داستان سکسی کون درد زن دایی

بعد اینکه دایی سر یه ماجرایی زندان افتاده بود و ماشینشم توو پارکینگ بود زن دایی خوشکله ازم خواست تا برا ترخیص کمکش کنم منم از این فرصت استفاده کردمو راه افتادیم پی استعلامو پارکینگ و این حرفا .روز اول ترخیص نشد اما روز دوم که تلفنی هم باهاش صحبت کرده بودم ودر مورد دوست داشتن و اینکه کاش میتونستیم این مدت که دایی م نیست با هم باشیم .خلاصه بعد ترخیص ماشین بهم قول داده بود که یه کباب حسابی کنار خانوادش دعوتم کنه.جاتون خالی بعد خوردن کیرم شقه شده بود که چطوری اینو بکنم برعکس خواهرشم که خوشکلتر از خودش بود اون شب دعوت بود اسم زن دایی م شهلا بود حال میکرد وقتی اسمشو با ادا و شکلک صدا میزدم من 27 سالمه و ازش 4 سالی بزرگتر بودم بنده خدا داییم یه هفته ای میشد زندان بود

کیر من که داشت می ترکید کنار بخاری نشسته بودم یه لیوان آب از زن داییم خواستم یه قرص ترامادول واسه سفت کردن کمرم انداختم بالا.مادر زن دایی م معتاد بود با دختر بزرگش بهاره رفتن اون اتاق من موندمو شهلا .جالب اینجاست که مادرش بهش گفت شب و میتونیم با هم باشیم فکرکنم اونم فهمیده بود به شهلا گفتم خیلی دوست دارم بهت نزدیکتر شم و لباتو بخورم .گفت خجالت داره و فلانو این حرفا در حال حرف زدن بود که سریع دستاشو گرفتم کشیدمش جلوتر سریع لباشو خوردم گفت الانه که مادرم بیاد بی خیال شو گفته باشه وایمیستیم همه بخوابند تا ساعت 2 منتظر موندم کله کیرم مثل سر آرپیجی ،داشت منفجر میشد جا خوابمو نو جدا جدا انداخته بودیم ساعت که 2 شدو بوی کس سفید زن دایی بلند شد رفتم سراغش ریا نباشه یه سالی میشد سکس نکرده بودم لباش شیرین تر از همه جاش بود نزاشت بکنم تو دهنش کس قشنگشو لیسیدم سرو صداش بلند شده بود ازش خواهش کردم آرومتر آه و اوه کنه کیر بلندمو وقتی گذاشم لای کسش خندید و یه دفعه ترش کرد گفت کیرت خیلی بزرگتر از مال داییته شروع کردم عقبو جلو رفتن با این حال که یه بچه پنج ساله داشت کسش خیلی تنگ بود تند تند فشار میدادم تا ته فرو کرده بودم قرصم که باعث میشد آبم نیاد .

به پشت برگشت بغلش کردمو دوباره با فشار می کردمش بعد اینکه کسش وا رفت از خواهش کردم که از کون بکنمش گفت تا حالا ندادم درد داره .به این حرفا گوش ندادم هرچند سولاخ کونشو محکم بسته بود ولی با قدرت تمام وزنمو انداختم روش همین که خواست داد بکشه دهنشو گرفتم نگو کیرم تاته فرو رفته آروم بالا پایین کردم هی تکون میخورد

که کیرموبکشم بیرون سماجت کردم و با خوی وحشی گری سرعتمو بالا برده دیگه پوست کیرم داشت میسوخت .آروم آروم سرعت رفتو برگشت کیرمو پایین آوردم تا آبم دیرتر بیاد با اجازه خودش ریختم تو کونش به قول خودش انگار شاشیدی ،نگو کونش پر از آب کمر بنده شده کیرم و کشیدم بیرون و رفتم واسه استراحت اون شب زن دایی رو سه بار گاییدم و واقعا از سکس با من لذت برد بعد ازاون شب تا آزادی داییم سه بار دیگه هم با هم سکس داشتیم.هنوز موقعیت مناسبی واسه سکس بعدیم پیش نیومده کیرم بد جوری تو کفه الان ……

نوشته:‌ امید

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...