اسم من آرش هستش و همیشه دوست داشتم با مامانم سکس کنم و همیشه جذب زیبایی های بصری مامانم بودم؛راجب مادرم بگم زمانی که داستان ما شروع شد که یه زن 37 ساله بود و منم 18 سالم بودش مادرم منو تو سن پایین به دنیا آورد و برای همین به هم نزدیک بودیم و برام جذاب بودش از بدنش بگم سینه های بزرگ سفت و بدنش به جز چند تا چین و خط که اونم به خاطر خودم در دوران بارداری به وجود اومده مشکلی نداره.
اون یه کون عالی داره که با هر بار نگاه کردن بهش دوست داری یه اسپنک بزنی بهش.
بعضا دیدش میزدم موقعی که از حموم بیرون می اومد و لباس زیرشو تنش میکرد دیدن همین صحنه ها منو به مرز جنون میرسوند،ممه های بزرگ و سایز ۹۰ مامان جونم همیشه به سختی تو سوتینش جا میشد و میخواست اونا رو جر بده و همیشه تحت فشار بود.
من حدودا ۱۶ سالم بود دبیرستانی بودم و واقعا توان صبر کردن برای کردن مامانم رو نداشتم برای همین شروع کردم دنبال راه های متفاوت گشتن برای رسیدن به این خواسته،
هیپنوتیزم رو شروع کردم و چیزای بیسیک رو چند روزه یاد گرفتم و فقط نیاز داشتم به دلیلی که هیپنوتیزم رو مامانم اجرا کنم.
مامانم سیگاری هستش و تقریبا روزی یه پاکت میکشه من اینو میدونستم که میخواد ترک کنه ولی اراده خیلی قوی نداره برای همین از این فرصت استفاده کردم تا بهش برسم.
مامانم با یه تاپ صورتی که به زحمت ممه هاشو توش جا داده بود و با یه شرتک که نمیتونست اون حجم از کونو مخفی کنه داشت آرایش میکرد
ازش پرسیدم کجا داری میری؟!
مامان گفت دارم میرم سیگار بخرم
من سعی میکردم به چشماش نگاه کنم ولی اون ممه های بزرگ مانع دیدن چشای خوشگلش میشد!!
به خودم اومدم و گفتم الان وقتشه
بهش گفتم میدونی که سیگار کشیدن چقدر حال بهم زنه برای سلامتی هم خوب نیست!!
مامان:آره عزیزم میدونم ولی نمیتونم جلو خودمو بگیرم
من:من یه روش پیدا کردم که شاید روت جواب بده و باعث بشه سیگارو ترک کنی
یه جایی تو اینترنت خوندم که مردم با استفاده از هیپنوتیزم سیگارو ترک میکنن اینجوری شاید توام بتونی مامان!!
مامان: نمیدونم عزیزم فکر نکنم جواب بده رو من
من:مامان برای سلامتیت بد هستش لطفا بیا حداقل امتحان کنیم این کارو
مامان به سمت من اومد و بغلم کرد
کیرم نیمه سیخم با رون های تپلش تماس پیدا کرد و داشتم دیوونه میشدم
مامان گفت باشه ضرر که نداره بیا امتحان کنیم!!
وقتی اینو گفت میتونم قسم بخورم هوش از سرم رفت و کیرم یه تکون جدی خود
دست کردم تو جیبم و کیرم و جابه جا کردم
بهش گفتم بشینه و ریلکس باشه
نفس عمیق بکشه
مامان: چقدر باید این کارو بکنم
من: مامان تو باید کاملا ساکت باشی تا این کار کنه، فقط نفس بکش آروم بده تو و بیرون تا وقتی که خوابت بگیره، عالیه
بعد چند دقیقه پروژه واقعا شروع شد!!
مامان به این سکه نگاه کن با چشات دنبالش کن من جلو صورتت جابه جاش میکنم
من حالا از ۱۰ تا ۰ میشمرم و وقتی به صفر رسیدم توام خوابت میبره و توام بدون هیچ سوالی به همه حرف های من گوش میدی
جوابی جز یه اوهوم ساده نداد.
۱۰،۹،۸ تو حس میکنی که خوابت گرفته و پلکات سنگین شدن
مامانم واقعا خوابش گرفته بود و تقریبا تو کنترل من بود
۷،۶،۵ چشاش سنگین شده بود و حتی سعی کرد پاشو تکون بده ولی نتونست و این کار حتی خسته ترش کرد
۴،۳،۲ حالا تو کاملا خوابت برده و تا من نگم بیدار نمیشی!!
۱ و من بشکن زدم و سرش افتاد پایین رو سینش اون کاملا خوابش برده بود
زیر چونشو گرفتم و بلندش کردم
یه ویو فوق العاده از بدن جذابش داشتم دیگه کاری نبود نتونم باهاش بکنم.
