اولین سکسم

کف پای سالمم رو گرفت و بلندش کرد از انگشت شصتم یکی یکی می‌کرد تو دهنش و مک میزد،مورمورم میشد و از طرفی دلم ضعف میرفت برای تمام حرکتاش،نوازش دستاش و بوسه های ریزش که از روی پام بوسید و ذره ذره با نوازش از ساق پام بالا امد و رسید به رونام و پاهامو از هم فاصله داد و بینشون جا گرفت و امد روم و جسم سفت شده ی لای پاهاشو که از زیر شرت شق شدگیش معلوم بود رو به کصم که بدون شرت بود چسبوند،با چشمای خمار ولی هیجان زده بهش خیره بودم و تک تک حرکتاشو نگاه میکردم اولین سکسم بود و دل تو دلم نبود کف دستاشو برد زیر تاپمو شکممو نوازش کرد که از داغی دستاشو لمس دستاش که آروم امد بالا و سینه هامو گرفت که سینه های 65 گردم تو دستای پهن و زمختش گم شده بودن و نوک یکی از سینه هامو گرفتو کشیدش که پیچو تابی به بدنم دادمو ناله ای کردم و اون دستشو گذاشت رو دهنم و گفت: هیششش هنوز زوده برای بی طاقت شدن و انگشت اشارشو کرد تو دهنم و من با ولع لیسش میزدم،مشتاقش بودم و هر دستوری میداد اجرا میکردم تنوبدنمو سپرده بودم به دستاش که آتیشم بزنه و هیچی نشده کصم خیسه خیس بود و بی قراری میکرد،دید بدون ممانعتی به حرفاش گوش میدم انگشتاشو کرد دوتا و من مکشون میزدم و اون کیرشو بیشتر به کصم فشرد که آه خفه ای کشیدم و بازوشو چنگ زدم و اون خم شد روم و همزمان با یه دستش گلومو گرفت و با دست دیگش نوک سینه امو به بازی گرفته بود لبامو اسیر لباش کردو با خشونت خاصی میبوسیدتم، به نوبت لب بالا و پایینمو می‌کشید تو دهنش و مک میزد و زبونشو تو کل دهنم تاب میداد و یجا با دستش لپامو جمع کرد که لبام غنچه شدن و کامل کشیدشون تو دهنشو کلشو گاز گازی کرد و وقتی ولم کرد متوجه بودم کامل لبامو کبود کرده و بعد از بوسیدن کل صورتم چونمو کشید تو دهنش و مک زد و سرشو برد تو گردنم میبوسید حین بوسیدنش من آروم آهو ناله میکردمو بدنمو تکون میدادم که بیشتر کصم با کیرش برخورد کنه و اون بااین حرکت بیشتر حشری میشد چون یدفعه گردنمو گاز ریزی گرفت و دستش از سینم نشست رو پهلوم و پهلومو چنگ زد که آخی گفتم و صورتشو برگردوند روبه روم و تو فاصله چند سانتی گفت:شیطونی نکن، خیلی مونده تا درد اصلیو بچشی،سرمو کج کردمو با نهایت مظلومیتی که بلدبودم خیره به چشماش گفتم:دلت میاد اذیتم کنی؟نمیبینی دلم میخوادت؟یه بوسه ریز رو لبام نشوند و گفت: دلت چی میخواد؟من: تورو، دوباره بوسه و:دقیقا چیو میخوای؟من:خب هم تورو هم چیزتو دیگه خندید و بازم بوسه: چیزم چیه؟ من: اذیت نکن دیگه خودت میدونی، بازم خندیدو اینبار یه گاز ریز از لبام گرفت:تا نگی همینجوری میمونم و هیچکاری نمیکنم من:هوووف کیرتو میخوام خوب شد؟ابرو بالا انداخت با همون خنده لیسی به لبام زد:نوچ کیرمو براچی میخوای؟ با اینکه هم کلافه بودم بخاطر خیسی اذیت کننده بین پام و هم صبرم تموم شده بود و دوس داشتم زودتر منو بکنه تصمیم گرفتم حالا که خودش میخواد یکم اذیتش کنم پس چشمامو خمار کردم و با کج کردن سرم لبامو تا حد لمس گوشش بردم: میخوام کیرتو بکنی توم،که تا عمیق ترین جای کصمو پر کنه و لیس کوتاهی به گوشش زدم و ادامه دادم:میخوام اونقدر منو محکم و خشن بکنی(لاله گوششو کشیدم تو دهنم و بعد یه گاز ریز ادامه دادم)اونقدر محکم توی کصم تلمبه بزنی،که مثل زنه توی فیلم جیغام تو کل خونه بپیچه و این بار گردنشو یه لیس کوتاه زدمو لبامو چفت کردم و یه بوسه خیس و عمیق زدم که خیلی طول نکشید ازم جدا شد و باز لبامو گرفت به دندون و دستشو وارد شرتم کرد،آتیششو شعله ور کردم و نشستم به تماشا که چجوری منو هم گر بگیره، لبامو میبوسید و گاز میگرفت همزمان انگشتاشو لای چاک کصم بالا پایین میکردم و هر از گاهی دور سوراخمم یه انگشتی تاب میداد و چوچوله امم با شصتش تندتند میمالید که مثل مار به خودم می پیچیدم و تو دهنش ناله میکردم و بازهاشو چنگ میزدم که بلاخره لبامو ول کردو رفت پایین یقه تاپمو کامل داد پایین و سینه هامو با دستاش چسبوند بهمو تند تند نوبتی نوک سینه هامو گاز میگرفت و بعد میکشید تو دهنش و تندتند زبون میزد از زیر سینه هام لیس میزد تا نوکشون و دورشو مک میزد و همینجوری رفت روی شکمم بوسید و رفت پایین وقتی به کصم رسید فرصت هیچی نداد پاهامو انداخت رو شونه هاش و کصمو کرد تو دهنش، زبونشو لای چاکم بالا پایین میکرد و لیس میزد بعد از چنددقیقه پاهامو جمع کرد تو شکمم که اینجوری کصم کامل تو دیدش بودو این بار زبونشو روی سوراخم می‌کشید و با انگشت شصتش چوچوله ام رو میمالید که یدفعه بدنم منقبض شد و بلند نالیدم: ادامه بده ادامه بده و اون دهنشو چسبوند به سوراخم و تندتند زبون زد تا که ارضا شدم