داستان سکسی زندگی سکسی با مامانو خواهرم

اسمم سعید ( اسم مستعار ،اسم واقعیمو بگم همه منو میشناسن) 23 سالمه اسم خواهرم لیلا با 25 سال سن و یه سینه بزرگ و حشری کننده و یه کس تپلو همیشه حشری که چند وقته طلاق گرفته ، اسم مامانم نگین45 سال با سینه خیلی بزرگ و هیکلی ورزشکاری،از فوت بابام 2 ماه گذشته بود یه شب خواهرم تو اتاقش خواب بود منم تو اتاقم بودم مامانمم تو اتاق خودشون خواب بود شنیدم صدای گریه میاد با یه شورت تنگی که پام بود و حواسسم اصلا نبود فقط دنبال صدای گریه بودم رفتم در اتاق خواهرم دیدم اون خواب بعد رفتم اتاق مامانم دیدم مامانم با یه لباس خواب حریر مشکی که تنشه دراز کشیده دمر رو تخت داره گریه میکنه رفتم نشستم پهلوش گفتم مامانی من چرا گریه میکنی بعد از کمی حرف زدن گفتم مامان میخوای بخوابم پیشت گفت بیا عزیزم بعد منم دراز کشیدم کنار مامانم منم دمر شدم رو تختو دستمو انداختم رو صورت مامانم اشکاشو پاک میکردم یه 15 دقیقه ای صورتشو نوازش دادم اونم چشماشو بسته بودو من نمیدونم چطور یه دفعه کیرم شق شد و نوازش دستمو بردم به پشت مادرم

وقتی دستم به لباس حریرش رسید دیگه اختیارمو از دست دادمو دستمو بردم پایین تر تا رسیده بود به کون گنده و نرم مامانم ،شورتشو لمس کردمو اونم چیزی نمیگفت فقط حس کردم داره ضربان قلبش تند تر میشه بعد لبامو گذاشتم رو لباشو یه لب کوچیک گرفتم بازم هیچی نگفت منم با دست شروع کردم مالیدن باسن مامانم تا 10 دقیقه بعد در گوشش گفتم مامان جونم میخوای پشتتو ماساژ بدم گفت اگه دووس داری بده بعد منم بلند شدم شورتمو در اوردم با کیر شق شق و کلفتم نشستم رو باسن مامانم شروع کردم مالیدن پشتش وقتی خم میشدم تا بالای تنشو ماساژ بدم کیرم کامل از روی اون لباس حریر رو چاک کونش لیز میخوردو مامانم دیگه حسابی حشری شده بود منم که دیگه جز کردنکیرم تو کس مامانم به چیز دیگه ای فکر نمی کردم لباس مامانمو از پایین اوردم بالا تا روی کمرش بعد خم شدم روش و دراز کشیدم روش کیرمو گذاشتم رو شورتش خوابیدم روش در گوشش گفتم عشقم میزاری پسرت شورتتو در بیاره کستو بخوره گفت سعید مامانتو امشب بکن اخ جووووووووووووووووووووووووووون پسرم چقدر کیرت داغ و کلفته

منم سریع بلند شدم شورتشو دادم پایین گفتم مامان جونم برگرد تا کستو بخورم بعد مامانم برگشتو منم رفتم وسط پاهاش شروع کردم کسشو خوردن وقتی زبونم خورد به چوچولش خیس خیس بود گفت وای سعید اخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووون داره کس مامانت اتیش میگیره گفتم مامان یواش لیلا میفهمه گفت بزار بفهمه خواهرتم از این به بعد بکن اون از مامانت حشری تره بعد با دستم نوک سینه هاشو گرفتم گفتم اخ جووووووووووووووووووووووووون مامان میشه من لیلا هم بکنم گفت اره عزیزم از تو بهتر کی هست تو از این به بعد باید هر شب ما رو بکنی همینجور که کسشو میخوردم گفت واااااااااااااااااااااااااااااااااای پسرم کییییییییییییییییییر مییییییییییییییییییییییییییییخوام مامانتو بکن بعد منم از بس که حشری بودم بلند شدم کیرمو گذاشتم تو کسشو شروع کردم تلمبه زدن مامانم دیگه داشت داد میزد میگفت اخ جووووووووووووووووووون بکن منم خیس عرق بودمو داد میزدم جووووووووووووووووووووون مامان عجب کس خیسی داری