یکی از دستام رو کردم تو شرتم و با اون دستم به سمت مادرم رفتم، مادر خودم دیگه در اختیارم بود
یه تکونی خورد ولی جزئی بود و مقاومتی ندیدم.
سینه هاشو لمس میکردم و بهش گفتم
اکی مامان وقتی بیدار شدی دیگه میلی به سیگار نداری و اون آشغال ترین و پست ترین کار ممکنه تو دنیا تو میشه
به جای اون کار هر وقت نیاز به سیگار کشیدن پیدا کردی حشری میشی، کصت خیس میشه و فقط تنها چیزی که آرومت میکنه دادن هستش و هر چقدر هم بیشتر طول بکشه زمان دادنت بیشتر حشری و خیس میشی تا زمانی که تنها چیزی که بتونی بهش فکر کنی این باشه که چطوری کصتو پر کنی!!
این چند خطو چند بار براش گفتم که تا ملکه ذهنش بشه.
اکی مامان حالا بشکن میزنم و تا بیدار بشی و حس بهتری داشته باشی
به محض اینکه بشکن زدم چشماشو باز کرد.
مامان:اوه عزیزم حس خیلی خوبی دارم
من: حس میکنی که بخوای سیگار بکشی؟!
مامان: نه واقعا نه، شاید تو واقعا کارت رو بلدی
من: آره من کارم خوب بلدم و کیرم داشت،میترکید و داشت درد میگرفت
بهش گفتم میخواد یه فیلم ببینیم؟
اونم گفت باشه و رو مبل نشستیم و فیلم رو شروع کردیم
نصف فیلم گذشته بود و من فکر میکردم این کارم جواب نداده نگاهم بهش افتاد زیر پتو بود ولی ید جوری عرق کرده بود. نوک سینه هاش سفت شده بود و داشت تاپشو جر میداد، یکی از دستاش تو شورتش بود و داشت خودشو میمالید،فهمید که دارم نگاهش میکنم و یکم سرخ شد و بهم گفت فکر کنم مریض شدم حالم خیلی خوب نیست،بلند شد به سمت سرویس رفت، خیلی سریع حرکت میکرد و همین باعث شد که بخوره زمین
شروع کرد به مالیدن زانوش کرد ولی تحمل نداشت و مالیدن زانوش جاشو به مالیدن کصش داد.
زمزمه میکرد خدایا چم شده چرا انقدر حشریم.
منم فکر کردم بهترین فرصته رفتم جلو و کیرم رو درآوردم و شروع کردم با این صحنه جق زدن مثل مامانم.
کیرمو کامل داشت میدید
همه باور هاشو کنار گذاشته بود و تو ذهنش فقط یه چیزی بود
رسیدن به کیر
منو نگاه میکرد و خودشو میمالید و انگشت میکرد
چیزای نا مفهومی هم میگفت
تا اینکه گفت
آرشششش بیا مامان جندتو بکن!!!
من کاری که مامان ازم میخواست رو اجابت کردم
رفتم سمتش
کیرمو گرفتم سمت صورتش، دهنشو باز کرد و تا جایی که جا داشت کیرمو تو دهنش جا داد!!
نوک کیرم و حس میکردم که داره به ته حلقش میخوره یه صدای خوبی هم درست کرده بود که همه باهاش آشنا هستین(البته امیدوارم) دستاش سریع تر کسشو میمالیدن و با سرعت وحشتناکی داشت برام ساک میزد.
من تو بهشت بودم!!
سرعت باعث یه خورده اذیت شدنم شده بود ولی لذتی که میبردم چند برابر بود.
شروع کردم به حرف زدن باهاش
آره از ساک زدن برای پسرت لذت میبری جنده کوچولو؟!
حرفم مامانم رو دیوانه تر کرد
کیرمو از دهنش در آوردم ولی ول کن نبود و دوباره کیر ۱۸ سانتیم رو کرد دهنش
من باز سعی کردم کیرمو در بیارم ولی نزاشت و تو دهنش ارضا شدم و همه آبم رفت ته حلق مامانم!!
بالاخره از دهنش درآوردم و صداش قطع نشد و داشت خودشو میمالید
آنقدر اینکارو کرد که بالاخره آبش پاشید رو زمین!!
دیدن صحنه ارضا شدن مامانم یه نیرو جدید داد به من و دوباره کیرم سیخ شد.
مامانم به کیرم نگاه کرد و گفت آرش کیرتو تو کنم میخام زووووددد
میخوام که مامانو بکنی!!