و یدفعه آبم کامل پاشید بیرون،دستمال از پایین تخت برداشت دهنشو صورتشو تمیز کرد شرتشو درآورد و پاهامو آورد پایینو ازهم بازشون کرد(قبلا چندبار جق زده بودم و ارضا شده بودم میدونستم ارضا شدن چطوریه ولی اولین بارم بود که اینجوری آب ازم بیرون پاشید)جون تو تنم نمونده بود و این حجم از شهوت و ارضا شدن برام خیلی زیاد بودوحس میکردم همچنان رو ابرا شناورم چشمام باز نمیشدن از خستگی و این حس محشر بود تا که کیرشو لای کصم حس کردم،چشمام با استرس زیادی باز شدن و یدفعه پر شدم از حس های مختلف، هیجان، ترس، استرس، بین خواستن و نخواستن دودل بودم که سرشو خم کردو باز سیته هامو به دهن گرفت و همزمان اینبار بدون ممانعت شرت کیرشو لای کصم بالا پایین میکرد چنددقیقه همین روالو رفت تا که باز شهوت روی باقی افکار و حسای دیگه ام خط کشیدن و باز طالب این شدم که کیرشو درونم حس کنم وقتی دید بازم خمار شدم و کصم نبض میزنه برای پر شدن، لباشو گذاشت رو لبام و با ملایمت میبوسید،همینجوری ک میبوسیدتم که حواسم پرت باشه با دستش کیرشو تنظیم کرد و یدفعه تا کلاهکشو واردم کرد یه سوزش کمی رو حس کردم و چون یدفعه ای بود و دردناک کمرشو چنگ زدم ولی اون با همون ملایمت لبامو میبوسید و سینه هامو فشار میداد چوچوله ام رو میمالید که شهوتم جاشو به درد نده و همین ترتیب تا ته داخلم کرد و بعد برای یک دقیقه ثابت نگهش داشت و لبامو ول کرد، من:دارم جررررر میخورم لعنت بهتتتت،اون:هیشششش(گونمو بوسید)الان عادت میکنی من:بنظر خودت این دسته بیلی که کردی توم عادت کردن داره؟ خندید:خیلی دسته بیل نیست اولین بارته فکرمیکنی خیلی بزرگه بعد چندبار دیگه قشنگ جا وا میکنی، ناله وار نالیدم: امیدوارممم ولی خیلی میسوزه خندیدو هیچی نگفت بجاش شروع کرد آروم تلمبه زدن، اولش آروم آروم زد وقتی دید درد جاشو به لذت داده و اون سوزش برام کمرنگ شده و دارم مثل مار بدنمو پیچو تاب میدم پهلوهامو گرفت و شروع کرد تند تند و عمیق تلمبه میزد و بعد از کمی پاهامو برد بالاو انداخت رو یه شونش و محکم تلمبه میزد صدای شلپ شلپ تلمبه هاش با تکون خوردنای تخت تو اتاق پیچیده بود و از شدت حشریت بعضی جاها نفسم بند میومد،چند دقیقه این مدلی تلمبه زد و بعد یدفعه ازم کشیدش بیرون که این بار سوزشش رو شدیدتر حس کردم و بلند ناله کردم: آخخخخ لعنت بهت چرا درش میاری آخه سوختمممم، ساق پاهامو گرفت و چرخوندتم و گفت: داگی شو زود الان خوب میشی، با درد بزور داگی ایستادم و اون یدفعه کیرشو تا ته فرستاد توم و من جیغ ریزی زدم چون سوزشش همچنان بود و اون بی توجه دستشو دور گلوم حلقه کرد و خم شد رو کمرمو تلمبه میزد،تند تند کمر میزد و هی اسپنک میزد رو کونم، انقدر تو آسمونا بودم و حشرم بالا بود دیگه آخراش فقط جیغ میزدم و بلند ناله میکردم که یدفعه حالت خم دراورد و صاف ایستاد دو طرف کمرمو گرفتو محکم تلمبه میزد برخورد تخماشو حس میکردم و بعد از یک دقیقه اینجوری تلمبه زدن ازم کشید بیرونو آبشو رو کونمو یکمی کمرم خالی کرد وقتی تموم شد دوتا انگشتشو کرد داخلم چندتا تلمبه محکم زد که منم برای بار سوم ارضاشدمو بازم آبم پاشید بیرون، بعد از کمی لش کردن تو بغل هم و لب بازی بلند شد و منم رو دستاش بلند کرد بردتم حموم و خودش کامل حمومم داد و برم گردوند رو تخت و رفت که خودش حموم کنه(اونجوری که خیلیا میگفتن وقتی پردتو بزنی خیلی خون میاد و از دردش میمیری نبود،سوزش داشتم حتی تا چند روز بعدش ولی غیر قابل تحمل نبود و خونریزیش هم در حد چند قطره بود که در حد یه نصفه روز نوار گذاشتم و تموم شد).خلاصه بگم: کسی که باهاش سکس داشتم بابای رفیقمه،زنش 3 ساله فوت شده و من همیشه خونشون رفت و آمد داشتم و یک بار که قرار بود پنجشنبه و جمعه رو بابای شیرین خارج از شهر باشه و قرارشد من این دو روز پیش شیرین خونشون بمونم شب اول نصف شب بود و شیرین خواب بود من حوصلم سر میره میرم اتاق خواب باباش که تی وی اونجا داشتن فیلمی چیزی ببینم باباش سر میرسه منو حین جق زدن با فیلم سوپر میبینه و باقیشو حدس میزنید دیگه بابای شیرین که اسمش احسانه 37 ساله با وجود اختلاف سنی زیاد خیلی خیلی همو دوست داشتیم و دوسالونیم باهم بودیم و بنا به دلایلی کات میکنیم ولی چه اون دوسال ونیم چه بارهای بعدی که با هم روبرو می شدیم یه حس سیری ناپذیری بهم داشتیم که هیچوقت نمیشد جلوشو گرفت و موقعیتش میشد مداوم سکس میکردیم تا به خودمون میومدیم رو کار بودیم تا قبل از ازدواج من که بعد از اون دیگه واقعا همه چی بین منو احسان تموم شد
داستان کاملا واقعی بود میخواین توهین کنین کسشر بگین واسم مهم نیست چیزی که واقعا اتفاق افتاده….