که یه ان برگشتم دیدم لیلا پشتم وایساده لخت لخت داره با یه دستش سینشو میماله با یه دستشم کسشو بهم  گفت داداشی منم امشب بکنیا وگرنه میمیرم من دیگه از دیدن این صحنه ابم داشت میومد که به مامانم گفتم مامان ابم داره میاد گفت اخ جوووووووووووووووووووووووووووووووووون بریزش تو کس مامانت بعد مامانم گفت لیلا بیا از این به بعد لازم نیست لز کنیم سعید کیرش خیلی کلفت منم گفتم اخ جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون مامان چه زندگی سکسی خوبی داریم خواهرم اومد لباشو چسبوند رو لبامو با دستش بدنمو میمالید منم با دستام سینه هاشو گذاشتم تو دهنمو مامانم میگفت جووووووووووووووووووووووووووون بکن بکن جووووووووووووووووووووووووووون کیر میخوام بخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخور سینه های خواهرتو باید از این به بعد سه تایی سکسی زندگی کنیم همیشه تو خونه در حال کردن مامانو خواهرت باشی تا من ابم اومدو ریختم تو کس مامانم

بعد کیرمو در اوردم دراز کششیدم رو تختو خواهرم اومد نششست وسط پاهام کیرمو با همون اب کس مامانمو اب کیر خودم گذاشت تو دهنشو برام ساک میزد و میگفت واااااااااااااااااااااااااااااااااااای چقدر سعید ابت خوشمزهست مامانمم بی حال کنارمونو ما رو تماشا میکردو میگفت وای پسرم چه حااااااااااااااااااااااااااااااالی داد لیلا هم تا یه 20 دقیقه ای انقدر کیرمو خوردو منم از مامانم لب میگرفتمو با سینه هاش ور میرفتم تا دوباره کیرم شق شد بعد خواهرم گفت سعید اول از کسم بکن بعد دوس دارم ابتو تو کونم بریزی منم گفتم وااااااااااااااااااااااایییییییی جووووووووووووووووووووووووووووووووووووون خواهر عزیزم قربون کست برم اوممد نشست رو کیرمو ،کیرم تا ته رفت تو کسش،کسش از مامانم تنگتر بود گفت اخ جووووووووووووووووووووووووون داداشی خواهرتو جر بده من خیلی کیر میخواستم منم سینه هاشو میمالیدمو میگفتم اخ جون ابجی حشری خودم واااااااااااااااااااااااااااااااایییییی چقدر کست خیسه جوووووووووووووووووووووووووننننن چه حالی میده مامانمم بلند شد کسشو گذاشت رو دهنم گفت پسرم کس مامانتو دوباره بخور دوست دارم دوباره ارضا بشم

بعد رو به خواهرم نشستو از هم لب میگرفتنو منم کس مامانمو میخوردمو خواهرمو میکردم فضای اتاق خواب مامانمو با صدای بکن بکن خواهرمو اخ جوووووووووووووووون اخ جووووووووووووووونای مامانم پر شده بود منم از اینکه لذت زیادی میبردم داشت ابم میومد گفتم لیلا داره ابم میاد گفت جووووووووووووووووووووووووووون داداشی حیف اب کیر داداشم تو کس نریزه بریز تو تو کسم اخ جووووووووووووووووووووووووون سعید بکن منم دارم میشم وای مامان کیر داداشم خیلی کلفته مامانمم داشت دوباره ارضامیشد داد میزد پسرم تند تند بخور کس مامانتو منم گفتم مامان اب کست خیلی خوشمزهست تمام اب کست الان تو دهنمه بهد مامانم ارضا شد اومد لباشو گذاشت رو لبامو منم ابمو ریختم تو کس خواهرم هر سه تایی لخت تا صبح پیش هم خوابیدیم از اون روز به بعد ما سه تا همیشه با هم سکس میکنیم و هیچ وقتم نمخوام ازدواج کنمو همیشه هم تو خونه لخت لخت میگردیم ،بعد از این کسای دیگه هم تو سکس ما اومدن که بعدا براتون تعریف میکنم.

نوشته: سید علی‌ خامنه ای

بازدید 0

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...