من مریمم ۳۵ سالمه تازه طلاق گرفته بودم و کلا با کسی کاری نداشتم و بیرون نمیرفتم یه شب دختر خالم اومد گفت با من بیا بریم ی دور همی گفتم حوصله ندارم و کلی اصرار کرد بهش گفتم موهام اتو بزن اماده بشم ، بعد نیم ساعت ی ارایش جزئی کردم و اماده شدم و راه افتادیم سمت جایی دعوت بودیم ، آدرس داد و خلاصه ماشینو توی پارکینگ پارک کردیم و توی مسیر من اصلا نپرسیدم مهمونی چجوریه و مال کیه رفتیم تا پشت در ،در زدیم ی پسر قد بلند در رو باز کرد رفتیم داخل تا کلا دو تا پسرن خوشم نیومد انگار خورد توی ذوقم ، ب دختر خالم گفتم با دوست پسرت قرار داشتی منو چرا آوردی ؟گفت خیلی وقته از خونه بیرون نرفتی با هیشکی هم ارتباط نداری گفتم دور هم باشیم یکم مشروب بخوریم.
قبول کردم و نشستیم و باهاشون آشنا شدم اسم یکیش رضا بود ک دوس پسر رها دختر خالم بود و اسم یکی دیگش سعید ک صاحب خونه بود و پسر خونگرمی بود ، شروع کردیم ب خوردن مشروب و اینم بگم من کلا بد مستی ندارم فقط ساکت تر میشم یا میخوابم بدنم بی حس میشه اما ادا و اطوار و چس بازی اصلا ندارم ، بعد ۴ و ۵ پیک رها و رضا بلند شدن رفتن توی اتاق من موندم و سعید ، هی پیک میریخت و میگفت چقدر چشمات خمار شده ، نگاش نمیکردم ، دوباره گفت خیلی خوشگلی اما اخمویی نگاش کردم و گفتم خز شده . پرسید چی گفتم لاس زدنت پس دیگه لاس نزن باهام ، مشروبو گرفتم و خودم ریختم برا خودم یکم ساکت موند و باز شروع کرد حرف زدن ک چند سالته و بیشتر آشنا بشیم گفتم نمیخوام دیگه حرف نزد منم اونقد خورده بودم ک بدنم سِر شد و پای سفره دراز کشیدم و چشامو بستم ، یهو دیدم اومد کنارم دراز کشید و منو کشوند توی بغلش تقلا کردم ک گفت کارت ندارم لول نخور گوش ندادم و یهو اومد روم و لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد ب خوردن و منم بی حال میگفتم ولم کن اما اون گوش نمیداد و حشری شده بود، من پیشش جوجه بودم یهو بلندم کرد بردم توی ی اتاق روی تخت و اومد شروع کرد لخت کردنم متوجه بودم مبخواد سکس کنه اما توان نداشتم جلوشو بگیرم و لختم کرد و شروع کرد کل تنمو خوردن و هی مالیدن و میگفت اووف فک نمیکردم رها همچین خوشگلی برام بیاره و من توان جواب دادن نداشتم بالاخره از خوردن و لیسیدن دل کند و اومد براش ساک بزنم تا اونقد کیرش کلفته نمیره دهنم و تفی کرد و با زور کیرش رو توی کوسم کرد توی اون مستی خیلی از تنش و سکسش و قربون صدقه رفتناش لذت میبردم و اونقد غرق سکس بود باهام ک ۴۰ دقیقه تلمبه زد و اخرش آبشو توی کوسم خالی کرد بعد اومد بغلم و دماغشو گذاشت روی موهام و گفت اه چیکار کردی موهات بو روغن سوخته میده انگار کل مستیم پرید و بلند شدم لباس پوشیدم از اتاق زدم بیرون،همزمان با من دختر خالم هم اومد و بهش گفتم تو منو اوردی برا رفیق دوس پسرت دمت گرم و کیفمو برداشتم زدم بیرون ، سعید شمارم رو از رها گرفت و کلی التماس کرد دوست بشیم ولی قبول نکردم گفتم از مستیم استفاده کردی و بدون رضایتم باهام سکس کردی بعد آبتم ریختی داخل ، تا یک ماه پیگیرم بود که یوقت حامله نشم و دید محل نمیدم رفت برای همیشه اما هیچوقت یادم نرفت بهترین سکس عمرم رو با غریبه ای داشتم ک فقط برای ی شب بود…
نوشته: دختر خسته
آدم تو مستی کمتر نویز نو افکارشه واسه چند ساعت خالص تر می شه حالا یا خوشحالیش یا ناراحتیش یا شهوتش جلوه می کنه رضایت آگاهانه حتما برای رابطه لازمه ولی اگه لذت بردی احتمالا چون بهش نیاز داشتی و تجربشو با اون کیفیت و شرایط نداشتی بهتره مواظب باشی ذهنت شرطی نشه که سکس خوب موقع مستیه
تجاوز …….در حقیقت دخترخاله آت بهت کرد نه غریبه.
کوس نگو مومن… اگه کسی نخواد کوس بده دیوم نمیتونه بره لای پاهاش
مختصر مفید :مست بشی کست میذارن