آرزو، دختر همسایه

این ماجرا چند سال پیش برام اتفاق افتاد اون موقع من ۲۲ سال داشتم روبرو واحد ما یه خانواده بود پدر و مادرش شاغل بودن چیه دختر داشت به نام آرزو که دختر خیلی مغرور بود گاهی تو راه پله منو میدید اصلا راه نمی داد منم تو نخش بودم از آرزو بگم ۱۷ سال قد ۱۷۰ می شد وزن ۷۰ با کون خیلی بزرگ که هر مردی حشری میکرد مادر و پدرش هم چون خونه نبودن شاغل بودن به مامانم سفارش آرزو کرده بود که هوای آرزو داشته باشه منم چند دفعه تکه براش انداختم ولی جواب نگرفتم خلاصه یه روز با دوستم بیرون بودم دو‌ کوچه از محله خودمان بودم که دیدم بله آرزو خانوم نشسته تو ماشین یه پسره لب تو لب بودن منم زود یه عکس گرفتم آرزو میخواست از ماشین پیاده بشه منو دید رنگش سرخ شد منم رد شدم با دوستم رفتیم خرید حدود دو ساعت بعد رفتم خونه که دیدم آرزو تو راه پله منتظر منه گفت سلام داداش رضا ، گفتم سلام ، گفتم حالا کی داداشت شدم گفت دادش رضا خواهشن قضیه امروز به هیچکس نگو آخه آرزو از مادرش میترسد یه دفعه خیلی کتکش زده بود نای رفتن نداشت من از فرصت استفاده کردم گفتم به مامانم میگم به مامانت بگه عوض مدرسه رفته جای دیگه تا این گفتم افتاد به التماس هر چی بگی میکنیم فقط نگو گفتم شرط داره گفت هر چی باشه قبول میکنم گفتم با اون پسر نبینم دیگه عکس هم گرفتم دفعه بعد می‌زارم جلو مادرت ، خودم هم تو راه پله بودم می ترسیدم یکی همسایه ها صدا منو بشنو یا مادرم درو باز کنه , گفت شرط دوم گفتم فعلاً با این پسره قطع رابطه کن بعد بهت میگم گفت داداش رضا فقط یک هفته هست با این پسره دوست شدم گفتم من این چیزا حالیم نمیشه قطع رابطه کن گفت چشم ، بعد شرط دوم رو میگم شماره موبایل آرزو ازش گرفتم آرزو رفت درو بست منم رفتم خونه رفتم اتاقم همش تو فکر آرزو بودم چه جوری ترتیب آرزو بدم آخه همش مادرم تو خونه بود دو سه روز گذشت آرزو دیگه همون آرزو مغرور نبود هر وقت منو میدید سلام میداد خنده رو شده بود چند روزبعد فامیل ما تو شهرستان فوت کرده بود مامانم و بابام به مراسم رفتن خونه ما خالی شد البته تا ظهر خونه آرزو خالی بود ولی از ترس مادرم واحد روبروی بود نمی تونستم به خونه آرزو برم شب به آرزو پیام دادم گفتم فردا به مدرسه میری گفت آره گفتم فردا نرو مدرسه می‌خوام یه جای دیگه ببرم گفت باشه قرار شد صبح بیرون از خونه همدیگر ببینم منم رفتم حمام خودم اصلاح کردم تا فردا از خجالت آرزو دربیام خیلی دختر مغرور بود به این راحتی رام نمیشد منم شب خوابیدم صبح بیدار شدم لباس مو پوشیدم رفتم دیدم قبل من آرزو جای قرار گذاشتم ایستاده من رسیدم سلام دادم و خودش با من دست داد بعد رفتیم با هم یه صبحونه خوردیم آرزو با زیر چشمی به من نگاه میکرد منم به سینه هاش نگاه می کردم دختر خیلی جذاب بود بعد گفتم بریم خونه آرزو یکم از من حرکت میکرد وقتی راه می‌رفت کونش از روی شلوار زد بود بیرون من کیف