جون تو برو واسه ناهار يه چيزى درست كن منم خودمو رو به راه ميكنم ميام پيشت و بازم از اون چشمكاي باحالش زد ! منم يه چشم گفتم و اومدم بيرون ! زنگ زدم هر چي لازم بود و سفارش دادم و منتظر شدم . بعد از حدود بيست دقيقه عمو سياوش اومد بيرون با يه ركابي و يه شرت ! پريدم از پشت بقلش كردم ! دستو كردم لاي شقش انگشتمو فشار دادم به سوراخش و گفتم خوب ساختيش عمو ؟ اونم گفت : آره عمو جون ! همون جورى رفتيم رو تخت ! هولش دادم از پشت رو تخت و شرتشو در آوردم ! خودمم لخت شدم ! كه يهو آيفون زنگ خورد عمو هول شد گفتم راحت بشين آماده شو ، من برم سفارشارو بگيرم بيام ، لباس پوشيدم رفتم تحويل گرفتم و اومدم ! رفتم تو اتاق ! همونجورى نشسته بود ، گفتم چيه عمو دل به كار نميدي ؟ گفت : بدو بيا ديگه و يه چشمك زد! رفتم جلو باز لخت شدم ، كيرمو كه ديد چشاش برق زدم من كيرم 16 سانته ! اما خوش تراش و خوش فرمه ، گفتم عمو خوابه ! چه جورى بيدارش كنيم ؟ گفت : آرمان جون من از ساك زدن بدم مياد ميخواى دمر ميخوابم بازي بده تا بيدار شه ! رفتم جلو سر كيرمو ماليدم به سيبيلاش و چپ و راست ماليدم به لباش ، بعد خايه هامو ماليدم رو لباش ! برگشت و دمر شد ! من رفتم روش گذاشتم لاپاش چند دقيقه بالا پايين كردم تا كامل شق شد ! بهش گفتم : عمو آماده اي ؟ اونم گفت آره ! يه ماچ آبدار ازش گرفتم !
دستمو حلقه كردم دور كمرش آوردم بالا دو تا بالش گذاشتم زيرش . تف زدم كف دستمو برم لاي چاك كون داغش ، ماليدم به سوراخش و باز يه تف گنده ي ديگه زدم به دستم و بعد به لا پاش و بي مقدمه دس به كار شدم ! كيرمم خيس تف كردم و گذاشتم دم سوراخش ! يه كم فشار دادم بعد يهو تند كله ي كيرمو كردم تو ! بالشو گاز گرفت و يه صدايى شبيه : م م م م م گفت و ساكت شد ! كيرمو تندى كشيدم بيرون ! دوباره دادم تو و سر كيرم كه رد شد و يه كم خودشو شل كرد يه فشار تند ديگه دادم كه گفت : آآآخخخخ آرمان جون يواشششش ، منم لام تا كام حرف نزدم ! كيرم تا نصفه تو بود يهو كشيدم بيرون و دوباره دادم تو تا نصفه كر رفت و يه كم شل شد يه فشار ديگه دادم تا نزديكاى خايه رفت تو ؛ بازم ، م م م م م گفت و بالشو گاز گرفت : بالشا رو از زيرش ورداشتم و آروم كيرمو فشار دادمو دمر خوابوندمش ، كيرم تا خايه جا رفته بود ! بعد از 3 ، 4 دقيقه دستامو ستون كردمو كيرمو يه كم دادم بالا صورتشو نگاه كردم ، پر شهوت بود ! سريع كيرمو كشيدم بيرون ، يه صداي گوز به حالت كشيده از گونش اومد كه كيرمو آتيش زد ! كيرمو تفى كردمو يهو دادم تو و خوابيدم روش ، صورتشو نگاه كردم چشاش پر اشك بود و محكم لبشو گاز گرفته بود! باز دستامو ستون كردم و تا نصفه كشيدم بيرون ! شروع كردم به تلمبه زدن ! چند بار كونش زير كيرم گوزيد كه منو بيشتر داغ ميكرد ! حدود بيست دقيقه تلمبه زدم ! چند بار خواست آبم بياد كه دست نگه داشتم ، بعد از حدود بيست دقيقه آبم و ريختم تو كونش تو خوابيدم روش ! وقتى صورتشو نگاه كردم پر از اشك و شهوت بود ! كيرمو كشيدم بيرون يه نگاه به كونش كردم ! سوراخش كمي باز بود و كمي آب منى دم سوراخش ! سوراخش كه دل ميزد آب منى ميومد بيرون ! روناشم كمى قرمز شده بود ! رفتم تو آشپزخونه پيتزا ها رو گرم كردم اومدم تو اتاق خواب صداش زدم ؛ عمو ، عمو ، عمو سياوش !روشو برگردوند يه لبخند زد ! گفتم : عمو كوه كه نكندى ! بلند شو ! رفتم پشتش پايين تخت وايسادم ، وقتى پاشد رفت دستشويى گشاد گشاد راه ميرفت : گفتم عمو سياوش اينجورى ميخواى بري بيرون ؟ گفت : مسئله ي مهمى لاى كونم بود كه الان نيست و مجبورم اينجورى جاي خاليشو پر كنم ! خنديد ! منم خنديدم ، رفت دستشويى و بعد اومد ناهار خورديم ! ساعت 3 بود كه لباساشو پوشيد و رفت ! يه ماچ آبدار ازش گرفتم و لباشو ميك زدم ! كپل كونشم چنگ زدم ، اونم كيرمو ماليد و رفت !
