آرش و آبجی

خب اول باید مطرح کنم که اسامی تغییر داده شدن برای حفظ محرمانگی .
اما من اسمم آرش هست الان 31 سالمه
خواهرم زیبا هم الان 46 سالشه .

داستان پر پیچ و خم ما از کودکی من شروع شد . وقتی من سن و سالی نداشتم شاید 5 ساله بودم .

زیبا عادت داشت تو خونه با دامن بلند باشه ماهم خونه ای ویلایی داشتیم بزرگ با دو حیاط . خونه ای با کلی اتاق های بزرگ ولی قدیمی ساز .
خیلی واضح یادم نیست ولی میدونم عصرا که میرفت چرت بزنه من میرفتم پایین پاش میخوابیدم چون تو خواب زیاد غلط میزد ، بعضی وقتا دامنش میرفت بالا و من مات و مبهوت شورت یا شلوارکش میشدم . خیلی از مسائل جنسی چیزی نمیدونستم فقط یه دختر خاله هم سن داشتم که بعضی وقتا می رفتیم یه جایی و شلوارامونو در میاوردیم و بهم نشون میدادیم . اون براش سوال بود چرا کیر نداره و منم برام سوال بود چرا من دارم اون نداره . فک میکردم مریضی چیزی گرفتم . اما خب بگذریم . کودکی من با همین دید زدن های عجیب و غریب گذشت .
بعضی وقتا هم میرفتم بالای انباری حموم و از لابه لای سوراخ های شیشه نورگیر از حمام کردنش دید میزدم .
همیشه بدنش برام جذاب بود و چون سن و سالی نداشتم این کنجکاوی هام براش تعجب برانگیز نبود .

اما رفته رفته من بزرگتر شدم و کم کم فهمیده بودم داستان چیه . یادمه تو 11 سالگی وقتی خونه خالی میشد میرفتم سر کشو لباسش و تا میتونستم خود ارضایی میکردم . تازه به سنی رسیده بودم که ازم اب منی خارج میشد . اونو میریختم رو شورتاش قسمتی که کصشو میپوشونه و میذاشتمش تو اتاقم تا خشک بشه بعد یک روز میذاشتمش سر جاش .

کارم شده بود دید زدنش . خونه رو که عوض کردیم خونه جدید دستشویی تو حیاط داشت . یه گوشه از حیاط . در آلومینیومی داشت که سنگ توالت رو به در بود . بعد از چند وقتی به این فکر افتادم که لبه پایین در رو خم کنم تا وقتی میره دستشویی بتونم دید بزنم .

این کار باعث شد تا برای بار اول بتونم کصشو از نزدیک ببینم . کارم شده بود کشیک دادن وقتی خونه تنها بودم ، میرفت دستشویی و منم بدو بدو میرفتم از لبه پاییه در میچسبیدم به در . از دیدن صحنه های شاشیدن و ریدنش خوشم نمیومد ولی دیدن کصش به تحمل این صحنه ها می ارزید .

یه حموم هم داشتیم که طبقه پایین بود و یه پنجره هم به اتاق کناری داشت . یه روز رفتم گوشه شیشه به سمت اتاقو شکوندم و منتظر شدم برم حموم . وقتی رفت رفتم تو اتاق و شروع کردم دیدنش . برای بار اولی بود که سرتا پاشو کامل لخت میدیدم . هر از گاهی خود ارضایی هم میکرد که اینجور مواقع حسابی منم ارضا میشدم . میرفتم و یه شورت ازش میاوردم و موقع دید زدن روش جق میزدم .

تا اینکه یه روز بابام برامون یه هندی کم خرید . یه روز خیلی عجیب به ذهنم خورد برم یه نوار خالی بخرم و هندی کم رو ببرم تا ضبط کنم .
کلی پولامو جمع کردم و رفتم یه نوار کاست خریدم ، اومدم خونه و تستش کردم .

کارم شده بود ازش فیلم گرفتن ، تو حموم یا دستشویی فرقی نمیکرد . چون کاست ظرفیتش محدود بود چند بار روی همون ظبط کردم و فیلم های قدیمی پاک میشدن .

تا اینکه رفت سر کار و سر ساعت های خاصی میومد و میرفت . به ذهنم رسید تو اتاقش بزارم . وقتی از سرکار میومد و لباساشو عوض میکرد فیلم میگرفتم ازش . دوربین جاساز می کردم و کلی ازش فیلم یواشکی میگرفتم .

یه مدت بود که نظرم به شلواراش جلب شده بود ، اینکه بعضیاشون خشتک هاش یکم سوراخ داشت . به ذهنم رسید که برم و قسمت خشتک یا همون جای کصشو پاره کنم تا وقتی میشینه بتونم زنده دید بزنمش .