میکردم یکم مانده به آپارتمان گفتم آرزو تو برو من میام بعد رفتن آرزو یک قرص تاخیری خوردم و رفتم خونه آرزو دیگه می دونست قرار چه بشه رفتم خونه خودمون آرزو هم خونه خودشون بود درو یکم باز گذاشتم زنگ زدم بهش گفتم آرزو بیا خونه ما دیدم آرزو یواش اومد داخل لباس عوض کرده بود با یه پیرهن توری که کامل سینه هاش زده بود بیرون منم مات نگاه کردنش شده بودم که دیدم آرزو گفت رضا می تونم بیام من گفتم خونه خودته رفتم دستشو گرفتم گفتم آرزو شرط دوم باید امروز اجرا بشه آرزو یکم سرخ شد لبام گذاشتم رو لباش ازش لب گرفتم بعد دست زدم به سینه هاش ۷۵ میشد بدن سفید با اون کون بزرگ با رونای گوشتی آرزو سرپا بود رفتیم نشستم پیرهن آرزو رو از تنش دار آوردم شروع به خوردن سینه هاش کردم با دست دیگم‌ داشتم کوس آرزو براش از روی شلوار می‌مالیدم آرزو داشت یواش یواش ناله میکرد آرزو هم از روی شلوار گیر منو تو دستش بود که زیپ شلوار باز کردم گیر کشیدم بیرون آرزو داشت تا گیرم دید ترسید گفت خیلی بزرگه گفتم اذیت نکن برام بخورش گفت بدم میاد گفتم از گیر اون پسره بدت که نیومد تا اینو شنید زد زیر گریه گفت با اون پسر فقط یه هفته دوست بودم اونم به گیرش دست نزدم فقط لب گرفتیم گفتم حالا اینو بخور تا دهنت یاد بگیره بعد این هم مال منی نمی زارم کسی تو رو از بگیر آرزو خم شد گیرمو گرفت دستش کرد تو دهنش گیرم اندازه ۱۸ سانتی میشد ولی کلفت بود یکم برام ساک زد منم براش دکمه شلوارشو باز کردم اوه چه کوسی داشته اندازه کف دستم بود سفید بودن مو رو کوسش هم یه خال بزرگ‌ داشت
منم عاشق خال کوس هستم مدل ۶۹ شدیم آرزو قشنگ نمی تونست بخوره منم شروع به خوردن کوس آرزو شدم دیدم قشنگ از کوس آرزو آب میآید ۱۰ دقیقه کامل کوسشو بارش میخوردم آرزو دیگه هم کامل داشت گیرم میخورد هم داشت ناله میکرد بلند شدم رفتم گیرمو گذاشتم لای کوس آرزو گفت رضا من پرده دارم گفتم لای کوست باز میدم گیرم که به چچولوی آرزو میخورد دیگه داشت کامل ناله میکرد خیلی حشری شده بود رفتم روغن آوردم گفتم برگرد گفت تو خدا درد داره گفتم با حوصله پیش میرم هر جا گفتی درش میارم برگردوندم زیرش یه بالش گذاشتم چی میدم انگشتم روغنی کردم یواش یواش به کونش فرستادم تا باز کنه همزمان با یک دست دیگه داشتم کوسش براش می‌مالیدم آرزو خیلی حال می کرد انگشت دوم هم فرستادم توش یکم اذیت میکشید ولی هیچ نمی‌گفت بعد شروع کردم گیرمو چرب کردم گذاشتم سوراخ کون آرزو یکم فرستادم تو چنان جیغ زد خودم ترسیدم گفتم تحمل کن جا باز بشه کم کم گیرم برای خودش جا باز کرد دستم انداختم کوس آرزو براش می‌مالیدم آرزو داشت ناله میکرد دیگه داشتم از عقب به آرزو تلمبه میزدم که آرزو داشت برام قربون صدقه می‌رفت رضا عاشقتم من جر بده زود زود بزن جر بده گفتم اون پسره میخوای منو گفت تو رو می‌خوام پسره گیر نداشت گیرش اندازه بچه کوچک بود رضا من تو می‌خوام گفت رضا حاضر م پردمو بزنی مال من باشی گفتم حالا به اونم فکر میکنم دستم فقط شده آب کوس دیگه خودم کامل گیرمو تو کونش جا داده بود تلمبه میزدم صدا کل خونه برداشته بود رضا بکن زود زود بکن دوباره آرزو ارضا شد
منم دیدم آبم میاد همشو تو کونش خالی کردم گفت رضا سوختم درش بیار کیرمو کشیدم بیرون دیدم سوراخش باز مونده دستمالی گذاشتم رو کونش گفتم برو خودتو بشور آرزو رفت خودشو شست بعد اون رفتم خودم تمیز کردم اومدم دیدم آرزو لباس پوشیده منم لباسمو پوشیدم نشستم باهم حرف زدیم گفتم آرزو من ازت خیلی خوشم میاد گفت منم رضا عاشقتم می‌خوام تا ابد مال من باشی تقریباً ظهر شده بود آرزو فرستادم خونشون وقتی بلند شد بره خودش ازم لب گرفت موقع راه رفتن از پشت دیدم کونش خیلی جذاب شده لینک میزد کونشو قشنگ باز کرده بودم آرزو رفت خونشون منم خونه تر تمیز کردم رفتم بیرون آرزو پیام داد بهم عشقم کجایی گفتم بیرون گفت ناهار درست میکنم ناهار نخور برات ناهار میارم من قبول نکردم گفتم فردا باهم صبحانه میخورم
فردا شد باز آرزو به مدرسه نرفت مستقیم صبح زنگ خونه زد اومد پیشم منم‌ درو براش باز کردم رفتم خوابیدم اومد کنارم دراز کشید که دیدم خودش داره با گیرم کلنجار میره بعد برام ساک زد ایندفعه خیلی حرفه ای برام ساک زد منم چون آماده نبودم همشو خالی کردم دهنش آرزو همشو قورت داد پایین ولی عصبانی شد چون اولین آب گیر بود میخورد بعد یکم استراحت باهم به حمام رفتیم دیگه آرزو قبلی نبود تو حمام هم یه سکس کامل انجام دادیم آرزو کونش گشاد شده بودخودش درخواست کردن کونش رو برام داد منم سرپایی از پشت گذاشتم دم کونش فرستاد تو کون آرزو شروع به تلمبه زدن کردم آرزو داشت ناله میکرد از جلو داشت کوس خودش رو می‌مالید منم داشتم با داشتم سینه هاش بازی میکرد دیگه صدا همه جا رو برداشته بود برخلاف تصور آرزو خیلی دختر هات بود آرزو با صدای بلند می‌گفت زود زود بکن خلاصه آرزو ارضا شد منم گفتم آرزو آبم میاد گفت بریز توکونم همشو خالی کردم تو کون آرزو بعد حمام آرزو بازم از ازدواج حرف زد منم چون با یکی دیگه دیده بودم نمی تونستم بله بگم خلاصه ادامه جریان براتون تعریف میکنم خیلی طولانی نوشته ببخشید

نوشته: رضا

بازدید 3,513

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “آرزو، دختر همسایه”

  1. کون گلابی گاییدی با آرزوآرزو آرزو…آرزوآرزو خورد آرزو داد آرزو بازشد…همش آرزوتو قرار اول اون وقت نداشت توهم تاظهروقت داشتی تازه بردی صبحونه بهش بدیلینک میزدمونشو!!!؟ ریدی بااین کسشعربافتنت

  2. یه سوال گیر کجا میشهمن هرچی گشتم دیدم گیر ندارمگیرم تو گونت با این گاستانتهیچ دختری تو سکس اول نمیگه جرم بدهچقدر راحت گیرتون رو میکنید تو گون دختره🤣🤣🤣

  3. مگه میشه؟ مگه داریم؟ خداییش عزراییل توسایت بکن تو خیلی با عزیزان جقی هماهنگهعزراییل مچکریم 😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید