داستان سکسی دردی که میخواهمش

سر نرم و غضروفی کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم و آروم فشارش داد

گرمای کیرش رو حس می کردم . باز شدن دهانه کونم رو می تونستم حس کنم.

اروم آروم داشت میرفت توش. کونم داشت از هم باز میشد . درد اروم اروم

شروع شد و بعد از یه لحظه به اوج رسید. با پنجه هام پتو رو چنگ زدم و

لبهام رو به هم فشار دادم تا صدام در نیاد

کیر ش داشت آروم اروم میرفت تو . لحظه به لحظه کونم بیشتر از هم باز

میشد. توی دلم می گفتم الان تموم میشه . طاقت بیار… طاقت بیار… ولی

انگار بلندی این کیر تموم شدنی نبود . احساس کردم سر کیرش توی شکمم به

جایی خورد و متوقف شد . برای همین آروم کیرش رو بیرون کشید . اما انگار

تموم روده هام داشت با کیرش بیرون میومد. احساس کردم الانه که تموم جونم

از کونم بیرون بزنه . چشمام داشت سیاه و تاریکی میرفت . تموم شقیقه هام

عرق کرده بود و داشت درد می کرد . توی همین حال بودم که با دستهاش باسنم

رو گرفت و کمی اونا رو از هم باز کرد و در همین حال دوباره کیرش رو فرو

کرد و ادامه داد

کیر کلفت و بلند اون داشت میرفت توی کون من . درد داشتم ولی درد لذت بخشی

بود که فقط دلم میخواست یه جوری تموم بشه تا بتونم از کون دادن بهش لذت

ببرم . کمرم رو قوس کردم و قمبلم را بالاتر دادم و لای کونم بیشتر از هم

باز شد. کمی خودش رو جلو تر کشید و آروم آروم کیرش رو فشار داد . اول سر

کیرش رفت توی کونم . نرمی اون رو احساس کردم اما بلا فاصله جاهای سفت و

استخونی تر کیرش بود که کلفتی بیشتری هم داشت . خیسی کیرش رو حس می کردم

. دلم میخواست کیرش رو بیرون بکشه چون بی طاقت شده بودم ولی اون بیشتر و

بیشتر کرد توش. شکمم داشت می لرزید و کونم درد گرفته بود . با دست قمبل

هام رو گرفت و فشارشون داد و از هم بازشون کرد . ماهیچه های کونم کشیده

شده بود و کیرش رو توی اون تکون میداد . کمی که تکون تکون داد انگار کونم

جا باز کرده بود …برای همین هم کیرش رو به یکباره تا ته فشار داد توی

کونم. کمرم راست شد و ناخودآگاه کونم رو جمع کردم ولی کیر اون تا ته رفته

بود و بیرون نمی اومد . کلفتی کیرش به اندازه یه قوطی اسپری بود … روی

زانوهاش خم شد و شروع کرد به تلمبه زدن . با سرعت بیشتری داشت کونم رو می

گایید . کیرش تا ته میرفت و بیرون می کشید و دوباره و دوباره .و دوباره

نفسم بند اومده بود . کونم باز تر شده بود و حرکت کیرش راحت تر بود . سر

کیرش تا ته روده هام می رفت و به همه جام می خورد

نمی تونستم خودم رو

جمع و جور کنم . کمرم رو با دست گرفته بود و با هر بار کردن تموم تنم

تکون میخورد . سانت به سانت کیرش رو حس می کردم . کیرم کوچک شده بود و هر

لحظه جمع تر میشد . همونطور که کیرش توی کونم بود با دست به باسنم زد .

فهمیدم که میخواد دراز بکشم . برای همین بالشی رو که کنار بود زیر شکمم

گذاشتم و با شکم دراز کشدیم و همزمان اون هم با من خوابید . شکمش به کونم

خورد و گرمای لذت بخشی همه تنم رو پر کرد / حالا دیگه با هر بار بالا و

پایین شدن خایه هاش به قمبلم میخورد. نرمی ران هاش رو روی پاهام احساس می

کردم . خوبیده بود روی پشتم و کیرش رو با تموم قدرت عقب و جلو میکرد .

مست مست بودم . داشتم از لذت دیوونه میشدم . تا ته میکرد و عقب می کشد .

کونم رو هر لحظه عقب تر میدادم . هر بار که کیرش رو بیرون می کشید انگار

تموم روده هام رو هم با خودش بیرون می آورد و دوباره توش می کرد… بعد

یهو با تموم هیکلش روی پشتم دراز کشید و دستهاش رو انداخت دور گردن

وسینه ام و محکم بغلم کرد و با فشار و قدرت هر چه بیشتر کیرش رو فشار داد

توی سوراخ کونم . نمیتونستم نفس بکشم . انگار کیرش چند برابر شده بود .

بدنش رو فشار داد و تموم ماهیچه های مردونه ش چند برابر شدن . انگار

داشتم فرو می شدم توی زمین . کیرش رو تا ته کرد تو و تموم فشارش روآورد.

داشتم پاره میشدم . همین موقع توی کونم احساس گرمی و داغی کردم . آب کیرش ریخت توی کونم . اونقدر زیاد بود که فکر کردم الان از توی دهنم

بیرون میاد .

چندین بار پشت سر هم فشار زیادی آورد و حتی خایه هاش چسبیده

بود به سوراخ کونم . ولی آب منی ش تمومی نداشت . مایع لزج منی اون با هر

تکونی از کنار کیرش میزد بیرون و آروم آروم می ریخت روی خایه های من …

کیرش رو همون تو نگه داشت و آروم شد … ابش اومده بود و راضی بود …

کیرش داشت کوچک تر میشد … بیرون کشید و کمی از آب کیرش روی اون

بود و بقیه اش توی کون من …… خودش رو بالا تر کشید و کیرش رو

که کمی شل شده بود کرد توی دهن من تا آخرین قطره ها رو با دهنم مک بزنم و

از کیرش خارج کنم . مایع شور مزه و لزجی بود که تموم دهنم رو داغ میکرد

… کیرش رو مکیدم و سرش رو با زبونم لیسیدم …دلم میخواست هر ساعت با

اون کیر گاییده بشم … هر ساعت … هرساعت…

چرخیدم سمتش … نگاهش کردم و بهش گفتم میتونی یه بار دیگه هم

منو بکنی؟ یه بار دیگه …

نوشته: مهیار

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...