خانواده من رفتن شمال و من به بهانه موندن برای زیبا و مراقبت ازش موندم .
به محض اینکه رفتن منم هر روز کارم شده بود پاره کرده شلواری که صبح پوشیده بود . وقتی صبح میرفت سرکار ، من میرفتم و خشتک شلوارشو پاره میکردم . چون رو زمین غذا می خوریم موقع ناهار وصبونه و شام رو ابرا بودم . اوایلش کم کم پاره میکردم ولی روزای اخر قشنگ چاک میدام یه جوری که فقط کش شلوارش وصل بود . اما برام جالب بود که خیلی به روی خودش نمیاورد . شرت همیشه پاش بود ولی بعضی روزا شرتاش یا نازک بود یا باریک و این باعث میشد وقتی خواب بود که اکثرا طاق باز میخوابید بتونم لبه های کصشو ببینم .

به همین منوال حدود 15 روز گذشت و تقریبا همه شلواراش پاره بودن و با کمال تعجب هیچ اعتراضی به این موضوع نمی کرد . منم این 15 روز صب و شب کارم شده بود خود ارضایی . زیبا هم عصرا میومد خونه رو مرتب میکرد و گاهی که خم میشد یا بلند می شد یا پا میشد ویو قشنگی بهم میداد . اما روز 14 ام یه اتفاق جالبی رخ داد . عصر شده بود و خواب بود و منم کشیک می کشیدم تا بخوابه و برم دید بزنم .

یادمه یه شلوار آبی روشن پاش بود که خشتکشو کامل پاره کرده بودم و حتی وقتی دراز میکشید خودش میدید که پارس ولی به روی خودش نمیاورد . وقتی پاشد بره دستشویی منم بدو بدو رفتم که دید بزنم از لای در یه چیز جالب دیدم . شلوارشو نکشید پایین فقط شورتشو از جایی که پاره بود داد کنار کصش و شروع کرد شاشیدن . تموم که شد شرتشو نداد سر جاش و بلند شد . چون شلوارشو نداده بود پایین خیلی زود بلند شد و درو باز کرد منم خیلی زود واستادم که نشون بدم منتظرم در بیاد که من برم تو تا طبیعی باشم .

رفتم و یه جق زدم به یاد چیزی که دیدم . اومدم بیرون بیحال بودم و گفتم نرم سراغش چون ارضا شده بودم ولی یه حسی گفت برم یه نگاه کوچیک بندازم . وقتی رفتم تو پذیرایی دیدم طاق باز دراز کشیده و رفتم پایین پاش ، چشمم خورد به کصش که بخاطر کنار رفتن شورتش تو چشم بود . این بار اولی بود که کصشو موقع خواب کامل میدیم . رفتم دوربینو اوردم و شروع کردم ضبط کردن . دوربینو تا میشد نزدیک کصش کردم تا خوب خوب ببینم . یه ساعتی خواب بود تا بیدار شد و رفت دستشویی منم رفتم بدو بدو . این بار حواسم جمع بود زودتر برم اما این سری هم مثل سری قبل بدون پایین کشیدن شلوار کارشو کرد . من قبل اینکه کارش تموم شه رفتم . احتمال دادم شاید این سری دیگه شورتشو درست کرده باشه . وقتی برگشت بیرون من تو اتاق بودم که گفت برم کمکش کنم خونه رو مرتب کنه تا خانواده میان تمیز باشه همه جا .

وقتی داشتیم کار میکردیم فهمیدم شورتش هنوز کنار کشیده است و کصش این سری خیلی کاملتر تو چشمه . تمام حواسم به کصش بود . مثل یه برده براش کار میکردم تا فرصت داشته باشم دید بزنم . هر از گاهی که با تکون خوردن شورتش برمیگشت سر جاش یکم ، یهو میرفت عقب من و باز میومد پیشم وقتی میومد باز شورتش کامل رفته بود کنار و همه کصش تو دیدم بود . فهمیدم میره میدش کنار تا کامل دیده بشه و به این بهانه مثل اسب ازم کار بکشه . شب شده بود منم خسته بودم . هر دومون خسته بودیم . دیدم چرخ خیاطی رو اورد گذاشت وسط پذیرایی . و همه شلوارایی که ازش پاره کرده بودم رو هم آورده بود . وقتی خم شد بشینه حس کردم شورت پاش نیست . کیرم سیخ سیخ شد رفتم به بهانه آب خوردن تو اشپزخونه چون رو به اپن نشسته بود . داشت خشتکایی که ازش پاره کرده بودم رو میدوخت . یه نگاه دقیق کردم به بین پاهاش چون پاچه لباس هایی که داشت می دوخت رو پاش بود و خیلی دید کاملی نداشتم . دیدم نمیشه . رفتم نزدیک گفتم منم چند تا لباس دارم بیارم بدوزی گفت اره بیار . جملش که تموم شد شلوار زیر چرخ و برداشت و لای پاش رو تونستم ببینم . شورت پاش نبود . من خشکم زده بود . یهو دیدم داره با دست نگاهمو پیدا میکنه که گفت برو دیگه بیار میخوام بخوابم .

رفتم الکی یه لباسمو پیدا کردم که یه ذره پاره بود بهش دادم و نشستم جلوش تا بتونم بهتر ببینم .
حرف نمیزدیم فقط اون می دوخت و من نگاه میکردم . تموم که شد گفت تمومه و من میخواستم بیشتر بمونه گفتم شلوار پاتم که پارس . مثلا میخواست نشون بده نمیدونه یه نگاه به کصش کرد و گفت خاک به سرم چرا زودتر نگفتی ، منم گفتم واستادم تا کارت تموم بشه .

یه لحظه پاشد گفت روتو بکن اونور درش بیارم بدوزمش گفتم باشه . پاشد صدای در آوردن شلوارش اومد ولی صدای پوشیدنشو نشنیدم . گفتم برگردم گفت نه شلوار پام نیست بزار بدوزمش پام کنم و منم گفتم خب طول میکشه من برم تو اتاقم . گفت باشه لباسای منم ببر بزار رو کمدم . برگشتم سمتش و برای بار اول پایین تنشو لخت لخت جلوم میدیدم . برای اینکه طول بکشه و بتونم بیشتر دید بزنم دونه دونه بر می داشتم می پرسیدم اینم ببرم یا نه و اون با مکث جواب میداد .
حسابی تونستم دید بزنم ، حسابی دیدمش و رفتم سمت اتاق . نزدیک در اتاق بودم که گفت بیا تموم شد لباس خودتم ببر . باز برگشتم بیام که خم شد به صورت داگی به سمت سه راهی برق تا دوشاخه چرخ خیاطی رو بکشه . تو همین حین گفت پس چرخ خیاطی رو هم ببر لازمش ندارم . چند ثانیه درگیر بود تا پریز رو در بیاره و منم مات و بهوت بودم . سوراخ کص و کونش به سمتم بود و چون چهار زانو خم شده بود پاهاش باز بودن و میتونستم تا انتهای کونشو ببینم . بی اختیار خم شدم سمت کصش تا بوش کنم . تو همین حین میخواست برگرده بشینه سر جاش که کونشو داد عقب و دهن من که وا بود از تعجب یه برخورد خیلی ریزی با لبه کصش کرد . سریع برگشتم عقب گفتم الان میاد میرینه روم ولی هیچ واکنشی نشون نداد . گفتم دستم پره سیمشم جمع کن گفت باشه و روی دوتا پاش مثل حالت دستشویی نشستن تا سیمشو جمع کنه و قابشو بزاره من تمام مدت داشتم کصشو میدیدم . بدون اینکه حتی کیرمو لمس کنم ابم اومد و چون شلوارک طرح مایو تنم بود بدون شورت آبم از کنار پاچه شلوارم ریخت رو فرش درحالی که جلوش ایستاده بودم . یه نیم نگاهی به پاچه شلوارکم و زمین کرد و گفت ببرش . منم چند لحظه شل شده بودم گفتم باشه . خالی که شدم برش داشتم و رفتم گذاشتمشون سر جاشون .

وقتی برگشتم دیدم داره اونجارو با دستمال تمیز میکنه . شلوارشو پاش کرده بود و دیگه لحظات خوب من تموم شده بود .
فرداش تا ظهر خواب بودم از بس آبم اومده بود . ظهر خانوادم رسیدن و خیلی زندگی عادی جریان داشت . منم روزام به همین دید زدن های عادی میگذشت . هنوز 17 سالم بود . بعضی شبا که مهمون داشتیم من میرفتم تو اتاق زیبا میخوابیدم . اونم پایین پاش برام جا می انداخت . شبایی که تو اتاقش بودم قبل خواب روی شلوارش دامن می پوشید و بعد شلوارشو کشید پایین و خوابید .
من بعد این که میخوابید میرفتم و شلوارشو بو میکردم و کیرمو بهش میمالیدم . یکی از شبا وقتی رفتم سراغ شلوارش دیدم شورتمش باهاش درآورده و حسابی ذوق کردم . یکی چون شورتش هنوز بوی کصش روش تازه بود یکی اینکه دامن پاش بود بدون شورت . به خودم جرات دادم برم سراغش . نمیتونستم تا صب وایستم تا شاید تو خواب دامنش بره بالا و بتونم کصشو ببینم . کم کم صدای خر و پفش اومد و من رفتم شروع کردم به خیلی اروم اروم و ذره ذره دادنش به سمت بالا . خیلی دقیق و کم کم . تقریبا تا نزدیک کونش رفتم که دیگه نمیشد داد بالا و باید از زیر هم آزاد میشه .چون برق اتاق خاموش بود خیلی دید واضحی نداشتم . بیخیالش شدم و دراز کشیدم و فقط نگاش میکردم روناشو . یه چند دقیقه بود که خوابم برد . حدود 1 ساعت بعدش بیدار شدم خیلی اتاق گرم بود . وقتی چشمامو باز کردم خیس عرق بودم و وقتی چشامو باز کردم دیدم پاهاشو باز کرده و داره خودشو میماله . میتونسم کصشو کامل ببینم . داشت با چوچولش بازی میکرد که دیدم انگشتشو داد تو کصش . شوک شدم . فک نمیکردم کصش باز باشه . شروع کرد خیلی تند تند جق زدن . یه چند دقیقه ای بود که ارضا شد لش کرد و خوابید . پاهاش باز و کصش تو چشمم بود . یه مایع سفیدم از کصش داشت میومدم در حد چند قطره .