رفتم سمتش و تاپ صورتی و سوتین سفیدشو درآوردم
برگردوندم و داگیش کردم کیرمو به کسش مالیدم و تا صداش باز در اومد و طلب کیرمو کرد
آنقدر خیس بود که به راحتی کل کیرمو توش جا داد و شروع به ناله کرد و خیلی سریع یه ریتم خوب پیدا کردیم.
کل خونه رو سر و صدا ما برداشته بود برخورد بدنمون باهم حسش عالی بود.نه به خاطر اینکه ساک زدنش خوب بود یا سکسش به خاطر اینکه مامانم زیر بود و داشت برام ناله میکرد این تابو واقعا لذت بخش بود برام.
کس مامانم خیلی گرم بود و منو به لبه جنون کشیده بود خیلی نتونستم تحمل کنم و موقع تلمبه زدن تو کصت ارضا شدم
مامانم هم نزدیک بود و با یه داد بلند رو کیرم ارضا شد.
کیرمو در اوردم و اونم به پشت خوابید.من نگاهم به کصش افتاد که آبم داشت ازش یواش یواش بیرون میریخت
رفتم سمتش و شروع به انگشت کردنش کردم و ممه هاشو خوردم و
بهش گفتم بره خودشو تمیز کنه تا راند دوم رو بریم
باز از خود بیخود شده بود ولی یه دفعه قاطی کرد و رفت تو سرویس صدای گریه کردنشو میشنیدم دیگه به خوش اومده بود و از کاری که کرده پشیمون بود ولی من خیلی ناراحت نبودم
چون میدونستم اون روزی یه پاکت سیگار میکشه!!
نوشته: آرش
21 پاسخ به “آرش و مامان سیگاری”
عامو دمت گرم مسمر تو گورش لرزیددیوید کاپر فیلد خایه جفت کردو کل متافیزیک به گای عظما رفتداداش معجزه هیپنوتیزم نبود ننه ات جنده است رو نمی کرده
نمیدونم چرا حس میکنم بابات هر شب میکندت هیپنوتیزم!!
عامو دمت گرم مسمر تو گورش لرزیددیوید کاپر فیلد خایه جفت کردو کل متافیزیک به گای عظما رفتداداش معجزه هیپنوتیزم نبود ننه ات جنده است رو نمی کرده
کسکش حقی مگه هیپنوتیزم کردن انقد راحته ک کسشر میگی با کوچکترین اشتباه ممکنه طرفی بگا بره مغز معیوبتو گاییدم
هر چی کوسخوله امشب هجوم آوردن به بکن تو واسه داستان نوشتن
کیری خان وقتی هیپنوتیزم یاد بگیری، اولین اصلش اینه که نمیتونی طرفو به کاری مجبور کنی که خودش نمیخواداین کسشرایی که تو فیلمای هالیوودی رو دیدی باور کردی بچه سال؟
ببین تو دیگه مرزهای توهم که هیچ مرزهای گوه خوری رو میلیاردها سال نوری جابجا کردی آخه بچه کون مگه هیپنوتیزم همینجوری تخلیه که تو ننتو بنشینی ببریش تو خلاصه بعد هر گوهی خواستی بخوری
نه به سکس با محارم
من فقط به یه پاکت سیگار تو روز رسیدم اوج کسشری رو درک کردم و سیک رو زدمبریم داستان بعدی 😂
روح شارکو و فروید تو قبر لرزید، ریدی به کل هیپنوتراپی رفت پیکارش
فقط یه جمله بدرقه ی راهت میکنم
تو از نظر کسشعری تویه لیگ دیگه بازی میکنی
تو از نظر کسشعری تویه لیگ دیگه بازی میکنی
یه چیزی تو فیلما در مورد هیپنوتیز دیدی
😂😂😂😂
اسم داستان:خاطرات کسی که به بهونه هیپنوتیرم کونش فتح شد!
و بختم تو سیگارم کشی(معنی:از سیگارت سنگین کام نگیر عامو)
چرا کیر همه اعضای بکن تو 18 سانته مال من 15 سانت؟؟؟!
اصن آنتونی گالی و دکتر جوزف دی باید بیانپیش تو لنگ بندازن لامصب. تو دیگه مرزهای علم هیپنوتیزم رو یه تنه فرسنگها جا به جا کردی. موقع جق زدن خودتم هیپنوتیزم میکنی استاد؟ ننوس استاد جقنوتیزم. ریدم تو توهماتت. یعنی انقد زدی دیگه مخت از دماغت زده بیرون. ننوبس چاقال😂😂
یعنی روح استاد کابوک تو گور شاشید به خودش با شنیدن این حرکت تو. استاد مسلم جقنوتیزم فقط خودت لنتی.😂😂
بعدش که از خواب بیدار شدی گفت پسر کونیم برو یه پاکت سیگار برام بگیر بیار