سلام این داستان کاملا واقعی و مربوط به یکسال پیشه خودم هنوز به یادش جق میزنم ! خیلی دقیق و با جزئیات نوشتم وقتی ۲۲ سالم بود،اسمم علیه ۲۳ سالمه قدم ۱۸۰ وزنم ۷۰ من بخاطر شرایط کاری که دارم نمیرسم خیلی تفریح کنم یا دوست دختر داشته باشم و برنامه کنم ولی از اون سمتم چون خیلی حشریم از جق زدن هم خسته شده بودم اصلا وقت دختر بازی نداشتم به سرم زد که برم چنل گی پیدا کنم و دو طرفه با یکی حال کنم.
یه روز تو تلگرام یه گروه پیدا کردم و نوشتم ۲۲ سالمه همسن میخوام یه نفر به نام علی بهم پیام داد و اصل گرفت اینا منم بهش گفتم قبلشم شیو کرده بودم سفیید عکسم از فیسم و کونم کرفته بودم اماده با هم صحبت کردیم عکس فرستادیم اوکی بودیم مخصوصا دیدم جوونه و بی ریش خیلی هم اون روز کار داشتم شب بهش گفتم ساعت ۱۱ به بعد میام که هم خودم ازاد باشم هم خودش کلی هم سکس چت کردیم تو تلگرام خلاصه که شب شد ماشینو سوسکی برداشتم رفتم برم سره لوکیشن کلی هم استرس داشتم که باره اوله طرفو نمیشناسیم خفتمون نکنه مریض نشیم و … رفتم دنبالش ۱۰ دیقه وایسادم تا اومد جفتمون با تعجب همو نگاه میکردیم پوستش سبزه بود ولی از تو چشاش حشر رو میدیدم از منم اوضاعش بدتر بود رفتیم بریم که یه جای خلوت پیدا کنیم ولی میترسیدم اونم مکان نداشت ، گفتم بریم خونه مامانبزرگه من تو پشت بوم گفت باشه رفتیم به کلی مخفی کاری تو پارکینگ پارک کردیم رفتیم با پله طبقه پنجم که بالاسرش پشت بوم بود رفتیم اونجا جفتمون هم خجالت کشیده بودیم اروم اروم شروع کردیم اومد تو گردنم گفتم نه لب خوشم نمیاد اومد اروم شلوارم کشید پایین شروع کردن ساک زدن برام با یه دستش هم سوراخ کونمو میمالوند منم داشتم حال میکردم کفتم تو وایسا من شروع کردم ساک زدن براش همینطوری که ساک میزدم دستشو برد پشت شلوار کرد تو سوراخم و نگه داشت منم براش ساک میزدم که یهو گفت پست به من وایسا همینطوری شلوارمو کشید پایین و سرش کرد تو کونم و شروع کرد لیسیدن سوراخم یه جوری با ولع لیس میزد که آب از کونم راه افتاده بود انگار اب ریخته بودن فقط لیس میزد از زیر هم با دستش برام جق میزد شاید همینطوری ۱۰ دیقه میخورد کونمو هی انگشت میکرد خیلی حشری شدم بعد کلی لیس زدن خیس شدن کونم وایساد و یهو کیرشو هل داد تو کونم خیلیی دردم گرفت باره اولم بود و گفتم اخ بکش بیرون خیلی دردم اومد و بعد دوباره سروع کرد خوردن سوراخ کونم و همینطوری که جق میزد آبم اومد خیلی ازم اب اومد تا حالا انقدر آبم نیمده بود و ۵ ثانیه لرزیدم و دیگه جون نداشتم بهش گفتم بسه بعدشم منم یکم براش ساک زدم آبش امد قرار شد دفعه بعدی بکنه توش و منم فرداش قول دادم به خودم دیگه از اینکارا نکنم وجوابشو ندادم اونم دیکه خبریش نشد اسمش علی بود و زاهدانی بود