من تحریک شده بودم . یه فکری به سرم زد . جق زدم و آبمو ریختم تو دستم . خیلی اروم خم شدم و چند قطره از ابمو چکوندم روی کصش . شاید 10 قطره کم . بیحال بیحال بودم و خوابیدم یادم نبودم کیرمو از بالای شلوارکم دادم بالا . صب پاشدم ولی اون خواب بود . تکون خورده بود یکم از دامنش پایین اومده بود . داشتم دید میزدم روناشو که پاشد . چشمامو بستم که فک کنه خوابم . وقتی پاشد یه آروم صدام کرد . وقتی دید خوابم دستشو حس کردم که لبه شلوارکو داد بالا و کیرمو اروم گذاشت سر جاش تو شلوارکم . داشتم منفجر میشدم . ضربانم بالا بود . بلند شد رفت و منم چشمامو باز کردم هنوز تو شوک بودم که دیدم داره صداش میاد خودمو زدن به خواب . یه چشمو کم باز کردم ببینم چکار میکنه . دیدم رفت سراغ کشو لباساش و شورت برداشت . دامنشو در آورد و نشست که شلوارشو از کشو پایینی در بیاره . بعد برگشت سمت همون شلواری که شب قبل پاش بود و اونو پاش کرد . وقتی داشت می پوشید پشتش به من بود من داشتم از زیر دید میزدم یهو زیر لبش گفت آخ شورت نپوشیدم باز کشید پایین شورتشو پاش کرد و باز پوشیدش .

ما از اون خونه هم رفتیم به سمت خونه آپارتمانی جدید . تو خونه جدید من کارم شده بود دید زدنش . زیر در حموم خیلی باز بود اندازه دو بند انگشت و میشد دوربین رو گذاشت از زیر در حموم فیلم گرفت . من 23 سالم شده بود و گوشی موبایل داشتم . حتی یبار هندی کم رو بردم تو حموم تو سبد لباسا گذاشتم یه جوری که از لای سوراخ های سبد فیلم میگرفت . اونجا فیلم های خوبی گرفتم . از خودارضاییش و نمای کامل کصش .

دوباره یه برنامه شمال دیگه بود و من دانشجو بودم . زیبا هم سرکار بود . ما دوتا موندیم خونه . دوباره یاد خاطرات قدیم افتادم .
این سری طولانی تر وایمیستادن چون هم عروسی بود هم خونه داشتیم اونجا و شاید 1 ماهی بودن . بابا و مامان که بازنشسته شده بودن و کاری نداشتن انجام بدن اینجا رفتن با خیال راحت .

روز اول منتظر شدم ببینم چه شلواری پاش میکنه اما دامن پاش کرد با شورت . خیلی ضد حال خوردم . بد نبود میشد تو خواب که اکثرا دامنش میرفت بالا شورتشو دید زد ولی برای من کافی نبود .

روز دوم اما یه شلوار خیلی خیلی نازک پاش کرد . اینقدر نازک بود که بهش دست میزدی پاره میشد . هم کهنه بود هم خیلی نازک و هم خیلی تنگ . چون نازک بود میشد دید زیرش شورت نداره . داشتم خدا خدا میکردم بره بیرون تا فرصت پیدا کنم خشتکشو پاره کنم . موقع ناهار تا اومد بشینه خود شلوارش خشتکش پاره شد . نه یهو و زیاد ولی ذره ذره باز شد و بدون صدا . وسطای ناهار بود که کصش کامل تو دیدم بود .

