سلام من حامد هستم 21 سالمه ماجرا مربوط به ۲ سال پیشه از خاله مریم براتون بخوام بگم یه زن معمولیه با اندام متوسط و کون خوش فرمی هم داره از بچگی عاشقش بودم چون یه جورایی بزرگم کرده بود و تو فکر سکس و… نبودم باهاش تنها رابطه ای که داشتم تا قبل اون اتفاق با دوست دخترم بود خیلی دوست داشتم با یه زن میلف سکس کنم تو فکرم نمی گنجید که اون زن میتونه خاله مریم باشه اولین باری که بهش حس جنسی پیدا کردم زمانی بود که منو فرستاد داخل خونشون تو اتاقش برم تا مدارک براش ببرم منم فضولیم گل کرد رفتم سراغ کشو لباس زیرش و چیزای خوبی توش پیدا کردم یه شورت سفید با پاپیون صورتی بود برداشتم و بردمش خونمون و کون خاله رو توش تصور کردم و از اونجا بود که گفتم هر طور شده باید باهاش رابطه برقرار کنم گذشت تا اینکه قرار شد بریم شهرستان عروسی کل خانواده قرار بود سوار اتوبوس داییم بشیم بریم هر کس یه جا نشسته بود خالمم چون بچه کوچیک داشت رفت یه جایی خیلی دید نداشته باشه منم رفتم پشت صندلی خالم نشستم از شانس خوبم کسی هم به صندلی من خیلی دیدی نداشت خود خالمم مشکلی نداشت با حضور من چون صندلی های اونور درب و داغون بود صندلی هم که خودم روش نشسته بودم تعریف چندانی نداشت عین ماشین مشدی ممدلی بود خلاصه راه افتاده بودیم به سمت شهرستان شب شد و یواش یواش همه جا تاریک شده بود اکثرا خواب بودن خاله هم تکیه داده بود به شیشه و داشت با گوشیش کار میکرد و سرگرم بود یه چادرم انداخته بود رو خودش و موقعیت خوبی بود من به سمت جلو اومدم دستمو آروم از زیر ملافه ای که روم انداخته بودم حرکت دادم سمت خاله مریم هر چی میرفتم جلو نمیرسیدم تا اینکه دستم خورد به کش دامن و پهلوش خاله مریم عین برق گرفته ها یه دفعه سیخ شد و منم گفتم تا اینجا که اومدم تا تهش باید برم یه کم همونجا رو مالیدم خاله هم نمی تونست چیزی بگه انگار قفل شده بود تنها کاری که کرد این بود چادری که روش بود رو مرتب کرد که اگه مامان بزرگ بیدار شد چیزی نبینه من همینجوری داشتم میمالیدم خواستم دستمو بکنم داخل دامنش که سفت دستمو گرفت ویه چند دقیقه ای تو همون موقعیت موندم منم حسابی دستش رو ناز میکردم بالاخره بعد کش و قوس های فراوان دستمو کردم داخل دامنش پاهاش حسابی سفت کرده بود به هر ضرب و زوری بود رسوندم داخل شورتش و شروع کردم به مالیدن کسش خودمم باورم نمی شد همینجور داشتم میمالیدم تا اینکه یه خیسی احساس کردم و ادامه دادم تا اینکه یه لرزش خفیفی رفت خواستم برای بار بعدی شروع کنم دیدم خاله مریم دستمو گرفته و نمیزاره ادامه بدم انقدر ضد حال زد که اخرش دستمو اوردم بیرون و حسابی رون و کونش رو میمالیدم خاله مریم چاره ای نداشت کاری نمیتونست بکنه فقط هر از گاهی دستمو با ناخونش خراش میداد ولی من برام مهم نبود انقدر مالیدمش تا آب خودمم اومد موقعی که دستمو اوردم بیرون دستم قرمز قرمز شده بود ولی خب به حالی که کرده بودم در
فردای همون روز که بیدار شدم دیدم خاله رفته چندتا صندلی اونور تر نشسته وکلا باهام حرف نمی زد حتی جواب پیامم نمی داد منکه گفتم این دیگه آخرین موقعیت هستش هرجور شده باید به مقصود برسم چند روز گذشت خاله رو زیر نظر گرفتم تا موقعیت خوبی پیدا بشه دیدم خاله داره یه سری وسایل از اتاقک ته خونه باغ میاره منم از خدا خواسته رفتم یه قرص انداختم بالا رفتم داخل فکر کرد کسی دیگه اومده کمکش تا منو دید جا خورد به هم گفت برم عقب وگرنه جیغ میکشم و رسوات میکنم ولی من میدونستم کاری نمیکنه تا به خودش بجنبه تو بغلم بود خیلی مقاومت میکرد اما دامنش رو از پاش دراوردم و سرمو کردم تو کسش داشت گریه میکرد