نوشته: پناه

بازدید 13,585

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “اولین سکسم”

  1. پناه چون مشخص دختر خوبی هسی. ی پیشنهاد. اگر در حد فانتزی برات. خب بزار. این ی مورد فانتزی بمونه. میدونی. شوگر ددی شوگر مامی. ادم پیر می‌کنه. جدی میگم. نه به پولش نه به اون توجه نمی‌ارزد….. اگه هم، دادی که، دیگر هیچ

  2. داستانت خوبه ولی بنظرم اون مطلبی که اخر نوشتیو همون شروع داستان مینوشتی بهتر بود چون خواننده میدونس صحنه ها با چه کسایی رقم میخوره و ماجرا چی بوده که کار به اونجا کشیده

  3. پناه،ببین ی چیزی بهت میگم همیشه یادت بمونه برا مخاطب اصن مهم نیس خاطره ی شما واقعیه یا فیکه،واس شماهم این چیزا مهم نباشه،ما اینجاهستیم ک عشقو حال کنیم،اینجاهم دادگاه و پاسگاه نیس ک ثابت کنی نوشته هات واقعیه پس داستان یا خاطره هاتو بنویس واس دل خودت بنویس،ازاینجا بودن لذت ببره،و زندگی کن کون لق منو بقیه،مااینجاحرفا و فانتزیا و خاطراتی ک هیچ نمیتونیم عنوان کنیم رو میگم و بابقیه بچه ب اشتراک میزاریم،ب نظرم همین کافیه موفق باشی پناه جان مراقبت کن درضمن خاطره ی خوبی بود.

  4. ببین داستان رو تا جایی که گفتی دستش رو کرد تو شرتم خوندم دیگه ادامه ندادم چنتا خط بالاتر گفته بودی که کیر اون داخل شورته کص تو بدون شورته

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...