وقتی ناهار تموم شد عملا از نافش تا چاک کونش باز شده بود . سوپ هم درست کرده بود که وقتی داشت سوپ میخورد یکم از سوپ ریخت و یه چند قطره ریخت روی کصش . خیلی طبیعی با انگشتش سوپ روی کصشو تمیز کرد و دستشو مالوند به سفره . چند بار این کارو کرد و عملا داشت خودشو میمالید . حتی آخری سری یکم از انگشتو کرد تو و ادامه داد غذا خوردنشو . بهم گفت شامو تو درست کن من خسته ام و منم مثل یه غلام حلقه به گوش گفتم چشم . تمام روز با همون شلوارش بود فقط من کارم شده بود دیدن کصش . اینقدر دیده بودمش که دیگه برام عادی شده بود .

شب شامو خوردیم و موقع تمیز کردن سفره عملا داگی شده بود . عقب جلو میکرد و اون مایع سفید کسشم این سری خیلی زیاد اومده بود .
فردا قرار بود اشپزخونه رو مرتب کنه ولی همیشه از تمیز کردن زیر کابینت میترسید . من دراز کشیده بودم و دستام زیر کابینت بود و داشتم چیزایی که زیر کابینت افتاده بود در میاوردم . یهو اومد بالا سرم گفت میخوام از تو کابینت چیزی بردارم و دقیقا نشست یجوری که بازوم به کسش خورد . یکم تو کابینت عقب جلو کرد و کصشو میمالوند به دستم . چنان دستم خیس شده بود فک کردم شاشیده روم وقتی بلند شد دیدم همون مایع سفید رنگ کسشه رو بازوهام .

منم بعد این تصمیم گرفتم راحت تر باشم . پیرهنمو در آوردم و با یک مایو خیلی خیلی کوتاه بودم . مایو پاچه هاش گشاد بود ولی خیلی کوتاه بود شبیه شورت 7 ای . یه جوری که کیرم از کنارش میزد بیرون همش .
عملا تو خونه کیرم نیم شق همش بیرون بود و اونم که کصش کامل تو دید من .

4 ساعت بعد صدام کرد بیا از بالای کمد بهم یه کارتن هست بده . رفتم تو اتاقش کمدش خیلی بلند نبود ولی باید صندلی میزاشتم . صندلی خیلی بلند بود ولی امن بود و همیشه وقتی چیزی لازم داشت تنهایی میاورد پایین . این سری دیدم گفت میوفتی بذار نگهت دارم و منم مخالفت نکردم . رفته بالا صندلی و اونم صورتش رو به کیر من بود . اولش خوابیده بود اما وقتی دستاشو دور رونام حس کردم نیم خیز شد و حس کردم از لبه پاچه مایو زد بیرون . دنبال چیزی میگشتم که نبود و حدود چند دقیقه به اصرار زیبا چرخیدم ولی چیزی که میخواستو پیدا نکردم . کیرم کامل شق شده بود که برخوردش به چیز نرمی رو حس میکردم . یه نیم نگاهی کردم دیدم کیرم داره به صورتش برخورد میکنه و اون هیچ اعتراضی نداره . اینو که دیدم داغ شدم و حس کردم الاناس که آبم با فشار بیاد بیرون . مغزمو دادم دست کیرم و گفتم هرچی بادا باد . با نیم نگاهم داشتم تنظیمش میکردم و یه سوال پرسیدم ازش که مطمئنی اینجا بوده تا اومد حرف بزنه کیرمو گذاشتم روی لباش یکم از سرش که رفت تو دهنش یهو آبم اومد با تمام فشار . اولین پاشش که شد کیرمو از دهنش در اوردم و بقیش ریخت رو صورتش و لباساش . بدون هیچ حرفی رفت تو حموم . منم نا نداشتم . اومدم پایین و رفتم تو پذیرایی یکم آب خوردم . دراز کشیده بودم که دیدم اومد بالا سرم و گفت پیداش نکردی ؟ گفتم نبود نه . گفت باشه شاید زیر تخت باشه . به زور پاشدم برم که گفت زیر تختشه ولی باید به شکم نری زیر تخت . دراز بکش به شکم و برو زیر تخت کمرت در نگیره . منم رفتم تا شکم زیر تختش و میدونستم علافم . کیرم دوباره شروع کرد تکون خوردن . دیدم گفت بزار بیام بالا سرت دقیقا بهت بگم چیو میخوام . و نشست روم . کیرم عملا دراومده بود و داشت کصشو بهش میمالید . من فقط کارم شده بود هر چند ثانیه بگم اینجام که نبود . ولی اون حرف نمیزد و داشت کصشو رو کیرم عقب جلو میکرد . کیرم شق شق شده بود و اب کصش و پیش اب من همه چیو لیز کرده بود . تو همین کش و قوص بودیم که حس کردیم کیرم داره وارد یه جایی میشه . سرش میرفت تو کصش و درمیومد . در همین حد . شاید خودش نمی فهمید ولی من حس میکردم .سرعتش رو برد بالاتر و طی یه حرکت حس کردم حجم زیادی از کیرم رفت تو کصش . یهو مشخص بود جا خورده از این قضیه اما ثابت وایستاد و گفت لطفا بیشتر بگرد همونجاست حتما . منم یکم به خودم تکون دادم و این حرکتم تقریبا همه کیرمو تو کصش جا کرد . چند ثانیه صدای نفساش میومد اما تکون نمیخورد . بعد از 10 ثانیه دیدم داره بالا پایین میکنه اما خیلی اروم . من فقط کسشو میدیدم که داره بالا پایین میشه . نزدیک بود آبم بیاد که ارضا شد و متوقف شده . میترسیدم حرف بزنم و بگم ابم داره میاد چون اصلا حرفی بینمون در این موضوع رد و بدل نشده بود و خودمونو زده بودیم به کوچه علی چپ و انگار اتفاقی نیفتاده . اما تکون های ریزی که می خورد که نبض کسش موقع ارضا شدن کارمو ساخته بود و داشت ابمو میومد که به ذهنم رسید بگم الان دارم پیدا میکنم داره پیدا میشه . خیلی زود از روم بلند شد و با دستش کیرمو گرفتم محکم که ابم نریزه رو زمین . گفت دستمال نیست و فقط سرشو اورد پایین و کیرمو کرد تو دهنش و همه آبمو تو دهنش جمع کرد . بعد بلند شد و دراز کشید . افتاد بیهوش . فهمیدم همشو قورت داده .منم که سرحال شدم از زیر تخت در اومدم . رفتم تو اتاقم .