تو رو خدا ولم کن من بچه دارم من خالت هستم الان کسی میاد میبینه مارو بهش گفتم اگه میخوای کسی نبینه مارو زود ارضام کن تا برم با بی میلی میخورد برام تا اینکه خودم تو دهنش شروع کردم تلمبه زدن یه کم گذشت به هم گفت حامد اشغال دارم خفه میشم تا اینکه ولش کردم تفش سرازیر شده بود و منظره جذابی بود خواستم بکنم دیدم خودش اومد جلو گفت دست به هم نزن خودم آبتو میارم تا چند دقیقه دیگه
بیچاره خبر نداشت من قرص خورده بودم هرچه توان داشت به کار گرفت ولی فایده نداشت و به هر ضرب و زوری که بود خمش کردم خواستم بکنم تو کسش داشت فرار میکرد سفت گرفتمش و تلمبه زدن رو شروع کردم اوایل داشت فحشم میداد انقدر تلمبه ها رو سنگین کردم تا ارضا شد و یه مقدار رام شده بود به هم میگفت تو رو خدا زودتر آبتو بیار الان همه به ما شک میکنن منم بهش گفتم میشه همیشه داشته باشمت اونم گفت باشه فقط زود بیار اون لامصبو دیگه خودشم داشت همکاری میکرد بهش گفتم روش بالا و پایین شو تا ابم بیاد اونم همین کارو کرد تا بالاخره آبم اومد بعد اون اتفاق به خاله گفتم دوست دارم همیشه برای من باشی و خیلی ماجراهای دیگه هم داشتیم که اگه خوشتون بیاد براتون تعریف میکنم
نوشته: حامد
15 پاسخ به “از مالیدن تا سکس با خاله مریم”
آخه لامصب یه دروغی بگو که همه باور کنن اگر دستت ۱/۵ متر باشه از صندلی پشت بازهم به تشکیلات خالت نمیره چطور از صندلی پشتی دستتو به کش دامن و بعد شورت و بردی داخل و ارضاش کردی ؟ دستتو از تو شورتت در بیار بعد داستان تخیلی بنویس
خیلی خوشمون اومد واقعا کصشعر حق مطلب رو ادا نمیکنه خیلی داستان کصشعر تو سایت دیدم و هیچ فیدبکی ندادم خندیدم و رفتم.ولی این داستان به قدررررری کصشعر بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم ریدی پسررررر رررررریدی…..دیگه نبینمت اینجا وگرنه خودتو و خالتو و خاندانتو میگام
حامد کوچولو ما که،. تو شهوانی ی تاپیک راجب خاله میبینه. و دودولش تند تند میماله، یهو میگه چکار کنم؟ همانگونه که اب از ی طرف دهنش ول شده بود خندید گفت ی کستان هنگام جق زدن مینویسم
تو ۲۱ سالته و دوسال پیش که ۱۹ سالت بود اینکارو کردی وحله اول چطوری دستت از صندلی پشتی رسید به کوس خالت و اونهمه هم مالیدی اگرم خودتو کاملا بچسبونی به صندلی جلویی و در حالت نشسته دستتو دراز کنی دیگه جلو رو نمیبینی پس چجوری همون لحظه که دستت به کوسش خورد دیدی که سرخ شد لااقل تخیلی هم باشه طوری بنویس با عقل جور در بیاد .. کیر کریم پسر حسین بقال تو مغزت
کیر مادر بزرگت از پهنا تو کونت پلشت
حامد در نقش کارگاه گجت در مهد کودک شهوانی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
چرندیات حاصل مصرف همزمان شیشه و خشخاش
ابله اصلاً در مورد استفاده از هیچ قرص و دارویی هنگام سکس صحبت نکن . خیلیها فشار خون بالا یا پایین دارند و استفاده از هر نوع قرصی ممکنه باعث آسیبهای جدی و حیاتی بشه . در ضمن هیچ قرصی زودتر از بیست دقیقه عمل نمیکنه . تو قرص و خوردی و رفتی چندساعتی کردی ؟ بفرموده عاقا : خیلی خری
فک کنم با صندلی جلو ت حال کردی و اون کش روکش صندلی بوده فک کردی کش دامن خاله جونه بهرحال واسه یه آدم جقی صندلی هم میتونه جای خاله عمل کنه و آب شو بیاره . ببینم پشت صندلی سوراخ هم داشت که بکنی توش
تجاوز کردی!
خاله مریم کردی نوش جونت اما مواظب باش شوهرش نفهمه چون علاوه بر خودت مامانتو هم میکنه،این خط و این هم نشان
خوب بود نسبت به کس و شعر های دیگه سایت، بلقیس هم بنویس و ادامه بده
من موندم تو دوره ای که وسط خیابون دختر پسرا لب تو لب میشن یکی مثل این یا امثال این چرا به خاله و عمه گیر میدن آخه لامصب یعنی اینقدر قحطیه البته که همه میدوندد این ی داستان کصتان بود
واقعا تو کاسه جمجمه تون به جای مغز چی پر شده؟ والله اگر پهن هم بود انقدر کوسشعر و بی خاصیت نبود! آخه عن مغز این چه کوسشعریه که نوشتی!؟؛قطعا باید از شوهر خاله ات در مورد ایام کودکیت سوال کرد