وقتى دوباره هيكلشو ديدم تازه به خوش هيكليش پي بردم !
نوشته: آرمان
17 پاسخ به “آرمان و عمو سیاوش”
یه آدم کلفت نمی گه ممممنم میگه منننننم .
chaghi man motmaennam in dastan bar akse…!!!yni amot toro ta daste karde hanooz daghi nafahmidi
اه اه خوب شد نخوندم
kare khubi kardi nakhundish…mozakhrafe
sh0maha age vaqean injori ke migin az gay motenafer bodin vaghti esme dastan ro didin bayad mifahmidin ke gaye va to nemiyomadin ! Yeki az bozorgtarin moshkelate shahvani vojode karbarayi mesle shomas ke zire dastana zer mizanin ! Ham az esme dastan malome ham avale dastan goftam ke in dastane gaye ! Mikhasti to nayay
khob shod gofti mozosh chiye, nakhondam
esme dastan0 didiy o omadi nazar dadi ! Yani badet nemiyad !!
fekr kardi hame mesle khodet jaghian ke ba ina beshinan ya ali tagh tagh tagh tagh bezanan…aslan in amot chizi be name kir lapash hast ke to gerefti gaeidish boland shode keshide bala tashakoram karde gofte damet garm maro pare kardi bazam miyam pishet…booroo amo ba dodolet bazi kon jagh jaghi
goftam ke m0shkele shahvani ine ke 4ta pa pati mesle shomaha ozvan tosh ! Yad nagereftin ke be aghayede hame ehteram bezarin ! Vaghti to esme dastan esme 2 ta jense mozakare pas dastan gaye ! Vaghti avale dastan goftam pas gaye ! Age hala be har dalili alaghe nadarin dalil nadare alaki miyayn zer mizanin ! Aslan nazar nade ! To ke omadi fahmidi dastan gaye rato bekesh boro ! Ba nazar nadadanet ke kasi nemimire !
:W یه جوجه خروس 19 ساله مرد 39 ساله سبیل کلفتو کرد عجبا به حق چیزایه نشنیده
Fafa_fadf zer nazan kon goshad rafti be amot dadi kos migi akhe kon goshad ye amrde 39 sale bede dg chiye angizat az in kara chiye akharesh chi toam midi boro koneto jam kon kiretam bendaz konet dar bare shahvani ham kos nagoo site khobi hast ke amsale toro az kon dadan jologiri mikone
age bahs fosh dadane hame baladan pas galato bebando fak nazan , badet miyad goh mikhori miyay to , goh mikhori mikhoni
نویسنده خودش گفت داستان با این موضوع ارزش خوندن نداره !
asasan in yaro dochar hamle haye jen30 shode va in oghde ta abad hamrahe in yaro e va harvaght ke koon mide fekr mikone khodesh tarafo gozashte va pa mishe miyad inja dastane kon dadane sho az zabane khodesh inja minevise…man migam shma 1 bar dastane kon dadaneto benevis ta in jaryan pak beshe
متاسفم گی نمیخونم 😀 :>
خواست حرف بزنه كه لباشو بوسيدم و سيبيلاي مردونشو كردم تو دهنم ! گفتم : عمو نميدونى چقدر آرزوى هميچن لحظه اى رو داشتم !رفتم جلو سر كيرمو ماليدم به سيبيلاش و چپ و راست ماليدم به لباش ،injaasho koli khandidamaaberoo har chi korde bordichizi ke mosalame shomaaye 19 amooye 39 ro nakardi, oon shomaa ro karde.in bachehaa ham miyaan daastaano taa tahesh mikhoonan bad nazar migan gay nemikhonam yaa mozakhrafe!!!
khan dayi جناب خان دایی بهت میخوره خیلی کوچولو هستی مثلا زیر 15 سال که اینطور فکر میکنی و اسمتم خان دایی گذاشتی / گی نخوندن کلاس نداره که من بیام بگم و کلاسم بره بالا اگه بخونم مثل داستانای دیگه نقاط ضعف و قوتشو میگفتم پس اونقدر مطمئن حرف نزن سردیت میشه