تا شب ندیدمش . شب دیدم اومد بیرون و حوله دستش بود . خیلی عجیب بود چون همیشه هم لباساشو میبرد با خودش هم حولشو . رفت حموم . صدای آب خیلی واضح میومد تعجب کردم رفتم دیدم در حموم بازه و در رو نبسته . از جلو در رد شدم گفت یه ژیلت از اتاقم بده و رفتم ژیلتو اوردم دادم بهش تشکر کرد و رفتم . بعد چند دقیقه دیدم لخت اومده بیرون و داره موهاشو با حولش خشک میکنه . بهم گفتم حموم نمیری گفتم چرا . منم رفتم حموم در رو باز گذاشتم و لخت با یه حوله زدم بیرون . داشتم موهاشو سشوار میکرد که رفتم تو اتاقش گفتم سشوار کردی منم سشوار کنم که گفت پس تو موهامو خشک کن بلنده من اذیت میشم . دوتامون لخت بودیم من سشوار میکشیدم . کیرم نا نداشت پاشه . خلاصه اون تموم شد و گفت من برم بخوابم چراغو خاموش کن بعدش .

منم تموم شدم و رفتم تواتاقم افتادم مثل جنازه خوابیدم .
صب پاشدم دیدم هنوز لخته و داره صبحونه درست میکنه . کیرم شق شده بود بخاطر دستشویی . وقتی منو دید گفت نون بزار تو مایکرو گرم شه . منم گذاشتم و رفتم تو دستشویی شاشیدم . اومدم بیرون دیدم سر سفره نشسته و داره میخوره . منم نشستم روبروش و خوردم . داشتم میخوردم که دیدم یکم مربا از کنار لقمش ریخت رو ممه هاش . ممه هایی با سایز 75 سفید و نوک روشن . گفتم عه بذار تمیز کنم . خم شدم و شروع کردم لیس زدنش و عملا 5 دقیقه فقط ممه هاشو خوردم . چشاش رفته بود . یه لقمه پر مربا گرفتم تنظیم کردم بریزه رو کیرم . پر مربا شد کیر و شکمم . دیدم گفت بزار تمیز کنم . گفتم باشه . رفتم کنارش و استادم شروع کرد لیسیدن شیکمم و اومد پایین سراغ کیرم . خورد خورد تا حس کردم داره میاد . گفتم الان خامه ای میشی ها داره خامه میاد . سرعتشو بیشتر کرد و با پاشش اول کیرمو تو دهنش قفل کرد . تا آخرین قطرشو کشید و خورد . من بیحال شدم کیرمو از دهنش در اوردم . تا دراوردم دو قطره از سرش زیاد بیرون که باز کردش تو دهنش . داشتم دیوونه میشدم . خلاصه نشستم و گفت صبحانه بدونه خامه نمیچسبه اصن . منتظر بودم بپوشه بره سرکار که دیدم از اتاقش صدا میاد . صدام کرد رفتم دیدم مثل من رفته زیر تخت . گفت دارم دنبال چیزی میگردم فلش گوشیتو بیار . رفتم گوشیمو آوردم فلششو روشن کردم دیدم داره پاهاشو باز میکنه یعنی بیا لای پام . نشستم یجوری که کیرم چسبید به کصش . یکم که کیرم بلند شد خیسش کردم و دادم داخل . این چند روز اینقدر آبم اومده بود که دیگه آبی برام نمونده بود . شروع کردم ریز تلمبه زدن . اینقدر زدم تا ارضا شد و ول شد . کیرم خوابید و رفتم تو حال . یه چرت زدم .