یه روز تو تلگرام یه گروه پیدا کردم و نوشتم ۲۲ سالمه همسن میخوام یه نفر به نام علی بهم پیام داد و اصل گرفت اینا منم بهش گفتم قبلشم شیو کرده بودم سفیید عکسم از فیسم و کونم کرفته بودم اماده با هم صحبت کردیم عکس فرستادیم اوکی بودیم مخصوصا دیدم جوونه و بی ریش خیلی هم اون روز کار داشتم شب بهش گفتم ساعت ۱۱ به بعد میام که هم خودم ازاد باشم هم خودش کلی هم سکس چت کردیم تو تلگرام خلاصه که شب شد ماشینو سوسکی برداشتم رفتم برم سره لوکیشن کلی هم استرس داشتم که باره اوله طرفو نمیشناسیم خفتمون نکنه مریض نشیم و … رفتم دنبالش ۱۰ دیقه وایسادم تا اومد جفتمون با تعجب همو نگاه میکردیم پوستش سبزه بود ولی از تو چشاش حشر رو میدیدم از منم اوضاعش بدتر بود رفتیم بریم که یه جای خلوت پیدا کنیم ولی میترسیدم اونم مکان نداشت ، گفتم بریم خونه مامانبزرگه من تو پشت بوم گفت باشه رفتیم به کلی مخفی کاری تو پارکینگ پارک کردیم رفتیم با پله طبقه پنجم که بالاسرش پشت بوم بود رفتیم اونجا جفتمون هم خجالت کشیده بودیم اروم اروم شروع کردیم اومد تو گردنم گفتم نه لب خوشم نمیاد اومد اروم شلوارم کشید پایین شروع کردن ساک زدن برام با یه دستش هم سوراخ کونمو میمالوند منم داشتم حال میکردم کفتم تو وایسا من شروع کردم ساک زدن براش همینطوری که ساک میزدم دستشو برد پشت شلوار کرد تو سوراخم و نگه داشت منم براش ساک میزدم که یهو گفت پست به من وایسا همینطوری شلوارمو کشید پایین و سرش کرد تو کونم و شروع کرد لیسیدن سوراخم یه جوری با ولع لیس میزد که آب از کونم راه افتاده بود انگار اب ریخته بودن فقط لیس میزد از زیر هم با دستش برام جق میزد شاید همینطوری ۱۰ دیقه میخورد کونمو هی انگشت میکرد خیلی حشری شدم بعد کلی لیس زدن خیس شدن کونم وایساد و یهو کیرشو هل داد تو کونم خیلیی دردم گرفت باره اولم بود و گفتم اخ بکش بیرون خیلی دردم اومد و بعد دوباره سروع کرد خوردن سوراخ کونم و همینطوری که جق میزد آبم اومد خیلی ازم اب اومد تا حالا انقدر آبم نیمده بود و ۵ ثانیه لرزیدم و دیگه جون نداشتم بهش گفتم بسه بعدشم منم یکم براش ساک زدم آبش امد قرار شد دفعه بعدی بکنه توش و منم فرداش قول دادم به خودم دیگه از اینکارا نکنم وجوابشو ندادم اونم دیکه خبریش نشد اسمش علی بود و زاهدانی بود
نوشته: Aliiii
8 پاسخ به “آب از کونم راه افتاد”
داستان ها به مرور تخمی تر دارن میشن این مشکل از کجاست معلم انشا تون خوب نبوده یا چی
چیزی نفهمیدم
این احمد شاه کیه میاد زیر همه داستانها فحش مینویسه ؟ کص کش دست بردار از این کار کثیفت
خجالت نمیکشیبا زبونی که حرف میزنیبلد نیستی بنویسی ؟ 🐐
این یهویی ها عاخخ
این علی رو به من معرفی کنین 😛
عمراکون نداده انقدرراحت وناغافل نمیره داخلش اقاتادسته خوردش بعددردش گرفته
بیشتر این داستان ها رو یک نفر بیکار جرقی مینویسه و میذاره . خطاب به ایشون …بابا سلطان شمایی ننویسبقیش رو هم یه خانم داره میذاره که زندان رفته اس و داستانای زیادی رو از زبون هم بندیاش شنیدهحالا من نمیفهمم این خانم چرا داستان گی میذارهچه حسی درونشه که میخواد ارضاش کنه با این کار ؟