بعد از چرت زدن پاشدم رفتم حموم . درو باز گذاشتم و قبلش رفتم یکم بشاشم تو فرنگی . فرنگی تو حموم بود . زیبا از جلو در رد شد دید من رو فرنگیم . اومد تو گفت منم جیش دارم . گفتم خب بزار من تموم شم گفت نه خیلی زیاده گفتم خب برو ایرانی گفت نمیرسم و اومد نشست روم و شروع کرد شاشیدن . کیرم با گرمای شاشش شق شد . من شروع کردم مالوندن ممه هاش و عقب جلو کردنش . تو همین حین کیرم به کصش مالیده میشد . گفت وای ببخشید خیلی فشار روم بود . پاشید یکم با دستش کیرمو تنظیم کرد و داد تو کصش . خودش بالا پایین میکرد و من فقط ممه هاشو میمالوندم . نزدیک بود آبم بیاد که گفتم الان دستشوییم میاد داره دستشوییم میاد که دیدم نشست روم و خودشو محکم بهم چسبوند . تلاش کردم درش بیارم ولی دیر شده بود و تمام اب کمرم ریخت تو کصش . تو همون لحظه اونم ارضا شد . بعد از اینکه ابم ریخت تو کصش استرس گرفتم . گفتم بگا رفتیم حالا بیا دنبال سقط جنین باش .
خلاصه با شیلنگ اب هم خودشو شست هم کصشو خالی کرد . اب میگرفت تو کصش که ابم خالی شه . پاشد و منم خودشو شستم و دیدم نمیشه باید دوش بگیرم . دوش گرفتم و اومدم بیرون . تو پذیرایی بیهوش خوابیدم .

صب پاشدم دیدم زیبا هم اومد تو پذیرایی و لخت خوابیده کنارم . پاشدم تکونش دادم گفتم صب شده میخوای بری سرکار .
پاشد رفت دستشویی دیدم در دستشویی رو هم دیگه باز گذاشته . عملا خیلی راحت بودیم بدون اینکه حرفی بینمون رد و بدل بشه .

صداش شرشر شاشیدنش میومد . منم گفتم بزار برم تو دستشویی . رفتم تو دستشویی و جلو سینک صورتمو شستم چون هنوز دستشویی نرفته بودم کیرم شق بود . برگشتم دیدم هنوز داره دستشویی میکنه کیرمو کردم تو دهنش تا ساک بزنه . داشت دستشویی میکرد و کیرمو میخورد . بعد شیر ابو باز کرد و کس و کونشو شست و منم کیرمو در اوردم از دهنش رفتم تو پذیرایی . اونم صورتشو شست و اومدیم صبحانه خوردیم . دیگه نا نداشتیم برای سکس . صبحانه خوردیم و لباس پوشید رفت سرکار منم رفتم دانشگاه . تا شب کلاس داشتم .

برگشتم خونه دیدم خوابه وسط پذیرایی لخت . منم لخت کردم غذامو خوردم و رفتم کنارش خوابیدم .
نزدیکای غروب بود که تو خواب جنب شدم . تا بیدار شدم دیدم کیرم تو دهنش داره میخوره و من از این تو خواب جنب شده بودم و آبم اومده بود تو دهنش . پاشد رفت آب خورد باز اومد کیرمو کرد تو دهنش چون چند قطره از سرش چکیده بود . تمیز تمیز که شد خوابیدیم . فرداش جمعه بود و قرار بود یکشنبه خانواده بیان .

صب که پاشدم بدنم کوفته و بود زیبا هنوز خواب بود . رفتم دستشویی و دوش گرفتم و صبحانه درست کردم و بیدار شد آخرش . پاشد رفت دستشویی با در باز و اومد نشست صبحونشو خورد .

وقتی تموم شد دراز کشید کنار سفره و گفت میشه ماساژم بدی بدنم گرفته . گفتم اره . شروع کردم مالوندن پاهاش . نشستم روش و از بالا تا پایینشو میمالوندم کیرمم یا لای کونش بود یا لای رونش . خلاصه گفتم برگرد اونطرفتم ماساژ بدم . برگشت گفتم چون میخوام پاهاتو ماساژ بدم میشینم سمت صورتت تا پاهاتو ماساژ بدم . نشستم روش جوری که پشتم به صورتش بود . نیم خیز شدم تا همه پاهاشو بمالم و گاهی کصشم میمالوندم . خم شدم و یه بوس از چوچولش کردم و نالش بلند . اونم کم کم دستشو رسوند به کیرمو و شروع کرد جق زدن برام . گفتم من دراز میکشم تو بیا روم که بهتر بتونم ماساژ بدوم و دراز کشیدم و 69 شدیم . گفتم بخواب وقتی خوابید کصش رفت تو دهنم . خیلی سریع همشو کردم تو دهنم و یه انشگتمو کرد تو کصش و تلمبه زدم . اینقدر کارم خوب بود که حتی نمیتونستم کیرمو بخوره فقط دستش گرفته بود و انگار بدنش وا شده باشه هیچ کنترلی نداشت رو خودش . بعد از چند لحظه شروع کرد خوردن کیرم . تو 5 دقیقه ابمو اورد و خورد منم 5 دقیقه بعدش آبشو خوردم . اون مایع کصش تو دهنم خالی میشد قطره قطره . تو تمام این مدت زمان سکس تو چشمای هم نه نگاه کردیم نه حرف زدیم در موردش .

تا یکشنبه صب چند باری همینطور سکس داشتیم و صب پاشدیم لباس پوشیدیم . خانواده اومدن و من استرس حاملگی شو داشتم تا اینکه سه شنبه پریود شد و خیالم راحت شد .

دیگه تقریبا تو خونه فقط با دامن بود و عملا شورت پاش نبود . تا یه لحظه زمان گیرمون میومد زود یجا دامنو می دادم بالا و شروع می کردیم به سکس کردن . ولی دیگه خونمون اونجوری خالی نشد و همیشه یکی خونه بود . شبا خیلی با استرس میرفتم تو اتاقش یواشکی و سکس میکردیم .

بعد از این همه سال رابطمون همین شکلی داره پیش میره . تقریبا نیاز همدیگه رو داریم برطرف میکنیم . منم چند وقتیه با یک دختری اشنا شدم که اونم دختر خوبیه ولی چیزی بروز نمیدم چون میدونم زیبا بخاطر من با کسی دیگه در ارتباط نیست چون نیازی هم نداره . نیاز جنسیش که پیش خودم برطرف میشه و تو خونه هم که من جونم براش در میره و هرکاری داره براش انجام میدم و کلی لوسش کردم .

نمیدونم آخرش چی میشه ولی فعلا که رابطمون خوبه و مشکلی نداریم . هرچند زیبا چون سنش بالاتره یکم ضعیف تر شده و نمیتونه مثل قبل سکس کنه و بعد یک راند تا چند روز دیگه نمیخواد . ولی من هر روز میخوام و این یکم داره اذیتم میکنه . شاید کم کم نیازمو تقسیم کنم بین دوست دخترم و زیبا خواهرم ولی هنوز مطمئن نیستم چون مریضی زیاد شده و نمیخوام درگیر HPV و اینا بشم .

نوشته: آرش کمانگیر

بازدید 17,110

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “آرش و آبجی”

  1. یاد گرفتین با علایم مثلاً روانشناسی و اتفاقات ریزودرشت جنسی کوچیک برسید به تابو…اونم خواهر،پدر،مادر،دائی،و…واقعا ریدین…

  2. تا اونجاش خوندم که نوشته بودی تو ۱۱ سالگی ابتو میریختی تو شورتش. اخه کی تو ۱۱ سالگی آبش میاد که تو دومیش باشی جقی خان؟ انقدر جق زدی که کلا مخت سوخته و پرت و پلا میگی. والا ما ۱۱ سالمون بود کیرمون حکم وسیله شاشیدن داشت. هیچی دیگه ازش حالیمون نبود.شماها این حجم از جفنگیات رو از کجاتون درمیارین؟

  3. حرومزاده پنج ساله از ناکجاآباداوسکول بچه پنج ساله هنوز بلد نیست بشاشه بعد تو دختر خاله داشتی لخت می‌شید

  4. خیلی دیگه فیلمیش کردی زیرتخت و بالای صندلی بعد از ۱۱ سالگی ابت میومد تا ۲۳سالگی جق زدی

  5. کمان گیر خواهرت با۴۶ سال سن هنوز شوهر نکرده نمیخواد من تیری در کمان خواهرت بزارم در ضمن تو سن ۵سالگی خیلی شرور بودی ها

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید